به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پیشرفت همه جانبه و مسئولیت اجتماعی سازمانی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پیشرفت همه جانبه و مسئولیت اجتماعی سازمانی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

بایگانی

24 و 25 مرداد 1401، در اهواز، مهمان شرکت گاز استان خوزستان بودم تا یک دوره آموزشی دو روزه درباره «گزارش‌دهی پایداری/مسئولیت اجتماعی» برایشان برگزار کنم. پس از کرونا این اولین دوره آموزشی من در شهرستان بود که حضوری برگزار می‌شد و از این بابت حال و هوای سفرهای آموزشی گذشته مجدد برایم تکرار شد.

شرکت گاز خوزستان از شرکت‌های تابعه وزارت نفت است و اگرچه سهامی خاص است، اما سهامش دست دولت است و می‌شود گفت یک شرکت شبه دولتی است. این شرکت مثل خیلی از سازمان‌های مشابه که به وزارت نفت مرتبط هستند، از سمت ذی‌نفعان جامعه محلی به شدت تحت فشار است که در حوزه مسئولیت اجتماعی اقدامات گسترده ای را انجام دهد. از سوی دیگر، چالش آنها این است که بر خلاف بسیاری شرکت‌ای تابعه وزارت نفت، ردیف بودجه قابل توجه یا منابع مالی مازادی ندارند که بتوانند صرف فعالیت‌های حوزه اجتماعی در بیرون سازمانشان کنند. با این حال بخش زیادی از انرژی آنها در پاسخگویی به تقاضاها از سمت جامعه محلی و نهادهای محلی در استان خرج می‌شود و البته گاه مجبور می‌شوند به دلایل مختلف به برخی خواسته‌های بی‌ربط به حوزه ماموریت‌شان هم تن در دهند و البته برای تامین اعتبارات آن تعهد ناخواسته هم به چالش‌های جدی بیافتند.

در این دو روز، من گاه استیصال را در روزمرگی‌ها و جلسات انبوه و تماس‌های بعضا تکراری و بی‌ربط و یا وقت‌تلف کن که در تمام سازمان‌های دولتی به نوعی قابل مشاهده است می‌دیدم. هنگام جلسه خصوصی با مدیرعامل شرکت راجع به مسیر راه این شرکت در حوزه CSR، یکی از نمایندگان استان زنگ زد و تقاضای جا به جایی یکی از پرسنل از یک شهر به شهر دیگر را داشت! و مدیر عامل گله می‌کرد که چطور بخش مهمی از وقتش مجبور است صرف پرداختن به این تقاضاهای سیاسی و بعضا غیرمسئولانه و شخصی اشخاص و نهادهای صاحب قدرت بشود و آن‌طور که بخواهد و دوست داشته باشد نتواند برای برخی امور مهم شرکت تحت مدیریتش وقت متمرکز صرف کند (مثل شرکت در همین دوره آموزشی که برای اعضای کمیته مسئولیت اجتماعی شرکت برگزار شده بود).

در این دو روز راجع به چالش‌های مرتبط با فهم اشتباه از نیت و کارکرد و تعریف مسئولیت اجتماعی شرکت گاز، بسیار صحبت کردیم و به نظرم همین صحبت‌ها و گفتگوها، نقش مهمی در نزدیک شدن مدل‌ ذهنی افراد شرکت‌کننده به یکدیگر داشت. بحث اصلی که طرح کردم این بود که شما چاره‌ای ندارید که ذی‌نفعانتان را متوجه کنید که «موضوعات اساسی مسئولیت اجتماعی» شما به عنوان یک سازمان «خدمت‌رسان»، عمدتا متمرکز بر حوزه ماموریتی خودتان باید باشد و به ویژه در فقدان اعتبارات لازم، هرگونه پرداختن به امور خیریه و عام‌المنفعه در جامعه محلی، به معنی حذف بخشی از اعتبارات و منابع لازم برای ماموریت‌های اصلی خودتان در حوزه گازرسانی است و این در بلندمدت برای خود منطقه هم مخاطره آمیز خواهد بود. چه اینکه با کاهش ضریب ایمنی تاسیسات یا از دست دادن نیروهای متخصص و یا رعایت نکردن استانداردها و حساسیت‌های لازم در طراحی و اجرای خطوط گازرسانی یا نگهداشت شبکه، ریسک‌های بزرگی به منطقه از جهت حوادث احتمالی در آینده و به ویژه در مواقع سیل و زلزله و امثالهم وارد خواهد شد.

گزارش مسئولیت اجتماعی، ممکن است بتواند به آنها در این گفتمان‌سازی کمک کند. همچنین توصیه کردم تلاش کنند بر سیاست‌های بالادستی در وزارتخانه هم اثرگذار باشند و آنها را از چالش‌های خودشان در منطقه مطلع کنند. دوستان ساکن در حوزه اجتماعی وزارت نفت در تهران، طبعا به تنهایی قادر به درک خیلی واقعیات کف میدانی در استان‌ها نیستند و ممکن است سیاست‌ها و برنامه‌های غیرواقع‌بینانه‌ای را برای شرکت‌های تابعه در حوزه CSR وضع و ابلاغ کنند. ازشان خواستم که منفعل نباشند و یک رویکرد فعال و پیش‌دستانه در این مورد را اتخاذ کنند.

علاوه بر این مثل همیشه تاکید کردم که «گزارش مسئولیت اجتماعی» به خودی خود، یک هدف نیست و نباید متمرکز بر تولید سند باشند. بلکه اصل داستان، درست طی شدن فرایند گزارش‌دهی است که اگر مبتنی بر متودولوژی‌های درست طی شود، یک چرخه یادگیری و گفتمان‌سازی درون سازمان در ارتباط با مسئولیت اجتماعی ایجاد می‌کند که به تدریج موجب ارتقای وضعیت مجموعه در این رابطه خواهد شد. احتمالا باز هم در ماه‌های آینده نیاز باشد که به خوزستان بروم و دوره‌های آموزشی تکمیلی را برگزار کنم و طی صحبت با مدیرعامل شرکت قرار شد دوره بعدی در روزهای غیرکاری برگزار شود که مدیران ارشد از سازمان و کار جدا شده باشند و با تمرکز بتوانند در جلسه حضور پیدا کنند.

***

پی نوشت: مسائل ساختاری حکمرانی در کشورمان واقعا در حال فرسوده کردن و کشتن انگیزه ها در نقاط مختلف کشور است. همین تقاضاهای بی‌جای نمایندگان مجلس یا نهادهای لابی گر دیگر چرا باید محلی از اعراب داشته باشد؟....جلسات فرمایشی با نهادهای بی‌ربط محلی چرا باید اینقدر وقت مدیران را بگیرد؟!....جلسات متعدد بی‌مورد، تشریفات الکی سیستم اداری و بوروکراسیهای مرتبط چه صدمه‌ای به بهره‌وری و انگیزه مدیران و کارشناسان خواهد زد؟!...امیدوارم کسانی که در این حوزه دستشان در کار است، تلاش کنند و عمرشان را بگذارند که برخی مسائل ساختاری مدیریت در ایران را دگرگون کنند.

۰ نظر ۲۶ مرداد ۰۱ ، ۰۰:۲۴
هامون طهماسبی

امروز مهمان جلسه کمیته تخصصی «مسئولیت اجتماعی» ستاد مدیریت بحران شهر تهران بودم تا به نمایندگی از سمت «مرکز توسعه پایدار دانشگاه صنعتی شریف» همراه جمعی شوم که از دستگاه‌ها و بخش‌های مختلف دولتی و خصوصی قصد دارند تا ظرفیت‌های بخش غیر دولتی(به ویژه بخش خصوصی) را بیشتر و بهتر پای کمک به چالش‌های ستاد مدیریت بحران شهر تهران بیاورند. حادثه سیل اخیر در امام‌زاده داوود مدیریت شهری را بیش از گذشته درباره آسیب پذیر بودن شهر تهران نگران کرده و البته نگرانی بزرگ همه، حادثه قطعی-با زمان نامشخص- زلزله تهران است که با زیرساخت‌ها و میزان آمادگی فعلی، قطعا تبدیل به یک فاجعه تاریخی خواهد شد.

