به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

۴۳ مطلب با موضوع «توسعه پایدار» ثبت شده است

سومین دوره مدرسه توسعه پایدار با عنوان «مدرسه تابستانی توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمانها» از 24 تیر تا 21 مرداد در دانشگاه شریف برگزار می شود. 

این برنامه، هر یکشنبه ساعت 3 تا 7 برگزار می شود و 5 هفته ادامه خواهد داشت. خوشبختانه تجربه برگزاری موفقیت آمیز مدرسه های بهاره و زمستانی، دلگرمی خوبی برای ما ایجاد کرده که بتوانیم برای ارتقای کیفیت برنامه و برگزاری جدی تر آن کوشا باشیم. نتایج نظرسنجی های شرکت کنندگان مدرسه بهاره نیز به سایت مدرسه اضافه شده است و بازخورهای مثبت، حتی از دوره اول نیز بهتر و بالاتر بود. در این دوره از مدرسه نیز به مانند دوره های قبلی، برای دانشجویان و اعضای سازمانهای مردم نهاد، کمک هزینه های آموزشی در نظر گرفته شده است که البته از طریق ارسال رزومه و SOP قابل تخصیص به ایشان خواهد بود. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به سایت مدرسه به آدرس sdschool.ir مراجعه کنید. فراموش نکنید که مهلت استفاده از بورس تا 21 تیر و مهلت ثبت نام عادی تا 23 تیر خواهد بود(به شرط باقی ماندن ظرفیت).

۰ نظر ۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۴۴
هامون طهماسبی

امشب در یک افطاری با جمعی متفاوت و خاص حضور داشتم. از طرف حوزه هنری به افطاری دعوت بودیم که شرکت کنندگان آن، سوژه های مجموعه 13 قسمتی «خرم شهر» بودند. مجموعه ای که قبلا درباره اش نوشته بودم که تهیه کنندگان آن به دنبال مدل ها و الگوی های تجربی اجرا شده در کشور در حوزه محرومیت زدایی و فقرزدایی بودند و مدتی را در ارتباط با تجربیات مان درباره گلباف در خدمت شان بودیم. ما که جزو کم تجربه های جمع بودیم. اما برخی از بزرگان حاضر در این نشست واقعا دریایی از تجربه، همت، انگیزه مثبت، امید و نیت های بزرگ بودند که برای ما یادگیری داشتند و برای خیلی ها می توانند الهام بخش باشند.

متاسفانه ما به اندازه کافی به مستندسازی و توسعه مدل های بومی اجرا شده در بخش غیردولتی در کشورمان در حوزه توسعه پایدار محلی، محرومیت زدایی و فقرزدایی نپرداخته ایم و از سوی دیگر، دست مان نسبت به ارزیابی تجربه های پیشین اجرا شده در کشور عمیقا خالی است. در کنار نیاز روز افزونی که بسیاری از روستاها و نقاط حاشیه ای در کشورمان به بهره گیری از رویکردهای پایدار به توسعه و پیشرفت دارند، می توان گفت حوزه توسعه محلی-منطقه ای پایدار، یکی از حوزه های جدی کار برای پژوهشگران، کنش گران و فعالین اجتماعی است. این واقعیات باعث شده اخیرا خود من نیز در اولویت بخشی بیشتر به این حوزه در میان سبد فعالیت های کاری ام، بازنگری هایی انجام دهم. حقیقتا تجربه کار از نزدیک با جوامع محلی و مردمان ساده ای که جز بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه شان، هدف پشت پرده دیگری ندارند، بسیار لذت بخش تر و دلچسب تر از کار با سازمانهایی است که می دانی خیلی هایشان، تعلق خاطر اندکی به اهداف اجتماعی تعریف شده در پروژه هایشان دارند. البته ناگفته نماند کار در حوزه توسعه محلی پایدار نسبت به سایر حوزه های توسعه پایدار، دشوارتر، پر هزینه تر و از لحاظ معیشتی سخت تر هم هست.

صحبت هایی که امشب با این جمع خوب شد، من را به فکر انداخت که برای ادامه مسیر در این حوزه و هم افزایی این تلاش ها و تجربیات چه مسیرهایی را می توان فعال کرد. قرار شد که مجموعه همکاری هایی بین حاضرین در جلسه تعریف شود. مجموعه سیزده قسمتی تلویزیونی مستند خرم شهر نیز به زودی از صدا و سیما پخش خواهد شد. انشالله بعد از دیدن سایر قسمت های آن(غیر از قسمتی که به تجربه ما در گلباف اختصاص دارد)، ایده های کاملتری برای چگونگی بسط این همکاری ها به ذهنم برسد. 

