به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پیشرفت همه جانبه و مسئولیت اجتماعی سازمانی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پیشرفت همه جانبه و مسئولیت اجتماعی سازمانی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

بایگانی

۷۰ مطلب با موضوع «توسعه پایدار» ثبت شده است

امروز یک دوره آموزشی برای کارکنان بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با عنوان «توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها» برگزار کردم. این دوره که به شکل مجازی برگزار شد، به درخواست واحد آموزش بانک مرکزی و با هدف آشنایی مخاطبان با مبانی و مقدمات مفاهیم توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها برگزار شد. من فکر می‌کنم که واقعا در همه سازمان‌ها لازم است که همه سطوح کارکنان، و به ویژه مدیران ارشد این دوره‌های مقدماتی آشنایی با توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی را بگذرانند. دنیا به سرعت در حال تغییر است و مفاهیم اجتماعی و رویکردهای اجتماعی بخشی جدایی ناپذیر از سیاستگذاری‌ها و برنامه‌های دولت‌ها و سازمان‌ها می‌شوند و این حجم از بی‌توجهی و غفلت نسبت به این مفاهیم و روندها در کشور ما، قابل پذیرش نیست. چنانچه تمایل به برگزاری این دوره در سازمان خود داشتید از طریق منوی «درباره من» درخواستتان را با بنده مطرح کنید.

۰ نظر ۰۹ مرداد ۰۱ ، ۱۷:۲۹
هامون طهماسبی

امشب من و تعدادی از همکارانم در مدرسه توسعه پایدار، با جمعی از فعالین محیط زیست که این روزها پرچم دار جنبش اعتراضی احداث پتروشیی میانکاله شده اند، یک جلسه مجازی خصوصی داشتیم. هدف از این جلسه این بود که دغدغه ها و دانشمان را درباره مسائل «ارزیابی اثرات محیط زیستی طرح های توسعه در ایران» با آنها به اشتراک بگذاریم و کمک کنیم که مطالبات و اقدامات بعدیشان هدفمندتر و کمک کننده تر به حل مسائل اساسی این حوزه در کشور عزیزمان باشد.

پتروشیمی میانکاله به تعبیر یکی از متخصصان ارزیابی محیط زیست، چیزی جز غارت محیط زیست نیست و متاسفانه در یک فرایند غیرشفاف و غیر مشارکتی، و با نقض آشکار اصول ارزیابی اثرات محیط زیستی، مجوزهای اولیه آن صادر شده و کلید خورده است. برای کشور ما که زیستگاه هایی چون میانکاله در ان بسیار کمیاب و قیمتی هستند، نه فقط پتروشیمی، بلکه صنایع با آلایندگی و ریسک بسیار کمتر نیز نبایستی در پهنه های مجاور(نظیر نوار شمالی کشور) مجوز بگیرند. متاسفانه دست های پشت پرده احداث این پتروشیمی، برای دریافت مجوزها و توجیه سودای ثروت اندوزی خود، دست به دامن دروغ و تحریف هم شده اند. ابتدا اینکه یکی از ضعیف ترین مشاوران را برای تدوین گزارش ارزیابی اثرات محیط زیستی خود که در واقع یک گزارش سفارشی است انتخاب کرده اند. دوم اینکه ادعاهای عجیبی چون ایجاد 70 هزار شغل را مطرح کرده اند که خنده دار است. واقعیت این است که پتروشیمی، صنعت اشتغال زایی نیست. در واقع نسبت شغل ایجاد شده به سرمایه صرف شده، یکی از کمترین ها در میان تمامی صنایع است! با این حال سود بسیار خوبی دارد! در واقع رانت بزرگی نصیب مالکان آن می کند که خوب بلدند به بهانه کمک به توسعه و اشتغال یک منطقه محروم و کم بر خوردار، برای جیب خود برنامه ریزی کنند و اغلب به واسطه ارتباطاتی هم که دارند این کار را خوب انجام می دهند. چرا که این روزها از زبان نماینده مجلس و امام جمعه منطقه می شنویم که چرا می خواهید جلوی طرح اشتغال زا برای این منطقه را بگیرید؟!...در حالیکه آقایان اگر دغدغه اشتغال دارند، صنایع غیرآلاینده و حتی دوستدار محیطزیستی وجود دارد که با هزینه کمتر در منطقه می تواند احداث شود و بخشی از مشکلات منطقه را نیز حل کند. برای مثال، سالهاست که در شمال کشور، مسئله انباشت زباله در جنگلها مطرح است و خیلی راحت می شود با احداث سایتهای تفکیک زباله یا کارخانه های زباله سوز، به حل بخشی از مشکلات محیط زیستی منطقه کمک کرد.

