به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پیشرفت همه جانبه و مسئولیت اجتماعی سازمانی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پیشرفت همه جانبه و مسئولیت اجتماعی سازمانی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

بایگانی

۳۷ مطلب با موضوع «الگوی بومی توسعه» ثبت شده است

امروز در میزگرد تخصصی «نوآوری اجتماعی» در یازدهمین کنفرانس الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت یک ارائه 20 دقیقه ای داشتم. موضوع ارائه من، «نیاز به تغییر الگوهای ذهنی برای ثمردهی نوآوری اجتماعی» بود. برای پذیرش سخنرانی در این رویداد اکراه داشتم و نهایتا تصمیم گرفتم با یک موضوع متفاوت به امید اینکه شاید ذره‌ای بر تغییر دیدگاه‌ها در این حوزه اثر بگذارد، در آن مشارکت کنم. 

تاکید اصلی من در این سخنرانی بر این بود که اگر امیدی به اثربخشی نوآوری اجتماعی برای گره گشایی از مشکلات جامعه می‌خواهیم داشته باشیم، نمی‌توانیم با منطق بازار، آن را ترویج کنیم. این حوزه، عشق، انگیزه‌های اجتماعی قوی و دنبال کردن سودهایی غیر از سودهای مادی نیاز دارد. چیزی که متاسفانه در بسیاری از رویدادهای این حوزه برعکس ترویج می‌شود. از جهت استفاده علاقه مندان، چکیده سخنرانی و نیز فایل ارائه‌ام را در اینجا قرار می‌دهم. امید دارم که بتواند مورد استفاده علاقه‌مندان این حوزه قرار بگیرد.

دانلود ارائه: کلیک کنید

چکیده:

نیاز به تغییر الگوهای ذهنی برای ثمردهی «نوآوری اجتماعی»


نوآوری اجتماعی یکی از مفاهیمی است که در دو دهه اخیر در فصل مشترک فضای کسب‌وکار و حوزه اجتماعی ظهور پیدا کرده است. این مفهوم در کنار مفاهیمی چون مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها، کارآفرینی اجتماعی، و کسب‌وکار اجتماعی می‌تواند خیلی از ظرفیت‌های سازمانی و نهادی را در خدمت حل مسائل اجتماعی بیاورد. با این حال، مشکلی که در بسیاری برنامه‌های شکل‌گرفته در کشورمان برای ترویج و حمایت از این حوزه وجود دارد، توجه نکردن به دو جنبه 1-دانشی-مهارتی و 2-نگرشی در این حوزه است. در واقع، آنچه که نوآوری اجتماعی را از نوآوری به معنای عام آن، متمایز می‌کند( و با این تمایز است که می‌توان امید داشت که برای حل مسائل کشور عزیزمان راهگشا باشد)، وجود نیت و دغدغه اجتماعی پررنگ در میان فعالین و کنش گران این حوزه است. صرف تکنیکی و اقتصادی دیدن این حوزه، بدون توجه به ابعاد نگرشی و ارزشی، فایده چندانی برای گره گشایی از مسائل اجتماعی کشور نخواهد داشت. بررسی زیست و مدل ذهنی بسیاری از کارآفرینان اجتماعی موفق هم نشان می‌دهد که سبک زندگی، ایدئولوژی‌ و ارزش‌های این افراد به شکل متمایزی با حوزه اجتماعی پیوند دارد و بدون وجود این سازگاری، چه بسا فعالیت‌های آنها نه تنها به گره‌گشایی از مسائل کشور کمک نکند، بلکه چالش‌های جدیدی را نیز به وجود بیاورد. در این بین نظام آموزشی و دانشگاه‌ها و به ویژه دانشکده‌های مدیریت، می‌توانند نقشی کلیدی ایفا کنند که متاسفانه مطالعات نشان می‌دهد عملا در این حوزه یا خاموش هستند و یا در حال ریل‌گذاری نادرست. در این سخنرانی، ضمن طرح نیاز برای تغییر الگوهای ذهنی در حوزه نوآوری اجتماعی، نگاهی انتقادی به وضعیت آموزش مدیریت در ایران در ارتباط با پشتیبانی از نوآوری اجتماعی نیز خواهیم داشت.