۰ نظر ۲۰ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۵۳
هامون طهماسبی

امروز در کمیته علمی سومین نشست تریبون غذا و تغذیه حضور داشتم و با سایر اعضای کمیته که از اساتید مرتبط با تغذیه بودند و در انیستیتو تغذیه دانشگاه شهید بهشتی گرد هم آمده بودند، راجع به چیدمان سخنرانی ها و محورهای این نشست صحبت کردیم. علت دعوت من به این کمیته، موضوع امسال نشست بود: «تغذیه و توسعه پایدار».

توسعه پایدار موضوعی بین رشته ایست و رشته یا حوزه ای از علم و کار نیست که بتواند مدعی شود که ارتباطی با توسعه پایدار ندارد. سبک غذایی ما، نظام تغذیه و سیاست های غذا همگی هم بر توسعه پایدار اثر می گذارند و هم از آن متاثر می شوند. نکته جالبی که از ارتباط ماه های اخیرم با متخصصان حوزه تغذیه متوجه آن شده ام، این است که موضوع «پایداری» علی رغم ارتباط نزدیک با حوزه تغذیه، در میان محققان این موضوع در کشور نسبتا غریب است. به همین خاطر هم در نشست تریبون غذا و تغذیه، یکی از سه پنل به بحث مفاهیم توسعه پایدار و تغذیه پایدار اختصاص پیدا کرده است.

بنا به صحبت های انجام شده، انشالله بنده هم در دو پنل حضور خواهم داشت. در پنل اول راجع به مفاهیم پایه ای توسعه پایدار و بازیگران مختلف آن صحبت خواهم کرد و در پنل سوم راجع به مسئولیت های اجتماعی صنایع غذایی و الزامات تحقق آن، ارائه خواهم داشت. البته برای هر کدام از این سخنرانی ها هم مقاله ای در دست تهیه است که در شماره ویژه نشریه علمی-پژوهشی انیستیتو منعکس خواهد شد و در صورت نهایی شدن، در همین سایت آن را خدمت تان ارائه خواهم کرد.

بحث هایی که امروز در جلسه داشتیم، برای من بیش از پیش ثابت کرد که چقدر به سرمایه گذای در حوزه آموزش توسعه پایدار نیازمندیم و یک دلگرمی بود که برنامه هایی از جنس مدرسه توسعه پایدار را با جدیت بیشتری ادامه دهیم و دامنه مخاطبان آن را گسترده تر کنیم. برای مثال در همین جلسه، یکی از بحث هایی که مطرح بود این بود که آیا توسعه پایدار همان اهداف توسعه پایدار است یا خیر. و البته من تاکید کردم که توسعه پایدار، یک مفهوم، نگرش و رویکرد است و هیچ نهاد و دستگاهی در دنیا نمی تواند مدعی تولی گری برای آن شود و لذا اهداف توسعه پایدار سازمان ملل، صرفا یکی از خوانش ها از توسعه پایدار بوده و لزومی ندارد که اگر صحبت از توسعه پایدار می کنیم، منظورمان همان اهداف توسعه پایدار سازمان ملل(SDG) باشد.

متاسفانه نگاه های بومی و درون زا به توسعه پایدار و اینکه ما خودمان حتی در سطح هدف گذاری برای توسعه پایدار ایرانی می توانیم و باید کار کنیم، نایاب هستند و جریان غالب فعلی کشور در ارتباط با توسعه پایدار، نگاهی ترجمه ای به این مفهوم دارد. نمی دانم که چقدر بتوانیم در تغییر این نگاه موفق عمل کنیم. اما جلسه امروز، من را مصمم تر کرد که در مدرسه توسعه پایدار، بخشی را که به لزوم نگرش درون زا به توسعه پایدار می پردازد، با تاکید بیشتری در دوره های بعدی نیز ادامه دهیم و ارائه کنیم. این بخش از مدرسه بهاره امسال به مدرسه اضافه شد و صحبت از این می کند که محور اجتماعی توسعه پایدار، به مانند هر پدیده و برساخت اجتماعی دیگری، نمی تواند منفک از بافت و زمینه نهادی خود باشد و لذا فرمول جهان شمول دادن برای آن، کاری بیهوده است و ما باید آرمان شهر مطلوب اجتماعی خودمان را در توسعه پایدار، خودمان و با توجه به مختصات جامعه ایرانی، پیدا و تعریف کنیم.