این جلسات قرار است ادامه پیدا کند و امروز اولین گردهمایی اعضای این کمیته بود. در صحبت‌های کوتاهم در جلسه امروز تاکید کردم که در شرایطی که سرمایه اجتماعی در جامعه ما در پایین‌ترین و بدترین شرایط خود قرار دارد، واقعا کار دشواری است حساب کردن روی جلب مشارکت مردم و نیز بخش خصوصی برای کمک به ساختارهای دولتی. با این حال، این موضوع شدنی است اگر سعی کنیم با الگوهای ذهنی و رویکردهای متفاوتی به دنبال این جلب مشارکت باشم. یکی از این رویکردهای متفاوت این است که مشارکت را امری یک طرفه نبینیم. مردم و بخش غیردولتی از مشارکت یک طرفه که در آن فقط دهنده باشند، استقبال نمی‌کنند. آنها از مشارکت مبتنی بر احترام و آزادی استقبال می‌کنند و ما لازم است تدابیری بیاندیشیم که آنها خود را سهیم و مشارکت‌کننده واقعی در مدیریت بحران شهر تهران ببینند. برای مثال، بتوانند خودشان ایده و پیشنهاد بدهند؛ مثلا مخاطرات شناسایی‌شده را گزارش کنند و اثرش را هم ببینند. برای مثال اگر ساختمان ناایمنی وجود دارد یا تخلفی در جایی صورت می‌گیرد، بتوانند و امید داشته باشند که با گزارش آن به یک سامانه، صدایشان شنیده می‌شود و تلاششان ارج نهاده می‌شود. آنگاه به ما هم اعتماد می‌کنند و خودشان را سهیم در بازی خواهند دید و قدم‌های بیشتری برای کمک به مدیریت بحران برخواهند داشت. عین این قضیه در مورد سازمان‌های بخش خصوصی نیز صادق است. آنها به ویژه انتظار دارند که گزارش‌دهی، شفافیت، و مشارکت در تصمیم‌سازی‌ها از آنها دریغ نشود. برای اغلبشان مهم است جایی پول و منابعشان را اهدا کنند که مطمئن باشند اتفاق موثر و مثبتی برای کمک به شهر تهران رخ خواهد داد و همین برایشان کفایت می‌کند و لازم نیست دنبال مشوق‌‌های عجیب و غریب باشیم. اما براورده کردن این در فرهنگ شبه دولتی و با سابقه عارضه‌های سنتی آن، کار راحتی نیست و اراده‌ای متفاوت می‌خواهد.

به باور من، «مسئولیت‌پذیری» گمشده جدی امروز جامعه ماست. اگر شرایط امروز کشور درگیر بحران‌های متعدد است، ناشی از فقدان همین مسئولیت‌پذیری در بخش بزرگی از مردم و متولیان امر است و اگر امیدی به برون رفت از بحران هم داشته باشیم فقط در پرتو مسئولیت‌پذیری است که محقق خواهد شد. و البته اگر سیستم و ساختارها تاکنون بر پا مانده و فرونپاشیده‌اند هم حتما به خاطر «مسئولیت‌پذیری» بیش از حد و فداکاری آدمهایی در پایین و بالای سیستم است. ما باید تلاش کنیم که مسئولیت‌پذیری، تسهیل شود و سرخورده نشود. طراحی یک پویش فراگیر که بین بخشی باشد و هرکس حس کند واقعا در آن سهیم است، می‌تواند اتفاقی هیجان انگیز و مثبت برای مدیریت بلایا و فجایع آینده پیش روی شهر تهران باشد.

همچنین باور دارم که رفتن به سمت «مردم»، مهمترین گمشده مدیریتی امروز عرصه سیاستگذاری ماست و در همه عرصه‌ها از جمله مدیریت بحران لازم است به شکلی «واقعی» و مبتنی بر احترام، مردم را سهیم در تصمیم‌سازی‌ها و حتی تصمیم‌گیری‌ها کرد تا بتوانیم امید به برون‌رفت از چالش‌های پیش رویمان داشته باشیم.

۱ نظر ۱۱ مرداد ۰۱ ، ۲۰:۲۰
هامون طهماسبی

امروز یک دوره آموزشی برای کارکنان بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با عنوان «توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها» برگزار کردم. این دوره که به شکل مجازی برگزار شد، به درخواست واحد آموزش بانک مرکزی و با هدف آشنایی مخاطبان با مبانی و مقدمات مفاهیم توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها برگزار شد. من فکر می‌کنم که واقعا در همه سازمان‌ها لازم است که همه سطوح کارکنان، و به ویژه مدیران ارشد این دوره‌های مقدماتی آشنایی با توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی را بگذرانند. دنیا به سرعت در حال تغییر است و مفاهیم اجتماعی و رویکردهای اجتماعی بخشی جدایی ناپذیر از سیاستگذاری‌ها و برنامه‌های دولت‌ها و سازمان‌ها می‌شوند و این حجم از بی‌توجهی و غفلت نسبت به این مفاهیم و روندها در کشور ما، قابل پذیرش نیست. چنانچه تمایل به برگزاری این دوره در سازمان خود داشتید از طریق منوی «درباره من» درخواستتان را با بنده مطرح کنید.

۰ نظر ۰۹ مرداد ۰۱ ، ۱۷:۲۹
هامون طهماسبی

دیروز خبر دادند که مقاله ای که برای نهمین کنفرانس سالانه بین المللی «آموزش مدیریت مسئولانه» ارسال کرده بودم، مورد پذیرش قرار گرفته است. این کنفرانس، مهمترین و معتبرترین کنفرانس سالانه «آموزش مدیریت مسئولانه» است که در دنیا برگزار می‌شود و امسال کشور اتریش میزبان آن خواهد بود.

 

متاسفانه هزینه‌های بالای سفر خارجی و شرکت در کنفرانس، مانع از امکان حضور من در این رویداد خواهد بود؛ اما امیدوار هستم که همکار دیگرم در تهیه این مقاله، آقای دکتر منوچهر نجمی، به واسطه کمک ویژه اعضای هیات علمی، بتوانند فرصت شرکت در این برنامه را پیدا کنند؛ چراکه فرصت خوبی برای شبکه‌سازی و ارتباط با مجامع بین‌المللی حوزه «آموزش مدیریت مسئولانه» خواهد بود و می‌تواند زمینه‌ساز اقدامات اصلاحی خوبی در آینده برای پیشبرد مباحث اجتماعی در آموزش مدیریت در کشور عزیزمان باشد.

مقاله ما در کنفرانس، مستخرج از رساله دکتری بنده است و به ارائه یک چارچوب برای «اندازه‌گیری آموزش مدیریت مسئولانه» می‌پردازد که یک مشارکت جدی در سطح بین‌المللی در این حوزه محسوب می‌شود و در نظرات داوران نیز مشخص است که مورد توجه قرار گرفته است. ما بعدا نسخه توسعه یافته‌تری از این مقاله را پس از ارائه در کنفرانس و دریافت نظرات منتقدین، به یکی از ژورنال‌های معتبر بین‌المللی خواهیم فرستاد.
 

