به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پیشرفت همه‌جانبه و مسئولیت اجتماعی سازمانی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پیشرفت همه‌جانبه و مسئولیت اجتماعی سازمانی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای ساختن جامعه‌ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه‌ای است که در این سال‌ها فعالیت‌های پژوهشی، آموزشی و مشاوره‌ای من را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شاء الله به شکلی ساده و بی‌تکلف، برخی از مشاهدات، تجربه‌ها، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که «توسعه پایدار» برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می‌شود نیست و حرف‌های زیادی درباره آن و مفاهیم مرتبط نظیر «پیشرفت» دارم؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود بایستی مولد و نظریه‌پرداز برای بازتعریف این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته‌ام و بسیاری از چیزهایی را که از توسعه پایدار می‌خواهم، مختصر و مفید بیان می‌کند: زندگی‌ای از نظر اقتصادی آبرومند، در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه‌ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی‌بدیل آن، به سوی سعادت می‌رود.
هامون طهماسبی

بایگانی

۸۰ مطلب با موضوع «توسعه پایدار» ثبت شده است

سفر استانی دیگری از رئیس جمهور در راه است. این بار به کرمان. و این بار هم پر از نگرانی برای دل مشغولان توسعه پایدار این سرزمین. اساسا سفرهای استانی ریاست جمهوری(فرقی نمی کند؛ هر کس که باشد-احمدی نژاد، خاتمی یا روحانی) «ماهیتا» برای پایداری این سر زمین، نگران کننده است. سفرهای استانی همراه است با تصمیمات پر سر و صدا، تصمیماتی که اگر خلق الساعه و عجولانه هم نباشند، اغلب وزنه اقتصادی و عدد و رقمی و نمایشی شان آنقدر زیاد است که امیدی باقی نمی گذارد که ملاحظات زیست محیطی یا اجتماعی مناسبی برای آن صورت گرفته باشد. تصمیماتی غالبا اقتصادی که جبنه های توسعه پایداری اش فدای شوی رسانه ای و سوت و جیغ های مردم درون ورزشگاه های استقبال کننده از رئیس جمهور می شود.

این بار، مار توسعه سازه ای، تغییر شکل داده و از سد سازی و عبارت هایی چون «بلندترین سد ایران» به وادی «انتقال آب» رفته و حالا رقابت است که کدام یک «طولانی ترین خط انتقال آب» را داشته باشند. بنری که به تصویر زیر در شهر کرمان نصب شده، آنقدر غم انگیز است که جز حیرانی چیزی باقی نمی گذارد. هیچ کدام از طراحان این بنر نپرسیدند از خود که «طولانی ترین» خط انتقال آب، نشانه ای خطرناک نیست؟ از یک راه «خیلی» غلط؟

خدا این سرزمین را از جهل مستدام نجات دهد؛ از مار توسعه سازه ای که رفته رفته به افعی ای لجام گسیخته تبدیل می شود و همه سرمایه های طبیعی و انسانی این کشور را با خود خواهد بلعید. دور نیست آینده ای که این خطوط انتقال آب، یکی یکی بسته یا منهدم شوند. اما نمی شود زودتر از آن موقع چاره اندیشید و جلوی اتلاف هزاران میلیارد تومان سرمایه و پیامدهای فاجعه بار زیست محیطی و اجتماعی مرتبط را گرفت؟

سفر روحانی به کرمان


پی نوشت: در دو سال گذشته برای پروژه های مشاوره ای در حوزه معدن، سفرهای زیادی به کرمان داشتم. در مناطق مختلف آن، دسته دسته کارخانه های فولاد در حال احداث بود و نمی دانم چرا مقامات محلی نگران مسئله آب این کارخانه ها نبودند. کارخانه هایی که سَلَف هایشان، همین حالا هم مناطقی نظیر سیرجان و بردسیر را با بحران مواجه کرده اند.

