به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «توسعه پایدار» ثبت شده است

دوشنبه هفته گذشته(20شهریور) در برنامه تلویزیونی «حال خوب» در شبکه سلامت شرکت کردم و به همراه خانم ها قنبری(سازمان مدیریت صنعتی) و نصیری(سازمان خدمات اجتماعی شهر تهران) در یک گفتگوی زنده یک ساعته به بحث راجع به مسئولیت اجتماعی سازمانی پرداختیم. این برنامه مقارن شده بود با روز رونمایی از پرتال مسئولیت اجتماعی سازمانی شهر تهران و به همین خاطر بخشی از صحبت ها به مباحث سیاست گذاری و ترویجی در این حوزه اختصاص پیدا کرد. اگر علاقه مند بودید که این گفتگو را ببینید، می توانید از این لینک یا این لینک این کار را انجام دهید.

در برنامه سعی کردم تاکیدم بر این باشد که مسیر مسئولیت اجتماعی سازمانی، مسیری پر چالش است و نباید انتظار گل و بلبل از آن داشت. باید با احتیاط قدم برداشت و مراقب سوء استفاده ها و تجاری سازی ها و اقدامات تبلیغاتی هم بود. در برنامه گفتم مهمترین شاخص ما برای موفقیت برنامه های مسئولیت اجتماعی سازمانی، این است که به زبان خودمانی، «ته این داستان، برای مردم و جامعه چه می ماند» یا به عبارت دیگر، همان چیزی که از آن به عنوان social impact یاد می کنیم. همچنین از کشور ژاپن و یک کارخانه آلمینیوم سازی مثالی زدم تا تاکید کنم که اگر همراهی جامعه مدنی، سازمانهای مردم نهاد و دولت ها نباشد، حتی در کشوری شرقی و دارای حسن شهرت مثل ژاپن هم ممکن است بنگاه های اقتصادی، منافع جامعه را قربانی سودجویی های خود کنند.

برنامه حال خوب

۰ نظر ۲۶ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۱۶
هامون طهماسبی

یکی از اتفاقات خوبی که ان شا الله به زودی خبر دقیق اش را بتوانم در اینجا منتشر کنم، برگزاری اولین مدرسه توسعه پایدار در نیمه دوم سال جاری است. ابتدا برنامه این بود که مدرسه زمستانیِ توسعه پایدار باشد؛ اما یکی از سازمان های حامی، متقاضی شده که مدرسه را زودتر برگزار کنیم و لذا ممکن است در فصل پاییز شاهد برگزار این دوره باشیم که در نوع خود در ایران منحصربفرد است و اولین بار است با این تنوع و جامعیت درباره توسعه پایدار برگزار می شود. دوره ، طوری طراحی شده که توسعه پایدار را در سه سطح یعنی دولتی، بخش خصوصی و بخش مردمی-سازمانهای مردم نهاد واکاوی می کند و از نظر ناب بودن و داشتن رویکرد بومی هم برای مخاطبان جذاب خواهد بود.

پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف و مرکز توسعه پایدار «بهارباد»، میزبان و مجری این دوره خواهند بود. درباره «مرکز توسعه پایدار بهارباد»، بعدا بیشتر خواهم نوشت. ان شا الله بماند در هنگام رونمایی رسمی از این آرزوی دیرین؛ آرزویی که نامش هم توسعه پایداری است؛ آن هم به سبک ایرانی، و امیدبخش:)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۱۶
هامون طهماسبی

یکی از اقداماتی که از طرف پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه شریف و با حمایت خانه توسعه گلباف در پروژه توسعه منطفه ای گلباف در دستور کار داریم، کمک به ایجاد ذهنیت توسعه پایداری در میان فعالین منطقه و در عین حال نزدیک کردن اذهان ذی نفعان کلیدی منطقه نسبت به مسائل منطفه خود با عینک «توسعه پایدار و همه جانبه» است.

