به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

۱۴ مطلب با موضوع «الگوی بومی توسعه» ثبت شده است

در سفر قبلی که به گلباف داشتیم، در مراسم افتتاحیه رسمی اولین جشنواره پژوهشگران نوجوان گلباف شرکت کردیم. این جشنواره مختص دانش آموزان مقطع اول متوسطه است و یک جشنواره بسیار بسیار خاص و متفاوت است.

چرا خاص؟

چون بر خلاف رویه جشنواره های دانش آموزی که در تهران و مرکز طراحی می شود و فراخوان زده می شود و دانش آموزان دنبال درست کردن پل ماکارونی و ربات و زیردریایی می روند، و به ویژه دانش آموزان مناطق محروم، ارتباطی بین این رقابت ها و آینده زندگی شان و مسائل منطقه شان حس نمی کنند و چه بسا شرکت در این جشنواره ها و دیدن فاصله بین آنچه دنبالش رفتند و آنچه دارند، آنها را به مهاجرت در آینده ترغیب کند، بر خلاف همه این رویه های معمول، این بار دانش آموزان به تحقیق و پژوهش و نوآوری راجع به مسائل منطقه خودشان می پردازند.

جشنواره پژوهشگران نوجوان گلباف، یک رویداد پژوهشی است که در آن بچه ها در قالب تیم های 2-3 نفره به تحقیق و کنکاش راجع به مسائل جاری و ملموس منطقه زندگی خود می پردازند. مثلا به بررسی آفات ترخون در گلباف مشغول می شوند و یا ارقام انار گلباف را شناسایی و ویژگی های هر کدام و سطح زیرکشت شان را مستند می کنند. همچنین به این می پردازند که چرا ترخون بالای گلباف با پایین گلباف از نظر کیفیت تفاوت دارد و از سوی دیگر، باغداران زردآلو در گلباف از چه سموم طبیعی یا شیمیایی برای دفع آفات استفاده می کنند و مزایا و معایب هر کدام چه هست. مسائل از این جنس که با کمک خود افراد محلی تدوین شده است، موضوع این جشنواره متفاوت هستند.

البته این تنها نقطه تمایز این جشنواره نیست؛ بلکه شیوه برگزاری و رقابت هم در نوع خود در کشورمان کم نظیر است. بدین معنی که تیم های پژوهشی نه بر اساس دستاوردها و خروجی ها، بلکه بر اساس کل فرآیند پژوهشی که طی کرده اند و در واقع تلاش و کوشش شان و تلاش برای جای پای پژوهشگری گذاشتن، نمره دهی و رتبه بندی می شوند. در واقع کاملا محتمل است که تیمی به خروجی مطلوب هم نرسد، اما داوران آنها را به خاطر تلاش و کار گروهی و روحیه پژوهشگری شان، به عنوان تیم برگزیده انتخاب کنند.

ایده این جشنواره از خلال کارهای میدانی نزدیک با جامعه محلی و درگیر بودن با دغدغه مهاجرت در منطقه و نیز مسئله توسعه انسانی نسل های آینده به ذهن مان خطور کرد و در یک تلاش مشترک با فعالین فرهنگی گلباف، امروز به اینجا رسید که بتوانیم افتتاحیه رسمی آن را داشته باشیم.

این جشنواره، نخستین در نوع خود در کشور است و امیدواریم که بتواند الگویی برای سایر مناطق کشور نیز بشود. من که خودم بسیار هیجان زده هستم و بی صبرانه منتظر روزگاری هستم که این جشنواره، در سایر مناطق کشور هم الگو برداری شده است و همه دارند از لزوم تمرکز زدایی و توجه به ظرفیت های بومی در برنامه ریزی توسعه صحبت می کنند و مطمئن هستم به یاری خدا این روز خواهد رسید و در آن روز، همه از این صحبت می کنند که گلباف، یک منطقه محروم و فراموش شده در استان کرمان بود که جلودار این حرکت در کشور شد. تا همه بدانند که معنای توسعه یافتگی آن چیزی نیست که امروز در تهرانیزه کردن کشور به دنبالش هستیم. بلکه در فهم عمیق مفهوم توسعه پایدار و با تکیه بر ظرفیت های بومی است.

دوره اول این جشنواره حالت پایلوت و آزمایشی دارد و فقط محدود به کشاورزی گلباف و سه محصول ترخون، زردآلو و انار است. اما دوره های بعدی، هم زمان بیشتر خواهد بود و هم ایتکه محدودیتی از نظر موضوع وجود نخواهد داشت. مثلا بچه ها می توانند بروند و نقشه قعله متروکه و مخروبه شهر را تهیه کنند و کمی به مستندسازی تاریخی آن یاری برسانند و یا اثرات زلزله سال 60 را بر ذهنیت مردم نسبت به گلباف، بسنجند. نکته مهم دیگر این جشنواره این است که بیشتر داده های کار پژوهشی و موضوعات، از مشاهدات میدانی و مصاحبه ها تهیه می شود و این خودش در تغییر پارادایم سنتی کار پژوهشی دانش آموزی، به معنی سرچ اینترنتی و برداشتن مطلب از مقاله ها و سایت ها، بسیار موثر است. 