۰ نظر ۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۴۵
هامون طهماسبی

همکاران ما در پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف، از زمستان گذشته، وارد همکاری با ستاد احیای دریاچه ارومیه شده اند. به طور کلی، همکاری پژوهشکده با ستاد، در زمینه ورود نگاه اجتماعی به مدل احیای دریاچه ارومیه است. در واقع، ستاد احیای دریاچه ارومیه علی رغم گذشت چند سال از فعالیت آن، ماهیتی تقریبا فقط سازه ای و عمرانی دارد و به دنبال اجرای پروژه های عمرانی آبی برای کمک به احیای دریاچه است. رویکردی که به باور کارشناسان توسعه پایدار، هرگز ره به جایی نخواهد برد و جز اتلاف منابع کشور و حتی بدتر کردن اوضاع دریاچه و اکوسیستم های پیرامونی آن، پیامدی نخواهد داشت. خوشبختانه، بخشی از بدنه ستاد در این تجربه به این نتیجه رسیده اند که راه حل اساسی مسئله از راه اجتماعی گذر می کند و از این رو بود که پژوهشکده با امید پررنگ کردن جنبه اجتماعی در راه حل یابی برای مسئله دریاچه ارومیه، همکاری خود را با ستاد آغاز نمود.

من شخصا علاقه زیادی به درگیر شدن در اقدامات ستاد احیا داشتم؛ سال 90 بود که خیلی پیشتر از اینکه ستاد احیایی با ماهیت چند ذی نفعی تشکیل و فعال شود، ایده ایجاد چنین تشکیلاتی با حضور همه ذی نفعان دریاچه به ذهنم رسید و و نامه ای را تنظیم کردم و با همکاری یکی از دوستانم، امضای چهره های شاخص علمی محیط زیست و آب کشور و نیز تشکل های شناخته شده محیط زیستی را پای آن جمع کردیم و برای نهادهای مرتبط ارسال کردیم. اقدامی که بعدا منجر به تشکیل جلساتی برای اولین بار در بالاترین سطح سیاست گذاری مسئله دریاچه ارومیه و با حضور نمایندگانی از جامعه محیط زیست کشور شد و شاید بعدا ردپای این تجربه منجر به شکل گیری رویکرد چند ذی نفعی در ستاد احیا شد. البته ستاد احیای کنونی، متاسفانه همچنان وزن بالاتری از عمرانی ها و فنی ها در آن حضور دارند و جای محیط زیستی ها و جامعه شناسان در آن هنوز کوچک است.

خلاصه کلام اینکه من علی رغم این نگرش و علاقه قلبی، نتوانستم به علت مشغله زمانی در همکاری اخیر ستاد و پژوهشکده همراه شوم. اما در ابتدای همکاری پژوهشکده با ستاد در تعدادی از جلسات و هم اندیشی ها حضور داشتم. 

در یکی از همین جلسات بالادستی که شان تصمیم گیری هم داشت، در مورد تعیین تکلیف سدهای منطقه صحبت می شد و تصاویر و اطلاعاتی راجع به آنها ارائه می شد و نقطه نظرات بیان می شد. نکته ای که برایم خیلی جالب و دردناک بود پی بردن به این حقیقت بود که در این حوضه آبریز و در طول شاید دو دهه، انگاری هر کس که توانسته لابی کند رفته است و مجوز و ابلاغ ساخت یک سد را برای خود گرفته است. سدهایی که انگاری به ارتباط شان با پایین دست و بالادست و رابطه هیدرولیکی شان با بقیه حوضه توجهی نشده است. باور کردنی نبود که کلی سد 100 و 200 میلیارد تومانی (سدهای کوچک) در منطقه ساخته شده که معلوم نیست چرا و کسی هم نمی دانست توجیه شان چیست ؛ سد هایی که مثلا در فاصله کمتری از آنها سد دیگری ساخته شده که کاملا توجیه این یکی را از بین می برد. سدهایی که خیلی هایشان باید از مدار خارج شوند و یا دستور توقف ساخت با وجود چند صد میلیارد تومان هزینه بایستی صادر شود.