۰ نظر ۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۶
هامون طهماسبی

به یاری خدا، اولین برنامه مدرسه توسعه پایدار با عنوان «مدرسه زمستانی توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمانها» در بهمن و اسفند سال 96 برگزار شد و در مجموع و بر اساس بازخورهای دریافتی، توانست گام اول خود را موفقیت آمیز بردارد. در این دوره، 21 نفر ثبت نام کردند که تنوع حضور از اقشار مختلف(دانشگاهی، بخش خصوصی، سازمانهای مردم نهاد) کمک کرد که فضای بین رشته ای و تعاملی خوبی برای حضار شکل بگیرد. در عین حال ما در مدرسه توسعه پایدار و برای اولین بار، از روش های نوین آموزش در حوزه توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی استفاده کردیم تا با مشارکت دادن افراد در فرآیند یادگیری تجربه ای جذاب تر و در عین حال موثرتر از فرایند یادگیری را محقق کنیم. خدا را شکر نتایج نظرسنجی نشان می دهد که تا حدود زیادی نیز توانستیم در این هدف محقق باشیم. البته مدرسه توسعه پایدار، خودش نیز مدام در حال یادگیری است و سعی می کنیم در دوره های بعدی بهتر و بهتر باشیم و نواقص موجود را برطرف کنیم.

برای مشاهده گزارشی از اولین دوره می توانید از وبسایت مدرسه در این لینک(کلیک کنید) بازدید کنید.

همچنین می توانید برای مشاهده نظرات و نتایج نظرسنجی شرکت کنندگان نیز این لینک(کلیک کنید) را ببینید. چند نمونه از نظرات و نتایج نظرسنجی را در زیر آورده ام:



  • برای من، اولین کارگاهی بود که با توجه به زمان اندکش، ولی کاربردی بود و من تونستم همون اطلاعاتی که در سر دوره یادمی گرفتم، به ذهن بسپارم و در طول فعالیت هایم از اونها استفاده کنم... نکته دیگه، تعداد زیادی مثالهای قابل لمس و به روز بود که خیلی ها با اون سر و کار داشتند ... و همچنین تمرینات گروهی موثر، چون هر یک از افراد گروه، ایده های مربوط به حوزه خود را داشتند و این باعث میشد افراد برای یک مسئله، با دیدگاه ها و فکرهای مختلف آشنا بشوند.









۰ نظر ۲۸ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۱۲
هامون طهماسبی

یکی از اتفاقات خوبی که ان شا الله به زودی خبر دقیق اش را بتوانم در اینجا منتشر کنم، برگزاری اولین مدرسه توسعه پایدار در نیمه دوم سال جاری است. ابتدا برنامه این بود که مدرسه زمستانیِ توسعه پایدار باشد؛ اما یکی از سازمان های حامی، متقاضی شده که مدرسه را زودتر برگزار کنیم و لذا ممکن است در فصل پاییز شاهد برگزار این دوره باشیم که در نوع خود در ایران منحصربفرد است و اولین بار است با این تنوع و جامعیت درباره توسعه پایدار برگزار می شود. دوره ، طوری طراحی شده که توسعه پایدار را در سه سطح یعنی دولتی، بخش خصوصی و بخش مردمی-سازمانهای مردم نهاد واکاوی می کند و از نظر ناب بودن و داشتن رویکرد بومی هم برای مخاطبان جذاب خواهد بود.

پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف و مرکز توسعه پایدار «بهارباد»، میزبان و مجری این دوره خواهند بود. درباره «مرکز توسعه پایدار بهارباد»، بعدا بیشتر خواهم نوشت. ان شا الله بماند در هنگام رونمایی رسمی از این آرزوی دیرین؛ آرزویی که نامش هم توسعه پایداری است؛ آن هم به سبک ایرانی، و امیدبخش:)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۱۶
هامون طهماسبی

یکی از اقداماتی که از طرف پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه شریف و با حمایت خانه توسعه گلباف در پروژه توسعه منطفه ای گلباف در دستور کار داریم، کمک به ایجاد ذهنیت توسعه پایداری در میان فعالین منطقه و در عین حال نزدیک کردن اذهان ذی نفعان کلیدی منطقه نسبت به مسائل منطفه خود با عینک «توسعه پایدار و همه جانبه» است.