* هامون طهماسبی؛ کنش‌گر و پژوهشگر حوزه توسعه پایدار و مدیر «مدرسه توسعه پایدار» دانشگاه صنعتی شریف
 

۰ نظر ۲۸ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۹:۳۶
هامون طهماسبی

امروز مهمان شرکت کیسون بودم و با مدیر و همکاران واحد توسعه انسانی پایدار این شرکت، گفتگویی راجع به وضعیت مسئولیت اجتماعی شرکتی در ایران و ارتباط آن با توسعه پایدار داشتیم. شرکت کیسون از معدود شرکت های ایرانی است که برای پیشبرد امور مسئولیت اجتماعی خود، ساختار و برنامه راهبردی مشخص و مدونی دارد که سالهاست جاری می‌شود و استمرار دارد. بخش مهمی از علت این تفاوت رویکرد در کیسون نسبت به فضای غالب مسئولیت اجتماعی در کشورمان (که مقطعی، سلیقه ای و مبتنی بر پروژه های موقت است)، وجود عقبه فکری عمیقا اجتماعی در میان مدیران مجموعه و به ویژه مدیر واحد توسعه انسانی پایدار این شرکت (خانم دکتر نگهدار) است. از سوی دیگر، مسئولیت اجتماعی برای کیسون، امری است که به خودی خود، اصالت دارد و وابسته به تاثیر آن بر مواردی چون فروش و ارتقای برند نیست.

من در جلسه امروز هم گفتم که شرکت های بسیار کمی در ایران می شناسم که چنین نگاه اصیل و هنجاری به این مقوله دارند و کیسون یکی از آنهاست. بحث های خوبی مطرح شد. به این فکر افتادیم که برای هم افزایی و تقویت جبهه شرکت هایی که اصولی و مبتنی بر نگاه درست به CSR می پردازند، برنامه هایی را پیاده کنیم. شرکتهایی مثل کیسون، ماهتاب و بوتان می‌توانند کمک کنند که برای جهت‌گیری های CSR در کشور، الگوسازی و جریان سازی کنند؛ به خصوص در شرایطی که مشاوران بازاریاب و منفعت طلب در حال خراب کردن این مفهوم و لوث کردن آن در کشور هستند.

در جلسه، راجع به کتابی که اخیرا چاپ کرده بودیم (مسئولیت اجتماعی شرکتها: از نظریه تا عمل) و نیز پویش «سرزمین جاودانی من» نیز صحبت کردیم که بسیار توجه همکاران شرکت را جلب کرده بود. در انتهای جلسه شرکت کیسون 100 جلد از کتابهای سرزمین جاودانی من را برای هدیه به فرزندان همکاران شرکت، سفارش دادند.

۰ نظر ۲۰ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۰:۱۸
هامون طهماسبی

اخیرا گفتگویی با آقای جعفر قوام دوست، راجع به آسیب شناسی و مسیر پیش روی «مسئولیت اجتماعی شرکتها» در ایران داشتم. این گفتگو به شکل ویدئویی ضبط شده و در سایت آپارات قابل مشاهده است. آقای قوام دوست، مدیر پروژه تدوین کتاب «حل مساله اجتماعی» بودند که چندی پیش منتشر شد و در سلسله گفتگوهایی با مولفین فصلهای مختلف این کتاب، سعی در باز کردن ابعاد مختلف موضوع «حل مساله اجتماعی» در ایران از مسیرهای گوناگون کرده اند. به نظرم گفتگوی خوبی شده و برای علاقه مندان به CSR و مسئولیت اجتماعی شرکتها می تواند نکات قابل توجهی داشته باشد. این گفتگو را با کلیک بر لینک زیر ببینید:

https://www.aparat.com/v/XrV8y

 

 

۰ نظر ۱۳ مهر ۰۰ ، ۲۲:۴۷
هامون طهماسبی

امروز در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، یک جلسه با برخی همکاران و مدیران معاونت اقتصادی داشتم. بهانه جلسه، نامه‌ای بود که چندی پیش یکی از نمایندگان مجلس در یکی از استان‌های جنوبی به مرکز پژوهش‌ها ارسال کرده بود و با گله از وضعیت توجه به مسئولیت اجتماعی در شرکت‌های حوزه نفت و گاز در مناطق محروم، مرکز پژوهش‌های مجلس، پیش‌نویس طرحی را آماده کند تا بعدا به قانونی برای ملزم کردن شرکت‌ها به ایفای مسئولیت‌های اجتماعی خود به ویژه در جوامع محلی و مناطق محروم تبدیل شود.

