به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

در سفر قبلی که به گلباف داشتیم، در مراسم افتتاحیه رسمی اولین جشنواره پژوهشگران نوجوان گلباف شرکت کردیم. این جشنواره مختص دانش آموزان مقطع اول متوسطه است و یک جشنواره بسیار بسیار خاص و متفاوت است.

چرا خاص؟

چون بر خلاف رویه جشنواره های دانش آموزی که در تهران و مرکز طراحی می شود و فراخوان زده می شود و دانش آموزان دنبال درست کردن پل ماکارونی و ربات و زیردریایی می روند، و به ویژه دانش آموزان مناطق محروم، ارتباطی بین این رقابت ها و آینده زندگی شان و مسائل منطقه شان حس نمی کنند و چه بسا شرکت در این جشنواره ها و دیدن فاصله بین آنچه دنبالش رفتند و آنچه دارند، آنها را به مهاجرت در آینده ترغیب کند، بر خلاف همه این رویه های معمول، این بار دانش آموزان به تحقیق و پژوهش و نوآوری راجع به مسائل منطقه خودشان می پردازند.

جشنواره پژوهشگران نوجوان گلباف، یک رویداد پژوهشی است که در آن بچه ها در قالب تیم های 2-3 نفره به تحقیق و کنکاش راجع به مسائل جاری و ملموس منطقه زندگی خود می پردازند. مثلا به بررسی آفات ترخون در گلباف مشغول می شوند و یا ارقام انار گلباف را شناسایی و ویژگی های هر کدام و سطح زیرکشت شان را مستند می کنند. همچنین به این می پردازند که چرا ترخون بالای گلباف با پایین گلباف از نظر کیفیت تفاوت دارد و از سوی دیگر، باغداران زردآلو در گلباف از چه سموم طبیعی یا شیمیایی برای دفع آفات استفاده می کنند و مزایا و معایب هر کدام چه هست. مسائل از این جنس که با کمک خود افراد محلی تدوین شده است، موضوع این جشنواره متفاوت هستند.

البته این تنها نقطه تمایز این جشنواره نیست؛ بلکه شیوه برگزاری و رقابت هم در نوع خود در کشورمان کم نظیر است. بدین معنی که تیم های پژوهشی نه بر اساس دستاوردها و خروجی ها، بلکه بر اساس کل فرآیند پژوهشی که طی کرده اند و در واقع تلاش و کوشش شان و تلاش برای جای پای پژوهشگری گذاشتن، نمره دهی و رتبه بندی می شوند. در واقع کاملا محتمل است که تیمی به خروجی مطلوب هم نرسد، اما داوران آنها را به خاطر تلاش و کار گروهی و روحیه پژوهشگری شان، به عنوان تیم برگزیده انتخاب کنند.

ایده این جشنواره از خلال کارهای میدانی نزدیک با جامعه محلی و درگیر بودن با دغدغه مهاجرت در منطقه و نیز مسئله توسعه انسانی نسل های آینده به ذهن مان خطور کرد و در یک تلاش مشترک با فعالین فرهنگی گلباف، امروز به اینجا رسید که بتوانیم افتتاحیه رسمی آن را داشته باشیم.

این جشنواره، نخستین در نوع خود در کشور است و امیدواریم که بتواند الگویی برای سایر مناطق کشور نیز بشود. من که خودم بسیار هیجان زده هستم و بی صبرانه منتظر روزگاری هستم که این جشنواره، در سایر مناطق کشور هم الگو برداری شده است و همه دارند از لزوم تمرکز زدایی و توجه به ظرفیت های بومی در برنامه ریزی توسعه صحبت می کنند و مطمئن هستم به یاری خدا این روز خواهد رسید و در آن روز، همه از این صحبت می کنند که گلباف، یک منطقه محروم و فراموش شده در استان کرمان بود که جلودار این حرکت در کشور شد. تا همه بدانند که معنای توسعه یافتگی آن چیزی نیست که امروز در تهرانیزه کردن کشور به دنبالش هستیم. بلکه در فهم عمیق مفهوم توسعه پایدار و با تکیه بر ظرفیت های بومی است.

دوره اول این جشنواره حالت پایلوت و آزمایشی دارد و فقط محدود به کشاورزی گلباف و سه محصول ترخون، زردآلو و انار است. اما دوره های بعدی، هم زمان بیشتر خواهد بود و هم ایتکه محدودیتی از نظر موضوع وجود نخواهد داشت. مثلا بچه ها می توانند بروند و نقشه قعله متروکه و مخروبه شهر را تهیه کنند و کمی به مستندسازی تاریخی آن یاری برسانند و یا اثرات زلزله سال 60 را بر ذهنیت مردم نسبت به گلباف، بسنجند. نکته مهم دیگر این جشنواره این است که بیشتر داده های کار پژوهشی و موضوعات، از مشاهدات میدانی و مصاحبه ها تهیه می شود و این خودش در تغییر پارادایم سنتی کار پژوهشی دانش آموزی، به معنی سرچ اینترنتی و برداشتن مطلب از مقاله ها و سایت ها، بسیار موثر است. 