در مورد این جشنواره و اهدافی که دنبال آن هستیم، بعدا بیشتر خواهم نوشت.

۰ نظر ۲۷ تیر ۹۷ ، ۰۰:۴۳
هامون طهماسبی

هفته گذشته، لطف خدا شامل حال ما شد تا بتوانم به همراه جمعی از دوستان و همکاران از منطقه لاله زار کرمان و به ویژه کارخانه گلاب زهرا بازدید داشته باشم. 

چرا می گویم لطف خدا؟ چون موضوع سفر، آشنایی با یکی از بهترین تجارب کارآفرینی اجتماعی در ایران و شاید دنیا و آشنایی با زندگی مرد و زنی عاشق بوده که نگاه و فلسفه جدیدی به کسب و کار را به دنیا معرفی کردند. زنده یاد همایون صنعتی و خانمشان شهیندخت سرلتی(صنعتی) در اواسط دهه 50 به لاله زار تبعید می شوند و با مشاهده کسب و کار رایج منطقه یعنی کشت خشخاش و از سوی دیگر ارزیابی شرایط اقلیمی منحصربفرد لاله زار، تلاش می کنند که کشاورزی منطقه را از خشخاش به گل محمدی تغییر دهند و نهایتا نه تنها موفق به این کار می شوند، بلکه در همان منطقه کارخانه ای برای فراوری گل محمدی و تولید گلاب و عرقیجات گیاهی پایه گذاری می کنند به نام «گلاب زهرا» که در حال حاضر، بهترین و با کیفیت ترین گلاب را نه تنها در ایران بلکه در دنیا تولید می کند و ویژگی منحصر بفرد آن هم این است که از ابتدای پیدایش تاکنون، فقط گلاب ارگانیک تولید می کرده است. در واقع گلاب زهرا، اولین مجموعه اقتصادی در کشور است که موفق به دریافت استانداردهای ارگانیک شده است و این کار را در دهه 60 و در زمانی که هنوز کلمه ارگانیک در کشاورزی کشور غریب بود، آغاز کردند.

اما گلاب زهرا، همه اش این نیست. همایون صنعتی و خانمش، در منطقه لاله زار نه در قالب یک بیزینس من یا تاجر، بلکه در قامت یک پدر و حامی اجتماعی زندگی و کار کردند و نگاه متفاوت شان به کار، کارگر، تولید، کشاورز و ... سبب شد که این رابطه، به یک رابطه عاشقانه تبدیل شود. رابطه ای که با منطق های دو دو تایی امروز کسب و کار شاید سنخیت نداشته باشد؛ اما همایون صنعتی و خانمش نشان دادند که می شود به کسب و کار به شکلی اجتماعی نگاه کرد و در سخت ترین شرایط، بهترین ها را رقم زد. از وجوه اجتماعی خاص گلاب زهرا این است که بیش از نیمی از سود آن به حساب بنیاد خیریه ای می رود به نام بنیاد صنعتی که یتیم خانه ایست برای سرپرستی و پرورش ایتام در کرمان. خیلی از مدیران و کارکنان فعلی گلاب زهرا، از همان یتیم خانه آمده اند. همچنین به ابتکار زنده یاد صنعتی، کشاورزانی که به گلاب زهرا گل محمدی می فروختند، هر سال در سود کارخانه نیز سهیم بودند و علاوه بر قیمت فروش گل، در پایان سال، پول مازادی نیز بابت سود کارخانه دریافت می کردند.

در این سفر، ما به طور خاص، میهمان آقای سلمان شادروان شدیم که با خانمشان، از کودکی در کنار خانواده صنعتی بزرگ شده بودند و اطلاعات دسته اول و نابی از سلوک و شیوه زندگی ایشان داشتند که مهربانانه برای ما روایت کردند.

ما انشالله به زودی نشستی با موضوع گلاب زهرا و تجربه زنده یاد همایون صنعتی در دانشگاه صنعتی شریف برگزار خواهیم کرد. حیف است. این الماس ها و در و گوهر ها در کشور ما زندگی کرده اند و می کنند و دانشجویان و مدیران آینده کشور خبر نداشته باشند و فکر کنند کسب و کار یعنی فقط منفعت شخصی! اگر علاقه مند به اطلاع از جزئیات آن نشست دارید، در بانک اطلاعاتی مدرسه توسعه پایدار، نام خود را درج کنید تا در زمان مقتضی به اطلاع شما برسد.