۰ نظر ۰۸ مرداد ۰۱ ، ۱۶:۵۲
هامون طهماسبی

امروز در مجموعه نمایشگاهی «بوستان گفتگو» در حاشیه رویداد «شهرهای خواهرخوانده و توانمندی‌های مدیریت شهری تهران» در نشستی با موضوع «ظرفیت‌های اقتصادی مسئولیت اجتماعی شرکتی در مدیریت شهری» سخنرانی داشتم. در پنلی که برای این کار ترتیب داده شده بود، غیر از من، آقای کاظم لعل (کارشناس حوزه اقتصاد شهری)، آقای عبدالقادر امام (دبیر گروه D8) و خانم مائده هدایتی فر (عضو هیات علمی گروه آموزشی برنامه‌ریزی اجتماعی، شهری و توسعه منطقه‌ای دانشگاه علامه طباطبایی) نیز در این پنل نشست حضور داشتند.

در صحبت‌هایم در ابتدا اشاره کردم که ما نیاز به فهم درست و واحدی از مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها داریم. مهم است شهرداری که به دنبال مسئولیت اجتماعی است تکلیف خود را با این موضوع مشخص کند که آیا به CSR به معنای مدرن و کامل و جامع آن یعنی مدیریت پیامدها در قبال همه ذی نفعان بپردازد (و البته مسائلی مثل حقوق کارکنان، شفافیت، حقوق شهروندی، فساد، ردپای کربنی و ...) یا نه دغدغه اش، جلب مشارکت اقتصادی بنگاه ها به بهانه مسئولیت اجتماعی برای کمک به پروژه های شهری است؟ گفتم اگر حالت دوم است که به نظر می‌رسد همین باشد، اسمش را مسئولیت اجتماعی نگذاریم و برای جلوگیری از کژتابی و سردرگمی، به سادگی بگوییم: «چلب مشارکت بنگاه‌های اقتصادی در پروژه‌های شهری».

بعد در ادامه گفتم که مشارکت بنگاه‌های اقتصادی به سادگی رخ نمی‌دهد. باید دغدغه‌ها و منافع آنها و انگیزه‌هایشان را هم دید. ساده‌انگاریست در این شرایط تحریمی و اقتصادی عجیب غریب، و البته در بستری که بی اعتمادی به نهادهای عمومی ایجاد شده است، انتظار داشته باشیم بنگاه‌های اقتصادی وارد چنین مشارکت‌هایی شوند. ضمن اینکه مشارکت، آداب خود را دارد و باید رابطه برابر و مبتنی بر احترام به علائق طرفین در آن وجود داشته باشد. همچنین هشدار دادم که در این مسیر نباید سراغ راه‌کارهای ساده‌انگارانه برای ایجاد مشوق رفت. معافیت‌های مالیاتی و یا اعطای مجوزهای تشویقی، حساسیت‌های زیادی دارد و می‌تواند محل سوء استفاده‌های فراوانی قرار بگیرد که نهایتا خیرش برای شهر و مدیریت شهری، کمتر از ضررش خواهد شد.

در ادامه تاکید کردم که وقتی صحبت از مشارکت می‌کنیم، باید بازیگران دیگر را هم لحاظ کرد. در پروژه‌های مدیریت شهری، نمایندگان سازمان‌های مردم‌نهاد و نیز عموم شهروندان هم بخشی از ماجرا هستند و هر پویش و برنامه‌ای که می‌خواهد تعریف شود، باید این بازیگران را هم لحاظ کند. چون همه ماجرا، «پول» نیست که بگوئیم از شرکت خصوصی بگیریم و تمام!

در بخش پایانی، بر لزوم انجام پژوهش و مطالعه قبل از هرگونه شتاب در وضع سیاست‌های جدید در حوزه مسئولیت اجتماعی سخن گفتم و اشاره کردم همین تجربه شکست خورده شورای شهر در وضع قانون مسئولیت اجتماعی در 5 سال گذشته باید مورد توجه قرار بگیرد و فقط این هم نیست؛ تجارب موفق و ناموفق دیگری در دستگاه‌های دیگر و در مناطق مختلف کشور نظیر عسلویه و کرمان هم داریم که آنها هم باید بررسی شود تا بتوانیم از نقش موثر شهرداری در بهره‌گیری از ظرفیت مسئولیت اجتماعی بنگاه‌های اقتصادی صحبت کنیم. همچنین اشاره کردم که ما در این زمینه دچار فقر دانشی هم هستیم. برای مثال اغلب مدیران شهری (بر اساس تجربه‌ای که من از کارگاه‌های آموزشی با ایشان در این سال‌ها داشته ام)، درک درستی از مفهوم «توسعه پایدار» ندارند و ابعاد اجتماعی و محیط زیستی را نادیده می‌گیرند و تلقی‌شان از این مفهوم همان رشد اقتصادی با فرمان قبلی است؛ منتهی محکم‌تر و پر زورتر!

پ.ن.: در یک جا از صحبت‌ها خطاب به آقای «عبدالقادر امام» عرض کردم که ایده شما برای استفاده از تجارب رشد اقتصادی خیلی خوب است؛ اما در نظر بگیرید که ما کشوری هستم که زیر شدیدترین تحریم‌های تاریخ بشر هستیم که پنج برابر کره شمالی تحریم‌ایم و نیاز است کمی واقع‌بینانه صحبت کنیم....چه می‌شود کرد؟!...از این اندک فرصت‌ها هم استفاده کنیم که به دنیا بگوئیم در حق این مملکت و مردمانش ظلم بزرگی روا شده و شاید این اندک تلنگرها، بتواند وجدان افکار عمومی را روزی به خود بیاورد.

۰ نظر ۱۵ تیر ۰۱ ، ۲۲:۳۶
هامون طهماسبی

امروز در میزگرد تخصصی «نوآوری اجتماعی» در یازدهمین کنفرانس الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت یک ارائه 20 دقیقه ای داشتم. موضوع ارائه من، «نیاز به تغییر الگوهای ذهنی برای ثمردهی نوآوری اجتماعی» بود. برای پذیرش سخنرانی در این رویداد اکراه داشتم و نهایتا تصمیم گرفتم با یک موضوع متفاوت به امید اینکه شاید ذره‌ای بر تغییر دیدگاه‌ها در این حوزه اثر بگذارد، در آن مشارکت کنم. 

تاکید اصلی من در این سخنرانی بر این بود که اگر امیدی به اثربخشی نوآوری اجتماعی برای گره گشایی از مشکلات جامعه می‌خواهیم داشته باشیم، نمی‌توانیم با منطق بازار، آن را ترویج کنیم. این حوزه، عشق، انگیزه‌های اجتماعی قوی و دنبال کردن سودهایی غیر از سودهای مادی نیاز دارد. چیزی که متاسفانه در بسیاری از رویدادهای این حوزه برعکس ترویج می‌شود. از جهت استفاده علاقه مندان، چکیده سخنرانی و نیز فایل ارائه‌ام را در اینجا قرار می‌دهم. امید دارم که بتواند مورد استفاده علاقه‌مندان این حوزه قرار بگیرد.