در این مسیر تاکنون کارگاه های آموزشی زیادی برای فعالین و جوانان منطفه برگزار کرده ایم و سعی کرده ایم که نگرش توسعه همه جانبه، یعنی مهم بودن همه ابعاد توسعه در کنار هم و نه فقط اشتغال زایی یا توسعه اقتصادی را به مخاطبان منتقل کنیم. در حقیقت به باور ما، مسیر توسعه منطقه ای، از مسیر توسعه پایدار یا توسعه همه جانبه می گذرد و برای تحول منطفه ای که دچار رکود حتی اقتصادی شده، شما نمی توانید ریشه های اجتماعی و غیراقتصادی به وجود آورنده و تداوم دهنده وضع موجود را نادیده بگیرید. برای مثال در همین گلباف، مشخصا بعد از جلو رفتن پروژه شناخت منطقه، این واقعیت مهم ظهور پیدا کرد که علت مهاجرت مردم از گلباف فقط اقتصادی نیست و عواملی مانند زیرساخت های آموزشی و بهداشتی و حتی سیر تاریخی تحولات دو دهه گذشته منطقه، اگر نه بیشتر، کم و بیش به همان اندازه در به وجود آمدن وضعیت موجود ایفای نقش می کنند.

یکی از کارگاه های خوبی که در این مسیر برگزار کردیم ماه پیش برگزار شد و آن کارگاه «شناخت مشارکتی مسائل توسعه پایدار» بود. در این کارگاه، تعدادی از جوانان فعال و علاقه مند منطقه را گرد هم جمع کردیم و ابتدا مبانی کار پژوهشی جهت شناخت مشارکتی مسائل توسعه پایدار را برایشان ارائه کردیم. سپس آنها را به تیم هایی تقسیم کردیم و طی دو روز وقت دادیم که در شهر بگردند و با صحبت با ذی نفعان مختلف، پاسخ برخی سوالات تمرینی را پیدا کنند. در واقع به نوعی کارآموزی فشرده. خوشبختانه بازخور خیلی خوبی از اشتیاق و همراهی جوانان گرفتیم و ما را دلگرم کرد که هدفی که داشتیم یعنی درگیر کردن خود جوانان منطفه در شناخت مشارکتی مسائل خودشان را تحقق ببخشیم. 

واقعیت این است که خیلی از شهرهای کوچک ما بوده اند که با تحولاتی توانسته اند در دهه های گذشته پا در مسیر رشد اقتصادی بگذارند، اما در این رهگذر خیلی از سرمایه های اجتماعی، معنوی و نیز دارایی های طبیعی و محیط زیستی خود را از دست داده اند. ما در توسعه پایدار منطقه ای به دنبال این هستیم که توسعه ای همه جانبه رخ دهد و این اشتباهات تکرار نشود. در واقع توسعه تک بعدی و یک جانبه برای ما مطلوب نبوده و نخواهد بود. چنین توسعه ای حتی اگر یک مسئله را حل کند(مثلا اشتغال و معیشت)، مسائل دیگری به وجود می آورد که از مسئله اول هم ممکن است بدتر و دشوارتر باشند.


گلباف-کارگاه توسعه پایدار


۰ نظر ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۰۶
هامون طهماسبی

من عمیقا بر این باور هستم که کار در حوزه مسئولیت اجتماعی سازمانی، توسعه پایدار، محرومیت زدایی و هر حوزه اجتماعی دیگر، باید نه فقط در هدف، بلکه در وسیله و مسیر هم رنگ و بوی اجتماعی داشته باشد. ریخت و پاش، اسراف، تجمل گرایی، رفاه زدگی، اقامت و حمل و نقل گران قیمت و امثالهم سنخیتی با کار اجتماعی ندارد و ناقض اهداف خود هستند. 