نماینده محترم، مسئله درستی را شناسایی کرده بود و در نامه‌اش هم به خوبی اشاره کرده بود که سهم جوامع محلی از فعالیت‌های توسعه‌ای این شرکت‌های بزرگ دولتی یا خصوصی، غالبا آلودگی‌های محیط زیستی و چالش‌های جدید اجتماعی است. با این حال، راه‌کار پیشنهادی راجع به ملزم کردن قانونی شرکت‌ها به ایفای مسئولیت اجتماعی خود، موضوعی است که به راحتی نمی‌توان در مورد آن صحبت کرد. ارتباط من با مرکز پژوهش‌ها از حدود یک ماه قبل شروع شد. ایشان اصرار داشتند که خیلی سریع چنین طرحی در قالب یک کار پژوهشی کوچک انجام بپذیرد و من مصر بودم که موضوع مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها، حساسیت‌های زیادی دارد و اقدامات شتاب‌زده و نسنجیده در آن ممکن است فقط به لوث شدن این مفهوم و تهی شدن آن از معنا و یا ایجاد مفری برای سبزشویی و فرار مالیاتی و امثالهم تبدیل شود و آن مقصودی که نگرانی نماینده مجلس و شماست، برآورده نشود. برایشان از اشتباهاتی که برخی کشورهای شرقی در این حوزه مانند هند کردند، صحبت کردم و نهایتا و ظاهرا این اقناع صورت گرفت که فعلا پاسخی مختصر به نماینده درخواست‌کننده داده شود و فرصت زمانی دریافت شود تا یک طرح جامع برای بررسی ابعاد سیاستی و قانونی بحث مسئولیت اجتماعی شرکتها به ویژه در مناطق محروم، بر پایه بررسی ادبیات موضوع، تجارب جهانی و نیز تجارب داخل کشور در دستگاه‌های مختلف تهیه شود.

جلسه امروز برای تبیین ابعاد این طرح و ترسیم نقشه مسیر پیش رو بود. امیدوار هستم که همانطور که مذاکره امروز، نسبتا خوب جلو رفت، این کار منجر به انعقاد قرارداد شود تا بتوانیم در این حوزه با کمک دوستان، منشا اثر باشیم. از انعقاد قرارداد صحبت کردم؛ چون تجربه نشان داده که در مذاکره با دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی، تا وقتی موضوع مکتوب و مستند نشده، قول‌ها و تائیدات شفاهی و در جلسات، خیلی قابل اتکا نیست.

۰ نظر ۲۹ بهمن ۹۹ ، ۲۳:۴۷
هامون طهماسبی

برخی از عزیزانی که سابقه آشنایی با بنده دارند مطلع هستند که من و جمعی از همکارانم در پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف در فاصله سال‌های 1395 تا 1398 در شهر گلباف استان کرمان فعالیت‌هایی برای کمک به پیشرفت و توسعه پایدار محلی و منطقه ای آنجا داشتیم. پیش‌تر هم در یک برنامه مستند تلویزیونی که از شبکه‌های مختلف سیما پخش شده بود، مدل و رویکرد ما در این پروژه توسعه محلی-منطقه‌ای تشریح شده بود (برای دیدن این مستند 30 دقیقه‌ای در آپارات، اینجا کلیک کنید).