دانلود ارائه: کلیک کنید

چکیده:

نیاز به تغییر الگوهای ذهنی برای ثمردهی «نوآوری اجتماعی»


نوآوری اجتماعی یکی از مفاهیمی است که در دو دهه اخیر در فصل مشترک فضای کسب‌وکار و حوزه اجتماعی ظهور پیدا کرده است. این مفهوم در کنار مفاهیمی چون مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها، کارآفرینی اجتماعی، و کسب‌وکار اجتماعی می‌تواند خیلی از ظرفیت‌های سازمانی و نهادی را در خدمت حل مسائل اجتماعی بیاورد. با این حال، مشکلی که در بسیاری برنامه‌های شکل‌گرفته در کشورمان برای ترویج و حمایت از این حوزه وجود دارد، توجه نکردن به دو جنبه 1-دانشی-مهارتی و 2-نگرشی در این حوزه است. در واقع، آنچه که نوآوری اجتماعی را از نوآوری به معنای عام آن، متمایز می‌کند( و با این تمایز است که می‌توان امید داشت که برای حل مسائل کشور عزیزمان راهگشا باشد)، وجود نیت و دغدغه اجتماعی پررنگ در میان فعالین و کنش گران این حوزه است. صرف تکنیکی و اقتصادی دیدن این حوزه، بدون توجه به ابعاد نگرشی و ارزشی، فایده چندانی برای گره گشایی از مسائل اجتماعی کشور نخواهد داشت. بررسی زیست و مدل ذهنی بسیاری از کارآفرینان اجتماعی موفق هم نشان می‌دهد که سبک زندگی، ایدئولوژی‌ و ارزش‌های این افراد به شکل متمایزی با حوزه اجتماعی پیوند دارد و بدون وجود این سازگاری، چه بسا فعالیت‌های آنها نه تنها به گره‌گشایی از مسائل کشور کمک نکند، بلکه چالش‌های جدیدی را نیز به وجود بیاورد. در این بین نظام آموزشی و دانشگاه‌ها و به ویژه دانشکده‌های مدیریت، می‌توانند نقشی کلیدی ایفا کنند که متاسفانه مطالعات نشان می‌دهد عملا در این حوزه یا خاموش هستند و یا در حال ریل‌گذاری نادرست. در این سخنرانی، ضمن طرح نیاز برای تغییر الگوهای ذهنی در حوزه نوآوری اجتماعی، نگاهی انتقادی به وضعیت آموزش مدیریت در ایران در ارتباط با پشتیبانی از نوآوری اجتماعی نیز خواهیم داشت.


* هامون طهماسبی؛ کنش‌گر و پژوهشگر حوزه توسعه پایدار و مدیر «مدرسه توسعه پایدار» دانشگاه صنعتی شریف
 

۰ نظر ۲۸ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۹:۳۶
هامون طهماسبی

امروز مهمان شرکت کیسون بودم و با مدیر و همکاران واحد توسعه انسانی پایدار این شرکت، گفتگویی راجع به وضعیت مسئولیت اجتماعی شرکتی در ایران و ارتباط آن با توسعه پایدار داشتیم. شرکت کیسون از معدود شرکت های ایرانی است که برای پیشبرد امور مسئولیت اجتماعی خود، ساختار و برنامه راهبردی مشخص و مدونی دارد که سالهاست جاری می‌شود و استمرار دارد. بخش مهمی از علت این تفاوت رویکرد در کیسون نسبت به فضای غالب مسئولیت اجتماعی در کشورمان (که مقطعی، سلیقه ای و مبتنی بر پروژه های موقت است)، وجود عقبه فکری عمیقا اجتماعی در میان مدیران مجموعه و به ویژه مدیر واحد توسعه انسانی پایدار این شرکت (خانم دکتر نگهدار) است. از سوی دیگر، مسئولیت اجتماعی برای کیسون، امری است که به خودی خود، اصالت دارد و وابسته به تاثیر آن بر مواردی چون فروش و ارتقای برند نیست.

من در جلسه امروز هم گفتم که شرکت های بسیار کمی در ایران می شناسم که چنین نگاه اصیل و هنجاری به این مقوله دارند و کیسون یکی از آنهاست. بحث های خوبی مطرح شد. به این فکر افتادیم که برای هم افزایی و تقویت جبهه شرکت هایی که اصولی و مبتنی بر نگاه درست به CSR می پردازند، برنامه هایی را پیاده کنیم. شرکتهایی مثل کیسون، ماهتاب و بوتان می‌توانند کمک کنند که برای جهت‌گیری های CSR در کشور، الگوسازی و جریان سازی کنند؛ به خصوص در شرایطی که مشاوران بازاریاب و منفعت طلب در حال خراب کردن این مفهوم و لوث کردن آن در کشور هستند.

در جلسه، راجع به کتابی که اخیرا چاپ کرده بودیم (مسئولیت اجتماعی شرکتها: از نظریه تا عمل) و نیز پویش «سرزمین جاودانی من» نیز صحبت کردیم که بسیار توجه همکاران شرکت را جلب کرده بود. در انتهای جلسه شرکت کیسون 100 جلد از کتابهای سرزمین جاودانی من را برای هدیه به فرزندان همکاران شرکت، سفارش دادند.

۰ نظر ۲۰ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۰:۱۸
هامون طهماسبی

امسال با همکاری موسسه «نشر فن آریا» چند دوره آموزشی در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکت ها برگزار می کنم. این دوره ها همگی به شکل مجازی برگزار می شود و لذا شما از هر جای ایران و دنیا می توانی در آنها شرکت کنید. دو موردی که برای 6 ماهه دوم سال برنامه ریزی شده، تاکنون در ایران برگزار نشده است و امیدوارم که تجربه خوبی از اجرای آنها حاصل شود. هزینه ثبت نام در این دوره ها نیز به نسبت عرف امروز بازار آموزش، بسیار کمتر در نظر گرفته شده است و لذا فرصت خوبی برای علاقه مندان به این حوزه به ویژه کارشناسان واحدهای مسئولیت اجتماعی شرکتها، فعالین اجتماعی و فعالین سازمانهای مردم نهاد خواهد بود.

عناوین دوره ها:

  • مسئولیت اجتماعی شرکتها در مسیر توسعه پایدار (15 تیر ماه)
  • گزارش دهی مسئولیت اجتماعی شرکتها: از مفهوم تا اقدام (1 شهریور ماه)
  • کسب و کارهای اجتماعی، زمینه‌ای متفاوت برای مسئولیت اجتماعی شرکتها (24 آبان)
  • پروژه های اثربخش CSR در جوامع محلی (14 دی)

شماره تماس برای ثبت نام در این دوره ها: 02188979252 و اینستاگرام موسسه نشر فن آریا (کلیک کنید)

۰ نظر ۱۶ ارديبهشت ۰۱ ، ۰۹:۵۹
هامون طهماسبی

امشب من و تعدادی از همکارانم در مدرسه توسعه پایدار، با جمعی از فعالین محیط زیست که این روزها پرچم دار جنبش اعتراضی احداث پتروشیی میانکاله شده اند، یک جلسه مجازی خصوصی داشتیم. هدف از این جلسه این بود که دغدغه ها و دانشمان را درباره مسائل «ارزیابی اثرات محیط زیستی طرح های توسعه در ایران» با آنها به اشتراک بگذاریم و کمک کنیم که مطالبات و اقدامات بعدیشان هدفمندتر و کمک کننده تر به حل مسائل اساسی این حوزه در کشور عزیزمان باشد.