کسی که در این حوزه ها کار می کند، نباید فراموش کند که مسئولیت اجتماعی یا کارآفرینی اجتماعی یا ...، صرفا یک تکنیک نیست که بشود به کسی یاد داد! بلکه یک رفتار برخاسته از منش و نگرش است. همین منش و نگرش است که مشکل دار بوده و سبب پدید آمدن چنین مسائلی برای دنیا در حوزه توسعه پایدار شده است. و حال هم اگر بخواهیم تغییری در جهت گسترش عدالت اجتماعی، بازتوزیع ثروت، و به طور کلی کمک به حل مسائل بکنیم، نمی توان با آن منش و نگرش اشرافی گرایانه و رفاه زده کاری نداشت و صرفا دنبال تکنیک و روش رفت!

در همین راستا متاسفانه باید گفت اغلب کسان و سازمان هایی که در چه در داخل و چه در خارج از کشور در حوزه های مرتبط با CSR، توسعه پایدار و کارآفرینی اجتماعی کار می کنند، بخشی یا تمام این حفیقت را نادیده می گیرند. 

چندی پیش مطلع شدم که موسسه GRI که مهمترین مرجع بین المللی در چارچوب نویسی برای گزارش های مسئولیت اجتماعی سازمان هاست، در یکی دوباری که برای سخنرانی در ایران، نماینده اعزام کرده است شرط کرده که حتما باید بلیط بیزینس کلاس(که قیمتش 2 تا 4 برابر بلیط های عادیست) باید برای نمایندگانش تهیه شود. این به کنار، یکی دیگر از مدرسان بین المللی حوزه مسئولیت اجتماعی چندی پیش برای یکی از سازمان های همکار، پیشنهاد قیمت برای برگزاری یک کارگاه آموزشی داده است و ایشان علاوه بر تقاضای بلیط بیزینس کلاس، برای روزی که در پرواز رفت و برگشت هستند هم هر روز، 10 هزار یورو تقاضای دستمزد کرده اند(علاوه بر دستمزد عادی کلاس!). یعنی در راه بودن ایشان، هر روز 40 میلیون تومان آب می خورد!؟

چندی قبل تر از یکی از کارمندان شهرستانی یکی از بانک های خصوصی داعیه دار مذهبی شنیدم که مدیرعامل شان برای تمام استان ها لکسوس خریداری کرده و هر بار که ایشان برای سفر کاری به استانی سر می زنند نباید غیر از آن لکسوس به استقبال ایشان بیاید.

من موارد مشابه زیادی از دستمزدها و تقاضاهای رفاهی «غیر اجتماعی» مشاوران بین المللی و داخلی در همین حوزه های مرتبط با مسئولیت اجتماعی و فقرزدایی و امثالهم شنیده ام و به همین چند مثال بسنده می کنم.

البته شاید کسانی پیدا شوند که الان بگویند خب این ها باید کلاس کاریشان حفظ شود و فلان و بهمان.

ولی آقا جان، خودمانی بگویم! با این منش ها و روش ها، تنوری برای جامعه ای که می خواهد از مواهب مسئولیت اجتماعی بهره مند شود، گرم نمی شود! تکبر، تجمل و اشرافی گری، با کار اجتماعی راستین جور در نمی آید.

به همین خاطر هم هست که من تاکید دارم در مسیر توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمانی باید نگاهی درون زا و «ایرانی-اسلامی» داشته باشیم. از مسیر غیراجتماعی نمی شود به هدف اجتماعی دست یافت!

۰ نظر ۱۰ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۰۰
هامون طهماسبی

چند وقت پیش، گروهی مستند ساز که در حال ساخت یک مجموعه 13 قسمتی برای صدا و سیما درباره فقر زدایی و مدل های توسعه محرومیت زدا هستند، با ما تماس گرفتند و اظهار علاقه کردند که با کارهای ما آشنا شوند. طی جلساتی که ترتیب دادیم، به یکدیگر علاقه مند شدیم و قرار شد که ما هم یکی از سوژه های آن مجموعه 13 قسمتی شان شویم. دیروز به پژوهشکده آمدند و مصاحبه مفصلی داشتیم. 