در تمام مدت این جلسه تاسف می خوردم به این سرمایه های اقتصادی مملکت که هدر رفته و از سویی یک طبیعت و اکوسیستم دست خورده و به هم ریخته را به یادگار گذاشته است. تراژدی ای که وقتی بیشتر نگرانش می شویم که می فهمیم این دستکاری ها در طبیعت موجب دگرگونی وضعیت زندگی، مهاجرت، کشاورزی و معیشت مردمان پیرامونی شان شده اند. مردمانی که امروز با شنیدن خبر توقف سدها یا از مدار خارج شدن شان، تنها بر سرگردانی شان افزوده می شود.

راستی، جای وجدان و مسئولیت اجتماعی در تعریف و اجرای چنین پروژه ها یا بهتر بگویم، «سدهای بی صاحب» چیست؟

کاش می شد با همدیگر پیمان می بستیم که هیچ وقت و هیچ وقت در زندگی، برای درآمد و منقعت شخصی، از سرمایه مردم و کشور هزینه نکنیم.

کاش...


پی نوشت: برای مطالعه متن نامه ای که سال 90 ارسال شد و مشاهده اسامی امضاکنندگان، می توانید به آدرس زیر مراجعه نمایید

http://sharifgs.blogfa.com/post-29.aspx

۰ نظر ۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۵۵
هامون طهماسبی

" ارزش حفظ یک فرهنگ اصیل و تاب‌آورده در طول قرن‌ها، ارزش حفظ معماری پله کانی و کم‌نظیر روستای هجیج، ارزش حراست از یک زیست‌گاه کم‌نظیر، و ارزش نگهداشت یک نظام مولد، فعال و خوداتکای تولیدی-که با اصول اقتصاد مقاومتی نیز سازگار است-، بسیار بیش از سدها و سازه‌ها و سیمان‌ها و پول‌هاست. "

اجرای پروژه سد داریان خیلی دردناک بود. فقط داستان چشمه بل نیست. آنها که منطقه اورامان کردستان را دیده اند، خوب می فهمند چه چیزهای ارزشمندی در آن منطقه هست که با هیچ دستاورد دنیای مدرن نمی توان جایگزین شان کرد. در دو سه سال گذشته چندین بار به منطقه سفر کرده ام و هربار دل بسته تر از قبل به این منطقه افسانه ای شده ام. منطقه ای که به مدد صعب العبور بودنش، به نسبت سایر نقاط ایران بهتر توانسته خوبی های سنت را در خودش نگه دارد و کمتر متاثر از پیامدهای منفی مدرنیته شود. 

گاه از خودم می پرسم چرا انسان به خودش اجازه می دهد به صرف اینکه دو کلاس درس دانشگاهی خوانده، احساس خدایی بکند و در خودش ببیند که هرجای دنیا را می تواند دستکاری کند و فرمانروای طبیعت باشد؟ غرور زیان بار دانش مهندسی، سخت گریبان کشورمان را گرفته است. مردمانی که روزگاری چشم به آسمان داشتند و توکل، روح کارشان بود؛ حالا مغرورند به فرمولهای ریاضی و نرم افزارهای مهندسی و بلدوزرهای گازوئیلی و زمین را ملک ابدی خود می پندارند. 

و آن وقت به خودشان اجازه می دهند به منطقه ای بکر که خواب مردمان روستایی، ساده و متوکل، هزاران سال است با آرامش و تعادل با طبیعت و هستی و خدا زندگی می کنند را آشفته کنند و آنها را آواره شهرهای اطراف.