پتروشیمی میانکاله به تعبیر یکی از متخصصان ارزیابی محیط زیست، چیزی جز غارت محیط زیست نیست و متاسفانه در یک فرایند غیرشفاف و غیر مشارکتی، و با نقض آشکار اصول ارزیابی اثرات محیط زیستی، مجوزهای اولیه آن صادر شده و کلید خورده است. برای کشور ما که زیستگاه هایی چون میانکاله در ان بسیار کمیاب و قیمتی هستند، نه فقط پتروشیمی، بلکه صنایع با آلایندگی و ریسک بسیار کمتر نیز نبایستی در پهنه های مجاور(نظیر نوار شمالی کشور) مجوز بگیرند. متاسفانه دست های پشت پرده احداث این پتروشیمی، برای دریافت مجوزها و توجیه سودای ثروت اندوزی خود، دست به دامن دروغ و تحریف هم شده اند. ابتدا اینکه یکی از ضعیف ترین مشاوران را برای تدوین گزارش ارزیابی اثرات محیط زیستی خود که در واقع یک گزارش سفارشی است انتخاب کرده اند. دوم اینکه ادعاهای عجیبی چون ایجاد 70 هزار شغل را مطرح کرده اند که خنده دار است. واقعیت این است که پتروشیمی، صنعت اشتغال زایی نیست. در واقع نسبت شغل ایجاد شده به سرمایه صرف شده، یکی از کمترین ها در میان تمامی صنایع است! با این حال سود بسیار خوبی دارد! در واقع رانت بزرگی نصیب مالکان آن می کند که خوب بلدند به بهانه کمک به توسعه و اشتغال یک منطقه محروم و کم بر خوردار، برای جیب خود برنامه ریزی کنند و اغلب به واسطه ارتباطاتی هم که دارند این کار را خوب انجام می دهند. چرا که این روزها از زبان نماینده مجلس و امام جمعه منطقه می شنویم که چرا می خواهید جلوی طرح اشتغال زا برای این منطقه را بگیرید؟!...در حالیکه آقایان اگر دغدغه اشتغال دارند، صنایع غیرآلاینده و حتی دوستدار محیطزیستی وجود دارد که با هزینه کمتر در منطقه می تواند احداث شود و بخشی از مشکلات منطقه را نیز حل کند. برای مثال، سالهاست که در شمال کشور، مسئله انباشت زباله در جنگلها مطرح است و خیلی راحت می شود با احداث سایتهای تفکیک زباله یا کارخانه های زباله سوز، به حل بخشی از مشکلات محیط زیستی منطقه کمک کرد.

افرادی که به عنوان دلسوزان محیطزیست امروز پرچم دار جنبش اعتراضی مقابله با احداث پتروشیمی در میانکاله شده اند، باید سعی داشته باشند که فراتر از مورد خاص این پتروشیمی، مطالباتی جهت اصلاح نظام مجوزدهی ارزیابی اثرات محیط زیستی(EIA) در کشور را پیش ببرند تا دوباره چند ماه دیگر نخواهیم جنبش اعتراضی دیگری برای احداث فلان مجموعه آلاینده در نقطه دیگری از کشور تشکیل دهیم. تاکید بر دو رکن «شفافیت» و «مشارکت مردمی» از اساسی ترین مطالبات برای اصلاح نظام EIA در ایران باید باشد.

 

۰ نظر ۳۰ فروردين ۰۱ ، ۱۱:۵۹
هامون طهماسبی

انتهای بهمن 1400، به لطف خدا توانستیم کتاب «مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها: از نظریه تا عمل» را با کمک انتشارات رسا چاپ کنیم و به بازار عرضه کنیم. این کتاب، به نظرم بهترین و کامل ترین مرجع فارسی حوزه مسئولیت اجتماعی شرکت‌هاست که تاکنون در ایران منتشر شده و ما آن را به شکل ترجمه و تالیف، آماده کرده ایم. ترجمه اصلی از یکی از معتبرترین منابع بین المللی حوزه CSR انجام شده و با افزودن موردکاوی‌هایی از تجارب شرکت‌های ایرانی و برخی توضیحات تکمیلی، قسمت تالیفی آن را به سرانجام رسانده‌ایم. از ماحصل کار خیلی راضی هستیم و فکر می کنم بتوانم با خیال راحت به همه علاقه مندان این حوزه معرفی کنم.

برای سفارش کتاب، می توانید با مدرسه توسعه پایدار ارتباط بگیرید (برای پیام به واتساپ «مدرسه توسعه پایدار» اینجا کلیک کنید)

اطلاعات بیشتر درباره کتاب: https://sdschool.ir/news/csrbp/

 

۰ نظر ۰۳ اسفند ۰۰ ، ۲۱:۰۲
هامون طهماسبی

اواخر دی ماه، یک دوره آموزشی سه روزه ( 9 ساعت مفید) برای مدیران شرکت‌های آب و فاضلاب کشور برگزار کردیم. این دوره را من و آقای دکتر خلیلی نصر به شکل مشترک برگزار کردیم و در آن تلاش شد که تصویری همه‌جانبه و اجمالی نسبت به ابعاد مختلف موضوع مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها (CSR) به مدیران ارائه شود تا بهتر بتوانند در آینده از این مفهوم در کار و برنامه‌ریزی‌های خود بهره ببرند. در طراحی دوره تلاش کردیم که با مثال‌های بومی و ملموس، مباحث را برای مخاطبان کاربردی‌تر کنیم. طرح بحث مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها برای سازمان‌های دولتی و شبه دولتی، ملاحظات خاص خود را دارد و نمی‌شود از آن دریچه‌ای که برای شرکت‌های بخش خصوصی طرح موضوع می‌کنیم، آن را ارائه کنیم. در مجموع، تجربه خیلی خوبی بود و فکر می‌کنم بسته آموزشی ارزشمندی طراحی شد که با تغییر مثال‌ها، می‌تواند برای سازمان‌های دولتی و شبه دولتی دیگر نیز به کار گرفته شود. چنانچه تمایل به برگزاری دوره‌های مشابه در مجموعه خود داشتید از طریق بخش «تماس با من» در این سایت ارتباط بگیرید.

۰ نظر ۱۱ بهمن ۰۰ ، ۱۰:۰۵
هامون طهماسبی

کتاب «حل مساله اجتماعی» که به همت جمعی از نویسندگان تالیف و توسط نشر «طرح نو» به بازار عرضه شده است، به دغدغه مندان اجتماعی، راه هایی برای کنش گری اجتماعی و حل مساله اجتماعی در فضای واقعی جامعه امروز ما معرفی می کند. نگارش فصل «مسئولیت اجتماعی شرکتها» از این کتاب، توسط  بنده و یکی از دوستان عزیزم، آقای مصطفی نوذری انجام شده است. مطالب این فصل، به نظرم تصویر مفید و مختصری از وضعیت مسئولیت اجتماعی شرکتها در ایران و مسائل آن و نیز فرصتها برای علاقه مندان جهت کمک به آن ارائه می کند. من حتما مطالعه کتاب را به علاقه مندان مسائل اجتماعی توصیه می کنم. منتهی متاسفانه قیمتگذاری کتاب (که از عهده ما خارج بود و در اختیار ناشر قرار گرفته بود)، تجربه ناخوشایندی را برای ما رقم زده که کمتر راغب به توصیه برای تهیه آن هستیم. بنده و سایر نویسندگان هیچ سهمی از عواید فروش کتاب نداریم و اگر می دانستیم که قرار است این چنین قیمت گذاری شود، در تنظیم قرارداد اولیه همکاری با موسسه رحمان(مدیر پروژه) طور دیگری عمل می کردیم که علاقه مندان بعدا با مشکل گرانی و تهیه کتاب روبرو نشوند. چندی پیش نامه اعتراضی به مدیر موسسه ارسال کردیم. به هر حال اگر دیدید که قیمت این کتاب به طرز عجیبی بالاست، فکر نکنید که ما راضی به آن بوده ایم یا نفعی از آن می بریم. یک ریال از عواید فروش کتاب نیز نصیب ما نویسندگان نمی شود و همه ما با دغدغه اجتماعی وارد تالیف این کتاب شدیم، اما متاسفانه ....