با این حال، در حالیکه فعالیت‌های ما به نقطه اوج خودش داشت می‌رسید و مسیر خود را (به باور ما) به درستی پیدا کرده بود، با تغییر نگرش حامی مالی پروژه، دچار مشکلاتی شدیم و نهایتا با انصراف حامی مالی از ادامه پروژه در حوزه‌های اجتماعی (که حوزه تمرکز ما بود)، همکاری ما در سال 1398 خاتمه پیدا کرد. خاتمه این همکاری اما به معنای پایان پروژه ما نمی‌توانست باشد؛ چراکه اساسا من معتقدم که وقتی شما وارد یک فعالیت توسعه منطقه ای می شوید دیگر نمی توانید زمان محدود برای خود تعیین کنید که با اتمام قرارداد، مسئولیت شما نیز به پایان برسد. از روز اولی که ما وارد یک منطقه می‌شویم، زندگی مردم دچار تغییر می‌شود و به واسطه این تغییر، یک مسئولیت دائمی بر گردن ما قرار می‌گیرد که با اتمام قراردادهای کاغذی، به پایان نخواهد رسید. با این نگرش، فکر گلباف و مسائل آن از ذهن من خارج نشد و نمی‌شود. در طول این یکی دو سال، ذهن من مدام به این معطوف بود که چطور می‌توانیم بدون منابع مالی، و با توان محدودی که حالا داریم، قدم موثری برای آینده گلباف برداریم. این افکار به ویژه با ارتباطاتی که با فعالین اجتماعی جامعه محلی حفظ شده بود و مطالبات آنها، رنگ و بوی احساسی و مسئولیتی بیشتری هم پیدا می‌کرد.

جمع‌بندی این فکرها، همان‌طور که فعالیت‌های دو سال آخر حضور ما در گلباف به آن‌سو همگرا شده بود، این شد که باید بر حوزه توسعه انسانی متمرکز باشیم و آن‌هم از طریق ایجاد یک انجمن تحول‌آفرین محلی. انجمنی که دغدغه‌اش کمک به توسعه پایدار گلباف باشد با تکیه بر توانمندسازی انسان‌های ساکن گلباف و بسیج منابع و توان‌های همه کسانی که دغدغه پیشرفت و آبادانی آن را دارند (چه ساکن گلباف باشند و چه خارج از گلباف، مثل ما یا مهاجرت‌کرده‌های این شهر).

«انجمن گلباف پایدار من» از دل فرایندی چند ماهه، با دشواری‌های خاص دوران کرونا شکل گرفت. ما به مدت 4 ماه  جلسات هفتگی (و البته مجازی به خاطر شرایط کرونا) با جمعی از فعالین اجتماعی محلی داشتیم و کم کم جمعمان بزرگتر شد و حس کردیم حالا وقتش رسیده که هویتی به آن در قالب یک انجمن غیررسمی ببخشیم. «انجمن گلباف پایدار من» که به جز من و همسرم، بقیه فعالینش، اهل گلباف هستند، می‌تواند اتفاقات خوبی را در گلباف رقم بزند و الگوی خوبی از انجمن‌های تحول‌آفرین محلی باشد. در این بین البته من هنوز نگرانی‌هایی دارم که مجازی بودن ارتباطات و جلسات به خاطر شرایط کرونا، اجازه ندهد آن‌گونه که می‌توانیم اهداف انجمن را محقق کنیم. در واقع مشکل اینجاست که از همان‌ابتدای شکل‌گیری، همه چیز مجازی است و فکر می‌کنم که کاش یک تجربه لااقل یک ساله از فعالیت حضوری در این انجمن وجود می‌داشت. نگرانی دیگر من هم به کمبود آدم‌های فعالِ «پای کار» و «توانمند» در هسته مرکزی این انجمن است که باز هم از طریق فضای مجازی (در دوران اولیه شکل‌گیری انجمن) سخت می‌شود آنها را پیدا کرد و بسیج کرد و نیاز به فعالیت میدانی بیشتری در آنجا وجود دارد. «پای کار» بودن، به ویژه کمیاب تر است. باید تلاش زیادی کنیم که افراد مجاب شوند برای تغییر سرنوشت خود لازم است که هزینه کنند (وقت و زمان بگذارند) و بدون آن، چیزی تغییر نخواهد کرد.

به هر حال امیدوارم که این موانع به لطف خدا و همت گلبافی‌ها، جدی نباشند و این انجمن که بسیار دوستش می‌دارم بتواند قدم‌هایی ماندگار و الهام بخش برای آینده گلباف بردارد و مصداقی از یک کار مردمی واقعی و تحول‌آفرین در حوزه توسعه پایدار باشد.