ماجرای سد داریان و آبگیری چشمه بل، به خصوص با توجه به حرکت مردمی گسترده و خیرخواهانه ای که در مخالفت با آن شکل گرفت، خیلی درسها برای دغدغه مندان توسعه پایدار در ایران دارد. به نظرم باید نشست و به ذره ذره مسیری که از شروع ایده سد طی شد و به این آبگیری مشکوک رسید، فکر کرد. فکر کرد تا بتوان گره هایی که منجر به چنین تصمیمات و اقدامات وحشتناکی می شوند را شناسایی کرد. بحث این پیمانکار و آن پیمانکار نیست. خیلی از فارغ التحصیلان همین دانشگاه شریف در ساخت آن سد دست داشته اند. آدمهای بدی هم شاید نباشند. باید فکر کرد چه می شود که این مجموعه، چنین خروجی هایی را سبب می شود.

در یادداشتم برای سایت دنیای سبزتر نوشته بودم که تبدیل این سد به موزه توسعه پایدار، چه دستاورد بزرگی می توانست برای کشور داشته باشد. افسوس...


روستای تاریخی هجیج که بخش اعظم آن در این آبگیری زیر آب رفت؛ راستی چه چیزی می تواند جایگزین هجیج شود؟ کدام آپارتمان یا برج مدرن؟ این مردمان در حاشیه پاوه و کرمانشاه، بعدا چه جور زندگی خواهند کرد؟

دل نگرانان اورامان و چشمه بل که لحظات دردناک شروع آبگیری سد را نظاره می کردند

روستای بلبر از دیگر روستاهای زیبای سرزمین اورامان است. برای آن هم خواب دیده اند که سدی بسازند و زیر آبش ببرند.

چطور دلشان می آید؟ آیا می شود بلبر را حفظ کرد؟


۱ نظر ۱۳ آذر ۹۴ ، ۰۹:۱۰
هامون طهماسبی

دو هفته گذشته، جامعه محیط زیست کشور، داغدار اتفاق ناگوار دیگری بود. آبگیری غیراخلاقی و یکباره سد داریان که حتی وزیر نیرو هم از آن اظهار بی اطلاعی می کرد، ما را در مقابل این چالش جدی قرار داد که چطور پدیده ای به این بزرگی می تواند رخ دهد و همزمان وزیر و معاون اش، و نمایندگان مجلس اش مخالف و بی اطلاع باشند؟ در دو ماه اخیر و پس از برگزاری نشست دانشگاه شریف، به مقدار بسیار بیشتری از گذشته در جریان اتفاقات چشمه بل و سد داریان قرار گرفته بودم و تلاشمان بر این بود که بتوانیم با دلایل علمی و مبتنی بر مولفه های توسعه پایدار، هشدارهای لازم را در این باره بدهیم و بتوانیم در این زمان کوتاه، جلوی فاجعه اجتماعی و محیط زیستی را در منطقه بگیریم که متاسفانه ناگهان غافلگیر شدیم.

اینگونه سدسازی و اینگونه بهره برداری از آن، بی گمان، تهدیدی برای پایداری کشور است. تهدیدی بزرگتر از شاید اقدامات تروریستی. در همین دوران، نامه ای برای رئیس جمهور و وزیر نیرو نوشتم و سعی کردم با زبانی متفاوت، ابعاد مختلف منفی ساخت و بهره برداری از این سد را توضیح دهم و راه کار متفاوتی را برای حل مسئله پیشنهاد کنم. نامه ای که خودم هم می دانستم بیش از اینکه بتواند موثر باشد در توقف آبگیری، شاید بتواند کمک کند آگاهی ها راجع به عواقب جدی چنین رویکردهای نسنجیده و صرفا فنی به توسعه را بالاتر ببرد.

راه درازی داریم...اما باید به سوی پایداری در توسعه حرکت کنیم.

چشمه بل، به تعبیری شهید شد. اما دلم روشن است که خون این شهید، نهال توسعه پایدار در کشور را آبیاری خواهد کرد. امیدوارم درس آموخته های این اتفاق ناگوار را بتوان به دستاوردی تبدیل کرد جهت هدایت بیشتر طرح های عمرانی کشور به سمت ملاحظات اجتماعی و محیط زیستی. چشمه بل رفت، اما باید چشمه بل های دیگر را نجات داد. هدف ما چیزی جز سربلندی و آبادانی کشورمان نیست و در این راه نباید دلسرد شد و ایستاد.