به هر حال امیدوار هستم که برای چاپهای بعدی بتوانیم وضعیت بهتری را شاهد باشیم. من همین امروز می توانستم این کتاب را با کمتر از نصف قیمت پشت جلد به بازار عرضه کنم ولی خب اختیار دست بنده نیست. به هر حال اگر توان مالی پرداخت 240 هزار تومان را دارید، مطالب این کتاب واقعا ارزشمند هستند. برای تهیه کتاب از لینک زیر می توانید اقدام کنید: کلیک کنید

 

 

 

۰ نظر ۱۷ آبان ۰۰ ، ۲۲:۴۲
هامون طهماسبی

اخیرا گفتگویی با آقای جعفر قوام دوست، راجع به آسیب شناسی و مسیر پیش روی «مسئولیت اجتماعی شرکتها» در ایران داشتم. این گفتگو به شکل ویدئویی ضبط شده و در سایت آپارات قابل مشاهده است. آقای قوام دوست، مدیر پروژه تدوین کتاب «حل مساله اجتماعی» بودند که چندی پیش منتشر شد و در سلسله گفتگوهایی با مولفین فصلهای مختلف این کتاب، سعی در باز کردن ابعاد مختلف موضوع «حل مساله اجتماعی» در ایران از مسیرهای گوناگون کرده اند. به نظرم گفتگوی خوبی شده و برای علاقه مندان به CSR و مسئولیت اجتماعی شرکتها می تواند نکات قابل توجهی داشته باشد. این گفتگو را با کلیک بر لینک زیر ببینید:

https://www.aparat.com/v/XrV8y

 

 

۰ نظر ۱۳ مهر ۰۰ ، ۲۲:۴۷
هامون طهماسبی

مدتی است به خاطر مشغله‌های فراوان، این جا مرتب به روز نمی‌شود. فاصله ای که افتاده، به معنی کم کاری در این حوزه نیست. اتفاقا به لطف خدا فعالیت ها بیشتر و گسترده تر شده است. اما همین باعث شده که وقت هم به شدت محدود شود و نتوانم اینجا را مرتب به روز کنم. امیدوارم به تدریج بتوانم مطالب قبلی مربوط به سال گذشته را اینجا درج کنم.

۰ نظر ۱۶ خرداد ۰۰ ، ۱۷:۵۵
هامون طهماسبی

امروز، آخرین کارهای مربوط به پروژه تدوین گزارش پایداری یک شرکت بزرگ پتروشیمی را به پایان رساندم و نتایج را تحویل طراح گرافیکی دادم که مراحل طراحی نیز به پایان برسد. این پروژه برای یکی از شرکت‌های بزرگ پتروشیمی مستقر در منطقه عسلویه انجام شد که قرار بود بر اساس استاندارد GRI، گزارش مسئولیت اجتماعی ایشان تدوین شود و از جهاتی تجربه بسیار ارزشمند و آموزنده‌ای بود.

ابتدا اینکه این اولین پروژه ای در 5 سال اخیر بود که من خودم به شکل مستقیم درگیر امضای قرارداد با کارفرما نشده بودم و در واقع یکی از موسسات پژوهشی دولتی، این پروژه را گرفته بود و بعد به من واگذار کرده بود. خب اتفاقی که این وسط افتاده بود، آن بود که کارفرمای اصلی اعتقاد چندانی به پروژه نداشت، موسسه پژوهشی واسط هم به خاطر ساختار دولتی غیرچابکی که داشت، پیچیدگی هایی بر رابطه مشاور(من) و کارفرما ایجاد کرده بود. از سوی دیگر، نکته مهم اینکه کارفرمای اصلی، نتوانسته بود یا نخواسته بود که همراهی خوبی از سمت مدیران درون سازمان خود برای انجام این پروژه جلب کند که این، سبب تاخیرهای زیادی در فرایند کار شد. و چه بسیار پروژه های مشاوره ای گران قیمتی که در سازمان‌های این چنینی تعریف می‌شود و به دلایل مشابه به نتیجه مطلوب نمی‌رسد

قبول این پروژه از سمت من، به واسطه این بود که فرصتی برای شناخت بافت موسسات دولتی درگیر در موضوع پژوهش و مشاوره مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها و نیز کارفرما می‌داد. یافته‌های این پروژه برای من بار دیگر ضرورت تربیت کارشناسان و مشاوران مجرب برای این حوزه را بیش از پیش گوشزد می کند. متاسفانه موسسه دولتی واسط نیز به دلیل فهم ناکافی و نادرست، قرارداد غیرمتعارفی با کارفرما بسته بود که تعهدات زیادی وجود داشت که معلوم نبود چطور می تواند آن را انجام دهد.

نکته جالب دیگر اینکه کارفرما، با آنکه سالانه رقمی در حدود 3 میلیارد تومان صرف پروژه های مسئولیت اجتماعی می کند، اما هیچ کارشناس مسئول مستقیم در این حوزه ندارد و نیز مشاور مجربی در کنارش نیست. در صورتی که وجود چنین افرادی قطعا به بهره وری بیشتر این هزینه های صرف شده کمک می کرد.

مسائل گفته شده، مسائل رایجی در فضای کسب و کار هستند. من فکر می کنم افراد متخصص و دلسوز، به خوبی می توانند در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتها منشا اثر باشند و اعتماد سازمانها به مشاوران این حوزه را نیز برگردانند و آنها را مجاب کنند که برای ارتقای وضعیت خود، از خدمات مشاوره و کارشناسی اختصاصی در این حوزه بهره ببرند.

پی نوشت:

یک نکته جانبی تاسف آور اینکه در قسمتی از کار از مدیران و کارشناسان واحدها خواسته بودیم که مطالبی راجع به برخی فعالیت‌های واحدهای خود بنویسند و ارائه کنند. بیش از 90 درصد افراد، از نوشتن یک متن فارسی روان و بدون ایراد فاحش دستور زبانی یا املایی، عاجز بودند. این یک فاجعه برای زبان فارسی است.

۰ نظر ۲۷ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۰:۴۲
هامون طهماسبی

امروز در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، یک جلسه با برخی همکاران و مدیران معاونت اقتصادی داشتم. بهانه جلسه، نامه‌ای بود که چندی پیش یکی از نمایندگان مجلس در یکی از استان‌های جنوبی به مرکز پژوهش‌ها ارسال کرده بود و با گله از وضعیت توجه به مسئولیت اجتماعی در شرکت‌های حوزه نفت و گاز در مناطق محروم، مرکز پژوهش‌های مجلس، پیش‌نویس طرحی را آماده کند تا بعدا به قانونی برای ملزم کردن شرکت‌ها به ایفای مسئولیت‌های اجتماعی خود به ویژه در جوامع محلی و مناطق محروم تبدیل شود.

نماینده محترم، مسئله درستی را شناسایی کرده بود و در نامه‌اش هم به خوبی اشاره کرده بود که سهم جوامع محلی از فعالیت‌های توسعه‌ای این شرکت‌های بزرگ دولتی یا خصوصی، غالبا آلودگی‌های محیط زیستی و چالش‌های جدید اجتماعی است. با این حال، راه‌کار پیشنهادی راجع به ملزم کردن قانونی شرکت‌ها به ایفای مسئولیت اجتماعی خود، موضوعی است که به راحتی نمی‌توان در مورد آن صحبت کرد. ارتباط من با مرکز پژوهش‌ها از حدود یک ماه قبل شروع شد. ایشان اصرار داشتند که خیلی سریع چنین طرحی در قالب یک کار پژوهشی کوچک انجام بپذیرد و من مصر بودم که موضوع مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها، حساسیت‌های زیادی دارد و اقدامات شتاب‌زده و نسنجیده در آن ممکن است فقط به لوث شدن این مفهوم و تهی شدن آن از معنا و یا ایجاد مفری برای سبزشویی و فرار مالیاتی و امثالهم تبدیل شود و آن مقصودی که نگرانی نماینده مجلس و شماست، برآورده نشود. برایشان از اشتباهاتی که برخی کشورهای شرقی در این حوزه مانند هند کردند، صحبت کردم و نهایتا و ظاهرا این اقناع صورت گرفت که فعلا پاسخی مختصر به نماینده درخواست‌کننده داده شود و فرصت زمانی دریافت شود تا یک طرح جامع برای بررسی ابعاد سیاستی و قانونی بحث مسئولیت اجتماعی شرکتها به ویژه در مناطق محروم، بر پایه بررسی ادبیات موضوع، تجارب جهانی و نیز تجارب داخل کشور در دستگاه‌های مختلف تهیه شود.

