به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پیشرفت همه‌جانبه و مسئولیت اجتماعی سازمانی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پیشرفت همه‌جانبه و مسئولیت اجتماعی سازمانی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای ساختن جامعه‌ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه‌ای است که در این سال‌ها فعالیت‌های پژوهشی، آموزشی و مشاوره‌ای من را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شاء الله به شکلی ساده و بی‌تکلف، برخی از مشاهدات، تجربه‌ها، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که «توسعه پایدار» برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می‌شود نیست و حرف‌های زیادی درباره آن و مفاهیم مرتبط نظیر «پیشرفت» دارم؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود بایستی مولد و نظریه‌پرداز برای بازتعریف این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته‌ام و بسیاری از چیزهایی را که از توسعه پایدار می‌خواهم، مختصر و مفید بیان می‌کند: زندگی‌ای از نظر اقتصادی آبرومند، در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه‌ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی‌بدیل آن، به سوی سعادت می‌رود.
هامون طهماسبی

بایگانی

دوم آذرماه، جلسه ای با مرکز پژوهش های اتاق ایران داشتیم که ضمن آشنایی دو طرفه، تفاهم کردیم که مسیر بلندمدتی را برای تعریف کارهای پژوهشی با حمایت مالی اتاق بازرگانی ایران تعریف کنیم. این کارهای پژوهشی در حوزه های مرتبط با مسئولیت اجتماعی سازمانها خواهد بود که قرار شد عناوین آنها و مسیر همکاری در ادامه و جلسات بعدی مشخص تر شود. من چند سالی است که در مذاکره با سازمانهای مختلف دولتی و خصوصی سعی دارم آنها را قانع کنم که برای برخی پژوهش های ضروری در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتها، منابع تخصیص دهند و از آن حمایت کنند. با این حال، متاسفانه تا به امروز توفیق زیادی در این مسیر نداشته ام و عوامل متعددی از جمله بوروکراسی های سخت این مراکز، بهانه کمبود بودجه، تغییر مدیران و امثالهم مانع شکل گیری اتفاقات مدنظر شده است. با این حال، نسبت به جلسه دیروز خوشبین هستم و اگر انشالله همه چیز خوب پیش برود در آینده نه چندان دور خواهیم توانست راهنماهای خوبی برای فعالین، محققین و مدرسین این حوزه در بخشهای مختلف دانشگاهی، دولتی و خصوصی تدوین و منتشر کنیم. این راهنماها برای پیشبرد موثر حوزه مسئولیت اجتماعی در فضای کسب و کار کشورمان، ضروری خواهند بود. البته حجم نیاز و کار روی زمین مانده بسیار گسترده است و همچنان از همراهی سازمانهای مختلف در این مسیر استقبال می کنیم.

۰ نظر ۰۳ آذر ۰۱ ، ۰۰:۲۴
هامون طهماسبی

امروز در مجتمع مس شهر بابک، یک دوره آموزشی یک روزه داشتم برای دست اندرکاران حوزه مسئولیت اجتماعی این شرکت و نیز برخی مشاوران و همکاران این مجموعۀ بزرگ صنعتی در حوزه اجتماعی.

مجتمع مس شهربابک متعلق به شرکت ملی مس ایران است و جزو مجتمع‌های نسبتا نوپای این صنعت در کشور محسوب می‌شود. با این حال در دو دهه گذشته باعث تغییرات اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی در منطقه شهربابک شده است. این شرکت در حوزه اجتماعی هزینه‌های نسبتا قابل توجهی نیز انجام می‌دهد. با این حال، هیچ‌گاه، ساختار ویژه‌ای برای راهبری موضوعات مسئولیت اجتماعی خود نداشته و مسائل مرتبط، غالبا در واحد روابط عمومی یا سطوح مدیریتی دیگر سازمان و با نگاه سنتی به کار اجتماعی، حل و فصل می‌شده است. هدف از این دوره، آشنایی مخاطبان با کلیات موضوع مسئولیت اجتماعی و توسعه پایدار بود تا شاید مقدمه‌ای باشد برای ساختارمند شدن این موضوع در این مجتمع. البته منظور، ساختار ویژه و اختصاصی‌ای است که اساسا برای مسئولیت اجتماعی شکل گرفته باشد و راجع به آن فکر کند و برنامه پیشنهاد کند و پایش انجام دهد؛ وگرنه، در قالب واحدهایی که در بالا نام برده شد، به هر حال بخشی از این موضوعات جلو می‌رود و البته قطعا چه در اینجا و چه در هرمجموعه دیگری، از این شیوه پیش‌برد موضوعات مرتبط با CSR نباید انتظار داشت که اتفاقات خارق العاده‌ای رخ دهد.

