به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

۳۷ مطلب با موضوع «توسعه پایدار» ثبت شده است

من عمیقا بر این باور هستم که کار در حوزه مسئولیت اجتماعی سازمانی، توسعه پایدار، محرومیت زدایی و هر حوزه اجتماعی دیگر، باید نه فقط در هدف، بلکه در وسیله و مسیر هم رنگ و بوی اجتماعی داشته باشد. ریخت و پاش، اسراف، تجمل گرایی، رفاه زدگی، اقامت و حمل و نقل گران قیمت و امثالهم سنخیتی با کار اجتماعی ندارد و ناقض اهداف خود هستند. 

کسی که در این حوزه ها کار می کند، نباید فراموش کند که مسئولیت اجتماعی یا کارآفرینی اجتماعی یا ...، صرفا یک تکنیک نیست که بشود به کسی یاد داد! بلکه یک رفتار برخاسته از منش و نگرش است. همین منش و نگرش است که مشکل دار بوده و سبب پدید آمدن چنین مسائلی برای دنیا در حوزه توسعه پایدار شده است. و حال هم اگر بخواهیم تغییری در جهت گسترش عدالت اجتماعی، بازتوزیع ثروت، و به طور کلی کمک به حل مسائل بکنیم، نمی توان با آن منش و نگرش اشرافی گرایانه و رفاه زده کاری نداشت و صرفا دنبال تکنیک و روش رفت!

در همین راستا متاسفانه باید گفت اغلب کسان و سازمان هایی که در چه در داخل و چه در خارج از کشور در حوزه های مرتبط با CSR، توسعه پایدار و کارآفرینی اجتماعی کار می کنند، بخشی یا تمام این حفیقت را نادیده می گیرند. 

چندی پیش مطلع شدم که موسسه GRI که مهمترین مرجع بین المللی در چارچوب نویسی برای گزارش های مسئولیت اجتماعی سازمان هاست، در یکی دوباری که برای سخنرانی در ایران، نماینده اعزام کرده است شرط کرده که حتما باید بلیط بیزینس کلاس(که قیمتش 2 تا 4 برابر بلیط های عادیست) باید برای نمایندگانش تهیه شود. این به کنار، یکی دیگر از مدرسان بین المللی حوزه مسئولیت اجتماعی چندی پیش برای یکی از سازمان های همکار، پیشنهاد قیمت برای برگزاری یک کارگاه آموزشی داده است و ایشان علاوه بر تقاضای بلیط بیزینس کلاس، برای روزی که در پرواز رفت و برگشت هستند هم هر روز، 10 هزار یورو تقاضای دستمزد کرده اند(علاوه بر دستمزد عادی کلاس!). یعنی در راه بودن ایشان، هر روز 40 میلیون تومان آب می خورد!؟

چندی قبل تر از یکی از کارمندان شهرستانی یکی از بانک های خصوصی داعیه دار مذهبی شنیدم که مدیرعامل شان برای تمام استان ها لکسوس خریداری کرده و هر بار که ایشان برای سفر کاری به استانی سر می زنند نباید غیر از آن لکسوس به استقبال ایشان بیاید.

من موارد مشابه زیادی از دستمزدها و تقاضاهای رفاهی «غیر اجتماعی» مشاوران بین المللی و داخلی در همین حوزه های مرتبط با مسئولیت اجتماعی و فقرزدایی و امثالهم شنیده ام و به همین چند مثال بسنده می کنم.

البته شاید کسانی پیدا شوند که الان بگویند خب این ها باید کلاس کاریشان حفظ شود و فلان و بهمان.

ولی آقا جان، خودمانی بگویم! با این منش ها و روش ها، تنوری برای جامعه ای که می خواهد از مواهب مسئولیت اجتماعی بهره مند شود، گرم نمی شود! تکبر، تجمل و اشرافی گری، با کار اجتماعی راستین جور در نمی آید.

به همین خاطر هم هست که من تاکید دارم در مسیر توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمانی باید نگاهی درون زا و «ایرانی-اسلامی» داشته باشیم. از مسیر غیراجتماعی نمی شود به هدف اجتماعی دست یافت!