جلسه امروز برای تبیین ابعاد این طرح و ترسیم نقشه مسیر پیش رو بود. امیدوار هستم که همانطور که مذاکره امروز، نسبتا خوب جلو رفت، این کار منجر به انعقاد قرارداد شود تا بتوانیم در این حوزه با کمک دوستان، منشا اثر باشیم. از انعقاد قرارداد صحبت کردم؛ چون تجربه نشان داده که در مذاکره با دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی، تا وقتی موضوع مکتوب و مستند نشده، قول‌ها و تائیدات شفاهی و در جلسات، خیلی قابل اتکا نیست.

۰ نظر ۲۹ بهمن ۹۹ ، ۲۳:۴۷
هامون طهماسبی

امروز 14 بهمن ماه در مرکز مطالعات شهر تهران، جلسه ارائه نتایج پروژه مطالعاتی را داشتیم که به ارزیابی نتایج حاصل از اجرای 4 ساله مصوبه شورای شهر تهران در حوزه مسئولیت اجتماعی بنگاه‌های اقتصادی اختصاص داشت. حدود 4 سال پیش بود که شورای شهر تهران، مصوبه پر سر و صدا و جالبی را تصویب کرد که در رابطه با بحث مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها، برای شهرداری تهران، سازمان‌های تابعه و بنگاه‌های اقتصادی شهر تهران، تکالیفی را مشخص کرده بود.

من و یکی از همکاران، قبلا با سازمان خدمت اجتماعی شهرداری تهران در این چند سال، تجربه‌ای از تعاملات مختصر در ارتباط با این مصوبه را داشتیم. حتی در زمان تصویب آن در شورا نیز به برخی جلسات تعیین مصوبه دعوت شده بودیم و سعی کرده بودیم که بر مسیر آن اثرگذار باشیم. با این حال، همانطور که قبلا شرح داده بودم، دلایل مختلف از جمله بی‌ثباتی مدیریتی در شهرداری تهران در دوره اخیر، پایه‌های نادرست مصوبه فعلی و انتظارات خلاف واقع از حوزه مسئولیت اجتماعی و نبود فهم یکپارچه در مدیران شهری نسبت به مفهوم CSR و نیز چیدمان ساختاری ناکارامد در سازمان خدمات اجتماعی شهرداری، همه دست به دست هم داد که این مصوبه نتواند در عمل نتایج خاصی برای شهر تهران به بار بیاورد. من، مشاور این پروژه ارزیابی بودم که مدیریت آن را دوست گرامی‌ام، آقای قوام دوست بر عهده داشت. با زحمات ایشان و سایر دست اندرکاران، ارزیابی همه‌جانبه‌ای از تجربه طی شده در 4 سال گذشته صورت گرفت که نتایج آن امروز در جلسه ارائه و از آن دفاع شد.

به طور خلاصه نتیجه این ارزیابی که بعدا در سایت مرکز مطالعات شهر تهران هم قرار می‌گیرد، این بود که این مصوبه هم در مبانی طراحی و هم در اجرا، یک تجربه شکست‌خورده بود و باید اجرای آن متوقف شود. مضرات این مصوبه برای شهر تهران، بیش از فواید آن است و اگر دچار اصلاحات بنیادین نشود، ادامه اجرای آن(که نیاز به تائید شورا دارد)، به صلاح نیست. من کاری با نیات بانیان مصوبه فعلی ندارم(که البته حتما در جای خود قابل بحث و تحلیل است)، اما کارهای با نیت خوب نیز اگر بر پایه آگاهی و مطالعه نباشد، می‌توانند به شکست برخورد کنند. به نظر من ظرف فعلی سازمانی شهرداری تهران به هیچ وجه در قد و قواره پرداختن به موضوعاتی چون مسئولیت اجتماعی نیست و اگر هم در این زمینه قصد انجام اقداماتی وجود دارد در درجه اول بایستی معطوف به فرایندهای درون‌سازمانی و مسئولیت اجتماعی در شهرداری تهران باشد تا اینکه شهرداری بخواهد پیمانکاران و یا سایر بنگاه‌های اقتصادی شهر تهران را تشویق به توجه به مسئولیت اجتماعی کند!

۰ نظر ۱۴ بهمن ۹۹ ، ۲۲:۰۵
هامون طهماسبی

چندی قبل، جمعی از بچه‌های دانشگاه شریف، رویدادی مجازی در قالب درس-گفتار را تدارک دیدند که در آن با حدود 30 نفر از فارغ التحصیلان ادوار مختلف دانشگاه صنعتی شریف که از نگاه طراحان دوره، مسیر خاصی را در باب «موفقیت» در زندگی پس از دانشگاه خود طی کرده بودند. دوستان لطف داشتند و من را هم جزو یکی از آن سی نفر در نظر گرفته بودند. این برنامه ابتدا قرار بود در قالب یک همایش چند روزه به مدل سخنرانی‌های TED برگزار شود، ولی کرونا اجازه نداد و نهایتا تصمیم بر این شد که در قالب یک سری ویدئوهای ضبط شده تهیه شود.

به نظر خودم، به جز صحبت‌های خودم، شنیدن تجربه این همه آدم مختلف و ارزشمند در تاریخ دانشگاه صنعتی شریف، می‌تواند خیلی آموزنده و راهگشا برای کسانی باشد که به دنبال تعیین مسیر آینده زندگی خود هستند و به خصوص با سوالات اساسی و دوراهی های مهم روبرو هستند. من این دوره را به تمامی جوانان، به ویژه جوانان 20 تا 30 ساله و حتی نوجوانان هم توصیه می‌کنم. گفتگوهایی ساده، صمیمی، و چالشی درباره تجربه زیسته تعدادی از فارغ التحصیلان منتخب دانشگاه شریف که خودم غبطه می خورم که کاش در زمان دانشجویی ما، چنین گنجینه ای در اختیارمان بود و به ما کمک بهتری در تعیین مسیر آینده‌مان می‌کرد.

این مجموعه را از طریق ثبت نام در سایت موسسه «مدرسه آزاد فکری» می‌توانید دریافت کنید: http://azadfekrischool.ir/Terms/Index/29

در مورد صحبت‌های خودم، شاید شاه‌بیت حرف‌ها این بود که آماده باشید که کسی برایتان دست نزند ولی شما ادامه بدید و به قولی پرچم یا آرمانی که به دنبالش هستید رو رها نکنید. تلقی خیلی از ما در ابتدای مسیر جست و جوی موفقیت این است که (به شکل ناخودآگاه) در مسیری برویم که بیشتر تحسین و تجمید شویم. در این ویدئو، به آن دوران هم راجع به خودم اشاره کردم ولی گفتم که امروز از این مرحله گذر کرده ام و نه تنها کسی برایم دست نمی‌زند، بلکه با توجه به تحصیلات و سوابقی که دارم، خیلی ها از این صحبت می‌کنند که شاید مسیر اشتباهی را رفته باشم. اما خودم خوشحال‌تر و مصمم‌تر از هرکسی به این راه باور دارم....این صحبت‌ها با جزئیات بیشتر را دعوت می‌کنم در آن دوره ببینید. راستی، ما در منافع مادی این دوره سهمی نداریم و یک کار عام المنفعه بوده و فروش اندک آن نیز به توسعه کارهای مدرسه آزاد فکری، اختصاص دارد.

