به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

۲۶ مطلب با موضوع «الگوی بومی توسعه» ثبت شده است

پنجشنبه و جمعه این هفته به دعوت بنیاد علوی، و به همراه جمع 7-8 نفره ای از فعالین و متخصصین حوزه محرومیت زدایی و توسعه محلی، سفری داشتیم به منطقه قلعه گنج استان کرمان.

بنیاد علوی که در واقع بازوی محرومیت زدایی بنیاد مستضعفان است چند سالی است که در منطقه قلعه گنج تلاش کرده با اجرای برنامه های متنوع و متمرکز، تلاش کند تا به قولی رنگ محرومیت را از این منطقه بزداید و آن را الگویی برای فعالیت های توسعه ای در مناطق «کمتر برخوردار» یا با برچسب «محروم» بنماید.

مدیریت بنیاد علوی و مستضعفان در چند ماه اخیر تغییر پیدا کرده است و به نظر می رسد رویکردهای جدید این دو نهاد مهم توسعه ای کشور، بهتر از گذشته می تواند راهگشای مسائل مستضعفان و مناطق «به حاشیه رانده شده» در کشورمان باشد. در صحبت هایم در  روز دوم بازدید و در حضور مدیر بنیاد علوی گفتم که نفس این اقدام که بنیاد درب ها را گشوده است و از منتقدین خواسته که به ارزیابی و اعلام نظر راجع به عملکرد گذشته آن در مهمترین نقطه فعالیت آن یعنی «قلعه گنج» بپردازند، اقدامی مبارک و قابل ستایش است. 

واقعیت هم این است که ما چاره ای نداریم که گوش ها را برای شنیدن ارزیابی ها و انتقادها باز کنیم. هیچ کاری کامل نیست و همیشه برای بهتر کردن و بهتر شدن باید قدم برداشت. به ویژه در عرصه محرومیت زدایی و توسعه محلی که ما به شدت نیازمند ساختن مدل های جدید، بومی و با نگاه درون زا هستیم(و چقدر ما در مدرسه توسعه پایدار باید کار کنیم برای کمک به توسعه این مدل ها و الگوها بر اساس تجربیات موجود کشور در کنار بهره گیری از دانش جهانی).

قرار شده که ما نظرات مان را به شکل مکتوب هم به بنیاد ارائه کنیم و حاصل این رفت و برگشت ها و تبادل نظر ها بشود اصلاح مدل پیشرفت و آبادانی در بنیاد علوی. مهمترین بخش صحبت های من در جلسات حضوری در قلعه گنج این بود که ما باید بیشتر به تصورمان از «پیشرفت» و «حذف محرومیت» بیاندیشیم و به نظر می رسد تصویر درستی از این چشم انداز نداریم. همچنین گفتم که در کنار نقاط قوت و ضعف موجود در مدل فعلی مداخله در قلعه گنج، مسئله مهمی که کمتر به آن پرداخته شده و برای نزدیک شدن به آن چشم انداز مطلوب، ضروری است، توجه به نسل آینده و کودکان امروز قلعه گنج است. ممکن است اگر خدا بخواهد، در این زمینه، فعالیت های خوبی را با بنیاد شروع کنیم. 

آقایان تازیکی، نوری نشاط، شفیعی، صدر قاضی، ملکی و ایزدخواه، متخصصانی بودند که در این سفر همراه ما بودند. جدای از قلعه گنج، همراهی با این جمع ارزشمند، برای من یک بخش مهم از یادگیری این سفر بود.

 

۰ نظر ۰۸ آذر ۹۸ ، ۲۳:۵۵
هامون طهماسبی

یکی از حوزه‌هایی که من در آن به طور تخصصی کار می کنم و در ایران نیز برای آن، مشاور خوب، خیلی کم داریم، بحث گزارش دهی مسئولیت اجتماعی شرکت ها یا آن چیزی است که در ادبیات به آن گزارش پایداری یا Sustainability Report می گویند. 

گزارش دهی مسئولیت اجتماعی در ایران، هنوز قدم های آغازین خود را طی می کند و به نوعی در دوران جنینی است. ما هم از نظر کیفیت و هم از کمیت گزارش هایمان، وضعیت خوبی در دنیا و حتی در مقایسه با کشورهای مشابه منطقه نداریم.

از این ها که گذر کنیم، یک مشکل بزرگ در این حوزه هم برداشت های نادرست از استانداردها و روش های بین المللی گزارش دهی است. استاندارد GRI که اختصاصا برای گزارش دهی مسئولیت اجتماعی شرکت ها تدوین شده است، در ایران، دچار چند سوء برداشت است و متاسفانه در نبود مراجع دانشی کافی، و در جولان مشاوران مدیریت بی رقیب، اصلاح هم نمی شود.