پی نوشت:

1-نامه ای که نوشته بودم را روزنامه ایران چاپ نکرد و این اثبات دیگری بود بر اینکه آزادی بیان ربطی به دولت اصلاح طلب و اصولگرا ندارد و بیشتر شعاری نمایشی جهت پیشبرد اهداف حزبی است. به دلیل نیاز به چاپ سریعتر، آن را به یکی از سایتهای محیط زیستی دادم. متن کامل اش را می توانید در ادامه مطلب و یا سایت دنیای سبزتر ببینید.

2-روزنامه شهروند در همین بین، گزارش خیلی خوبی چاپ کرد که ابعاد مشکوک این ماجرا و آشفتگی در نظام تصمیم گیری کشور را به خوبی عیان می کند. آن را اینجا می توانید بخوانید.


۰ نظر ۱۰ آذر ۹۴ ، ۰۸:۴۳
هامون طهماسبی

در شماره ششم از نشریه پایتخت که در آذرماه به چاپ رسید، مطلبی راجع به بانک تریودوس هلند نوشته بودم. بخشهایی از آن را در ادامه می توانید ببینید و مطلب کامل را نیز از این لینک می توانید دریافت نمایید:

"

...

بانک تریودوس، یکی از انواع بانک های اجتماعی است.  بانک های اجتماعی، اشکال پیشرفته ای از بانک ها هستند که در کشورهای مختلف دنیا، از شرق آسیا گرفته تا آفریقا، اروپا و آمریکا، می ­توان نمونه هایی از آنها را مشاهده کرد. بانک اجتماعی به زبانی ساده، بانکی است که «ارزش محور» اداره می شود و به دنبال یک اثرگذاری اجتماعی در عرصه خدمات مالی است. این یادداشت به معرفی یکی از نمونه های این بانک ها می پردازد که سال گذشته جایزه توسعه پایدار را نیز از نشریه فایننشیال تایمز دریافت کرده است.

بانک Triodos، تنها به تامین مالی شرکت ها، موسسات و پروژه­ هایی می­پردازد که ارزش افزوده فرهنگی دارند، به جامعه نفع می ­رسانند و یا به محیط زیست کمک می­کنند. پشتوانه مالی بانک برای این کار، سپرده­ گذاران و یا سرمایه گذارانی است که می­ خواهند به ترویج مسئولیت اجتماعی شرکت­ ها بپردازند و یا دغدغه دست یابی به توسعه پایدار جوامع خود را دارند. ماموریت بانک تریودوس، مطلقا اجتماعی است و قصد دارد که به ساختن جامعه ای کمک کند که به تعبیر بنیان گذاران اش، در آن کیفیت زندگی انسان ها ارتقا پیدا می­ کند و در عین حال کرامت انسانی در مرکز توجهات رشد قرار دارد. این بانک همچنین به دنبال توانمندسازی اشخاص، نهادها و کسب وکارها در جهتی است که بتوانند به شکل آگاهانه ­تری به محیط زیست و انسانها نفع برسانند و در جهت توسعه پایدار گام بردارند؛ تریودوس این را از طریق ارائه خدمات و محصولات مالی مسئولانه و در عین حال با کیفیت بالا به مشتریان‌اش تحقق می بخشد.

۱ نظر ۰۸ آذر ۹۴ ، ۲۲:۱۰
هامون طهماسبی


در یادداشت قبلی به معرفی «توسعه پایدار» پرداختیم و صحبت از این شد که در حال حاضر در مراکز آکادمیک و سازمان­های مهم بین ­المللی به طور جدی این نگاه را در دستور کار خود قرار داده ­اند تا از پیامدهای منفی نگاه تک بعدی سنتی نسبت به توسعه پرهیز کنند. [...]