در این مسیر تاکنون کارگاه های آموزشی زیادی برای فعالین و جوانان منطفه برگزار کرده ایم و سعی کرده ایم که نگرش توسعه همه جانبه، یعنی مهم بودن همه ابعاد توسعه در کنار هم و نه فقط اشتغال زایی یا توسعه اقتصادی را به مخاطبان منتقل کنیم. در حقیقت به باور ما، مسیر توسعه منطقه ای، از مسیر توسعه پایدار یا توسعه همه جانبه می گذرد و برای تحول منطفه ای که دچار رکود حتی اقتصادی شده، شما نمی توانید ریشه های اجتماعی و غیراقتصادی به وجود آورنده و تداوم دهنده وضع موجود را نادیده بگیرید. برای مثال در همین گلباف، مشخصا بعد از جلو رفتن پروژه شناخت منطقه، این واقعیت مهم ظهور پیدا کرد که علت مهاجرت مردم از گلباف فقط اقتصادی نیست و عواملی مانند زیرساخت های آموزشی و بهداشتی و حتی سیر تاریخی تحولات دو دهه گذشته منطقه، اگر نه بیشتر، کم و بیش به همان اندازه در به وجود آمدن وضعیت موجود ایفای نقش می کنند.

یکی از کارگاه های خوبی که در این مسیر برگزار کردیم ماه پیش برگزار شد و آن کارگاه «شناخت مشارکتی مسائل توسعه پایدار» بود. در این کارگاه، تعدادی از جوانان فعال و علاقه مند منطقه را گرد هم جمع کردیم و ابتدا مبانی کار پژوهشی جهت شناخت مشارکتی مسائل توسعه پایدار را برایشان ارائه کردیم. سپس آنها را به تیم هایی تقسیم کردیم و طی دو روز وقت دادیم که در شهر بگردند و با صحبت با ذی نفعان مختلف، پاسخ برخی سوالات تمرینی را پیدا کنند. در واقع به نوعی کارآموزی فشرده. خوشبختانه بازخور خیلی خوبی از اشتیاق و همراهی جوانان گرفتیم و ما را دلگرم کرد که هدفی که داشتیم یعنی درگیر کردن خود جوانان منطفه در شناخت مشارکتی مسائل خودشان را تحقق ببخشیم. 

واقعیت این است که خیلی از شهرهای کوچک ما بوده اند که با تحولاتی توانسته اند در دهه های گذشته پا در مسیر رشد اقتصادی بگذارند، اما در این رهگذر خیلی از سرمایه های اجتماعی، معنوی و نیز دارایی های طبیعی و محیط زیستی خود را از دست داده اند. ما در توسعه پایدار منطقه ای به دنبال این هستیم که توسعه ای همه جانبه رخ دهد و این اشتباهات تکرار نشود. در واقع توسعه تک بعدی و یک جانبه برای ما مطلوب نبوده و نخواهد بود. چنین توسعه ای حتی اگر یک مسئله را حل کند(مثلا اشتغال و معیشت)، مسائل دیگری به وجود می آورد که از مسئله اول هم ممکن است بدتر و دشوارتر باشند.


گلباف-کارگاه توسعه پایدار


۰ نظر ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۰۶
هامون طهماسبی

چند وقت پیش، گروهی مستند ساز که در حال ساخت یک مجموعه 13 قسمتی برای صدا و سیما درباره فقر زدایی و مدل های توسعه محرومیت زدا هستند، با ما تماس گرفتند و اظهار علاقه کردند که با کارهای ما آشنا شوند. طی جلساتی که ترتیب دادیم، به یکدیگر علاقه مند شدیم و قرار شد که ما هم یکی از سوژه های آن مجموعه 13 قسمتی شان شویم. دیروز به پژوهشکده آمدند و مصاحبه مفصلی داشتیم. 