یکی از این سوء برداشت ها، بزرگنمایی ها در مورد اهمیت GRI است. متاسفانه برخی مشاوران آنچنان این چارچوب راهنما را بزرگ و پیچیده و بدور از کاستی جلوه می دهند که بعضا شرکت ها را ضمن پیروی چشم و گوش بسته از آن، گرفتار هزینه های عجیب و غریب مشاوره ای خود نیز برای انطباق با GRI می کنند.

مشکل دوم این است که همین مشاوران مدعی GRI، حتی اصول اولیه GRI را نیز بلد نیستند. در واقع راهنمای چند صد صفحه ای GRI گویی در حوصله برخی از بزرگواران این حوزه نمی گنجد و لذا با یک برداشت سطحی از آن، پا به عرصه مشاوره گزارش دهی بر اساس استاندارد GRI گذاشته اند و متاسفانه ماحصل کار این شده که اغلب گزارش های ایرانی که مدعی انطباق با GRI هستند، از نظر مبنایی، اساسا سنخیتی با GRI ندارند و حتی جداول انطباق انتهای گزارشهایشان هم سراسر اشکال و ایراد است. و البته در جهل شرکت های کارفرما، این اشتباهات مشاورانِ کم سواد، رو نمی شود و این چرخه معیوب ادامه پیدا می کند. بانک بزرگی را می شناسم که هر سال گزارش می دهد، هر سال مدعی انطباق با GRI می شود و هر سال هم اشتباه می کند که فکر می کند با GRI منطبق هست!

شرکتی به من مراجعه کرد که می خواهیم گزارش مان را که کلی هزینه برایش کرده ایم، ترجمه کنیم و برویم گواهی تائیدیه از GRI هم بگیریم، و من در همان نگاه اول متوجه شدم که این گزارش منطبق بر GRI نیست و با ارسال برای گرفتن تائیدات لازم، برگشت خواهد خورد و چون شاکله گزارش هم مشکل دارد، قابل اصلاح نیست و باید گزارشی با رویکرد جدیدی نوشت.

متاسفانه «عدم مسئولیت پذیری فردی» گریبان برخی مشاوران حوزه «مسئولیت پذیری شرکت ها» را گرفته است. 

در مدرسه توسعه پایدار، به دنبال ایده هایی هستیم که کمی این فضای پر از جهل را شفاف تر کنیم و تشخیص سره از ناسره را برای کارفرمایان راحت تر. تا ببینیم خدا چه می خواهد.

۰ نظر ۰۵ آبان ۹۸ ، ۲۱:۵۲
هامون طهماسبی

روز گذشته فرصتی دست داد تا با جمعی از اعضای کانون همراهان مدرسه توسعه پایدار، به گرمسار رفتیم تا از تلاش های آقای احمد طاهری، کشاورز و محقق و تلاش گر عرصه احیای ذخایر ژنتیکی کشور و کشاورزی پایدار، دیدار داشته باشیم. آقای طاهری با دغدغه احیای بذرهای بومی گندم خراسان از سال ها پیش فعالیت خود را شروع کرده و امروز توانسته در 20 استان، مزارع نمونه ای را به کشت این رقم ترغیب کند. رقمی که در ایران رو به فراموشی بود و در چند دهه گذشته با بذرهای وارداتی جایگزین شده بود. گندم خراسان، که هزاران سال و از زمان باستان در ایران کشت می شده با اقلیم این سرزمین سازگارتر است و عملکرد بهتری هم دارد و آرد و فراورده های نان آن نیز از نظر سلامتی و کیفیت تغذیه، شاخص های بالاتری دارند. تلاش های آقای طاهری، نقش مهمی در کاهش وابستگی غذایی کشور نیز دارد.

در این بازدید، دکتر شوان صدر قاضی، عضو هیئت علمی دانشگاه سازمان ملل هلند نیز همراه ما بود. گزارشی کوتاه از این بازدید را در وبسایت مدرسه توسعه پایدار می‌توانید ببینید(کلیک کنید).