۰ نظر ۱۰ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۰۰
هامون طهماسبی

چند وقت پیش، گروهی مستند ساز که در حال ساخت یک مجموعه 13 قسمتی برای صدا و سیما درباره فقر زدایی و مدل های توسعه محرومیت زدا هستند، با ما تماس گرفتند و اظهار علاقه کردند که با کارهای ما آشنا شوند. طی جلساتی که ترتیب دادیم، به یکدیگر علاقه مند شدیم و قرار شد که ما هم یکی از سوژه های آن مجموعه 13 قسمتی شان شویم. دیروز به پژوهشکده آمدند و مصاحبه مفصلی داشتیم. 

رویکرد متفاوت ما در توسعه منطقه ای و نگاه همه جانبه ای که داشتیم، برایشان جالب بود و حقیقت هم این است که مدل های عملی که وارداتی نباشند و سعی کرده باشند حرف جدیدی در جهت توسعه پایدار منطقه ای در ایران بزنند، به شدت نایاب هستند. خدا رو شکر کاری که چند سالی است مطالعات اش را شروع کرده ایم و یک سالی است به طور عملی و با تمرکز بالا در گلباف کرمان در حال انجام هستیم، به ما دیدهای خیلی خوبی راجع به توسعه پایدار منطقه ای به شیوه ای که با اقتضائات کشورمان و نیازهایمان سازگار باشد، داده است. البته این به این معنی نیست که الان همه چیز را در این باره می دانیم. نخیر! تازه اول کار هستیم و می دانیم که این مسیر، سال به سال و ماه به ماه و روز به روز برای ما یادگیری جدید دارد. اگر عمری باقی باشد و ده سال دیگر این مسیر را ادامه دهیم، راه و روش ده سال بعدمان به مقدار قابل توجهی از آنچه که امروز هستیم متمایزتر خواهد شد.

مسیر توسعه پایدار، یک مسیر همراه با یادگیری است. یادگیری ای که از درگیری مستقیم با مسئله و دنیای واقعی رخ می دهد. مطمئنا در این مسیر بیش از 5 درصد نمی توان از کتابها و تئوری های موجود یاد گرفت. 95 درصد را خودمان باید برویم در دل میدان و کشف کنیم و تمرین کنیم و خطا کنیم و بسازیم. ما در این مسیر، همیشه شاگرد باید باقی بمانیم. اگر می خواهیم حرفی به درد بخور برای ایران عزیزمان بزنیم.

مصاحبه تلویزیونی

در بخشی از این گفت و گو و مصاحبه، از تفاوت های امروزمان با اوایل انقلاب در کارهای توسعه ای گفتم. گفتم که از نظر من، جدا از اینکه فردگراتر شده ایم و چسبیده ایم به موفقیت های شخصی و نه جمعی، اتفاق بدی که افتاده است این است که در دهه اول انقلاب، الگوهایی می ساختیم که متکی بر نهضت های اجتماعی بودند. جهاد سازندگی، بسیج، نهضت سواد آموزی و ... همه جریان های اجتماعی بودند و مردمی. اما از دهه دوم انقلاب به بعد سعی کردیم ساختارهای بوروکراتیک و دولتی درست کنیم و متکی بر تکنوکرات ها. مواجهه با مسئله اجتماعی، ساختار اجتماعی می خواهد. دارایی های ارزشمندی داشتیم و فکر کردیم که عقب افتاده است و به دنبال ساختارهای مدرن رفتیم! جالب اینکه همین ساختارهای مدرن، امروز در کتابهای درسی دانشگاهی جدید، صحبت از ساختارهای مردمی و مشارکتی می کنند! یعنی تازه به همان رسیده اند که ما قبلا ساخته بودیم، ولی از دست دادیم:(
.

۰ نظر ۰۹ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۴۷
هامون طهماسبی

در یکی از شهرهای کوچکی که در حال انجام کار توسعه منطقه ای هستیم، به این رهیافت رسیدیم که سرمایه گذاری برای تربیت نسل بعدی دانش آموزانی که متفاوت بیاندیشند و پر امیدتر، پرتلاش تر و خودباورتر از نسل فعلی باشند، کمک پایداری به آینده توسعه منطقه است. لذا برنامه های متنوعی برای حوزه آموزش و پرورش تعریف کردیم که در نوع خود جالب و متفاوت هستند و به این شکل شاید بشود گفت برای اولین بار در کشور و با هدف کمک به توسعه یک منطقه پیاده سازی می شوند.