۰ نظر ۱۵ تیر ۹۷ ، ۱۹:۲۴
هامون طهماسبی

امشب در یک افطاری با جمعی متفاوت و خاص حضور داشتم. از طرف حوزه هنری به افطاری دعوت بودیم که شرکت کنندگان آن، سوژه های مجموعه 13 قسمتی «خرم شهر» بودند. مجموعه ای که قبلا درباره اش نوشته بودم که تهیه کنندگان آن به دنبال مدل ها و الگوی های تجربی اجرا شده در کشور در حوزه محرومیت زدایی و فقرزدایی بودند و مدتی را در ارتباط با تجربیات مان درباره گلباف در خدمت شان بودیم. ما که جزو کم تجربه های جمع بودیم. اما برخی از بزرگان حاضر در این نشست واقعا دریایی از تجربه، همت، انگیزه مثبت، امید و نیت های بزرگ بودند که برای ما یادگیری داشتند و برای خیلی ها می توانند الهام بخش باشند.

متاسفانه ما به اندازه کافی به مستندسازی و توسعه مدل های بومی اجرا شده در بخش غیردولتی در کشورمان در حوزه توسعه پایدار محلی، محرومیت زدایی و فقرزدایی نپرداخته ایم و از سوی دیگر، دست مان نسبت به ارزیابی تجربه های پیشین اجرا شده در کشور عمیقا خالی است. در کنار نیاز روز افزونی که بسیاری از روستاها و نقاط حاشیه ای در کشورمان به بهره گیری از رویکردهای پایدار به توسعه و پیشرفت دارند، می توان گفت حوزه توسعه محلی-منطقه ای پایدار، یکی از حوزه های جدی کار برای پژوهشگران، کنش گران و فعالین اجتماعی است. این واقعیات باعث شده اخیرا خود من نیز در اولویت بخشی بیشتر به این حوزه در میان سبد فعالیت های کاری ام، بازنگری هایی انجام دهم. حقیقتا تجربه کار از نزدیک با جوامع محلی و مردمان ساده ای که جز بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه شان، هدف پشت پرده دیگری ندارند، بسیار لذت بخش تر و دلچسب تر از کار با سازمانهایی است که می دانی خیلی هایشان، تعلق خاطر اندکی به اهداف اجتماعی تعریف شده در پروژه هایشان دارند. البته ناگفته نماند کار در حوزه توسعه محلی پایدار نسبت به سایر حوزه های توسعه پایدار، دشوارتر، پر هزینه تر و از لحاظ معیشتی سخت تر هم هست.

صحبت هایی که امشب با این جمع خوب شد، من را به فکر انداخت که برای ادامه مسیر در این حوزه و هم افزایی این تلاش ها و تجربیات چه مسیرهایی را می توان فعال کرد. قرار شد که مجموعه همکاری هایی بین حاضرین در جلسه تعریف شود. مجموعه سیزده قسمتی تلویزیونی مستند خرم شهر نیز به زودی از صدا و سیما پخش خواهد شد. انشالله بعد از دیدن سایر قسمت های آن(غیر از قسمتی که به تجربه ما در گلباف اختصاص دارد)، ایده های کاملتری برای چگونگی بسط این همکاری ها به ذهنم برسد. 

۰ نظر ۲۰ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۵۳
هامون طهماسبی

آیا سازمان های ایرانی در حوزه CSR و مسئولیت اجتماعی سازمانها بایستی دنباله رو مسیر غرب باشند؟

آیا CSR مفهومی کاملا جدید و غریبه برای سازمان های ایرانی است؟

آیا نمونه های موفق عملکرد اجتماعی سازمان های ایرانی در آن حدی هستند که بتوانند برای سایر هم نوعان خود الگو و سرمشق باشند؟

برای پاسخ به سوالات مهم و کلیدی، ما ابتدا باید نگاهی تاریخی به روند توجه به مسئولیت اجتماعی در فضای کسب و کار در کشورمان داشته باشیم. واقعیت این است که اگر چه مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمانی (CSR) به شکل مدرن آن، مفهومی نسبتا جدید در کشورمان است، اما ریشه های تاریخی زیاد و در عین حال قابل توجهی از پرداختن به اجزای این مفهوم در فضای کسب و کار و اقتصاد محلی در کشورمان وجود داشته است که نباید در تحلیل هایمان نادیده بگیریم.