راستی این انجمن، یک نشانی اینستاگرام هم دارد: کلیک کنید.

عکس مربوط به شرکت یکی از اعضای انجمن در جلسات اسکایپی علی رغم درگیری در کار کشاورزی است. یک عکس خیلی دلگرم کننده و دوست‌داشتنی:)

۰ نظر ۲۶ تیر ۹۹ ، ۱۸:۳۲
هامون طهماسبی

امسال تلاش زیادی کردیم که حمایت چند نهاد را جلب کنیم که بتوانیم کمکی به مسئله منطقه بشاگرد هرمزگان کنیم. پیشنهاد ما این بود که شورایی از کنش گران و بازیگران دولتی و غیر دولتی در حوزه محرومیت زدایی بشاگرد شکل بگیرد و ما تسهیل گر و پشتیبان این شورا باشیم. مدل جدیدی از نقش آفرینی یک نهاد دانشگاهی در این جور مسائل را طراحی کردیم و بیش از 7 ماه تلاش کردیم که چه دستگاه های محلی و چه نهادهای حاکمیتی و دولتی و غیره را پای کار بیاوریم که این مدل ابتکاری در منطقه بشاگرد و به عنوان پایلوت اجرا شود. اما دریغ از حتی یک گوشه چشم مثبت! حتی استانداری هرمزگان که پارسال در همایش دانشگاه شریف برای بشاگرد، بسیار علاقه مند و مشتاق نشان می داد، حاضر به میزبانی یک نشست کم هزینه با حضور 20 نفر برای بشاگرد هم نشد!

ما با اینکه هیچ کدام مان بشاگردی نبودیم، تنها با این انگیزه شاید کمکی به مسئله به محرومیت در یکی از مناطق پر چالش کشور بکنیم، ماه ها تلاش کردیم و امید داشتیم که از رهگذر این تجربه، بتوانیم درس اموخته هایش را برای کمک به مسائل مناطق مشابه در دیگر نقاط کشور، توصیه و تکثیر کنیم. مشکل فقط دولتی ها هم نبودند؛ در این مسیر بعضا فعالین اجتماعی محلی هم پشت ما را خالی کردند تا امروز من اعلام کنم که دیگر پرونده بشاگرد را بستیم و فعالیت های حوزه محرومیت زدایی را در دیگر نقاط کشور پیگیری کنیم. البته حتما حکمتی در کار بوده است. با این حال، بشاگرد تنهاست و به کمک های متفاوتی از آنچه که در 40 سال گذشته تجربه کرده، نیاز جدی دارد. گاه گاهی هم با ما تماس می گیرند از فعالین اجتماعی یا توسعه گران که بیاییم کمک. اما بدون منابع، برای نهادی که NGO نیست و حتی اگر بود، باز هم حداقلی از منابع برای این حوزه نیاز داشت تا بتواند کمک موثری انجام دهد، امکان پذیر نیست.

مسئله فقط بشاگرد نیست. ایده های دیگری برای نقاط دیگری از کشور داریم و راه حل هایی که فکر می کنیم حداقل ارزش امتحان کردن را دارد. راه حل هایی برخاسته از دانش داخل و خارج و با نگاهی عملگرا و ریشه ای به توسعه محلی و محرومیت زدایی. اما حوزه فعالیت و مسئولیت هایش به قدری بزرگ است که بدون این منابع نمی شود. به طرز عجیبی، همه دوست دارند در میدان باشند و بیل به دست بگیرند یا پروژه افتتاح کنند و همایش های پرخرج بگذارند. با هر کس هم که صحبت می کنیم تائید می کنند که بدون دانش، مدل و ابزار مناسب، بسیاری از این تلاشها هدر می رود. اما باز کسی حاضر به حمایت نیست.