 

۰ نظر ۲۵ آذر ۹۹ ، ۱۰:۴۰
هامون طهماسبی

برخی از عزیزانی که سابقه آشنایی با بنده دارند مطلع هستند که من و جمعی از همکارانم در پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف در فاصله سال‌های 1395 تا 1398 در شهر گلباف استان کرمان فعالیت‌هایی برای کمک به پیشرفت و توسعه پایدار محلی و منطقه ای آنجا داشتیم. پیش‌تر هم در یک برنامه مستند تلویزیونی که از شبکه‌های مختلف سیما پخش شده بود، مدل و رویکرد ما در این پروژه توسعه محلی-منطقه‌ای تشریح شده بود (برای دیدن این مستند 30 دقیقه‌ای در آپارات، اینجا کلیک کنید).

با این حال، در حالیکه فعالیت‌های ما به نقطه اوج خودش داشت می‌رسید و مسیر خود را (به باور ما) به درستی پیدا کرده بود، با تغییر نگرش حامی مالی پروژه، دچار مشکلاتی شدیم و نهایتا با انصراف حامی مالی از ادامه پروژه در حوزه‌های اجتماعی (که حوزه تمرکز ما بود)، همکاری ما در سال 1398 خاتمه پیدا کرد. خاتمه این همکاری اما به معنای پایان پروژه ما نمی‌توانست باشد؛ چراکه اساسا من معتقدم که وقتی شما وارد یک فعالیت توسعه منطقه ای می شوید دیگر نمی توانید زمان محدود برای خود تعیین کنید که با اتمام قرارداد، مسئولیت شما نیز به پایان برسد. از روز اولی که ما وارد یک منطقه می‌شویم، زندگی مردم دچار تغییر می‌شود و به واسطه این تغییر، یک مسئولیت دائمی بر گردن ما قرار می‌گیرد که با اتمام قراردادهای کاغذی، به پایان نخواهد رسید. با این نگرش، فکر گلباف و مسائل آن از ذهن من خارج نشد و نمی‌شود. در طول این یکی دو سال، ذهن من مدام به این معطوف بود که چطور می‌توانیم بدون منابع مالی، و با توان محدودی که حالا داریم، قدم موثری برای آینده گلباف برداریم. این افکار به ویژه با ارتباطاتی که با فعالین اجتماعی جامعه محلی حفظ شده بود و مطالبات آنها، رنگ و بوی احساسی و مسئولیتی بیشتری هم پیدا می‌کرد.

جمع‌بندی این فکرها، همان‌طور که فعالیت‌های دو سال آخر حضور ما در گلباف به آن‌سو همگرا شده بود، این شد که باید بر حوزه توسعه انسانی متمرکز باشیم و آن‌هم از طریق ایجاد یک انجمن تحول‌آفرین محلی. انجمنی که دغدغه‌اش کمک به توسعه پایدار گلباف باشد با تکیه بر توانمندسازی انسان‌های ساکن گلباف و بسیج منابع و توان‌های همه کسانی که دغدغه پیشرفت و آبادانی آن را دارند (چه ساکن گلباف باشند و چه خارج از گلباف، مثل ما یا مهاجرت‌کرده‌های این شهر).

«انجمن گلباف پایدار من» از دل فرایندی چند ماهه، با دشواری‌های خاص دوران کرونا شکل گرفت. ما به مدت 4 ماه  جلسات هفتگی (و البته مجازی به خاطر شرایط کرونا) با جمعی از فعالین اجتماعی محلی داشتیم و کم کم جمعمان بزرگتر شد و حس کردیم حالا وقتش رسیده که هویتی به آن در قالب یک انجمن غیررسمی ببخشیم. «انجمن گلباف پایدار من» که به جز من و همسرم، بقیه فعالینش، اهل گلباف هستند، می‌تواند اتفاقات خوبی را در گلباف رقم بزند و الگوی خوبی از انجمن‌های تحول‌آفرین محلی باشد. در این بین البته من هنوز نگرانی‌هایی دارم که مجازی بودن ارتباطات و جلسات به خاطر شرایط کرونا، اجازه ندهد آن‌گونه که می‌توانیم اهداف انجمن را محقق کنیم. در واقع مشکل اینجاست که از همان‌ابتدای شکل‌گیری، همه چیز مجازی است و فکر می‌کنم که کاش یک تجربه لااقل یک ساله از فعالیت حضوری در این انجمن وجود می‌داشت. نگرانی دیگر من هم به کمبود آدم‌های فعالِ «پای کار» و «توانمند» در هسته مرکزی این انجمن است که باز هم از طریق فضای مجازی (در دوران اولیه شکل‌گیری انجمن) سخت می‌شود آنها را پیدا کرد و بسیج کرد و نیاز به فعالیت میدانی بیشتری در آنجا وجود دارد. «پای کار» بودن، به ویژه کمیاب تر است. باید تلاش زیادی کنیم که افراد مجاب شوند برای تغییر سرنوشت خود لازم است که هزینه کنند (وقت و زمان بگذارند) و بدون آن، چیزی تغییر نخواهد کرد.

به هر حال امیدوارم که این موانع به لطف خدا و همت گلبافی‌ها، جدی نباشند و این انجمن که بسیار دوستش می‌دارم بتواند قدم‌هایی ماندگار و الهام بخش برای آینده گلباف بردارد و مصداقی از یک کار مردمی واقعی و تحول‌آفرین در حوزه توسعه پایدار باشد.

راستی این انجمن، یک نشانی اینستاگرام هم دارد: کلیک کنید.

عکس مربوط به شرکت یکی از اعضای انجمن در جلسات اسکایپی علی رغم درگیری در کار کشاورزی است. یک عکس خیلی دلگرم کننده و دوست‌داشتنی:)

۰ نظر ۲۶ تیر ۹۹ ، ۱۸:۳۲
هامون طهماسبی

به خاطر کرونا و البته مشغله های شخصی، فعلا تا مدتی مشخص نیست که بتوانیم دوره های جامع فصلی مدرسه توسعه پایدار را برگزار کنیم. از سال 96 که سعی کردیم شیوه جدید و متفاوتی را در حوزه آموزش توسعه پایدار و مباحث مرتبط نظیر مسئولیت اجتماعی سازمانها در ایران در قالب طراحی یک دوره آموزشی خاص و هدفمند و مبتنی بر مسائل وطنی راه اندازی کنیم، بازخوردهای خیلی خوبی گرفتیم که شاید تنها عامل تداوم این دوره ها بود. چرا که به نسبت زحمتی که برای طراحی و اجرای این دوره ها صرف می شد، شاید از منظر فقط اقتصادی، خیلی توجیه پذیر نبود.

اما، اینکه در هر فصل، ما در آموزش توسعه پایدار و CSR یا کارآفرینی اجتماعی و ... یک تجربه جدید داشته باشیم و از سوی دیگر، با جمع خوبی از فراگیران آشنا شویم که کنش گران سازمانهای مردم نهاد بودند یا کارشناسان و مدیران واحدهای مسئولیت اجتماعی شرکت ها و یا اساتید و دانشجویان دانشگاه و غیره، انگیزه می داد که آن را برگزار کنیم. در همین دو سال، من کلی دوستان خوب پیدا کردم و اغلب همکاران فعلی مدرسه توسعه پایدار هم از میان همین شرکت کنندگان دوره های قبلی ما هستند.

با این حال، فکر می کنم که تا فصل زمستان 99 هم ممکن باشد که نتوانیم دوره های حضوری مدرسه توسعه پایدار را در دانشگاه شریف برگزار کنیم. برگزاری دوره های خاص سازمانها، البته با هماهنگی و برنامه ریزی مناسب، شاید شدنی باشد. این میان البته داریم به دوره های مجازی هم فکر می کنیم. البته در سرفصلهای محدود و نه دقیقا به سبک و سیاق دوره های جامع فصلی مدرسه توسعه پایدار.

(عکس از آخرین دوره جامع فصلی مدرسه توسعه پایدار در پاییز 98)

۰ نظر ۱۸ فروردين ۹۹ ، ۰۰:۳۷
هامون طهماسبی