همان‌طور که انتظار داشتم، مهمترین دغدغه مجموعه راجع به پروژه‌های مربوط به جامعه بود و این البته موضوع عجیبی نیست؛ چراکه چنین مجموعه‌های صنعتی با درآمدهای بالا که در شهرهای کوچک ایجاد می‌شوند، کانون جلب توجهات و تقاضاها برای مشارکت در امور توسعه در جامعه پیرامون خود می‌شوند و البته در فقدان یک ساختار ویژه برای راهبری و پرداختن به این موضوع، حتما همیشه این خطر وجود دارد که هزینه‌های کلان انجام‌شده در این بخش، نه تنها نتواند اثربخشی لازم را برای اهداف اجتماعی داشته باشد، بلکه بعضا پیامدهای اجتماعی ناخواسته و ناگواری نیز ایجاد کند. اما اینکه از همین حالا زنگ هشدار برخی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی ناشی از توزیع منابع و چرخه‌های اقتصادی فعال‌شده در پیرامون کسب‌وکار شرکت مس در این شهر کوچک به گوش می‌رسد. موضوعی که تجربه ناگوار آن را قبلا در شهرهای دیگر استان کرمان نظیر سیرجان داشته ایم که اگرچه شاخص‌های اقتصادی در یک منطقه در مدت کوتاهی، با رشد قابل توجه روبرو می‌شوند، اما پیامدهای ناگواری نیز بر جامعه، اقتصاد و البته محیط زیست ایجاد می‌شود که می‌تواند بسیار نامطلوب و خطرناک باشد.

امیدوار هستم که اگر فرصتی دست داد، فراتر از یک دوره آموزشی، در قالب خدمات مشاوره بتوانم در کنار دست اندرکاران این موضوع در این مجتمع قرار بگیرم تا شاید بتوانیم حالا که هنوز خیلی دیر نشده، و فرصت باقیست، قدمهای مثبتی برای کمک به توسعه پایدار منطقه برداریم.

(یکی از حوزه‌هایی که در چند سال اخیر مورد توجه مسئولان مجتمع قرار گرفته است، تامین محلی است و اخیرا حوزه آن نیز فراتر از تامین مایحتاج غذایی و البسه و امثالهم رفته و به حوزه های قطعات و خدمات صنعتی نیز ورود کرده است)

۰ نظر ۲۹ آبان ۰۱ ، ۲۲:۳۸
هامون طهماسبی

امروز مهمان کمیته ای بودم که هدفش بررسی تجربه و مسیر آینده بنیاد علوی در حوزه خدمات رسانی سلامت به اقشار محروم و مستضعف است. جلسه با حضور نمایندگانی از حوزه های مختلف ستادی و غیرستادی مرتبط بنیاد علوی برگزار شد و من هم دقایقی در جلسه صحبت داشتم.

شالوده بحث من بر این بود که نظام سلامت در کشور ما به سرعت به سمت آمریکایی شدن در حال حرکت است و الگوی آمریکایی، دغدغه اش سودآوری و خصوصی سازی برای نظام سلامت است که در مقایسه با نظامهای سلامت دیگر موجود در دنیا، به هیچ وجه نباید الگوی نظام سلامت در کشور ما باشد. چنین نظامی، با تمرکز بر تولید سود از خدمات سلامت و خصوصی سازی، به تدریج محرومیت زا خواهد شد و اقشار زیادی را از دایره خدمات خود خارج خواهد کرد. برایشان مثال تبلیغات «فروش سهام» بیمارستانهای خصوصی را زدم که نوشته اند : «فرصتی عالی برای سودآوری با خرید سهام بیمارستان فلان!». در جلسه گفتم که بیمارستان، فرصت عالی برای کسب سود نیست !! بلکه فرصتی عالی برای خدمت رسانی به مردم و کاهش درد و رنج ایشان است!

در ادامه گفتم که ردپای محرومین و مستضعفان باید بیشتر در اسناد بالادستی و اساسنامه های این مجموعه دیده شود. برای مثال، تنها هولدینگ سلامت این مجموعه، هیچ ردی از خدمت به محرومین در اساسنامه خود ندارد و ممکن است در آینده اتفاقاتی که در برخی نهادهای حاکمیتی در جهت تجاری شدن رخ داده (مثل مجموعه برکت) در اینجا هم رخ دهد.