رویکرد متفاوت ما در توسعه منطقه ای و نگاه همه جانبه ای که داشتیم، برایشان جالب بود و حقیقت هم این است که مدل های عملی که وارداتی نباشند و سعی کرده باشند حرف جدیدی در جهت توسعه پایدار منطقه ای در ایران بزنند، به شدت نایاب هستند. خدا رو شکر کاری که چند سالی است مطالعات اش را شروع کرده ایم و یک سالی است به طور عملی و با تمرکز بالا در گلباف کرمان در حال انجام هستیم، به ما دیدهای خیلی خوبی راجع به توسعه پایدار منطقه ای به شیوه ای که با اقتضائات کشورمان و نیازهایمان سازگار باشد، داده است. البته این به این معنی نیست که الان همه چیز را در این باره می دانیم. نخیر! تازه اول کار هستیم و می دانیم که این مسیر، سال به سال و ماه به ماه و روز به روز برای ما یادگیری جدید دارد. اگر عمری باقی باشد و ده سال دیگر این مسیر را ادامه دهیم، راه و روش ده سال بعدمان به مقدار قابل توجهی از آنچه که امروز هستیم متمایزتر خواهد شد.

مسیر توسعه پایدار، یک مسیر همراه با یادگیری است. یادگیری ای که از درگیری مستقیم با مسئله و دنیای واقعی رخ می دهد. مطمئنا در این مسیر بیش از 5 درصد نمی توان از کتابها و تئوری های موجود یاد گرفت. 95 درصد را خودمان باید برویم در دل میدان و کشف کنیم و تمرین کنیم و خطا کنیم و بسازیم. ما در این مسیر، همیشه شاگرد باید باقی بمانیم. اگر می خواهیم حرفی به درد بخور برای ایران عزیزمان بزنیم.

مصاحبه تلویزیونی

در بخشی از این گفت و گو و مصاحبه، از تفاوت های امروزمان با اوایل انقلاب در کارهای توسعه ای گفتم. گفتم که از نظر من، جدا از اینکه فردگراتر شده ایم و چسبیده ایم به موفقیت های شخصی و نه جمعی، اتفاق بدی که افتاده است این است که در دهه اول انقلاب، الگوهایی می ساختیم که متکی بر نهضت های اجتماعی بودند. جهاد سازندگی، بسیج، نهضت سواد آموزی و ... همه جریان های اجتماعی بودند و مردمی. اما از دهه دوم انقلاب به بعد سعی کردیم ساختارهای بوروکراتیک و دولتی درست کنیم و متکی بر تکنوکرات ها. مواجهه با مسئله اجتماعی، ساختار اجتماعی می خواهد. دارایی های ارزشمندی داشتیم و فکر کردیم که عقب افتاده است و به دنبال ساختارهای مدرن رفتیم! جالب اینکه همین ساختارهای مدرن، امروز در کتابهای درسی دانشگاهی جدید، صحبت از ساختارهای مردمی و مشارکتی می کنند! یعنی تازه به همان رسیده اند که ما قبلا ساخته بودیم، ولی از دست دادیم:(
.

۰ نظر ۰۹ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۴۷
هامون طهماسبی

در یکی از شهرهای کوچکی که در حال انجام کار توسعه منطقه ای هستیم، به این رهیافت رسیدیم که سرمایه گذاری برای تربیت نسل بعدی دانش آموزانی که متفاوت بیاندیشند و پر امیدتر، پرتلاش تر و خودباورتر از نسل فعلی باشند، کمک پایداری به آینده توسعه منطقه است. لذا برنامه های متنوعی برای حوزه آموزش و پرورش تعریف کردیم که در نوع خود جالب و متفاوت هستند و به این شکل شاید بشود گفت برای اولین بار در کشور و با هدف کمک به توسعه یک منطقه پیاده سازی می شوند.

در همین راستا، جمعی از معلمان دغدغه مند که دوست دارند به بهبود منطقه خودشان کمک کنند و البته این اطمینان نسبی را هم داریم که قصد مهاجرت تا 5 سال آینده را ندارند(یعنی حالا حالا ها در منطقه شان می مانند)، انتخاب کرده ایم و قرار است در یک سفر تفریحی-آموزشی ویژه، کمک کنیم که بینش های جدیدی در حوزه آموزش را بر اساس تجربه نهادهای منتخب آموزشی کشور ، کسب کنند.