 

۰ نظر ۱۲ مهر ۹۸ ، ۱۵:۲۴
هامون طهماسبی

با همکاری خانم مهدیه عباس زاده، یکی از همکاران خوب مان در مدرسه توسعه پایدار، تالیف کتاب «کسب و کارهای اجتماعی در ایران» را شروع کرده ایم. این کتاب که ماحصل یک پژوهش میدانی خواهد بود، با بررسی نمونه های منتخب ایرانی از کسب و کارهای اجتماعی به معرفی و تبیین این مفهوم و ابعاد مختلف آن برای فعالین اجتماعی خواهد پرداخت. خود ما که نسبت به کتاب از حالا خیلی ذوق داریم. این کتاب برای کنشگران اجتماعی و دغدغه مندان ایران عزیزمان، می تواند بسیار الهام بخش و انگیزاننده باشد و راه های جدیدی را برای اثرگذاری اجتماعی پیش رویشان بگذارد.

اما باید صبر کنیم تا به خوبی پخته شود تا حرفی مهم و اساسی برای مخاطبان اش داشته باشد. پیش بینی می شود که انتشار این کتاب در سال 1399 صورت بپذیرد.

 

۰ نظر ۲۵ تیر ۹۸ ، ۱۱:۰۵
هامون طهماسبی

امروز با آقای علیرضا نبی، بنیانگذار شرکت آرشیا و کارآفرین اجتماعی شناخته شده، قرار ملاقات داشتیم. آقای نبی را خیلی ها می شناسند. شهرت اش بیشتر به خاطر فعالیت های کارآفرینانه اش برای افراد دارای سوء سابقه در شرکت آرشیا بوده است که البته در برنامه های تلویزیونی پر مخاطبی همچون ماه عسل و بدون تعارف نیز صحبت کرده اند. در جلسه امروز ضمن یک گپ و آشنایی مفصل، از ایشان دعوت کردیم که در مهرماه، در یکی از نشست های «توسعه پایدار برای ایران» در دانشگاه شریف سخنرانی کنند. در بخشی از جلسه نیز راجع به محتوای این سخنرانی و هدف و مخاطبان آن صحبت کردیم. جلسه با آقای نبی، ساده و صمیمی پیش رفت و امیدوارم حضور ایشان در دانشگاه شریف، که اتفاق مهمی است، به خوبی و طبق برنامه ریزی انجام شده صورت بپذیرد.

۰ نظر ۱۵ تیر ۹۸ ، ۲۱:۲۹
هامون طهماسبی

ثبت نام مدرسه بهاره توسعه پایدار سال 1398، شروع شده است. انشالله این دوره از مدرسه، یک بازطراحی قابل توجه در مباحث خواهد داشت. پس از برگزاری موفقیت آمیز 4 دوره فصلی مدرسه توسعه پایدار در طول سال گذشته، حالا دلگرم هستیم که این مسیر را با قدرت بیشتری ادامه دهیم. اگر قصد ثبت نام در این دوره را دارید، توجه کنید که 10 درصد تخفیف برای ثبت نام زودهنگام تا 10 اردیبهشت درنظر گرفته شده است. در این دوره نیز به مانند دوره های قبلی، بخش ویژه ای از مدرسه به بررسی نقش بخش خصوصی در تحقق توسعه پایدار و مباحث مرتبط نظیر مسئولیت اجتماعی سازمانها و کارآفرینی اجتماعی اختصاص دارد. 

اطلاعات بیشتر را در وبسایت مدرسه توسعه پایدار به نشانی www.sdschool.ir می توانید ببینید.