فرهنگ ایرانی-اسلامی در طول قرن ها، ارزشهای اخلاقی قابل احترامی را در جامعه بسط و ترویج داده بود که خود به تحکیم مسئولیت اجتماعی چه در حوزه فردی و چه در حوزه سازمانی(کسب و کارهای کوچک مردم)، یاری می رساند. ارزشمند و مقدس بودن مفاهیمی نظیر کار خیر، کار فی سبیل الله، برکت، وقف، صدقه، نوع دوستی، روزی رسان بودن خدا، لقمه حلال، عرق کارگر، حق الناس و ... آن چنان پشتوانه های محکمی برای عمل به مسئولیت های اجتماعی ایجاد می کرد که بدون اینکه مردمان ساکن این سرزمین با واژه یا عباراتی نظیر مسئولیت اجتماعی سازمانی یا CSR آشنا باشند، اما درعمل به آن وفادار بودند. واکاوی تاریخ این سرزمین حتما مصادیق زیادی از این تجارب را پیش روی ما خواهد گذاشت که خواهند توانست حتی در فضای کسب و کار امروز نیز الگو و سرمشق باشند. تجاربی که خیلی هایشان به صورت امثال و حکم و اشعار در یادگارهای ادبی بزرگان فرهنگ و هنر این سرزمین به یادگار باقی مانده اند.

با این مقدمه، باید توجه کرد که اگرچه با تغییرات پیش آمده در فرهنگ عمومی کسب و کار از پی جریان مدرنیزاسیون در ایران، خیلی از این باورها و ارزش ها به مانند گذشته مورد توجه نیستند، و سازمان های ایرانی در فضای امروز راه دشوار و زیادی تا رسیدن به حد مطلوب در حوزه CSR دارند، اما توجه به این ریشه های تاریخی، می تواند کمک و یاور خوبی برای تحریک این جامعه جهت تسریع در طی کردن باقیمانده مسیر و بازیابی نقش تاریخی خود شود. حتی در فضای امروزین و مدرن کسب و کار در ایران نیز هستند سازمان ها و بنگاه هایی که بدون ادعا در حال عمل به تعهدات و وظایف و مسئولیت های خود در قبال ذی نفعان شان و جامعه هستند. سازمان هایی که به واسطه نگاه ارزش مدار صاحبان شان به ارزشهای ایرانی-اسلامی مسئولیت اجتماعی، علاقه ای هم به رسانه ای کردن و تبلیغ کار خود ندارند.

شناسایی این تجارب و ترویج آنها قطعا می تواند فضای روانی مثبت تری برای فعالیت سازمان های ایرانی رقم بزند. تجاربی که شاید به مانند خیلی از نمونه های غربی شان، لازم نبوده که کارآفرین را با انگیزه های مالی و مادی و یا جایزه به وادی CSR کشاند. بلکه انگیزه های درونی نظیر رضایت خدا یا خلق الله، برای صاحبان آنها کافی بوده است.

با این حال باید این را هم مدنظر داشت که مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمانها بسیار فراتر از کار خیریه به مفهوم سنتی آن یعنی صدقه دادن است. در این مفهوم از سازمانها انتظار می رود به وظایف و تعهدات خود در قبال جامعه و عموم ذی نفعان شان توجه کنند و به ویژه در حوزه هایی که بر جامعه اثرگذار هستند، مسئولانه عمل کنند و قدم بردارند.

خوشبختانه در دهه اخیر و به ویژه در 5 سال اخیر، مصادیقی از توجه نظام مند تر و ساخت یافته تر به حوزه مسئولیت اجتماعی در میان بنگاه های اقتصادی و سازمان ها دیده می شود. در چند سال اخیر تعداد سازمان هایی که اقدام به انتشار گزارش مسئولیت اجتماعی در ایران کرده اند از 10 مورد فراتر رفته است و حتی برخی از آنها موفق شده اند که گزارش هایی منتشر کنند که بر چارچوب های شناخته شده بین المللی نظیر GRI نیز منطبق هستند. از سوی دیگر برخی تجارب بنگاه های ایرانی در کمک به مسائل توسعه پایدار و جامعه آنقدر قابل توجه و ارزشمند هستند که می توانند حتی در سطح بین المللی نیز منعکس و ترویج شوند.

امید است که با رشد توجه ساختارمند به حوزه مسئولیت اجتماعی در میان سازمان های ایرانی، شاهد بهبود فضای کسب و کار و در نتیجه آبادانی و رشد عدالت در میهن عزیزمان باشیم.


*این مطلب برای پورتال مسئولیت اجتماعی سازمانی شهر تهران نوشته شده است: csr.tehran.ir

۰ نظر ۲۲ آبان ۹۶ ، ۱۸:۵۱
هامون طهماسبی

یکی از اتفاقات خوبی که ان شا الله به زودی خبر دقیق اش را بتوانم در اینجا منتشر کنم، برگزاری اولین مدرسه توسعه پایدار در نیمه دوم سال جاری است. ابتدا برنامه این بود که مدرسه زمستانیِ توسعه پایدار باشد؛ اما یکی از سازمان های حامی، متقاضی شده که مدرسه را زودتر برگزار کنیم و لذا ممکن است در فصل پاییز شاهد برگزار این دوره باشیم که در نوع خود در ایران منحصربفرد است و اولین بار است با این تنوع و جامعیت درباره توسعه پایدار برگزار می شود. دوره ، طوری طراحی شده که توسعه پایدار را در سه سطح یعنی دولتی، بخش خصوصی و بخش مردمی-سازمانهای مردم نهاد واکاوی می کند و از نظر ناب بودن و داشتن رویکرد بومی هم برای مخاطبان جذاب خواهد بود.

پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف و مرکز توسعه پایدار «بهارباد»، میزبان و مجری این دوره خواهند بود. درباره «مرکز توسعه پایدار بهارباد»، بعدا بیشتر خواهم نوشت. ان شا الله بماند در هنگام رونمایی رسمی از این آرزوی دیرین؛ آرزویی که نامش هم توسعه پایداری است؛ آن هم به سبک ایرانی، و امیدبخش:)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۱۶
هامون طهماسبی

یکی از اقداماتی که از طرف پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه شریف و با حمایت خانه توسعه گلباف در پروژه توسعه منطفه ای گلباف در دستور کار داریم، کمک به ایجاد ذهنیت توسعه پایداری در میان فعالین منطقه و در عین حال نزدیک کردن اذهان ذی نفعان کلیدی منطقه نسبت به مسائل منطفه خود با عینک «توسعه پایدار و همه جانبه» است.

در این مسیر تاکنون کارگاه های آموزشی زیادی برای فعالین و جوانان منطفه برگزار کرده ایم و سعی کرده ایم که نگرش توسعه همه جانبه، یعنی مهم بودن همه ابعاد توسعه در کنار هم و نه فقط اشتغال زایی یا توسعه اقتصادی را به مخاطبان منتقل کنیم. در حقیقت به باور ما، مسیر توسعه منطقه ای، از مسیر توسعه پایدار یا توسعه همه جانبه می گذرد و برای تحول منطفه ای که دچار رکود حتی اقتصادی شده، شما نمی توانید ریشه های اجتماعی و غیراقتصادی به وجود آورنده و تداوم دهنده وضع موجود را نادیده بگیرید. برای مثال در همین گلباف، مشخصا بعد از جلو رفتن پروژه شناخت منطقه، این واقعیت مهم ظهور پیدا کرد که علت مهاجرت مردم از گلباف فقط اقتصادی نیست و عواملی مانند زیرساخت های آموزشی و بهداشتی و حتی سیر تاریخی تحولات دو دهه گذشته منطقه، اگر نه بیشتر، کم و بیش به همان اندازه در به وجود آمدن وضعیت موجود ایفای نقش می کنند.

یکی از کارگاه های خوبی که در این مسیر برگزار کردیم ماه پیش برگزار شد و آن کارگاه «شناخت مشارکتی مسائل توسعه پایدار» بود. در این کارگاه، تعدادی از جوانان فعال و علاقه مند منطقه را گرد هم جمع کردیم و ابتدا مبانی کار پژوهشی جهت شناخت مشارکتی مسائل توسعه پایدار را برایشان ارائه کردیم. سپس آنها را به تیم هایی تقسیم کردیم و طی دو روز وقت دادیم که در شهر بگردند و با صحبت با ذی نفعان مختلف، پاسخ برخی سوالات تمرینی را پیدا کنند. در واقع به نوعی کارآموزی فشرده. خوشبختانه بازخور خیلی خوبی از اشتیاق و همراهی جوانان گرفتیم و ما را دلگرم کرد که هدفی که داشتیم یعنی درگیر کردن خود جوانان منطفه در شناخت مشارکتی مسائل خودشان را تحقق ببخشیم. 

واقعیت این است که خیلی از شهرهای کوچک ما بوده اند که با تحولاتی توانسته اند در دهه های گذشته پا در مسیر رشد اقتصادی بگذارند، اما در این رهگذر خیلی از سرمایه های اجتماعی، معنوی و نیز دارایی های طبیعی و محیط زیستی خود را از دست داده اند. ما در توسعه پایدار منطقه ای به دنبال این هستیم که توسعه ای همه جانبه رخ دهد و این اشتباهات تکرار نشود. در واقع توسعه تک بعدی و یک جانبه برای ما مطلوب نبوده و نخواهد بود. چنین توسعه ای حتی اگر یک مسئله را حل کند(مثلا اشتغال و معیشت)، مسائل دیگری به وجود می آورد که از مسئله اول هم ممکن است بدتر و دشوارتر باشند.