افرادی که به عنوان دلسوزان محیطزیست امروز پرچم دار جنبش اعتراضی مقابله با احداث پتروشیمی در میانکاله شده اند، باید سعی داشته باشند که فراتر از مورد خاص این پتروشیمی، مطالباتی جهت اصلاح نظام مجوزدهی ارزیابی اثرات محیط زیستی(EIA) در کشور را پیش ببرند تا دوباره چند ماه دیگر نخواهیم جنبش اعتراضی دیگری برای احداث فلان مجموعه آلاینده در نقطه دیگری از کشور تشکیل دهیم. تاکید بر دو رکن «شفافیت» و «مشارکت مردمی» از اساسی ترین مطالبات برای اصلاح نظام EIA در ایران باید باشد.

 

۰ نظر ۳۰ فروردين ۰۱ ، ۱۱:۵۹
هامون طهماسبی

برخی از عزیزانی که سابقه آشنایی با بنده دارند مطلع هستند که من و جمعی از همکارانم در پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف در فاصله سال‌های 1395 تا 1398 در شهر گلباف استان کرمان فعالیت‌هایی برای کمک به پیشرفت و توسعه پایدار محلی و منطقه ای آنجا داشتیم. پیش‌تر هم در یک برنامه مستند تلویزیونی که از شبکه‌های مختلف سیما پخش شده بود، مدل و رویکرد ما در این پروژه توسعه محلی-منطقه‌ای تشریح شده بود (برای دیدن این مستند 30 دقیقه‌ای در آپارات، اینجا کلیک کنید).

با این حال، در حالیکه فعالیت‌های ما به نقطه اوج خودش داشت می‌رسید و مسیر خود را (به باور ما) به درستی پیدا کرده بود، با تغییر نگرش حامی مالی پروژه، دچار مشکلاتی شدیم و نهایتا با انصراف حامی مالی از ادامه پروژه در حوزه‌های اجتماعی (که حوزه تمرکز ما بود)، همکاری ما در سال 1398 خاتمه پیدا کرد. خاتمه این همکاری اما به معنای پایان پروژه ما نمی‌توانست باشد؛ چراکه اساسا من معتقدم که وقتی شما وارد یک فعالیت توسعه منطقه ای می شوید دیگر نمی توانید زمان محدود برای خود تعیین کنید که با اتمام قرارداد، مسئولیت شما نیز به پایان برسد. از روز اولی که ما وارد یک منطقه می‌شویم، زندگی مردم دچار تغییر می‌شود و به واسطه این تغییر، یک مسئولیت دائمی بر گردن ما قرار می‌گیرد که با اتمام قراردادهای کاغذی، به پایان نخواهد رسید. با این نگرش، فکر گلباف و مسائل آن از ذهن من خارج نشد و نمی‌شود. در طول این یکی دو سال، ذهن من مدام به این معطوف بود که چطور می‌توانیم بدون منابع مالی، و با توان محدودی که حالا داریم، قدم موثری برای آینده گلباف برداریم. این افکار به ویژه با ارتباطاتی که با فعالین اجتماعی جامعه محلی حفظ شده بود و مطالبات آنها، رنگ و بوی احساسی و مسئولیتی بیشتری هم پیدا می‌کرد.