جدای از هدف های خوب و ویژه این دوره آموزشی-تفریحی، اما در صحبت با همکاران به نکاتی رسیده ایم که دقت به آنها در طراحی این دوره خیلی اهمیت دارد. در واقع، چنین دوره هایی و چنین برنامه های مثبت و انگیزاننده ای، ممکن است که تاثیرات منفی ناخواسته ای هم داشته باشند که بر خلاف اهداف اولیه خود عمل کنند.

از جهت روشن شدن موضوع، دو نکته را در رابطه با همین برنامه ذکر می کنم:

اول اینکه بازدید مدارس خوب و پیشرو و خلاق تهران و بابلسر و سایر نقاط کشور، اگرچه حتما در باز شدن افق های دید این عزیزان می تواند موثر باشد؛ اما از سوی دیگر برای معلمان منطقه محروم، ممکن است سبب تقویت حس ناامیدی از طریق مقایسه امکانات و شرایط و محدودیت های خود با شرایط دیگر مدارس پیشرو شود و حتی برخی از این معلمان را به مهاجرت از منطقه خود در سالیان آینده ترغیب کند؛ برای کم رنگ کردن این پیامد، تصمیم گرفتیم که در این سفر تفریحی، قسمت تیره و سیاه تهران و شهرهای بزرگ را هم به ایشان نشان دهیم. لذا بازدید از چند مدرسه در مناطق مسئله دار و حاشیه ای تهران و مواجهه از نزدیک با چالش های ایشان را به برنامه اضافه کردیم.

چالش دوم این بود که نشان دادن این روشهای پیشرو و مدرن آموزشی به دلیل فاصله زیاد با شرایط ایشان در آن شهر کوچک، ممکن است این حس را ایجاد کند که نمی تواند سبب تغییر و تحول در منطقه فعالیت ایشان شود و لذا نهایتا بعد از بازگشت از سفر، «بی عملی» در رابطه با پیاده سازی افق های جدید کسب شده از این تور آموزشی اتفاق بیافتد. برای حل این مسئله نیز تصمیم گرفتیم جلسات توجیهی قبل، حین و بعد از سفر را جدی بگیریم و برنامه ویژه ای برایشان داشته باشیم. به طوری که در مقاطع مختلف زمانی این تور، بتوانیم با تشکیل جلسات هم اندیشی و مباحثه، دغدغه ها را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم و بتوانیم همگرایی ذهنی و دلی در رابطه با راه های جدید ایجاد تحول در آموزش و پرورش آن منطقه محروم ایجاد کنیم.

سخن پایانی اینکه مداخله در امر توسعه به ویژه در مناطق کوچک که اثرات اقدامات می تواند زود دیده شود و نیز گسترده باشد، امری بسیار حساس است و باید با سنجش دقیق جوانب و پیش بینی پیامدهای ناخواسته آن صورت بگیرد.

۰ نظر ۱۹ تیر ۹۶ ، ۰۸:۳۸
هامون طهماسبی

دیروز یکی از اساتید دانشکده، در قالب یک ایمیل مشورتی، از من چند سوال پرسیده بودند که مناسب دیدم برخی از سوالات و پاسخشان را در اینجا هم منتشر کنم. بدون هیچ توضیح اضافه ای، خدمت تان تقدیم می شود:


*متخصصان، نهادهای علمی و دانشگاه‌ها چگونه می توانند در نهادینه کردن مفهوم مسئولیت اجتماعی در کنار سازمان‌های مردم نهاد و بنگاه‌های اقتصادی قرار گیرند؟

در پاسخ به این سوال، من موضوع «متخصصان» را از دانشگاه ها و مراکز علمی جدا می کنم. متخصصان می توانند به عنوان مشاور مدیریت و با استفاده از متودولوژی ها و ابزارهای توسعه یافته در این حوزه، مستقیما با سازمان ها کار عملی کنند تا کمک کنند که چرخه بهبود CSR در سازمانها، به جلو حرکت کند.