گلباف-کارگاه توسعه پایدار


۰ نظر ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۰۶
هامون طهماسبی

من عمیقا بر این باور هستم که کار در حوزه مسئولیت اجتماعی سازمانی، توسعه پایدار، محرومیت زدایی و هر حوزه اجتماعی دیگر، باید نه فقط در هدف، بلکه در وسیله و مسیر هم رنگ و بوی اجتماعی داشته باشد. ریخت و پاش، اسراف، تجمل گرایی، رفاه زدگی، اقامت و حمل و نقل گران قیمت و امثالهم سنخیتی با کار اجتماعی ندارد و ناقض اهداف خود هستند. 

کسی که در این حوزه ها کار می کند، نباید فراموش کند که مسئولیت اجتماعی یا کارآفرینی اجتماعی یا ...، صرفا یک تکنیک نیست که بشود به کسی یاد داد! بلکه یک رفتار برخاسته از منش و نگرش است. همین منش و نگرش است که مشکل دار بوده و سبب پدید آمدن چنین مسائلی برای دنیا در حوزه توسعه پایدار شده است. و حال هم اگر بخواهیم تغییری در جهت گسترش عدالت اجتماعی، بازتوزیع ثروت، و به طور کلی کمک به حل مسائل بکنیم، نمی توان با آن منش و نگرش اشرافی گرایانه و رفاه زده کاری نداشت و صرفا دنبال تکنیک و روش رفت!

در همین راستا متاسفانه باید گفت اغلب کسان و سازمان هایی که در چه در داخل و چه در خارج از کشور در حوزه های مرتبط با CSR، توسعه پایدار و کارآفرینی اجتماعی کار می کنند، بخشی یا تمام این حفیقت را نادیده می گیرند. 

چندی پیش مطلع شدم که موسسه GRI که مهمترین مرجع بین المللی در چارچوب نویسی برای گزارش های مسئولیت اجتماعی سازمان هاست، در یکی دوباری که برای سخنرانی در ایران، نماینده اعزام کرده است شرط کرده که حتما باید بلیط بیزینس کلاس(که قیمتش 2 تا 4 برابر بلیط های عادیست) باید برای نمایندگانش تهیه شود. این به کنار، یکی دیگر از مدرسان بین المللی حوزه مسئولیت اجتماعی چندی پیش برای یکی از سازمان های همکار، پیشنهاد قیمت برای برگزاری یک کارگاه آموزشی داده است و ایشان علاوه بر تقاضای بلیط بیزینس کلاس، برای روزی که در پرواز رفت و برگشت هستند هم هر روز، 10 هزار یورو تقاضای دستمزد کرده اند(علاوه بر دستمزد عادی کلاس!). یعنی در راه بودن ایشان، هر روز 40 میلیون تومان آب می خورد!؟

چندی قبل تر از یکی از کارمندان شهرستانی یکی از بانک های خصوصی داعیه دار مذهبی شنیدم که مدیرعامل شان برای تمام استان ها لکسوس خریداری کرده و هر بار که ایشان برای سفر کاری به استانی سر می زنند نباید غیر از آن لکسوس به استقبال ایشان بیاید.

من موارد مشابه زیادی از دستمزدها و تقاضاهای رفاهی «غیر اجتماعی» مشاوران بین المللی و داخلی در همین حوزه های مرتبط با مسئولیت اجتماعی و فقرزدایی و امثالهم شنیده ام و به همین چند مثال بسنده می کنم.

البته شاید کسانی پیدا شوند که الان بگویند خب این ها باید کلاس کاریشان حفظ شود و فلان و بهمان.

ولی آقا جان، خودمانی بگویم! با این منش ها و روش ها، تنوری برای جامعه ای که می خواهد از مواهب مسئولیت اجتماعی بهره مند شود، گرم نمی شود! تکبر، تجمل و اشرافی گری، با کار اجتماعی راستین جور در نمی آید.

به همین خاطر هم هست که من تاکید دارم در مسیر توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمانی باید نگاهی درون زا و «ایرانی-اسلامی» داشته باشیم. از مسیر غیراجتماعی نمی شود به هدف اجتماعی دست یافت!

۰ نظر ۱۰ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۰۰
هامون طهماسبی

چند وقت پیش، گروهی مستند ساز که در حال ساخت یک مجموعه 13 قسمتی برای صدا و سیما درباره فقر زدایی و مدل های توسعه محرومیت زدا هستند، با ما تماس گرفتند و اظهار علاقه کردند که با کارهای ما آشنا شوند. طی جلساتی که ترتیب دادیم، به یکدیگر علاقه مند شدیم و قرار شد که ما هم یکی از سوژه های آن مجموعه 13 قسمتی شان شویم. دیروز به پژوهشکده آمدند و مصاحبه مفصلی داشتیم. 