جمع‌بندی این فکرها، همان‌طور که فعالیت‌های دو سال آخر حضور ما در گلباف به آن‌سو همگرا شده بود، این شد که باید بر حوزه توسعه انسانی متمرکز باشیم و آن‌هم از طریق ایجاد یک انجمن تحول‌آفرین محلی. انجمنی که دغدغه‌اش کمک به توسعه پایدار گلباف باشد با تکیه بر توانمندسازی انسان‌های ساکن گلباف و بسیج منابع و توان‌های همه کسانی که دغدغه پیشرفت و آبادانی آن را دارند (چه ساکن گلباف باشند و چه خارج از گلباف، مثل ما یا مهاجرت‌کرده‌های این شهر).

«انجمن گلباف پایدار من» از دل فرایندی چند ماهه، با دشواری‌های خاص دوران کرونا شکل گرفت. ما به مدت 4 ماه  جلسات هفتگی (و البته مجازی به خاطر شرایط کرونا) با جمعی از فعالین اجتماعی محلی داشتیم و کم کم جمعمان بزرگتر شد و حس کردیم حالا وقتش رسیده که هویتی به آن در قالب یک انجمن غیررسمی ببخشیم. «انجمن گلباف پایدار من» که به جز من و همسرم، بقیه فعالینش، اهل گلباف هستند، می‌تواند اتفاقات خوبی را در گلباف رقم بزند و الگوی خوبی از انجمن‌های تحول‌آفرین محلی باشد. در این بین البته من هنوز نگرانی‌هایی دارم که مجازی بودن ارتباطات و جلسات به خاطر شرایط کرونا، اجازه ندهد آن‌گونه که می‌توانیم اهداف انجمن را محقق کنیم. در واقع مشکل اینجاست که از همان‌ابتدای شکل‌گیری، همه چیز مجازی است و فکر می‌کنم که کاش یک تجربه لااقل یک ساله از فعالیت حضوری در این انجمن وجود می‌داشت. نگرانی دیگر من هم به کمبود آدم‌های فعالِ «پای کار» و «توانمند» در هسته مرکزی این انجمن است که باز هم از طریق فضای مجازی (در دوران اولیه شکل‌گیری انجمن) سخت می‌شود آنها را پیدا کرد و بسیج کرد و نیاز به فعالیت میدانی بیشتری در آنجا وجود دارد. «پای کار» بودن، به ویژه کمیاب تر است. باید تلاش زیادی کنیم که افراد مجاب شوند برای تغییر سرنوشت خود لازم است که هزینه کنند (وقت و زمان بگذارند) و بدون آن، چیزی تغییر نخواهد کرد.

به هر حال امیدوارم که این موانع به لطف خدا و همت گلبافی‌ها، جدی نباشند و این انجمن که بسیار دوستش می‌دارم بتواند قدم‌هایی ماندگار و الهام بخش برای آینده گلباف بردارد و مصداقی از یک کار مردمی واقعی و تحول‌آفرین در حوزه توسعه پایدار باشد.

راستی این انجمن، یک نشانی اینستاگرام هم دارد: کلیک کنید.

عکس مربوط به شرکت یکی از اعضای انجمن در جلسات اسکایپی علی رغم درگیری در کار کشاورزی است. یک عکس خیلی دلگرم کننده و دوست‌داشتنی:)