در همین راستا، جمعی از معلمان دغدغه مند که دوست دارند به بهبود منطقه خودشان کمک کنند و البته این اطمینان نسبی را هم داریم که قصد مهاجرت تا 5 سال آینده را ندارند(یعنی حالا حالا ها در منطقه شان می مانند)، انتخاب کرده ایم و قرار است در یک سفر تفریحی-آموزشی ویژه، کمک کنیم که بینش های جدیدی در حوزه آموزش را بر اساس تجربه نهادهای منتخب آموزشی کشور ، کسب کنند.

جدای از هدف های خوب و ویژه این دوره آموزشی-تفریحی، اما در صحبت با همکاران به نکاتی رسیده ایم که دقت به آنها در طراحی این دوره خیلی اهمیت دارد. در واقع، چنین دوره هایی و چنین برنامه های مثبت و انگیزاننده ای، ممکن است که تاثیرات منفی ناخواسته ای هم داشته باشند که بر خلاف اهداف اولیه خود عمل کنند.

از جهت روشن شدن موضوع، دو نکته را در رابطه با همین برنامه ذکر می کنم:

اول اینکه بازدید مدارس خوب و پیشرو و خلاق تهران و بابلسر و سایر نقاط کشور، اگرچه حتما در باز شدن افق های دید این عزیزان می تواند موثر باشد؛ اما از سوی دیگر برای معلمان منطقه محروم، ممکن است سبب تقویت حس ناامیدی از طریق مقایسه امکانات و شرایط و محدودیت های خود با شرایط دیگر مدارس پیشرو شود و حتی برخی از این معلمان را به مهاجرت از منطقه خود در سالیان آینده ترغیب کند؛ برای کم رنگ کردن این پیامد، تصمیم گرفتیم که در این سفر تفریحی، قسمت تیره و سیاه تهران و شهرهای بزرگ را هم به ایشان نشان دهیم. لذا بازدید از چند مدرسه در مناطق مسئله دار و حاشیه ای تهران و مواجهه از نزدیک با چالش های ایشان را به برنامه اضافه کردیم.

چالش دوم این بود که نشان دادن این روشهای پیشرو و مدرن آموزشی به دلیل فاصله زیاد با شرایط ایشان در آن شهر کوچک، ممکن است این حس را ایجاد کند که نمی تواند سبب تغییر و تحول در منطقه فعالیت ایشان شود و لذا نهایتا بعد از بازگشت از سفر، «بی عملی» در رابطه با پیاده سازی افق های جدید کسب شده از این تور آموزشی اتفاق بیافتد. برای حل این مسئله نیز تصمیم گرفتیم جلسات توجیهی قبل، حین و بعد از سفر را جدی بگیریم و برنامه ویژه ای برایشان داشته باشیم. به طوری که در مقاطع مختلف زمانی این تور، بتوانیم با تشکیل جلسات هم اندیشی و مباحثه، دغدغه ها را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم و بتوانیم همگرایی ذهنی و دلی در رابطه با راه های جدید ایجاد تحول در آموزش و پرورش آن منطقه محروم ایجاد کنیم.

سخن پایانی اینکه مداخله در امر توسعه به ویژه در مناطق کوچک که اثرات اقدامات می تواند زود دیده شود و نیز گسترده باشد، امری بسیار حساس است و باید با سنجش دقیق جوانب و پیش بینی پیامدهای ناخواسته آن صورت بگیرد.

۰ نظر ۱۹ تیر ۹۶ ، ۰۸:۳۸
هامون طهماسبی

یکی از نشریات علمی و تخصصی حوزه سیاست گذاری، نشریه سیاست علم و فناوری است. چندی پیش این نشریه تصمیم گرفت که شماره ویژه ای را به مباحث اجتماعی توسعه نظیر کارآفرینی اجتماعی و توسعه پایدار منطقه ای اختصاص دهد. توفیق این را داشتم که به عنوان داور این شماره ویژه درگیر چند مورد از مقالات آن شوم. برای من که بعضا شماره های قبلی این نشریه را دیده بودم، انصافا جنس مقالات بسیار متفاوت بود. هر کدام به موضوعی جذاب مرتبط با جامعه اختصاص داشت و می شود گفت از جنس مقالات پژوهشی و یا ترویجی بودند که به جایی از مسائل واقعی جامعه مرتبط بودند. با پایان گرفتن کار داوری مقالات و انجام اصلاحات لازم در مقالات ارسالی، ظاهرا این شماره ویژه قرار است در تابستان 96 منتشر شود.