۰ نظر ۰۷ فروردين ۹۸ ، ۰۹:۴۱
هامون طهماسبی
چند شب پیش، داشتم مستندی را راجع به منطقه محروم بشاگرد می دیدم. بشاگرد در شمال استان هرمزگان قرار دارد و جایی است که احتمالا اسمش را بسیار شنیده اید به ویژه در کنار واژه «محرومیت». بشاگرد در تمام سالهای پس از انقلاب، نماد محرومیت بوده و هست. منطقه ای با آب و هوای خشک و خشن و فقر گسترده و بیکاری بالا که اغلب مردم تنها با کمک های نهادهای حمایتی زندگی می کنند. مستندی که دیدم از مجموعه «خرم شهر» بود و به داستان تلاش های مرحوم حاج عبدالله والی در این منطقه اختصاص داشت. حاج عبدالله والی در اوایل دهه 60 به این منطقه آمد و عمر خود را صرف کمک به پیشرفت و محرومیت زدایی آن کرد. مستند بشاگرد من را بسیار به فکر فرو برد. بعد از دیدنش و قبل از خوابیدن، مدام به این فکر می کردم که کاش می شد با این بضاعت محدودمان برای بشاگرد می توانستیم کاری کنیم و این سوال برایم وجود داشت که خب چه کاری؟
فردای آن روز یک قرار از پیش تنظیم شده با آقای رضا درمان، مدیرعامل جامعه یاوری فرهنگی داشتم تا راجع به برخی حوزه های همکاری پیش رو صحبت کنیم. به طور اتفاقی متوجه شدم که آقای درمان در چند روز گذشته سفری به هرمزگان و بشاگرد داشته و دست بر قضا ایشان هم به این فکر می کند که جامعه یاوری فرهنگی چه کمکی به بشاگرد می تواند انجام دهد. تلاقی این اتفاق ها را به فال نیک گرفتم و آن را نشانه ای دیدم که بایستی این مسیر را ادامه داد. سرتان را درد نیاورم. چند ساعت صحبت من و آقای درمان راجع به بشاگرد، ماجرای اصلی جلسه مان را به فراموشی سپرد و در پایان به این جمع بندی رسیدیم که مدرسه توسعه پایدار، یک همایش اختصاصی برای بشاگرد برگزار کند. همایشی که در آن به طور خیلی جدی و بی پرده به بازخوانی چند دهه فعالیت های محرومیت زدایی در بشاگرد بپردازیم و آن را در بوته نقد بگذاریم. همایشی با حضور همه ذی نفعان و دست اندرکاران حال و گذشته بشاگرد؛ همایشی که قرار است محلی باشد برای به اشتراک گذاری تجربیات و دانش و درس آموخته هایمان از چند دهه گذشته برای اینکه درسی بگیریم برای آینده.
برای برگزاری این همایش بسیار هیجان زده ایم. در واقع قرار است یکی از نشست های «توسعه پایدار برای ایران» را به این موضوع اختصاص دهیم و البته به واسطه ماهیت ویژه سوژه، آن را فراتر از یک نشست و در قالب همایش برگزار کنیم.
اگر علاقه مند به مشارکت در این همایش هستید(حمایت مالی، حمایت معنوی، مشارکت در ارائه ها و هرگونه کمک در برگزاری) و یا اینکه دوست دارید به عنوان مستمع در آن شرکت کنید، اطلاعات بیشتر را در صفحه ثبت نام رویداد در سایت evand ببینید: evand.com/sdschool

۰ نظر ۱۰ اسفند ۹۷ ، ۲۰:۰۱
هامون طهماسبی
چند روز پیش یک تماس داشتم. آقایی از اداره صنعت و معدن شهرستان رامیان با من تماس گرفته بود. شماره من را از پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف گرفته بود و آشنایی اش با ما، به دیدن مستندی بر می گشت که صدا و سیما چند وقت پیش از فعالیت های ما در گلباف پخش کرده بود.
حرفش این بود که شهرشان مسائلی شبیه به گلباف دارد، مضاف بر اینکه بیکاری گسترده و ناامیدی بر روحیه جوانان بسیار اثر بدی گذاشته و این شهر بالاترین آمار خودکشی در استان را نیز دارد. از ما پرسید که اگر بخواهیم کار مشابهی در رامیان انجام دهیم و فعالیت های توسعه ای مرتبطی را تعریف کنیم چه باید کرد. من از ایشان مهلت گرفتم و بعد از یک بررسی، چند روز بعد با ایشان تماس گرفتم و بایسته های کار را توضیح دادم. توضیح دادم که ما به این جور فعالیت ها به چشم تجاری نگاه نمی کنیم، ولی حقوق معمولی همکاران درگیر این پروژه و هزینه های مرتبط نظیر رفت و آمد و برگزاری رویدادهای محلی، به هر حال نیاز به حامی مالی دارد. قرار شد بررسی کنند و به ما خبر دهند.
واقعیت این است که شهرهای زیادی در ایران وجود دارند که شرایط مشابه رامیان و گلباف را دارند. شهرهایی که از جریان اصلی توسعه به حاشیه رانده شده اند و در زیر گرد و غبار فراموشی، به سوی از دست دادن سرمایه های اجتماعی، اقتصادی و انسانی خود حرکت می کنند. چه می توان کرد با این حجم از کار و نیاز؟ بر فرض اینکه داشته باشیم کسانی را که راه حل هایی برای احیای این مناطق و زنده نگه داشتن شان داشته باشند، تعدادشان چقدر است؟ و آیا اصولا تا وقتی ساختارهای کلان اقتصادی-اجتماعی-سیاسی ما در جهت تمرکز گرایی و تضعیف شهرهای کوچک و روستاها عمل می کنند، امیدی به احیای این مناطق هست؟
سوالهای سختی هستند. اما یک چیز، به نظرم مهم و بدیهی است و آن اینکه یک شرط لازم و نه کافی برای برون رفتن از این وضعیت، تلاش برای تمرکز گرایی روز افزون از مدل توسعه کشور است. ما باید بسیج شویم برای تقویت شهرهای کوچک و روستاها. تمرکز همه چیز در تهران، یک شکست برای توسعه پایدار در ایران است. 
۰ نظر ۱۶ دی ۹۷ ، ۲۲:۲۲
هامون طهماسبی