۰ نظر ۲۶ تیر ۹۹ ، ۱۸:۳۲
هامون طهماسبی

امسال تلاش زیادی کردیم که حمایت چند نهاد را جلب کنیم که بتوانیم کمکی به مسئله منطقه بشاگرد هرمزگان کنیم. پیشنهاد ما این بود که شورایی از کنش گران و بازیگران دولتی و غیر دولتی در حوزه محرومیت زدایی بشاگرد شکل بگیرد و ما تسهیل گر و پشتیبان این شورا باشیم. مدل جدیدی از نقش آفرینی یک نهاد دانشگاهی در این جور مسائل را طراحی کردیم و بیش از 7 ماه تلاش کردیم که چه دستگاه های محلی و چه نهادهای حاکمیتی و دولتی و غیره را پای کار بیاوریم که این مدل ابتکاری در منطقه بشاگرد و به عنوان پایلوت اجرا شود. اما دریغ از حتی یک گوشه چشم مثبت! حتی استانداری هرمزگان که پارسال در همایش دانشگاه شریف برای بشاگرد، بسیار علاقه مند و مشتاق نشان می داد، حاضر به میزبانی یک نشست کم هزینه با حضور 20 نفر برای بشاگرد هم نشد!

ما با اینکه هیچ کدام مان بشاگردی نبودیم، تنها با این انگیزه شاید کمکی به مسئله به محرومیت در یکی از مناطق پر چالش کشور بکنیم، ماه ها تلاش کردیم و امید داشتیم که از رهگذر این تجربه، بتوانیم درس اموخته هایش را برای کمک به مسائل مناطق مشابه در دیگر نقاط کشور، توصیه و تکثیر کنیم. مشکل فقط دولتی ها هم نبودند؛ در این مسیر بعضا فعالین اجتماعی محلی هم پشت ما را خالی کردند تا امروز من اعلام کنم که دیگر پرونده بشاگرد را بستیم و فعالیت های حوزه محرومیت زدایی را در دیگر نقاط کشور پیگیری کنیم. البته حتما حکمتی در کار بوده است. با این حال، بشاگرد تنهاست و به کمک های متفاوتی از آنچه که در 40 سال گذشته تجربه کرده، نیاز جدی دارد. گاه گاهی هم با ما تماس می گیرند از فعالین اجتماعی یا توسعه گران که بیاییم کمک. اما بدون منابع، برای نهادی که NGO نیست و حتی اگر بود، باز هم حداقلی از منابع برای این حوزه نیاز داشت تا بتواند کمک موثری انجام دهد، امکان پذیر نیست.

مسئله فقط بشاگرد نیست. ایده های دیگری برای نقاط دیگری از کشور داریم و راه حل هایی که فکر می کنیم حداقل ارزش امتحان کردن را دارد. راه حل هایی برخاسته از دانش داخل و خارج و با نگاهی عملگرا و ریشه ای به توسعه محلی و محرومیت زدایی. اما حوزه فعالیت و مسئولیت هایش به قدری بزرگ است که بدون این منابع نمی شود. به طرز عجیبی، همه دوست دارند در میدان باشند و بیل به دست بگیرند یا پروژه افتتاح کنند و همایش های پرخرج بگذارند. با هر کس هم که صحبت می کنیم تائید می کنند که بدون دانش، مدل و ابزار مناسب، بسیاری از این تلاشها هدر می رود. اما باز کسی حاضر به حمایت نیست.

مدت هاست که فکر می کنم در حوزه توسعه محلی و محرومیت زدایی، باید به دنبال منابع حمایتی خیرین و آدمهایی بود که واقعا دغدغه کشور را دارند و در عین حال بر خلاف کمک های نهادها، دستت را باز می گذارند و استقلال ات را به رسمیت می شناسند تا بتوانی متمرکز بر «نتایج اثربخش» بشوی. اگر شما از آن ایرانیان میهن دوستی هستید که حاضرید از شکل گیری نهادی کوچک در حوزه محرومیت زدایی و توسعه محلی در کشور حمایت کنید که توانمندتر شدنش به بهتر بازی کردن کنش گران این حوزه در کشور یاری می رساند، با من تماس بگیرید. فرقی نمی کند داخل یا خارج از کشور. ما و بسیاری گروه ها و مجموعه های دیگر به این دست کمک های حمایتی نیاز داریم. این حوزه، در «بازار»، مشتری ندارد و به طور عادی تامین مالی نمی شود.