یادداشت حاضر، دومین مطلب از سلسله یادداشت هایی است که در رابطه با معرفی مقدماتی توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی برای مخاطبان سایت اخبار مهندسی صنایع نوشته ام. برای خواندن متن کامل می توانید به «سایت مذکور» یا ادامه مطلب مراجعه کنید.

۲ نظر ۱۰ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۱۰
هامون طهماسبی

اردیبهشت امسال، ماه شلوغی از جهت سمینارهای آموزشی توسعه پایدار بود. علاوه بر دانشگاه بوعلی سینای همدان، در طول یک هفته در دانشگاه صنعتی شریف و نیز دانشگاه شهید بهشتی، نیز دو ارائه با موضوع «دریچه ای به توسعه پایدار» داشتم. سعی کرده بودم که ارائه ها را با فیلم ها و کلیپ هایی غنی کنم که در ماه های گذشته از شبکه های اجتماعی جمع کرده بودم و هر کدام گوشه ای از ابعاد مسائل توسعه پایدار را می توانست بازگو کند. نکته مهم این ارائه ها این بود که خیلی بر ذات بومی محور اجتماعی توسعه پایدار تاکید داشتم و برای مثال، از خانواده به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار نام بردم. متاسفانه متون غربی توسعه پایدار، در محور اجتماعی به هیچ وجه نمی توانند منبع و مرجع اقدام ما باشند. برای مثال، هیچ سرفصل و دغدغه ای راجع به خانواده یا اعتیاد در آنها دیده نمی شود و در عوض مثلا دغدغه ها متمرکز بر این است که چقدر از زنان، کار اقتصادی در بیرون منزل انجام می دهند. تصور این راهنماهای بین المللی نسبت به مسئله فقر و چالش های اجتماعی نیز اغلب تصوری نادرست است که سعی کرده اند فرمولی یکسان برای کل دنیا تجویز کنند و برای مثال در نظر نگیرند که در ایران، اساسا جنس فقر متفاوت از آفریقا یا بنگلادش است. ساختارهای جمعیتی و فرهنگی نیز که بماند.

از این بابت، باید خیلی نگران بود و سعی کرد که بیشتر و بیشتر بر لزوم دقت به این مولفه های درون زا در مسیر توسعه پایدار توجه کرد. توسعه پایدار بدون نگاه به درون، امکان پذیر نیست و هر مدل توسعه پایداری که از آن سوی مرزها آمده باشد، بالذات، به یک ناپایداری در توسعه برای داخل تبدیل خواهد شد. بسیاری از پیامدهای اچتماعی منفی که این روزها در کشورمان شاهد هستیم، ناشی از در نظر نگرفتن این مولفه های بومی در مسیر توسعه و اجرای بدون فکر و معبودانه ! ی نسخه های سازمان ملل است.

توسعه پایدار ایران

سمینار شهید بهشتی

۰ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۱:۳۵
هامون طهماسبی

نوزدهم اردیبهشت ماه میهمان دانشگاه بوعلی سینای همدان بودم تا در یک سمینار آموزشی 4 ساعته، مفاهیم پایه ای توسعه پایدار را برای دانشجویان این دانشگاه عرضه کنم. حقیقت این است که دانش پایه ای ما نسبت به توسعه پایدار بسیار اندک است و به ویژه در شهرستان ها نیاز داریم که دانشجویان بیشتری را با این مفاهیم آشنا کنیم. دانشجویان شهرستانی انگیزه زیادی برای تغییر و ایفای نقش مثبت در کشور و با حداقل انتظارات دارند و این فرصت خوبی است که بتوان انگیزه های آنها را برای اثرگذاری مثبت در جهت توسعه پایدار منطقه خودشان بسیج کرد. ضمن اینکه، دنیای توسعه پایدار، فرصت های شغلی جدیدی را برای تحصیل کردگان مناطق حاشیه ای کشور می تواند ایجاد نماید. خیلی دوست دارم که بتوانم با استفاده از ظرفیت بچه های دانشگاه بوعلی، یک گروه هم آموز و اجتماعی پیرامون توسعه پایدار در همدان ایجاد کرد. تا ببینیم که کی زمان و انگیزه ها برای این حرکت یاری می کند. ان شا الله خیلی زود.