در خلال این داوری ها به یاد این دغدغه همیشگی افتادم که چه میزان از پژوهش های دانشگاهی و غیردانشگاهی ما به مسائل عینی جامعه مرتبط هستند و خواننده عام یا فعالین اجتماعی را علاقه مند می کنند که آنها را بخوانند و نتایج کارشان را مورد لحاظ قرار دهند؟ درد بزرگی است و سخن بسیار می طلبد. فعلا بیائیم قول بدهیم هرجا با کار پژوهشی چه مقاله بود و چه پایان نامه و چه کار حرفه ای، تمام تلاشمان را بکنیم که وارد حیطه ای شویم که به دردی بخورد و نشود جزو همان هزاران مقاله بی مصرفی که سالانه در کشور تولید می شوند.

۰ نظر ۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۱۲
هامون طهماسبی

سیزدهمین جشنواره ملی فن آفرینی شیخ بهایی، امسال در حالی برگزار شد که رنگ و بوی اجتماعی در آن نسبت به سال گذشته افزایش یافته بود. من به عنوان مشاور از طرف پژوهشکده سیاستگذاری به طراحی و تکمیل شیوه نامه ارزیابی بخش «تاثیرات اجتماعی» کمک کردم و می توانم بگویم که این شیوه نامه نسبت به سال گذشته که برای اولین بار تاثیرات اجتماعی در جشنواره مورد لحاظ قرار گرفت، تکامل قابل توجهی پیدا کرده است. اندازه گیری تاثیرات اجتماعی همواره دشواری هایی با خود به همراه دارد؛ به ویژه آنکه پای داوری و جشنواره باشد. من سعی کردم هیئت داوران را مجاب کنم که خیلی نگران اعداد و ارقام کمّی در قضاوت خود نباشند و در نظر داشته باشند که در رویدادهای اینچنینی و در حوزه توسعه پایدار و تاثیرات اجتماعی ما ناگزیر هستیم که از مجموعه ای از ارزیابی های کمی و کیفی استفاده کنیم.

 شیخ بهایی 96

برای آشنایی با برگزیدگان این جشنوراه در همه بخش ها و نیز بخش «تاثیرات اجتماعی» می توانید به وبسایت رسمی آن(اینجا) مراجعه کنید.


اما اتفاق خوب دیگری که در این جشنواره رخ داد، رونمایی از جایزه کارآفرینی اجتماعی رسالت بود. این جایزه قرار است در سطح جهان اسلام برگزار شود و به فعالین حوزه کارآفرینی اجتماعی اهدا شود. قرار است که در سال 1397 اولین دوره این جایزه به برگزیدگان اهدا شود. بعدا در این رابطه بیشتر خواهم نوشت.

۰ نظر ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۴۱
هامون طهماسبی
بیستم اردیبهشت در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، هماهنگی و مدیریت جلسه ای را بر عهده داشتیم که میزبان فعالین و گروه های دارای تجربه در حوزه توسعه محلی و منطقه ای بود تا با حمایت ستاد احیای دریاچه ارومیه و نیز مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی بتوانیم از خلال یک گردهمایی و هم اندیشی یک روزه، به نقاطی دست یابیم که در حوزه سیاست گذاری و قانون گذاری می تواند تسهیل گر فعالیت های توسعه محلی در کشور باشد. خیلی از چهره ها و تشکل های شناخته شده این حوزه در جلسه حضور داشتند و صحبت های خیلی خوبی مطرح شد. به یکی از همکاران در پژوهشکده گفتم که مباحث امروز خودش یک جزوه آموزشی برای کسانی است که می خواهند در این عرصه فعالیت کنند. لذا سپردم که گزارشی از جلسه تهیه کنند تا بتوانیم بعدا برای استفاده علاقه مندان انتشار دهیم.
یکی از نکات مهمی که در خلال مباحث به ذهن من خطور می کرد این بود که هر یک از این گروه ها و فعالین، به شکل جزیره هایی در حال فعالیت در گوشه و کنار کشور و با مدل های مختلف و دیدگاه های مختلف هستند و حقیقتا هر کدام به واسطه سالها فعالیت در میدان و کسب تجربه، بخشی از دانش توسعه محلی و منطقه ای در ایران(که عمیقا اعتقاد دارم دانشی بومی و وابسته به زمینه-context- باید باشد)را در اختیار دارند. نقش نهادهای دانشگاهی و سیاست گذاری مانند پژوهشکده و نیز مرکز پژوهش های مجلس این می تواند باشد که کمک کند این دانش پراکنده تجمیع شود و با نگاهی از بالا و با دیدی کلان نگر و آینده نگر، گره های فعالیت های این چنینی در کشور شناسایی شود و برای حل آنها، تسهیل گری شود. امری که در تخصص هیچ کدام از این گروه ها نیست و اقتضای فعالیت و توانمندی هم که دارند این را سبب نمی شود.
اینکه ما توانستیم این مباحث را به سطح نهادی مهم مانند مرکز پژوهش های مجلس بکشانیم به نظرم یک نقطه پیشرفت است. اما راه دراز است و باید پیگیر بود تا به نتایج ملموس و امیدبخش برای فعالیت های توسعه محلی در ایران منجر شود.