اما در مورد مراکز علمی و دانشگاهی، موارد زیر به ذهن بنده می رسد:

یک) هدایت پایان نامه های تحصیلی و مقالات علمی به سمت نیازمندی های حوزه مسئولیت اجتماعی کشور

دو) ادغام تجارب و نمونه های موردی (Case) در برنامه درسی خود (از استراتژی و بازاریابی گرفته تا زنجیره تامین و منابع انسانی) و به طور کلی اصلاح برنامه درسی خود بر مبنای نیازهای توسعه پایدار و حوزه مسئولیت اجتماعی و حتی ارائه دروس و گرایش های مرتبط با مسئولیت اجتماعی.

سه) کمک به توسعه ابزارهایی جهت «پیاده سازی عملی  CSR در سازمانهای ایرانی» و ارزیابی اثربخشی ابزارهای فعلی مورد استفاده...احتمالا این موارد هم در قالب پایان نامه و یا طرح های تحقیقاتی قابل انجام است.

چهار) برگزاری کارگاه های آموزشی آزاد برای مدیران  بنگاه های اقتصادی

پنج) گفتمان سازی مباحث این حوزه از طریق گفتگوی عمومی. به این معنی که اساتید دانشگاه ها در سخنرانی های درون و برون دانشگاهی خود به ترویج این مفاهیم بپردازند.

شش) ترجمه کتب و مقالات کاربردی این حوزه و تهیه محتوای آموزشی لازم برای جامعه در تمامی سطوح.

 

*دانشگاه‌ها چگونه می‌توانند دانش و تخصص خود را در تعامل با اهداف سازمان‌های مردم نهاد قرار دهند؟

سازمانهای مردم نهاد در خط مقدم توسعه پایدار در حال فعالیت هستند. بدین معنی که از نزدیک و به شکل عملی درگیر مسائل مرتبط با آسیبهای اجتماعی و یا محیط زیستی هستند. اما از سوی دیگر دانشگاه ها و مراکز دانشگاهی به ویژه در کشور ما به طور سنتی، دارای فاصله با جامعه بوده اند و اغلب متهم به پرداختن به موضوعات نظری و به دوراز واقعیت ها یا نیازهای روز جامعه می شوند.

سازمانهای مردم نهاد می توانند کمک کنند که در شراکت مستمر با دانشگاه ها، این ارتباط و لمس واقعیات به روز جامعه، بیشتر اتفاق بیافتد. بی شک گام اول، نزدیک شدن این دو نهاد به یکدیگر است. پای فعالین سازمانهای مردم نهاد می تواند به دانشگاه ها باز شود. در قالب سخنرانی، برگزاری رویداد و نشست و ...؛

از خلال این نزدیکی، مسائل و نیازمندی های آنها مشخص می گردد.

بر مبنای تجربه فعالیت بنده با سازمانهای مردم نهاد ایرانی، یکی از مواردی که به شدت از آن رنج می برند، خلاء دانش و مبنای علمی کافی برای فعالیت های خود است. فعالین اجتماعی اغلب از نظر احساسی و عاطفی با موضوعات اجتماعی برخورد می کنند که البته بسیار ارزشمند است. اما فقدان آگاهی کافی و پشتوانه علمی مناسب سبب می شود که هم در مسیر فعالیت خود، بهره وری و اثربخشی کافی نداشته باشند و هم متهم به احساسی بودن و غیرعلمی بودن شوند و سخنان درست شان بعضا شنیده نشود و ترتیب اثر داده نشود.

دانشگاه ها با نزدیکی به سازمانهای مردم نهاد و برای مثال اجازه به برگزاری برخی نشست های مرتبط ایشان در دانشگاه، خود به خود با مسائل این حوزه آشنا خواهند شد. پایان نامه ها، برنامه آموزشی آزاد و مقالات دانشگاهی می تواند در خدمت مسائل جامعه مدنی به کار گرفته شود. برای مثال در همین حوزه مسئولیت اجتماعی، بسیاری سازمانهای ایرانی هنوز با این مفهوم آشنایی ندارند و نمی دانند چطور با بهره گیری مناسب از آن می توانند روابط برد-بردی با بنگاه های اقتصادی تعریف کنند و آنها را ترغیب به ایفای نقش در این حوزه نمایند.