پوستر سمینار دانشگاه بوعلی-اردیبهشت94


۰ نظر ۲۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۰:۱۶
هامون طهماسبی

توسعه پایدار چیست؟ 

*هامون طهماسبی/پژوهشگر و مشاور توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان­ها

این روزها، عبارت «توسعه پایدار» یا «sustainable development» زیاد به گوش می رسد. پیش می آید که روزنامه­ ها، مدیران سازمان­ها و مسئولین کشور، لابه­ لای نوشته­ ها، صحبت­ها و برنامه ­هایشان، خواهان دست یابی به توسعه پایدار باشند. اما این «توسعه پایدار» چیست که مدل­های قبلی توسعه مثل آن نبودند؟

برای درک بهتر موضوع باید نگاهی سریع به تحولات چند قرن اخیر بیاندازیم[...]

»

مطلب بالا را برای مخاطبان سایت اخبار مهندسی صنایع نوشته ام. برای خواندن متن کامل می توانید به «سایت مذکور» یا ادامه مطلب مراجعه کنید.

۰ نظر ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۱۵:۴۹
هامون طهماسبی


«فضای کسب و کار در کشور ما باید به سمت مسئولیت ­پذیری حرکت کند و هر مدیر و هر سازمانی باید به پیامدهای فعالیت­ های اقتصادی و محصولات خود بر محیط زیست و جامعه توجه کند. تنها از این طریق است که می­توان به آینده­ای آباد و پایدار برای کشورمان امیدوار بود؛ آینده­ای که در آن، صحبت از «پایداریِ توسعه»، امری عینی و قابل لمس در زندگی روزمره ساکنان این مرز و بوم خدادادی باشد. »

ماهنامه پایتخت، ماهنامه تازه انتشاری است که قرار است به صورت متمرکز به حوزه قرض الحسنه و کارآفرینی اجتماعی بپردازد. از من خواسته شده بود که مطلبی راجع به رابطه مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها و توسعه پایدار در آن بنویسم. مطلب کامل را از این آدرس می توانید دریافت کنید. بخش هایی از آن را در اینجا آورده ام:

«

در عرصه توسعه پایدار، بازیگران مختلفی را می­توان شناسایی کرد. از دولت گرفته تا شهروندان. نگاه مبتنی بر مسئولیت­ پذیری، مترادف با این است که به پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی تصمیمات و اقدامات خود در تمامی سطوح، نه تنها فردی، بلکه در سطح «سازمانی» نیز بیاندیشیم. چراکه سازمان­ها نقش مهمی در هدایت فرآیند توسعه به سمت پایداری دارند.

در حقیقت مطالبه از سازمان­ ها برای «مسئولانه عمل کردن» در قبال جامعه، موضوعی است که با گسترش روز افزون اثرگذاری آنها بر محورهای تشکیل­ دهنده توسعه پایدار یعنی «اقتصاد»، «جامعه» و «محیط­زیست»، در دهه ­های پایانی قرن بیستم شدت گرفت و منجر به این شد که مفهومی به نام مسئولیت اجتماعی سازمان­ها (Corporate Social Responsibility) یا CSR در دنیای مدیریت ظهور پیدا کند. برای داشتن درکی از اثرگذاری سازمان­ها و بنگاه­ های اقتصادی بر توسعه پایدار، کافی است به این توجه کنیم که در میان صد اقتصاد برتر دنیا، نام بیش از ده شرکت به چشم می خورد! برای مثال، شرکت­ هایی مانند «شل» و «وال ­مارت»، درآمدی بیش از تولید ناخالص داخلی کشورهایی نظیر مالزی، سوئد و ونوزئولا دارند!

»


۰ نظر ۳۰ دی ۹۳ ، ۱۶:۰۹
هامون طهماسبی