مدت هاست که فکر می کنم در حوزه توسعه محلی و محرومیت زدایی، باید به دنبال منابع حمایتی خیرین و آدمهایی بود که واقعا دغدغه کشور را دارند و در عین حال بر خلاف کمک های نهادها، دستت را باز می گذارند و استقلال ات را به رسمیت می شناسند تا بتوانی متمرکز بر «نتایج اثربخش» بشوی. اگر شما از آن ایرانیان میهن دوستی هستید که حاضرید از شکل گیری نهادی کوچک در حوزه محرومیت زدایی و توسعه محلی در کشور حمایت کنید که توانمندتر شدنش به بهتر بازی کردن کنش گران این حوزه در کشور یاری می رساند، با من تماس بگیرید. فرقی نمی کند داخل یا خارج از کشور. ما و بسیاری گروه ها و مجموعه های دیگر به این دست کمک های حمایتی نیاز داریم. این حوزه، در «بازار»، مشتری ندارد و به طور عادی تامین مالی نمی شود.

تنها از طریق کمک های حمایتی دولتی و غیر دولتی امکان بقا دارد. اما کمک های دولتی متاسفانه یا نیازمند لابی گری ها و روابط سطح بالاست و یا اینکه با قید و بندهای بسیار زیاد و قیچی کردن قال توجه مدل و برنامه پیشنهادی وجود خواهد داشت که عملا نبودنش بهتر از بودنش است. امید من به بخش غیر دولتی است. در حوزه محرومیت زدایی، کلی ایده خوب و برنامه کوچک و بزرگ داریم. اگر می توانید منابع مالی اختصاص دهید، بسم الله! با من تماس بگیرید! کارهای خوبی برای کشور می توانیم بکنیم. انشالله...

۰ نظر ۲۶ اسفند ۹۸ ، ۰۰:۳۵
هامون طهماسبی

امروز در سومین کنفرانس حکمرانی و سیاستگذاری عمومی، دبیری پنلی را بر عهده داشتم که عنوانش، «قلعه‌های گنج: نقش حکمرانی در توسعه مناطق محروم» بود. در این پنل با حضور نمایندگانی از بنیاد علوی و پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف، مسئله توسعه منطقه ای منطقه قلعه گنج را بهانه کرده بودیم تا راجع به مسئله حکمرانی در توسعه مناطق محروم صحبت کنیم. من البته حدود یک هفته پیش در جریان این پنل قرار گرفتم و با توجه به علاقه ام به مسئله مناطق محروم و به خصوص اهمیت فعالیت هایی که نهادهایی چون بنیاد علوی در این مناطق انجام می دهند، پذیرفتم که اجرای آن را بر عهده بگیرم. به طور کلی البته من خیلی خوشبین به ثمربخشی پنل های کنفرانسی نیستم. فشردگی زمان، محدود بودن شرکت کنندگان و قاطی شدن در سایر برنامه های موازی کنفرانس ها، از معایب چنین پنل هایی است. با این حال، این نشست، مباحث خوبی را به دنبال داشت. افراد مختلفی را برای شرکت در این پنل به نهاد برگزاری کنفرانس معرفی کرده بودیم و خوشبختانه با دعوت از انها به عنوان شرکت کننده، جلسه خوب و پر رونقی برگزار شد.

گزارش نسبتا مشروحی از مباحث این نشست را در این لینک می‌توانید بخوانید.

 

۰ نظر ۲۶ دی ۹۸ ، ۲۳:۵۰
هامون طهماسبی

من مصاحبه ای داشته ام با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) راجع به تجربه ای که در زمینه انتشار کتاب داستان های محلی با رویکرد توسعه پایدار در گلباف داشته ایم. 

در این مصاحبه ضمن تشریح اهداف این تجربه، به برنامه هایمان برای آینده و گسترش آن به مناطق دیگر نیز اشاره کرده ام. انشالله در سال 99 خبرهای خوبی از گسترش این ایده و بلوغ یافته تر شدن آن بشنویم.

از متن مصاحبه:

"

فهم مدرسه توسعه پایدارِ پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف از محرومیت‌زدایی، براساس مطالعه تجارب موجود کشور و نیز برداشت‌های عینی پژوهشگران این مرکز از تجربیات توسعه‌ای خود، این است که «توسعه مناطق محروم» در بیانی ساده شده به معنی «قوی‌تر کردن این مناطق برای مواجهه با مسائل خود» است. این قوی‌تر شدن، یکی در حوزه زیرساختی و امکانات فیزیکی است و دیگری که شاید مهمتر هم باشد، در حوزه سرمایه‌های انسانی است.