مرکز پژوهشهای مجلس
۰ نظر ۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۴۱
هامون طهماسبی

از سال گذشته در پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه شریف، سلسله نشست هایی را شروع کرده ایم که به مباحث توسعه محلی در ایران می پردازد. نشست هایی که خوشبختانه توانسته اعتماد خوبی بین فعالین این حوزه جلب کند و برای اولین بار در کشور چنین جمع مهمی را گرد هم آورد.

هشتمین جلسه از این نشست ها را به موضوع دانش بومی آب در ایران اختصاص دادیم و برای آن سه سخنران خوب و دغدغه مند این حوزه را دعوت کردیم. آقای محمد درویش، فعال محیط زیست شناخته شده و مدیر کل دفتر مشارکت های مردمی سازمان محیط زیست؛ خانم فاطمه ظفرنژاد، پژوهشگر حوزه توسعه پایدار و خانم خدیجه رضوی از موسسه توسعه پایدار سنستا.

مسائل و چالش های پیش آمده در حوزه آب، خیلی از متخصصین و فعالین این حوزه را به جستجوی دانش و الگوهای بومی مرتبط با آب کشانده است. دانشی تجربی که از هزاران سال پیش در جوامع مختلف از ایران گرفته تا هند و آفریقا برای مدیریت عرضه و مصرف آب استفاده می شده است و بعضا بسیار کارآمدتر از راه حلی های فنی و مهندسی امروز، می توانند گره گشای مسائل آب باشند. نکته مهم این است که نه سرسپرده دانش و تکنولوژی مدرن بود و نه صرفا دل در گروی گذشته داشت. هر کدام، می توانند به نوعی پاسخگوی بخشی از مشکلات و مسائل حوزه آب کشور باشند.

گزارشی مختصر از این جلسه را می توانید در این لینک ببینید.


۰ نظر ۱۹ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۵۸
هامون طهماسبی

نخستین همایش مسئولیت اجتماعی صنایع غذایی در حوزه سلامت، 24 تا 26 بهمن سال جاری در سالن حجاب برگزار می شود. من به نمایندگی از پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف، و در کنار سایر همراهان و نمایندگان بخش خصوصی، دستگاه های نظارتی- سیاست گذار و سازمانهای مردم نهاد، عضوی از شورای سیاست گذاری این رویداد هستم.

مسئله سلامت در محصولات غذایی، یکی از چالش های جدی حوزه مسئولیت اجتماعی است و ضرورت همگرایی و تشکیل اجتماعات این چنینی جهت ارتقای شاخص های عملکردی در این حوزه، بسیار احساس می شود.

جهت اطلاع بیشتر از این رویداد و برنامه های جنبی آن شامل سخنرانی ها و پنل ها و شرایط حضور می توانید به وبسایت آن مراجعه کنید:

www.csrfh.ir

blog.jpg (400×560)

۰ نظر ۲۳ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۰۸
هامون طهماسبی

دیروز یکی از اساتید دانشکده، در قالب یک ایمیل مشورتی، از من چند سوال پرسیده بودند که مناسب دیدم برخی از سوالات و پاسخشان را در اینجا هم منتشر کنم. بدون هیچ توضیح اضافه ای، خدمت تان تقدیم می شود:


*متخصصان، نهادهای علمی و دانشگاه‌ها چگونه می توانند در نهادینه کردن مفهوم مسئولیت اجتماعی در کنار سازمان‌های مردم نهاد و بنگاه‌های اقتصادی قرار گیرند؟

در پاسخ به این سوال، من موضوع «متخصصان» را از دانشگاه ها و مراکز علمی جدا می کنم. متخصصان می توانند به عنوان مشاور مدیریت و با استفاده از متودولوژی ها و ابزارهای توسعه یافته در این حوزه، مستقیما با سازمان ها کار عملی کنند تا کمک کنند که چرخه بهبود CSR در سازمانها، به جلو حرکت کند.