تنها از طریق کمک های حمایتی دولتی و غیر دولتی امکان بقا دارد. اما کمک های دولتی متاسفانه یا نیازمند لابی گری ها و روابط سطح بالاست و یا اینکه با قید و بندهای بسیار زیاد و قیچی کردن قال توجه مدل و برنامه پیشنهادی وجود خواهد داشت که عملا نبودنش بهتر از بودنش است. امید من به بخش غیر دولتی است. در حوزه محرومیت زدایی، کلی ایده خوب و برنامه کوچک و بزرگ داریم. اگر می توانید منابع مالی اختصاص دهید، بسم الله! با من تماس بگیرید! کارهای خوبی برای کشور می توانیم بکنیم. انشالله...

۰ نظر ۲۶ اسفند ۹۸ ، ۰۰:۳۵
هامون طهماسبی

امروز روزنامه اعتماد، به بهانه بحث حذف «انتگرال» از کتاب های درسی گزارشی را چاپ کرده بود که در آن با من هم مصاحبه شده بود. البته یک مصاحبه سریع در بین جلسه کاری دیروز انجام شد و من خودم از طریق گزارش روزنامه امروز از نتیجه باخبر شدم. در این مصاحبه، گفته بودم که با وجود چالش های احتمالی، اما به طور کلی از این ایده حمایت می کنم و به نظرم ما در برنامه رسمی آموزش و پرورش، در گذشته مسیر اشتباهی را رفته ایم و به ویژه به جای تمرکز بر مهارت های نرم، سعی کرده ایم ذهن و تمرکز بچه ها را در سراسر کشور، به سمت مباحث ریاضی و تجربی پیچیده ای ببریم که ربط آن به حل مسائل توسعه کشور چه در سطح خرد و چه در سطح کلان خیلی واضح نیست. 

این گزارش را از لینک زیر می توانید بخوانید

 

۰ نظر ۲۰ بهمن ۹۸ ، ۲۰:۲۷
هامون طهماسبی

امروز در کلاسهای ضمن خدمت مرکز آموزش مدیریت دولتی ایران، تدریس داشتم. درس توسعه پایدار برای فراگیرانی که کارمندان و مدیران دستگاه های دولتی بودند و از شهرهای مختلف کشور در تهران جمع شده بودند تا در دوره آموزش های ضمن خدمتی شرکت کنند که تکمیل آن، به ارتقای موقعیت کاری آنها در سازمان متبوع شان، منجر می شود. واقعیت این بود که پذیرش تدریس این نیم روز در این مرکز، بیشتر به خاطر کنجکاوی خودم جهت آشنایی با فضای حاکم بر فراگیران چنین دوره هایی بود. نتیجه کار این بود که من یکی از بی روح ترین و راکد ترین دوره های آموزشی این چند سالم را تجربه کردم!

فراگیرانی که حس کنند از سر اجبار و رفع تکلیف در یک برنامه آموزشی شرکت کرده اند و اغلب شان هم در سن فعال یادگیری نباشند و بنا به دلایل مختلف هم انگیزه و تمرکز کافی در کلاس نداشته باشند، تصور کنید که چه فضای سختی را برای مدرس ایجاد خواهد کرد. از آن طرف چقدر از بودجه سازمانهای دولتی و نیز خود فراگیران صرف رفت و آمد و شرکت در چنین کلاسهایی می شود.

طراحی یک برنامه آموزشی اثربخش، قطعا چیزی فراتر از تعیین چند عنوان درس و پیدا کردن چند مدرس در دقیقه 90 برای تدریس آنهاست. نمی دانم جای مدیران مرکز آموزش مدیریت دولتی بودم چه می کردم. ولی می دانم که اتفاق خوبی به این شکل نمی افتد. حداقل برای سرفصل هایی مثل توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمانها در چنین دوره هایی.

۰ نظر ۱۴ بهمن ۹۸ ، ۱۵:۴۶
هامون طهماسبی

من مصاحبه ای داشته ام با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) راجع به تجربه ای که در زمینه انتشار کتاب داستان های محلی با رویکرد توسعه پایدار در گلباف داشته ایم. 