"

 

خبر کامل را در سایت خبرگزاری ایبنا می توانید ببینید: کلیک کنید.

۰ نظر ۲۸ آذر ۹۸ ، ۲۱:۳۹
هامون طهماسبی

چند وقت پیش از طریق موسسه رحمان با من تماسی گرفته شد و پیشنهاد همکاری در تالیف یک کتاب مطرح شد. این کتاب مشارکتی که بیش از 10 فصل و 10 نویسنده دارد، یک کتاب جریان ساز در فضای علوم اجتماعی ایران می تواند باشد. این کتاب قرار است بیش از 10 حوزه برای اثرگذاری اجتماعی را به دغدغه مندان اجتماعی کشور معرفی کند. در واقع رویکردها و حوزه های برای حل مسائل اجتماعی که چیزی فراتر از بحث های نظری مرسوم در دانشکده های علوم اجتماعی و مجامع جامعه شناسان است. پیشنهاد دهنده طرح، خودش از دانش آموختگان علوم اجتماعی است که دغدغه کنش گری و اثرگذاری و پرداختن به مسائل عملی پیش روی جامعه را دارد و برای این امر، حوزه هایی نظیر مسئولیت اجتماعی شرکت ها، کارآفرینی اجتماعی، بازاریابی اجتماعی، سیاستگذاری اجتماعی و ... را انتخاب کرده و در یک نگارش مشارکتی، مسئولیت هر فصل را به یک نفر یا تیم سپرده است. مسئولیت تالیف فصل «مسئولیت اجتماعی شرکت ها» به بنده سپرده شد که البته در انجام آن از کمک های دوست خوبم مصطفی نوذری، دانشجوی جوان رشته علوم اجتماعی هم بهره بردم که موضوع را بتوانیم خیلی خوب از جنبه های مرتبط با علوم اجتماعی، بپزیم.

بخش مربوط به ما، چند وقتی است که تحویل موسسه رحمان شده و حالا منتظر هستیم که پس از نهایی شدن فصل های دیگر و انجام امور مربوط به چاپ، فرایند آن به انتها برسد و در آینده نزدیک شاهد انتشار این کتاب ارزشمند باشیم. ما در فصل مربوط به خودمان، حرف های خیلی خاص و نسبتا جدیدی راجع به فضای مسئولیت اجتماعی شرکت ها در ایران زده ایم که به خصوص برای افرادی که قصد فعالیت در این حوزه را دارند، می تواند خیلی ایده دهنده باشد. سعی کرده ایم ضمن تبیین دقیق این مفهوم، با نگاهی به وضعیت سالیان اخیر فعالیت های شرکت ها و مشاوران در این حوزه، با نگاهی انتقادی، ضمن شناسایی مسائل، راه کارهایی برای افراد علاقه مند جهت بهره گیری بهتر از ظرفیت های مسئولیت اجتماعی شرکت ها یا CSR جهت کمک به مسائل کشور، ارائه کنیم.

امیدوارم که به زودی خبر نشر کتاب را در همین سایت درج کنم. از نگاه من، این کتاب، یک اتفاق مهم در حوزه کنش گری اجتماعی در ایران می‌تواند باشد و الگوی تالیف آن هم یک الگوی قابل استفاده برای اقدامات مشابه در کشور.

۰ نظر ۲۲ آذر ۹۸ ، ۰۰:۳۷
هامون طهماسبی

امروز در جلسه کمیته تخصصی کمیسیون امور اجتماعی دولت در ساختمان ریاست جمهوری، به نمایندگی از مدرسه توسعه پایدار حضور داشتم. موضوع جلسه بررسی «آئین نامه پیشنهادی» موضوع 2 بند الف ماده 80 قانون برنامه ششم توسعه کشور راجع به «پیوست اجتماعی طرح های توسعه» بود. ظاهرا چند جلسه قبل از این برگزار شده بود و در 3-4 جلسه دیگر هم در همین سه شنبه ها، موضوع بایستی جمع بندی شده و به هیات دولت برای تصویب ارائه شود. شرکت کنندگان، جمع محدودی از نمایندگان دستگاه های مختلف دولتی و کارشناسان ارشد مرتبط با این حوزه بودند.