رویکرد متفاوت ما در توسعه منطقه ای و نگاه همه جانبه ای که داشتیم، برایشان جالب بود و حقیقت هم این است که مدل های عملی که وارداتی نباشند و سعی کرده باشند حرف جدیدی در جهت توسعه پایدار منطقه ای در ایران بزنند، به شدت نایاب هستند. خدا رو شکر کاری که چند سالی است مطالعات اش را شروع کرده ایم و یک سالی است به طور عملی و با تمرکز بالا در گلباف کرمان در حال انجام هستیم، به ما دیدهای خیلی خوبی راجع به توسعه پایدار منطقه ای به شیوه ای که با اقتضائات کشورمان و نیازهایمان سازگار باشد، داده است. البته این به این معنی نیست که الان همه چیز را در این باره می دانیم. نخیر! تازه اول کار هستیم و می دانیم که این مسیر، سال به سال و ماه به ماه و روز به روز برای ما یادگیری جدید دارد. اگر عمری باقی باشد و ده سال دیگر این مسیر را ادامه دهیم، راه و روش ده سال بعدمان به مقدار قابل توجهی از آنچه که امروز هستیم متمایزتر خواهد شد.

مسیر توسعه پایدار، یک مسیر همراه با یادگیری است. یادگیری ای که از درگیری مستقیم با مسئله و دنیای واقعی رخ می دهد. مطمئنا در این مسیر بیش از 5 درصد نمی توان از کتابها و تئوری های موجود یاد گرفت. 95 درصد را خودمان باید برویم در دل میدان و کشف کنیم و تمرین کنیم و خطا کنیم و بسازیم. ما در این مسیر، همیشه شاگرد باید باقی بمانیم. اگر می خواهیم حرفی به درد بخور برای ایران عزیزمان بزنیم.

مصاحبه تلویزیونی

در بخشی از این گفت و گو و مصاحبه، از تفاوت های امروزمان با اوایل انقلاب در کارهای توسعه ای گفتم. گفتم که از نظر من، جدا از اینکه فردگراتر شده ایم و چسبیده ایم به موفقیت های شخصی و نه جمعی، اتفاق بدی که افتاده است این است که در دهه اول انقلاب، الگوهایی می ساختیم که متکی بر نهضت های اجتماعی بودند. جهاد سازندگی، بسیج، نهضت سواد آموزی و ... همه جریان های اجتماعی بودند و مردمی. اما از دهه دوم انقلاب به بعد سعی کردیم ساختارهای بوروکراتیک و دولتی درست کنیم و متکی بر تکنوکرات ها. مواجهه با مسئله اجتماعی، ساختار اجتماعی می خواهد. دارایی های ارزشمندی داشتیم و فکر کردیم که عقب افتاده است و به دنبال ساختارهای مدرن رفتیم! جالب اینکه همین ساختارهای مدرن، امروز در کتابهای درسی دانشگاهی جدید، صحبت از ساختارهای مردمی و مشارکتی می کنند! یعنی تازه به همان رسیده اند که ما قبلا ساخته بودیم، ولی از دست دادیم:(
.

۰ نظر ۰۹ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۴۷
هامون طهماسبی

در یکی از شهرهای کوچکی که در حال انجام کار توسعه منطقه ای هستیم، به این رهیافت رسیدیم که سرمایه گذاری برای تربیت نسل بعدی دانش آموزانی که متفاوت بیاندیشند و پر امیدتر، پرتلاش تر و خودباورتر از نسل فعلی باشند، کمک پایداری به آینده توسعه منطقه است. لذا برنامه های متنوعی برای حوزه آموزش و پرورش تعریف کردیم که در نوع خود جالب و متفاوت هستند و به این شکل شاید بشود گفت برای اولین بار در کشور و با هدف کمک به توسعه یک منطقه پیاده سازی می شوند.

در همین راستا، جمعی از معلمان دغدغه مند که دوست دارند به بهبود منطقه خودشان کمک کنند و البته این اطمینان نسبی را هم داریم که قصد مهاجرت تا 5 سال آینده را ندارند(یعنی حالا حالا ها در منطقه شان می مانند)، انتخاب کرده ایم و قرار است در یک سفر تفریحی-آموزشی ویژه، کمک کنیم که بینش های جدیدی در حوزه آموزش را بر اساس تجربه نهادهای منتخب آموزشی کشور ، کسب کنند.

جدای از هدف های خوب و ویژه این دوره آموزشی-تفریحی، اما در صحبت با همکاران به نکاتی رسیده ایم که دقت به آنها در طراحی این دوره خیلی اهمیت دارد. در واقع، چنین دوره هایی و چنین برنامه های مثبت و انگیزاننده ای، ممکن است که تاثیرات منفی ناخواسته ای هم داشته باشند که بر خلاف اهداف اولیه خود عمل کنند.