همچنین سازمانهای مردم نهاد، به دلیل درگیری بیش از حد در عملیات، فرصت و یا تخصص پرداختن به پژوهش و مسائلی نظیر ارزیابی  و  همچنین تولید دانش(تبدیل دانش ضمنی به صریح) را ندارند. دانشگاه ها در این بخش نیز می توانند کمک کار ایشان باشند.

نهایتا اینکه در بسیاری نقاط دنیا، بخش قابل توجهی از خروجی آموزشی دانشگاه ها، به سازمانهای مردم نهاد ورود پیدا می کنند. یعنی دانشگاه ها با علم به اینکه برخی فارغ التحصیلان شان قرار است در آینده در یک سازمان مردم نهاد یا موسسه غیرانتفاعی فعالیت کنند، سعی می کنند نیازهای آموزشی کار در این سازمانها را نیز به فارغ التحصیلان خود آموزش دهند. متاسفانه در دانشگاه های ایرانی، مسیر کار و فعالیت در قالب یک سازمان مردم نهاد به دانشجویان به عنوان یک گزینه جدی برای بعد از تحصیل، آموزش داده نمی شود و فارغ التحصیلان می پندارند که یا بایستی در یک بنگاه اقتصادی فعالیت کنند و یا بخش دولتی و یا بیکار بمانند.

۱ نظر ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۴۲
هامون طهماسبی

تابستان امسال فرصتی دست داد تا یک تجربه خیلی خوب از شرکت در یک برنامه مرتبط با توسعه پایدار در هلند داشته باشم. شرکت در مدرسه تابستانی با موضوع «گزارش دهی پایداری» و نیز کنفرانسی با همین موضوع و تمرکز بر «قدرت متحول کننده شفافیت برای پایداری» شرایطی را فراهم کرد تا بتوانم با محققان و نیز برخی شاغلان مهم در حوزه پایداری، نظیر رئیس آژانس محیط زیست اروپا و نیز تیم مدیریتی تدوین شاخص عملکرد محیط زیستی مشهور دانشگاه Yale دیدار و مصاحبت داشته باشم.

خوشبختانه در هنگام تقاضا برای شرکت در این رویداد و به واسطه رزومه خوب و مرتبطی که داشتم، بدون هزینه و به اصطلاح Full Fund در این رویداد پذیرفته شدم. شهر Wageningen هلند که میزبان این رویداد بود، شهری بسیار زیباست و به معنای واقعی کلمه نشانه های پایداری را در آن می توان رویت کرد. هلند، کشور فضای سبز ، آرامش و البته «دوچرخه» است! شاید اغراق نیست اگر بگویم بیش از ماشین سوار، دوچرخه سوار دیدم و هرجا که رفتیم حتی در دشت و صحرا نیز هر جا مسیری برای خودرو بود، مسیری نیز برای دوچرخه احداث کرده بودند. دانشگاه وخنینگن هم در مطالعات مربوط به توسعه پایدار در برخی جنبه ها، بسیار پیشرو است. به ویژه در حوزه های محیط زیستی و نیز حوزه های مربوط به سلامت در زنجیره تامین مواد غذایی از جمله روغن پالم و صنعت ماهیگیری.

همگرایی رو به رشدی در مجامع آکادمیک در رابطه با توسعه پایدار شکل گرفته است و ما نیز دیر یا زود باید با این موج همراه شویم. چرا که سرنوشت ما و سلامت زیست ما به آن همبسته است. سخن در رابطه با تجربه این کنفرانس و مدرسه تابستانی زیاد است. اما فقط به این خبر خوب هم اشاره کنم که توانستیم در پایان، جایزه بهترین پوستر را در مدرسه تابستانی به همراه همگروه های اروپایی خود به دست بیاوریم. 