چهارشنبه گذشته در شهر کرمان، جلسه بسیار خوبی با مسئولین آموزش و پرورش استان کرمان داشتیم. بهانه جلسه، فعالیت هایی بود که در قالب پروژه توسعه منطقه ای گلباف در طی دو سال گذشته برگزار کرده بودیم و البته آن دسته از فعالیت ها که به توسعه آموزشی در منطقه مربوط می شد. حقیقت این است که ما(یعنی پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف) به عنوان مشاور بانک قرض الحسنه رسالت در پروژه توسعه منطقه ای گلباف، این مزیت را نسبت به سایر پروژه های مشابه در استان کرمان داشتیم که علاوه بر حوزه اقتصادی و اشتغال زایی، یک دانش انباشته از کار در حوزه اجتماعی به دنبال مان بود و به همین خاطر برنامه های خیلی خوبی در حوزه آموزش و توان افزایی نسل های آینده تعریف و اجرا شد.

موضوع اصلی این جلسه، جشنواره پژوهشگران نوجوان گلباف بود که همانطور که قبلا در همین سایت توضیح داده شد، رویکردی متفاوت و خیلی خاصی به پژوهش داشت که به نوعی اولین رویداد در نوع خود است که در کشور اجرا می شود. گزارش عملکرد جشنواره، برای معاونین آموزش و پرورش استان بسیار جالب توجه بود و قولهای خوبی برای همکاری و پشتیبانی از این رویداد در دوره های بعدی مطرح شد که ما را برای پیگیری این مسیر، دلگرم تر می کند.

تجربه کار در گلباف، بیش از گذشته برای من ثابت کرد که اگر همت کنیم و از تهران پا را آن ور تر بگذاریم، در گوشه و کنار این کشور، انسان ها و ظرفیت های بسیار ارزشمندی وجود دارند که می توانند بهترین ها را خلق کنند. کافی است که بهشان خودباوری بدهیم و البته مسیر فعالیت شان را هم تسهیل کنیم تا شکوفا شوند.

۰ نظر ۲۶ آبان ۹۷ ، ۱۱:۵۲
هامون طهماسبی

دیروز عصر، شبکه 3 سیما بالاخره مستندی را که گروه مستندساز صدا و سیما از کارهای ما در توسعه پایدار منطقه ای گلباف استان کرمان تهیه کرده بود، پخش کرد. این برنامه 30 دقیقه ای، روایتی است از مدل فعالیت ما در گلباف که البته در تابستان 1396 ساخته شده است و کارهای انجام گرفته از ان موقع تا کنون را پوشش نمی دهد. نکته دیگر راجع به این مستند تلویزیونی این است که روایت و داستان آن، متعلق به تیم تهیه کننده است و مستقل از ما تهیه شده است و اگر ما طراح بودیم، به شیوه دیگری روایت این مستند را می نوشتیم.

علی ای حال، کار تیم مستند ساز به سرپرستی آقای مهدی فارسی برای ساختن یک روایت از مدل فعالیت ما و استخراج یک خروجی عامه فهم و غیرپیچیده برای مخاطبان تلویزیونی، کار راحتی نبوده است و می توان خروجی را قابل قبول و بسیار خوب ارزیابی کرد که برای ما هم ایجاد انگیزه زیادی کرده است. چند نفر هم که آن را دیده اند، به نظر می رسد ارتباط خوبی با محتوا توانسته اند برقرار کنند و نیز فهم خوبی نسبت به کارهای ما در توسعه منطقه ای گلباف پیدا کنند.

از شما هم دعوت می کنم این مستند را در سایت «تله وبیون» ببینید که در آن من هم حضور دارم و سعی کرده ام رویکردمان در پژوهشکده به فعالیت های اجتماعی-اقتصادی با هدف محرومیت زدایی را تاحدودی بیان کنم.

لینک سایت تله وبیون: http://www.telewebion.com/episode/1912469

لینک ویدئو کم حجم تر در سایت آپارات: https://www.aparat.com/v/FUuhr


۲ نظر ۰۲ آبان ۹۷ ، ۰۸:۴۰
هامون طهماسبی