در این مصاحبه ضمن تشریح اهداف این تجربه، به برنامه هایمان برای آینده و گسترش آن به مناطق دیگر نیز اشاره کرده ام. انشالله در سال 99 خبرهای خوبی از گسترش این ایده و بلوغ یافته تر شدن آن بشنویم.

از متن مصاحبه:

"

فهم مدرسه توسعه پایدارِ پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف از محرومیت‌زدایی، براساس مطالعه تجارب موجود کشور و نیز برداشت‌های عینی پژوهشگران این مرکز از تجربیات توسعه‌ای خود، این است که «توسعه مناطق محروم» در بیانی ساده شده به معنی «قوی‌تر کردن این مناطق برای مواجهه با مسائل خود» است. این قوی‌تر شدن، یکی در حوزه زیرساختی و امکانات فیزیکی است و دیگری که شاید مهمتر هم باشد، در حوزه سرمایه‌های انسانی است.

"

 

خبر کامل را در سایت خبرگزاری ایبنا می توانید ببینید: کلیک کنید.

۰ نظر ۲۸ آذر ۹۸ ، ۲۱:۳۹
هامون طهماسبی

امروز در دانشگاه شریف و به دعوت «گروه دوستداران محیط زیست» یک ارائه برای دانشجویان و علاقه مندان توسعه پایدار و محیط زیست داشتم. گروه دوستداران محیط زیست دانشگاه شریف، یادآور سالها تلاش و تکاپوی خالصانه من و جمعی از دوستانم بود که توانستیم در سال 89 اولین گروه دانشجویی دوستدار محیط زیست را در دانشگاه شریف پایه گذاری کنیم. امروز دوباره در جمع بچه های این گروه که البته دیگر کمتر کسی را در میان آنها می شناسم و همگی بچه های نسل جدید هستند، حاضر شدم تا راجع به توسعه پایدار و جایگاه فعالین محیط زیست در زمین بازی توسعه پایدار صحبت کنم.

مهمترین حرف این جلسه این بود که محیط زیستی ها اگر تغییر رویکرد ندهند و از فضای احساسی و غیر علمی فاصله نگیرند، نمی توانند در تحقق خواسته هایشان چندان موثر باشند و دامنه اثرات اجتماعی شان محدود خواهد ماند. در این ارائه، با مرور مثالهایی از تجارب متفاوت فعالیت های محیط زیستی در سالیان گذشته در کشور، سعی کردم برخی گره های کار فعالین محیط زیستی و به ویژه دور بودن آنها از فضای برنامه ریزی و طراحی و ارزیابی(و در عوض متمرکز بودن بر فضای اقدام مبتنی بر احساسات) را تشریح کنم و البته در پایان جلسه هم تاکید کردم که این احساسات پاک، یک گوهر ارزشمند است که باید قدر آن را خیلی خیلی بدانید و حفظش کنید، اما به آن بسنده نکنید و خودتان را به سلاح دانش، برنامه ریزی و ارزیابی مجهز کنید تا بتوانید کاری کنید کارستان.

 

۰ نظر ۱۹ آذر ۹۸ ، ۲۳:۲۱
هامون طهماسبی

امروز در جلسه کمیته تخصصی کمیسیون امور اجتماعی دولت در ساختمان ریاست جمهوری، به نمایندگی از مدرسه توسعه پایدار حضور داشتم. موضوع جلسه بررسی «آئین نامه پیشنهادی» موضوع 2 بند الف ماده 80 قانون برنامه ششم توسعه کشور راجع به «پیوست اجتماعی طرح های توسعه» بود. ظاهرا چند جلسه قبل از این برگزار شده بود و در 3-4 جلسه دیگر هم در همین سه شنبه ها، موضوع بایستی جمع بندی شده و به هیات دولت برای تصویب ارائه شود. شرکت کنندگان، جمع محدودی از نمایندگان دستگاه های مختلف دولتی و کارشناسان ارشد مرتبط با این حوزه بودند.