در اظهاراتی که در جلسه مشخص بود مخالفانی هم دارد، تاکید کردم که نظام سلامت نباید یک کسب و کار انتفاعی باشد و این بزرگترین خطر پیش روی نظام سلامت در کشور ما هست و پیموندن همان مسیر غلط نظام سلامت آمریکایی است.

در ادامه گفتم که حال با این چشم انداز و روند، وظیفه بنیاد مستضعفان و بنیاد علوی فقط این نیست که به درست کردن خراب کاری های این نظام مشغول باشد و برای مثال کمک هزینه درمان برای مردم فراهم کند یا آدم ورشکسته ای به خاطر هزینه های درمان را تحت پوشش یارانه یا بسته معیشتی قرار دهد. بنیاد مستضعفان به عنوان صدای مستضعفان، باید از نظام سلامت مطالبه کند و به جنگ ساختارهای محرومیت زا برود. یکی از مهمترین این ساختارها، بحث «تضاد منافع» عمیقی هست که ما در نظام سلامت ایران با آن روبرو هستیم و مثلا می بینیم که وزیر یا معاون وزیر بهداشت خودشان صاحب شرکت دارویی هستند!!!...در چنین وضعیتی، مبارزه با تضاد منافع در نظام سلامت هم جزو وظایف بنیاد علوی و مستضعفان باید باشد؛ مثل هر اصلاح ساختاری و ریشه ای دیگر که علت محرومیتها و درد و رنجهای مردم خواهد بود.

بحث بعدی من معطوف به این بود که ما در سال 2022 هستیم و نباید با روشهای سال 1970 به خدمات حمایتی سلامت بپردازیم و بعد مثالهایی از هند، آفریقا و برخی کشورهای دیگر زدم که چطور برای خدمترسانی گسترده به فقرا و محرومین در امر سلامت از «نوآوری اجتماعی» بهره گرفته اند. در جلسه گفتم که منابع مالی بنیاد مستضعفان، به هیچ وجه پاسخگوی حجم نیازی که در کشور در حوزه سلامت برای اقشار نیازمند وجود دارد نیست (تقریبا سه دهک الان در چنین وضعیتی هستند!)، و لذا باید به سمت نوآوری و روشهای ابتکاری برای خدمت‌رسانی و رفع مشکلات مردم رفت و به ویژه در این مسیر از فناوریهای نوین نیز بهره برد (نظیر ICT).

همچنین خواستم که بنیاد به «اجتماعی تر شدن خدمات سلامت» فکر کند. ملاحظات اجتماعی در تعریف خدمات و اقدامات نظیر ساخت درمانگاه و تهیه بسته معیشتی کمتر دیده شده و باید این مسیر اصلاح شود، وگرنه با اتلاف منابع روبرو خواهیم بود. یکی از الزامات این اجتماعی شدن، این است که مسئله را از سمت ذی نفعان بهره بردار خدمات سلامت ببینیم. مثلا اینکه مسائل واقعیشان و نیازمندیهای واقعیشان چیست؟ بیمه ندارند؟ اسکان مشکل است؟ پول دوا و دکتر گران است؟ مشورت خوب بهشان داده نمی شود؟ تنها وسط میدان هستند؟ دسترسی به پزشک متخصص در منطقه کم است؟ ...و آن وقت، مسئله محور، به دنبال راهکارهای نوین و البته اجتماعی برای حل انها رفت که ممکن است به پرهزینگی ساخت بیمارستان نباشد ولی ثمراتش بسیار بیشتر از آن باشد.

نهایت اینکه بنیاد نباید در این عرصه تنها پا به میدان بگذارد. باید از ظرفیت نهادهای دیگر حاکمیتی و دولتی و البته بخش مردمی هم به خوبی استفاده کند تا با تجمیع منابع و توانها، خدمترسانی بهتری به اقشار نیازمند خدمات سلامت صورت بپذیرد.

 

۰ نظر ۲۵ مهر ۰۱ ، ۱۶:۴۷
هامون طهماسبی

امروز مهمان شرکت سازه‌سازان بودم تا یک دوره آموزشی برایشان راجع به «مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها» داشته باشم. شرکت سازه‌سازان عمدتا درحوزه تاسیسات آب‌شیرین‌کن فعالیت می‌کند و قصد دارند که به شکل نظام‌مندتری به تعریف و اجرای پروژه‌های اجتماعی مثبت برای جامعه محلی خود ورود کنند. قرار هست که ابتدا در قالب دو جلسه نیم‌روزه، یک ذهنیت مشترک راجع به مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها و زمین بازی آن ایجاد کنیم و بعد در ادامه احتمالا وارد مسیری مشاوره‌ای برای ساختارسازی و تعریف فعالیت‌های مرتبط شویم.