رویکرد متفاوت ما در توسعه منطقه ای و نگاه همه جانبه ای که داشتیم، برایشان جالب بود و حقیقت هم این است که مدل های عملی که وارداتی نباشند و سعی کرده باشند حرف جدیدی در جهت توسعه پایدار منطقه ای در ایران بزنند، به شدت نایاب هستند. خدا رو شکر کاری که چند سالی است مطالعات اش را شروع کرده ایم و یک سالی است به طور عملی و با تمرکز بالا در گلباف کرمان در حال انجام هستیم، به ما دیدهای خیلی خوبی راجع به توسعه پایدار منطقه ای به شیوه ای که با اقتضائات کشورمان و نیازهایمان سازگار باشد، داده است. البته این به این معنی نیست که الان همه چیز را در این باره می دانیم. نخیر! تازه اول کار هستیم و می دانیم که این مسیر، سال به سال و ماه به ماه و روز به روز برای ما یادگیری جدید دارد. اگر عمری باقی باشد و ده سال دیگر این مسیر را ادامه دهیم، راه و روش ده سال بعدمان به مقدار قابل توجهی از آنچه که امروز هستیم متمایزتر خواهد شد.

مسیر توسعه پایدار، یک مسیر همراه با یادگیری است. یادگیری ای که از درگیری مستقیم با مسئله و دنیای واقعی رخ می دهد. مطمئنا در این مسیر بیش از 5 درصد نمی توان از کتابها و تئوری های موجود یاد گرفت. 95 درصد را خودمان باید برویم در دل میدان و کشف کنیم و تمرین کنیم و خطا کنیم و بسازیم. ما در این مسیر، همیشه شاگرد باید باقی بمانیم. اگر می خواهیم حرفی به درد بخور برای ایران عزیزمان بزنیم.

مصاحبه تلویزیونی

در بخشی از این گفت و گو و مصاحبه، از تفاوت های امروزمان با اوایل انقلاب در کارهای توسعه ای گفتم. گفتم که از نظر من، جدا از اینکه فردگراتر شده ایم و چسبیده ایم به موفقیت های شخصی و نه جمعی، اتفاق بدی که افتاده است این است که در دهه اول انقلاب، الگوهایی می ساختیم که متکی بر نهضت های اجتماعی بودند. جهاد سازندگی، بسیج، نهضت سواد آموزی و ... همه جریان های اجتماعی بودند و مردمی. اما از دهه دوم انقلاب به بعد سعی کردیم ساختارهای بوروکراتیک و دولتی درست کنیم و متکی بر تکنوکرات ها. مواجهه با مسئله اجتماعی، ساختار اجتماعی می خواهد. دارایی های ارزشمندی داشتیم و فکر کردیم که عقب افتاده است و به دنبال ساختارهای مدرن رفتیم! جالب اینکه همین ساختارهای مدرن، امروز در کتابهای درسی دانشگاهی جدید، صحبت از ساختارهای مردمی و مشارکتی می کنند! یعنی تازه به همان رسیده اند که ما قبلا ساخته بودیم، ولی از دست دادیم:(
.

۰ نظر ۰۹ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۴۷
هامون طهماسبی

در یکی از شهرهای کوچکی که در حال انجام کار توسعه منطقه ای هستیم، به این رهیافت رسیدیم که سرمایه گذاری برای تربیت نسل بعدی دانش آموزانی که متفاوت بیاندیشند و پر امیدتر، پرتلاش تر و خودباورتر از نسل فعلی باشند، کمک پایداری به آینده توسعه منطقه است. لذا برنامه های متنوعی برای حوزه آموزش و پرورش تعریف کردیم که در نوع خود جالب و متفاوت هستند و به این شکل شاید بشود گفت برای اولین بار در کشور و با هدف کمک به توسعه یک منطقه پیاده سازی می شوند.

در همین راستا، جمعی از معلمان دغدغه مند که دوست دارند به بهبود منطقه خودشان کمک کنند و البته این اطمینان نسبی را هم داریم که قصد مهاجرت تا 5 سال آینده را ندارند(یعنی حالا حالا ها در منطقه شان می مانند)، انتخاب کرده ایم و قرار است در یک سفر تفریحی-آموزشی ویژه، کمک کنیم که بینش های جدیدی در حوزه آموزش را بر اساس تجربه نهادهای منتخب آموزشی کشور ، کسب کنند.

جدای از هدف های خوب و ویژه این دوره آموزشی-تفریحی، اما در صحبت با همکاران به نکاتی رسیده ایم که دقت به آنها در طراحی این دوره خیلی اهمیت دارد. در واقع، چنین دوره هایی و چنین برنامه های مثبت و انگیزاننده ای، ممکن است که تاثیرات منفی ناخواسته ای هم داشته باشند که بر خلاف اهداف اولیه خود عمل کنند.