ظاهرا قرار است پیرو نگرانی هایی که چند سال پیش در بحث شاخص های نگران کننده آسیب های اجتماعی در کشور به وجود آمده است(و وزارت کشور که در این مورد از رهبری دستور اقدام گرفته است)، قانونی تصویب شود که برای مدیریت پیامدهای اجتماعی طرح های توسعه، ملاحظاتی صورت بگیرد. البته متاسفانه، چیزی که در متن توجیهی این آئین نامه بود، نشان می داد که فهم بسیار عجیب و غیرواقعی نسبت به «امر اجتماعی» در میان قانونگذاران وجود دارد. یک بخش از آن را با هم ببینیم:

"1-طبق ماده 80  قانون برنامه ششم توسعه، دولت مکلف است طبق قوانین مربوطه و مصوبات شورای اجتماعی به منظور پیشگیری و کاهش آسیبهای اجتماعی ، نسبت به تهیه طرح جامع کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی با اولویت طلاق، اعتیاد، حاشیه نشینی، کودکان کار، و مفاسد اخلاقی مشتمل بر محورهای ذیل اقدام کند به گونه ای که آسیبهای اجتماعی در انتهای برنامه به 25 درصد میزان کنونی کاهش یابد"

اینکه این تصور وجود دارد که می شود آسیب های اجتماعی را با دستور، آنهم تا 75 درصد! کاهش داد در یک بازه کوتاه، یک بعد داستان است و بعد دیگر، اینکه تصور شود پیوست اجتماعی طرح های توسعه قرار است به کاهش آسیبهای اجتماعی کمک کند(با این پیش فرض پنهان که آسیب های اجتماعی فعلی ناشی از طرح های توسعه هستند و همچنین کاهش آسیب اجتماعی طرح های توسعه آینده، باعث کاهش آسیب اجتماعی طرح های توسعه گذشته نیز خواهد شد!).

متن اولیه آئین نامه نیز که در جلسه به بحث گذاشته شد، برای من یادآور آئین نامه «ارزیابی تاثیرات محیط زیستی طرح های توسعه» است که از دهه 70 تجربه اجرای آن را در کشور داریم و الان بعد از حدود سه دهه، ناکارامدی آن تماما اثبات شده است. آئین نامه پیوست اجتماعی طرح های توسعه به شکل فعلی اگر تصویب شود، نه تنها کمکی به مسائل اجتماعی در کشور نمی کند، بلکه فقط سبب هدر  رفت منابع و وقت و سرگرمی عده ای از متخصصان و کنش گران و غیره به موضوعی می شود که در انتهایش چیزی برای «حوزه اجتماعی» باقی نمی ماند. متاسفانه برداشت من از همین تک جلسه این بود که افرادی که با عناوین دکتر و متخصص در جمع حضور داشتند، به ریزه کاری های مسئله impact assessment تسلط کافی نداشتند و حتی از سابقه قانون مشابه در حوزه محیط زیست نیز بی اطلاع بودند.

در حدود 2 ساعتی که در جلسه حضور داشتم سعی کردم برخی نکات مهم را طرح کنم و ایرادات مهم را گوشزد شوم. به خصوص پیشنهادی طرح کردم که چطور در چارچوب محدودیت های موجود، از ظرفیت نظارت مردمی و مشارکت مردمی برای بهبود مدیریت پیامدهای اجتماعی استفاده کرد. 

متاسفانه، به دلیل اینکه سه شنبه ها تا پایان سال، برنامه من برای یک تعهد دوره آموزشی، پر شده است، در جلسات بعد نمی توانم حاضر باشم. اعلام آمادگی کردم که داوطلبانه حاضرم در خارج ساعات کمیسیون، دیدگاه تخصصی مدرسه توسعه پایدار را به نمایندگی منتقل کنم(هرچند خیلی خوشبین نیستم که تماسی گرفته شود و این جلسه برقرار گردد). امیدوارم که تصویب این آئین نامه ما را دچار چند دهه سردرگمی و گرفتاری جدید در حوزه پیامدهای اجتماعی طرح های توسعه ننماید.