اما در مورد مراکز علمی و دانشگاهی، موارد زیر به ذهن بنده می رسد:

یک) هدایت پایان نامه های تحصیلی و مقالات علمی به سمت نیازمندی های حوزه مسئولیت اجتماعی کشور

دو) ادغام تجارب و نمونه های موردی (Case) در برنامه درسی خود (از استراتژی و بازاریابی گرفته تا زنجیره تامین و منابع انسانی) و به طور کلی اصلاح برنامه درسی خود بر مبنای نیازهای توسعه پایدار و حوزه مسئولیت اجتماعی و حتی ارائه دروس و گرایش های مرتبط با مسئولیت اجتماعی.

سه) کمک به توسعه ابزارهایی جهت «پیاده سازی عملی  CSR در سازمانهای ایرانی» و ارزیابی اثربخشی ابزارهای فعلی مورد استفاده...احتمالا این موارد هم در قالب پایان نامه و یا طرح های تحقیقاتی قابل انجام است.

چهار) برگزاری کارگاه های آموزشی آزاد برای مدیران  بنگاه های اقتصادی

پنج) گفتمان سازی مباحث این حوزه از طریق گفتگوی عمومی. به این معنی که اساتید دانشگاه ها در سخنرانی های درون و برون دانشگاهی خود به ترویج این مفاهیم بپردازند.

شش) ترجمه کتب و مقالات کاربردی این حوزه و تهیه محتوای آموزشی لازم برای جامعه در تمامی سطوح.

 

*دانشگاه‌ها چگونه می‌توانند دانش و تخصص خود را در تعامل با اهداف سازمان‌های مردم نهاد قرار دهند؟

سازمانهای مردم نهاد در خط مقدم توسعه پایدار در حال فعالیت هستند. بدین معنی که از نزدیک و به شکل عملی درگیر مسائل مرتبط با آسیبهای اجتماعی و یا محیط زیستی هستند. اما از سوی دیگر دانشگاه ها و مراکز دانشگاهی به ویژه در کشور ما به طور سنتی، دارای فاصله با جامعه بوده اند و اغلب متهم به پرداختن به موضوعات نظری و به دوراز واقعیت ها یا نیازهای روز جامعه می شوند.

سازمانهای مردم نهاد می توانند کمک کنند که در شراکت مستمر با دانشگاه ها، این ارتباط و لمس واقعیات به روز جامعه، بیشتر اتفاق بیافتد. بی شک گام اول، نزدیک شدن این دو نهاد به یکدیگر است. پای فعالین سازمانهای مردم نهاد می تواند به دانشگاه ها باز شود. در قالب سخنرانی، برگزاری رویداد و نشست و ...؛

از خلال این نزدیکی، مسائل و نیازمندی های آنها مشخص می گردد.

بر مبنای تجربه فعالیت بنده با سازمانهای مردم نهاد ایرانی، یکی از مواردی که به شدت از آن رنج می برند، خلاء دانش و مبنای علمی کافی برای فعالیت های خود است. فعالین اجتماعی اغلب از نظر احساسی و عاطفی با موضوعات اجتماعی برخورد می کنند که البته بسیار ارزشمند است. اما فقدان آگاهی کافی و پشتوانه علمی مناسب سبب می شود که هم در مسیر فعالیت خود، بهره وری و اثربخشی کافی نداشته باشند و هم متهم به احساسی بودن و غیرعلمی بودن شوند و سخنان درست شان بعضا شنیده نشود و ترتیب اثر داده نشود.