از جهت روشن شدن موضوع، دو نکته را در رابطه با همین برنامه ذکر می کنم:

اول اینکه بازدید مدارس خوب و پیشرو و خلاق تهران و بابلسر و سایر نقاط کشور، اگرچه حتما در باز شدن افق های دید این عزیزان می تواند موثر باشد؛ اما از سوی دیگر برای معلمان منطقه محروم، ممکن است سبب تقویت حس ناامیدی از طریق مقایسه امکانات و شرایط و محدودیت های خود با شرایط دیگر مدارس پیشرو شود و حتی برخی از این معلمان را به مهاجرت از منطقه خود در سالیان آینده ترغیب کند؛ برای کم رنگ کردن این پیامد، تصمیم گرفتیم که در این سفر تفریحی، قسمت تیره و سیاه تهران و شهرهای بزرگ را هم به ایشان نشان دهیم. لذا بازدید از چند مدرسه در مناطق مسئله دار و حاشیه ای تهران و مواجهه از نزدیک با چالش های ایشان را به برنامه اضافه کردیم.

چالش دوم این بود که نشان دادن این روشهای پیشرو و مدرن آموزشی به دلیل فاصله زیاد با شرایط ایشان در آن شهر کوچک، ممکن است این حس را ایجاد کند که نمی تواند سبب تغییر و تحول در منطقه فعالیت ایشان شود و لذا نهایتا بعد از بازگشت از سفر، «بی عملی» در رابطه با پیاده سازی افق های جدید کسب شده از این تور آموزشی اتفاق بیافتد. برای حل این مسئله نیز تصمیم گرفتیم جلسات توجیهی قبل، حین و بعد از سفر را جدی بگیریم و برنامه ویژه ای برایشان داشته باشیم. به طوری که در مقاطع مختلف زمانی این تور، بتوانیم با تشکیل جلسات هم اندیشی و مباحثه، دغدغه ها را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم و بتوانیم همگرایی ذهنی و دلی در رابطه با راه های جدید ایجاد تحول در آموزش و پرورش آن منطقه محروم ایجاد کنیم.

سخن پایانی اینکه مداخله در امر توسعه به ویژه در مناطق کوچک که اثرات اقدامات می تواند زود دیده شود و نیز گسترده باشد، امری بسیار حساس است و باید با سنجش دقیق جوانب و پیش بینی پیامدهای ناخواسته آن صورت بگیرد.

۰ نظر ۱۹ تیر ۹۶ ، ۰۸:۳۸
هامون طهماسبی
بیستم اردیبهشت در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، هماهنگی و مدیریت جلسه ای را بر عهده داشتیم که میزبان فعالین و گروه های دارای تجربه در حوزه توسعه محلی و منطقه ای بود تا با حمایت ستاد احیای دریاچه ارومیه و نیز مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی بتوانیم از خلال یک گردهمایی و هم اندیشی یک روزه، به نقاطی دست یابیم که در حوزه سیاست گذاری و قانون گذاری می تواند تسهیل گر فعالیت های توسعه محلی در کشور باشد. خیلی از چهره ها و تشکل های شناخته شده این حوزه در جلسه حضور داشتند و صحبت های خیلی خوبی مطرح شد. به یکی از همکاران در پژوهشکده گفتم که مباحث امروز خودش یک جزوه آموزشی برای کسانی است که می خواهند در این عرصه فعالیت کنند. لذا سپردم که گزارشی از جلسه تهیه کنند تا بتوانیم بعدا برای استفاده علاقه مندان انتشار دهیم.
یکی از نکات مهمی که در خلال مباحث به ذهن من خطور می کرد این بود که هر یک از این گروه ها و فعالین، به شکل جزیره هایی در حال فعالیت در گوشه و کنار کشور و با مدل های مختلف و دیدگاه های مختلف هستند و حقیقتا هر کدام به واسطه سالها فعالیت در میدان و کسب تجربه، بخشی از دانش توسعه محلی و منطقه ای در ایران(که عمیقا اعتقاد دارم دانشی بومی و وابسته به زمینه-context- باید باشد)را در اختیار دارند. نقش نهادهای دانشگاهی و سیاست گذاری مانند پژوهشکده و نیز مرکز پژوهش های مجلس این می تواند باشد که کمک کند این دانش پراکنده تجمیع شود و با نگاهی از بالا و با دیدی کلان نگر و آینده نگر، گره های فعالیت های این چنینی در کشور شناسایی شود و برای حل آنها، تسهیل گری شود. امری که در تخصص هیچ کدام از این گروه ها نیست و اقتضای فعالیت و توانمندی هم که دارند این را سبب نمی شود.
اینکه ما توانستیم این مباحث را به سطح نهادی مهم مانند مرکز پژوهش های مجلس بکشانیم به نظرم یک نقطه پیشرفت است. اما راه دراز است و باید پیگیر بود تا به نتایج ملموس و امیدبخش برای فعالیت های توسعه محلی در ایران منجر شود.

مرکز پژوهشهای مجلس
۰ نظر ۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۴۱
هامون طهماسبی