در مورد این جشنواره و اهدافی که دنبال آن هستیم، بعدا بیشتر خواهم نوشت.

۰ نظر ۲۷ تیر ۹۷ ، ۰۰:۴۳
هامون طهماسبی

هفته گذشته، لطف خدا شامل حال ما شد تا بتوانم به همراه جمعی از دوستان و همکاران از منطقه لاله زار کرمان و به ویژه کارخانه گلاب زهرا بازدید داشته باشم. 

چرا می گویم لطف خدا؟ چون موضوع سفر، آشنایی با یکی از بهترین تجارب کارآفرینی اجتماعی در ایران و شاید دنیا و آشنایی با زندگی مرد و زنی عاشق بوده که نگاه و فلسفه جدیدی به کسب و کار را به دنیا معرفی کردند. زنده یاد همایون صنعتی و خانمشان شهیندخت سرلتی(صنعتی) در اواسط دهه 50 به لاله زار تبعید می شوند و با مشاهده کسب و کار رایج منطقه یعنی کشت خشخاش و از سوی دیگر ارزیابی شرایط اقلیمی منحصربفرد لاله زار، تلاش می کنند که کشاورزی منطقه را از خشخاش به گل محمدی تغییر دهند و نهایتا نه تنها موفق به این کار می شوند، بلکه در همان منطقه کارخانه ای برای فراوری گل محمدی و تولید گلاب و عرقیجات گیاهی پایه گذاری می کنند به نام «گلاب زهرا» که در حال حاضر، بهترین و با کیفیت ترین گلاب را نه تنها در ایران بلکه در دنیا تولید می کند و ویژگی منحصر بفرد آن هم این است که از ابتدای پیدایش تاکنون، فقط گلاب ارگانیک تولید می کرده است. در واقع گلاب زهرا، اولین مجموعه اقتصادی در کشور است که موفق به دریافت استانداردهای ارگانیک شده است و این کار را در دهه 60 و در زمانی که هنوز کلمه ارگانیک در کشاورزی کشور غریب بود، آغاز کردند.

اما گلاب زهرا، همه اش این نیست. همایون صنعتی و خانمش، در منطقه لاله زار نه در قالب یک بیزینس من یا تاجر، بلکه در قامت یک پدر و حامی اجتماعی زندگی و کار کردند و نگاه متفاوت شان به کار، کارگر، تولید، کشاورز و ... سبب شد که این رابطه، به یک رابطه عاشقانه تبدیل شود. رابطه ای که با منطق های دو دو تایی امروز کسب و کار شاید سنخیت نداشته باشد؛ اما همایون صنعتی و خانمش نشان دادند که می شود به کسب و کار به شکلی اجتماعی نگاه کرد و در سخت ترین شرایط، بهترین ها را رقم زد. از وجوه اجتماعی خاص گلاب زهرا این است که بیش از نیمی از سود آن به حساب بنیاد خیریه ای می رود به نام بنیاد صنعتی که یتیم خانه ایست برای سرپرستی و پرورش ایتام در کرمان. خیلی از مدیران و کارکنان فعلی گلاب زهرا، از همان یتیم خانه آمده اند. همچنین به ابتکار زنده یاد صنعتی، کشاورزانی که به گلاب زهرا گل محمدی می فروختند، هر سال در سود کارخانه نیز سهیم بودند و علاوه بر قیمت فروش گل، در پایان سال، پول مازادی نیز بابت سود کارخانه دریافت می کردند.

در این سفر، ما به طور خاص، میهمان آقای سلمان شادروان شدیم که با خانمشان، از کودکی در کنار خانواده صنعتی بزرگ شده بودند و اطلاعات دسته اول و نابی از سلوک و شیوه زندگی ایشان داشتند که مهربانانه برای ما روایت کردند.

ما انشالله به زودی نشستی با موضوع گلاب زهرا و تجربه زنده یاد همایون صنعتی در دانشگاه صنعتی شریف برگزار خواهیم کرد. حیف است. این الماس ها و در و گوهر ها در کشور ما زندگی کرده اند و می کنند و دانشجویان و مدیران آینده کشور خبر نداشته باشند و فکر کنند کسب و کار یعنی فقط منفعت شخصی! اگر علاقه مند به اطلاع از جزئیات آن نشست دارید، در بانک اطلاعاتی مدرسه توسعه پایدار، نام خود را درج کنید تا در زمان مقتضی به اطلاع شما برسد.

۰ نظر ۱۵ تیر ۹۷ ، ۱۹:۲۴
هامون طهماسبی