۰ نظر ۱۲ آذر ۹۸ ، ۲۱:۳۴
هامون طهماسبی

پنجشنبه و جمعه این هفته به دعوت بنیاد علوی، و به همراه جمع 7-8 نفره ای از فعالین و متخصصین حوزه محرومیت زدایی و توسعه محلی، سفری داشتیم به منطقه قلعه گنج استان کرمان.

بنیاد علوی که در واقع بازوی محرومیت زدایی بنیاد مستضعفان است چند سالی است که در منطقه قلعه گنج تلاش کرده با اجرای برنامه های متنوع و متمرکز، تلاش کند تا به قولی رنگ محرومیت را از این منطقه بزداید و آن را الگویی برای فعالیت های توسعه ای در مناطق «کمتر برخوردار» یا با برچسب «محروم» بنماید.

مدیریت بنیاد علوی و مستضعفان در چند ماه اخیر تغییر پیدا کرده است و به نظر می رسد رویکردهای جدید این دو نهاد مهم توسعه ای کشور، بهتر از گذشته می تواند راهگشای مسائل مستضعفان و مناطق «به حاشیه رانده شده» در کشورمان باشد. در صحبت هایم در  روز دوم بازدید و در حضور مدیر بنیاد علوی گفتم که نفس این اقدام که بنیاد درب ها را گشوده است و از منتقدین خواسته که به ارزیابی و اعلام نظر راجع به عملکرد گذشته آن در مهمترین نقطه فعالیت آن یعنی «قلعه گنج» بپردازند، اقدامی مبارک و قابل ستایش است. 

واقعیت هم این است که ما چاره ای نداریم که گوش ها را برای شنیدن ارزیابی ها و انتقادها باز کنیم. هیچ کاری کامل نیست و همیشه برای بهتر کردن و بهتر شدن باید قدم برداشت. به ویژه در عرصه محرومیت زدایی و توسعه محلی که ما به شدت نیازمند ساختن مدل های جدید، بومی و با نگاه درون زا هستیم(و چقدر ما در مدرسه توسعه پایدار باید کار کنیم برای کمک به توسعه این مدل ها و الگوها بر اساس تجربیات موجود کشور در کنار بهره گیری از دانش جهانی).

قرار شده که ما نظرات مان را به شکل مکتوب هم به بنیاد ارائه کنیم و حاصل این رفت و برگشت ها و تبادل نظر ها بشود اصلاح مدل پیشرفت و آبادانی در بنیاد علوی. مهمترین بخش صحبت های من در جلسات حضوری در قلعه گنج این بود که ما باید بیشتر به تصورمان از «پیشرفت» و «حذف محرومیت» بیاندیشیم و به نظر می رسد تصویر درستی از این چشم انداز نداریم. همچنین گفتم که در کنار نقاط قوت و ضعف موجود در مدل فعلی مداخله در قلعه گنج، مسئله مهمی که کمتر به آن پرداخته شده و برای نزدیک شدن به آن چشم انداز مطلوب، ضروری است، توجه به نسل آینده و کودکان امروز قلعه گنج است. ممکن است اگر خدا بخواهد، در این زمینه، فعالیت های خوبی را با بنیاد شروع کنیم. 

آقایان تازیکی، نوری نشاط، شفیعی، صدر قاضی، ملکی و ایزدخواه، متخصصانی بودند که در این سفر همراه ما بودند. جدای از قلعه گنج، همراهی با این جمع ارزشمند، برای من یک بخش مهم از یادگیری این سفر بود.

 

۰ نظر ۰۸ آذر ۹۸ ، ۲۳:۵۵
هامون طهماسبی