اطلاعات بیشتر درباره این رویداد را می توانید در آدرس زیر مشاهده کنید:

http://www.transparencyenp2016.com



۰ نظر ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۲
هامون طهماسبی

چندی است در پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف، درگیر یک پروژه توسعه منطقه ای در رابطه با منطقه «گلباف» در استان کرمان شده ایم. گلباف، نام منطقه ای است در حاشیه کویر لوت که البته به واسطه قرار گرفتن در میان دو کوه، آب و هوایی بسیار خوب دارد و کمتر شباهتی با یک شهر کویری دارد. گلباف را به حق نگین کویر نامیده اند و در آن محصولات کشاورزی متنوعی به بار می آید که انار و زردآلو و به ویژه ترخون و گیاهان دارویی آن، کیفیتی منحصر بفرد دارند.

با این حال، گلباف که نام آن یادآور نقشهای زیبای قالی های آن است، این روزها حال و روز خوبی ندارد. به ویژه پس از زلزله دهه شصت، منطقه ضربات جبران ناپذیری خورده است و با روند روزافزون مهاجرتی که گرفته است، جمعیت آن از حدود 25 هزار نفر به کمتر از 10 هزار نفر کاهش پیدا کرده است.

در نتیجه این اتفاقات بود که سال گذشته بانک قرض الحسنه رسالت، به عنوان معین اقتصاد مقاومتی منطقه گلباف انتخاب شد و با دغدغه هایی که مدیر عامل آن (که خود نیز اهل گلباف است) داشت، مجموعه های علمی-توسعه ای دیگری را نیز پای کار آورد تا ستادی برای توسعه پایدار گلباف تشکی دهند. پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف بازوی علمی-فرهنگی برنامه توسعه پایدار گلباف است و نقشی پررنگ در ستاد و در کنار بانک و نهادهای دیگر نظیر انجمن حامیان فرهنگ قرض الحسنه و کارآفرینی اجتماعی دارد. 

تجربه درگیر شدن در برنامه توسعه پایدار منطقه ای گلباف، در نوع خودش تجربه منحصر بفردی است و یکی از معدود پروژه هایی بود که بدون درنگ، همکاری در آن را پذیرفتم. موفقیت در این تجربه، فقط برای گلباف خوب نیست. بلکه به ما نیز بینش و دانشی می دهد که با کمک آن بتوانیم برای شهرهای کوچک دیگری نظیر گلباف هم فکر کنیم که البته این شهرها کم هم نیستند و با معضل بیکاری و ناامیدی نسل جوان دست به گریبان هستند. در جلسه آغازینی که در سفر 29 مرداد به گلباف داشتیم و در حلقه همراهان سفر گفتم که من آنچه که در گلباف می بینم، همان مسائلی است که در قروه کردستان یا اسدآباد همدان می بینم و از این جهت، موفقیت و نتایج ما در این پروژه حیاتی است. چرا که ما به شدت نیازمند توانمندسازی شهرهای کوچک کشور هستیم و بایستی مردمان این مناطق ضمن پیدا کردن باور به توانستن، سودای مهاجرت و پیشرفت از نوع نقل مکان به شهرهای بزرگ را با ذهنیت سازندگی و حفظ داشته های ارزشمند یک شهر ولو کوچک اما پایدار و خوش آب و هوا و غنی از نظر فرهنگی، عوض کنند.

ان شا الله بعدا درباره گلباف و پیشرفت کارها بیشتر خواهم نوشت. اما این را بگویم که برای شروع و در کنار فعالیت های عملیاتی، یک پویش راه اندازی کردیم به نام «گلباف من» که می توانید از طریق وبسایت به نشانی www.golbafeman.ir و یا کانال تلگرامی @golbafeman به آن دسترسی پیدا کنید.