از جهت روشن شدن موضوع، دو نکته را در رابطه با همین برنامه ذکر می کنم:

اول اینکه بازدید مدارس خوب و پیشرو و خلاق تهران و بابلسر و سایر نقاط کشور، اگرچه حتما در باز شدن افق های دید این عزیزان می تواند موثر باشد؛ اما از سوی دیگر برای معلمان منطقه محروم، ممکن است سبب تقویت حس ناامیدی از طریق مقایسه امکانات و شرایط و محدودیت های خود با شرایط دیگر مدارس پیشرو شود و حتی برخی از این معلمان را به مهاجرت از منطقه خود در سالیان آینده ترغیب کند؛ برای کم رنگ کردن این پیامد، تصمیم گرفتیم که در این سفر تفریحی، قسمت تیره و سیاه تهران و شهرهای بزرگ را هم به ایشان نشان دهیم. لذا بازدید از چند مدرسه در مناطق مسئله دار و حاشیه ای تهران و مواجهه از نزدیک با چالش های ایشان را به برنامه اضافه کردیم.

چالش دوم این بود که نشان دادن این روشهای پیشرو و مدرن آموزشی به دلیل فاصله زیاد با شرایط ایشان در آن شهر کوچک، ممکن است این حس را ایجاد کند که نمی تواند سبب تغییر و تحول در منطقه فعالیت ایشان شود و لذا نهایتا بعد از بازگشت از سفر، «بی عملی» در رابطه با پیاده سازی افق های جدید کسب شده از این تور آموزشی اتفاق بیافتد. برای حل این مسئله نیز تصمیم گرفتیم جلسات توجیهی قبل، حین و بعد از سفر را جدی بگیریم و برنامه ویژه ای برایشان داشته باشیم. به طوری که در مقاطع مختلف زمانی این تور، بتوانیم با تشکیل جلسات هم اندیشی و مباحثه، دغدغه ها را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم و بتوانیم همگرایی ذهنی و دلی در رابطه با راه های جدید ایجاد تحول در آموزش و پرورش آن منطقه محروم ایجاد کنیم.

سخن پایانی اینکه مداخله در امر توسعه به ویژه در مناطق کوچک که اثرات اقدامات می تواند زود دیده شود و نیز گسترده باشد، امری بسیار حساس است و باید با سنجش دقیق جوانب و پیش بینی پیامدهای ناخواسته آن صورت بگیرد.

۰ نظر ۱۹ تیر ۹۶ ، ۰۸:۳۸
هامون طهماسبی

یکی از نشریات علمی و تخصصی حوزه سیاست گذاری، نشریه سیاست علم و فناوری است. چندی پیش این نشریه تصمیم گرفت که شماره ویژه ای را به مباحث اجتماعی توسعه نظیر کارآفرینی اجتماعی و توسعه پایدار منطقه ای اختصاص دهد. توفیق این را داشتم که به عنوان داور این شماره ویژه درگیر چند مورد از مقالات آن شوم. برای من که بعضا شماره های قبلی این نشریه را دیده بودم، انصافا جنس مقالات بسیار متفاوت بود. هر کدام به موضوعی جذاب مرتبط با جامعه اختصاص داشت و می شود گفت از جنس مقالات پژوهشی و یا ترویجی بودند که به جایی از مسائل واقعی جامعه مرتبط بودند. با پایان گرفتن کار داوری مقالات و انجام اصلاحات لازم در مقالات ارسالی، ظاهرا این شماره ویژه قرار است در تابستان 96 منتشر شود.

در خلال این داوری ها به یاد این دغدغه همیشگی افتادم که چه میزان از پژوهش های دانشگاهی و غیردانشگاهی ما به مسائل عینی جامعه مرتبط هستند و خواننده عام یا فعالین اجتماعی را علاقه مند می کنند که آنها را بخوانند و نتایج کارشان را مورد لحاظ قرار دهند؟ درد بزرگی است و سخن بسیار می طلبد. فعلا بیائیم قول بدهیم هرجا با کار پژوهشی چه مقاله بود و چه پایان نامه و چه کار حرفه ای، تمام تلاشمان را بکنیم که وارد حیطه ای شویم که به دردی بخورد و نشود جزو همان هزاران مقاله بی مصرفی که سالانه در کشور تولید می شوند.

۰ نظر ۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۱۲
هامون طهماسبی