ظاهرا قرار است پیرو نگرانی هایی که چند سال پیش در بحث شاخص های نگران کننده آسیب های اجتماعی در کشور به وجود آمده است(و وزارت کشور که در این مورد از رهبری دستور اقدام گرفته است)، قانونی تصویب شود که برای مدیریت پیامدهای اجتماعی طرح های توسعه، ملاحظاتی صورت بگیرد. البته متاسفانه، چیزی که در متن توجیهی این آئین نامه بود، نشان می داد که فهم بسیار عجیب و غیرواقعی نسبت به «امر اجتماعی» در میان قانونگذاران وجود دارد. یک بخش از آن را با هم ببینیم:

"1-طبق ماده 80  قانون برنامه ششم توسعه، دولت مکلف است طبق قوانین مربوطه و مصوبات شورای اجتماعی به منظور پیشگیری و کاهش آسیبهای اجتماعی ، نسبت به تهیه طرح جامع کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی با اولویت طلاق، اعتیاد، حاشیه نشینی، کودکان کار، و مفاسد اخلاقی مشتمل بر محورهای ذیل اقدام کند به گونه ای که آسیبهای اجتماعی در انتهای برنامه به 25 درصد میزان کنونی کاهش یابد"

اینکه این تصور وجود دارد که می شود آسیب های اجتماعی را با دستور، آنهم تا 75 درصد! کاهش داد در یک بازه کوتاه، یک بعد داستان است و بعد دیگر، اینکه تصور شود پیوست اجتماعی طرح های توسعه قرار است به کاهش آسیبهای اجتماعی کمک کند(با این پیش فرض پنهان که آسیب های اجتماعی فعلی ناشی از طرح های توسعه هستند و همچنین کاهش آسیب اجتماعی طرح های توسعه آینده، باعث کاهش آسیب اجتماعی طرح های توسعه گذشته نیز خواهد شد!).

متن اولیه آئین نامه نیز که در جلسه به بحث گذاشته شد، برای من یادآور آئین نامه «ارزیابی تاثیرات محیط زیستی طرح های توسعه» است که از دهه 70 تجربه اجرای آن را در کشور داریم و الان بعد از حدود سه دهه، ناکارامدی آن تماما اثبات شده است. آئین نامه پیوست اجتماعی طرح های توسعه به شکل فعلی اگر تصویب شود، نه تنها کمکی به مسائل اجتماعی در کشور نمی کند، بلکه فقط سبب هدر  رفت منابع و وقت و سرگرمی عده ای از متخصصان و کنش گران و غیره به موضوعی می شود که در انتهایش چیزی برای «حوزه اجتماعی» باقی نمی ماند. متاسفانه برداشت من از همین تک جلسه این بود که افرادی که با عناوین دکتر و متخصص در جمع حضور داشتند، به ریزه کاری های مسئله impact assessment تسلط کافی نداشتند و حتی از سابقه قانون مشابه در حوزه محیط زیست نیز بی اطلاع بودند.

در حدود 2 ساعتی که در جلسه حضور داشتم سعی کردم برخی نکات مهم را طرح کنم و ایرادات مهم را گوشزد شوم. به خصوص پیشنهادی طرح کردم که چطور در چارچوب محدودیت های موجود، از ظرفیت نظارت مردمی و مشارکت مردمی برای بهبود مدیریت پیامدهای اجتماعی استفاده کرد. 

متاسفانه، به دلیل اینکه سه شنبه ها تا پایان سال، برنامه من برای یک تعهد دوره آموزشی، پر شده است، در جلسات بعد نمی توانم حاضر باشم. اعلام آمادگی کردم که داوطلبانه حاضرم در خارج ساعات کمیسیون، دیدگاه تخصصی مدرسه توسعه پایدار را به نمایندگی منتقل کنم(هرچند خیلی خوشبین نیستم که تماسی گرفته شود و این جلسه برقرار گردد). امیدوارم که تصویب این آئین نامه ما را دچار چند دهه سردرگمی و گرفتاری جدید در حوزه پیامدهای اجتماعی طرح های توسعه ننماید.

۰ نظر ۱۲ آذر ۹۸ ، ۲۱:۳۴
هامون طهماسبی