گلباف من

۰ نظر ۰۶ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۳۹
هامون طهماسبی

امروز به همراه یکی از همکاران عزیزمان در پژوهشکده سیاست گذاری، مهمان جمعیت دانشجویی امام علی(ع) بودیم تا به بحث و تبادل نظر راجع به مستند معروف «مادرکشی» بپردازیم. مستند «مادرکُشی» روایتی است متفاوت و نقادانه از حکمرانی آب در ایران در سه دهه اخیر و نشان می دهد که ما چگونه با سیاست های غلط و اشتباهات مهندسی و نگاه تک بعدی به توسعه، منجر به ایجاد فجایع و بحران های جدی در حوزه آب شده ایم. مستند، در نوع خود از این جهت قابل توجه است که رویکردی بی پرده و صریح دارد و مخاطب را به شوک فرو می برد. این شاید جزو معدود مستندهایی است که به مسائل توسعه پایدار در کشور پرداخته و یکی از اجزای مهم این پازل، یعنی مسئله «آب» را پیش روی مخاطب می آورد. مستند مادرکشی ساخته کمیل سوهانی است و در دانشگاه ها و نقاط مختلف کشور در سال اخیر پخش شده و توانسته به بهانه اکرانش گفتگوی خوبی درباره دغدغه خود در بین نخبگان و مخاطبان ایجاد نماید. اگر این مستند را ندیده اید، توصیه می کنم حتما در اولین فرصت این کار را بکنید.


باشگاه هواداران جمعیت امام علی

۰ نظر ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۳۸
هامون طهماسبی

بهار امسال، دوازدهمین جشنواره ملی فن آفرینی شیخ بهایی در اصفهان برگزار شد. جشنواره شیخ بهایی حالا جای خود را در رویدادهای حوزه کارآفرینی و نوآوری کشور کاملا باز کرده است و سال به سال اعتبار بیشتری برای خود دست و پا می کند.

امسال، برای اولین بار مسیر جدیدی در جشنواره باز شد و آن اینکه در یک بخش جنبی جشنواره، طرح های دریافتی از منظر شاخص های توسعه پایدار نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند. در واقع پیش از این، در این جشنواره به مانند روال جشنواره های مشابه، طرح ها فقط از منظر اقتصادی و فنی مورد ارزیابی و داوری قرار می گرفتند. اما امسال، پیامدهای محیط زیستی و اجتماعی این طرح ها نیز مورد قضاوت داوران قرار گرفت.

من این افتخار را داشتم که طراحی مدل ارزیابی توسعه پایدار این جشنواره را بر عهده داشته باشم و در واقع چک لیست مورد استفاده توسط هیئت داوران را طراحی نمایم. البته قرار بود خودم هم در روز داوری حضور داشته باشم که به علت یک گرفتاری شخصی، از حضور در جشنواره باز ماندم. چک لیست طراحی شده، به نظرم خوب و کارآمد از کار در آمد و هم نمره مثبت داشت و هم نمره منفی و علاوه بر ابعاد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی، بعد جدیدی را نیز به محورهای پایداری تحت عنوان «مسائل بنیادین و راهبردی» اضافه کرده بود. 

از جهت اینکه بازگو کردن این ابعاد در این وبلاگ ممکن است بر داوری طرح ها در سال آینده اثرگذار باشد، فعلا از بیان جزیئات این مدل ارزیابی در وبلاگ خودداری می کنم. اما فکر می کنم این راه جدید در جشنواره شیخ بهایی، می تواند الگویی برای جشنواره های مشابه در کشور باشد. حتی اگر طرح های ارسالی توجه کمی به ابعاد گفته شده داشته باشند، اما وارد کردن این ابعاد در داوری، می تواند جنبه آموزشی و ترویجی بسیار خوبی برای توجه به شاخص های توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی در طراحی مدل های کسب و کار و پرورش ایده برای شرکت کنندگان داشته باشد. امیدوارم که این رویه، در سالهای آتی جشنواره با قوت بیشتری ادامه پیدا کند و در رویدادهای مشابه کشوری نیز شاهد استفاده از آن باشیم.

شوان صدر قاضی

دوست عزیزم، دکتر شوان صدر قاضی، که ضمن سخنرانی راجع به نوآوری اجتماعی، در هیئت داوری نیز حضور داشت.

هامون طهماسبی