دانشگاه ها با نزدیکی به سازمانهای مردم نهاد و برای مثال اجازه به برگزاری برخی نشست های مرتبط ایشان در دانشگاه، خود به خود با مسائل این حوزه آشنا خواهند شد. پایان نامه ها، برنامه آموزشی آزاد و مقالات دانشگاهی می تواند در خدمت مسائل جامعه مدنی به کار گرفته شود. برای مثال در همین حوزه مسئولیت اجتماعی، بسیاری سازمانهای ایرانی هنوز با این مفهوم آشنایی ندارند و نمی دانند چطور با بهره گیری مناسب از آن می توانند روابط برد-بردی با بنگاه های اقتصادی تعریف کنند و آنها را ترغیب به ایفای نقش در این حوزه نمایند.

همچنین سازمانهای مردم نهاد، به دلیل درگیری بیش از حد در عملیات، فرصت و یا تخصص پرداختن به پژوهش و مسائلی نظیر ارزیابی  و  همچنین تولید دانش(تبدیل دانش ضمنی به صریح) را ندارند. دانشگاه ها در این بخش نیز می توانند کمک کار ایشان باشند.

نهایتا اینکه در بسیاری نقاط دنیا، بخش قابل توجهی از خروجی آموزشی دانشگاه ها، به سازمانهای مردم نهاد ورود پیدا می کنند. یعنی دانشگاه ها با علم به اینکه برخی فارغ التحصیلان شان قرار است در آینده در یک سازمان مردم نهاد یا موسسه غیرانتفاعی فعالیت کنند، سعی می کنند نیازهای آموزشی کار در این سازمانها را نیز به فارغ التحصیلان خود آموزش دهند. متاسفانه در دانشگاه های ایرانی، مسیر کار و فعالیت در قالب یک سازمان مردم نهاد به دانشجویان به عنوان یک گزینه جدی برای بعد از تحصیل، آموزش داده نمی شود و فارغ التحصیلان می پندارند که یا بایستی در یک بنگاه اقتصادی فعالیت کنند و یا بخش دولتی و یا بیکار بمانند.

۱ نظر ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۴۲
هامون طهماسبی

پاییز و زمستان امسال، از نظر برگزاری دوره های آموزشی، بسیار پر کار بوده و هست. در راستای فراهم آوردن مقدمات برنامه مسئولیت اجتماعی شهرداری تهران، آموزش مناطق 22 گانه شهرداری را به همراه یکی از همکارانم در سازمان مدیریت صنعتی(سرکار خانم قنبری) بر عهده داریم. در واقع همراستا با پیشبرد لایحه مسئولیت اجتماعی در شورای شهر تهران، به منظور بسترسازی اجرای این لایحه، به تمامی مناطق 22 گانه شهرداری سر می زنیم و برای سه سطح بالای مدیریتی و کارشناسی آن دوره آموزشی آشنایی با مبانی مسئولیت اجتماعی سازمانی و توسعه پایدار را برگزار می کنیم. ویژگی مثبت این دوره های آموزشی این است که هدفمند هستند و مرتبط با اجرای یکی از برنامه های مهم شهرداری تهران. از سوی دیگر، حضور مقامات ارشد مناطق یعنی از شخص شهردار گرفته تا معاونین به عنوان مخاطبین دوره ها، اهمیت آنها را دوچندان می کند. هرچند در تمامی مناطق این حضور حداکثری به دلیل مشغله های مدیران فراهم نمی شود، اما با این وجود، استقبال و همراهی مناطق در برگزاری این کلاسها و سمینارهای آموزشی نسبت به متوسط دوره های آموزشی مشابه در شهرداری، خیلی خوب ارزیابی شده است.

فضای متفاوت مباحث طرح شده در این دوره آموزشی، بازخورهای جالبی را نیز برای ما به همراه دارد. در این کلاسها بارها پای درد دل مدیران و کارشناسان نشسته ام و از تجربیات متفاوت شان نیز بهره برده ام. کاملا در کلاسها حس می کردم که جای چنین مباحث آموزشی در چنین سازمانهایی خالی بوده و مخاطبین نیز از اینکه فقط درگیر یک سری مباحث کلیشه ای مدیریتی نشده اند، در مجموع راضی بودند.

البته راه درازی در پیش است و امیدوارم بتوانیم این دوره ها را تا انتها به خوبی برگزار کنیم. حتی این صحبت مطرح شد که ممکن است اعضای شورای شهر و نیز شهردار تهران نیز مخاطب احتمالی این برنامه آموزشی قرار بگیرند.


۰ نظر ۰۵ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۰۹
هامون طهماسبی