۰ نظر ۲۴ مهر ۰۱ ، ۲۰:۴۷
هامون طهماسبی

امروز مهمان بنیاد علوی بودم تا در چارچوب یک اردوی آموزشی برای برخی فعالین حوزه کسب‌وکارهای زنان از سراسر کشور، یک سمینار آموزشی درباره «کسب وکارهای اجتماعی» داشته باشم. هربار در دوره های آموزشی که با حضور فعالین سراسر ایران برگزار می‌شود، موارد جالبی می‌بینم از تلاشها و کوشش‌ها در عرصه‌های اجتماعی که حقیقتا برای ما که در تهران نشسته‌ایم، کلی درس‌آموزی دارد. از سوی دیگر، نکته جالب این است که مفهوم «کسب و کار اجتماعی» هنوز به اندازه کافی شناخته شده نیست و بسیاری از فعالین اجتماعی، تقریبا از آن مطلع نیستند و یا حتی مثال‌های خوب و نابی که در ایران داریم را نمی‌شناسند. امیدوارم که در سال‌های بعدی، بتوانیم کمک کنیم که قدری از خلاء دانشی و نگرشی این حوزه را پوشش دهیم.

 

۰ نظر ۰۲ شهریور ۰۱ ، ۲۳:۰۵
هامون طهماسبی

24 و 25 مرداد 1401، در اهواز، مهمان شرکت گاز استان خوزستان بودم تا یک دوره آموزشی دو روزه درباره «گزارش‌دهی پایداری/مسئولیت اجتماعی» برایشان برگزار کنم. پس از کرونا این اولین دوره آموزشی من در شهرستان بود که حضوری برگزار می‌شد و از این بابت حال و هوای سفرهای آموزشی گذشته مجدد برایم تکرار شد.

شرکت گاز خوزستان از شرکت‌های تابعه وزارت نفت است و اگرچه سهامی خاص است، اما سهامش دست دولت است و می‌شود گفت یک شرکت شبه دولتی است. این شرکت مثل خیلی از سازمان‌های مشابه که به وزارت نفت مرتبط هستند، از سمت ذی‌نفعان جامعه محلی به شدت تحت فشار است که در حوزه مسئولیت اجتماعی اقدامات گسترده ای را انجام دهد. از سوی دیگر، چالش آنها این است که بر خلاف بسیاری شرکت‌ای تابعه وزارت نفت، ردیف بودجه قابل توجه یا منابع مالی مازادی ندارند که بتوانند صرف فعالیت‌های حوزه اجتماعی در بیرون سازمانشان کنند. با این حال بخش زیادی از انرژی آنها در پاسخگویی به تقاضاها از سمت جامعه محلی و نهادهای محلی در استان خرج می‌شود و البته گاه مجبور می‌شوند به دلایل مختلف به برخی خواسته‌های بی‌ربط به حوزه ماموریت‌شان هم تن در دهند و البته برای تامین اعتبارات آن تعهد ناخواسته هم به چالش‌های جدی بیافتند.

در این دو روز، من گاه استیصال را در روزمرگی‌ها و جلسات انبوه و تماس‌های بعضا تکراری و بی‌ربط و یا وقت‌تلف کن که در تمام سازمان‌های دولتی به نوعی قابل مشاهده است می‌دیدم. هنگام جلسه خصوصی با مدیرعامل شرکت راجع به مسیر راه این شرکت در حوزه CSR، یکی از نمایندگان استان زنگ زد و تقاضای جا به جایی یکی از پرسنل از یک شهر به شهر دیگر را داشت! و مدیر عامل گله می‌کرد که چطور بخش مهمی از وقتش مجبور است صرف پرداختن به این تقاضاهای سیاسی و بعضا غیرمسئولانه و شخصی اشخاص و نهادهای صاحب قدرت بشود و آن‌طور که بخواهد و دوست داشته باشد نتواند برای برخی امور مهم شرکت تحت مدیریتش وقت متمرکز صرف کند (مثل شرکت در همین دوره آموزشی که برای اعضای کمیته مسئولیت اجتماعی شرکت برگزار شده بود).

در این دو روز راجع به چالش‌های مرتبط با فهم اشتباه از نیت و کارکرد و تعریف مسئولیت اجتماعی شرکت گاز، بسیار صحبت کردیم و به نظرم همین صحبت‌ها و گفتگوها، نقش مهمی در نزدیک شدن مدل‌ ذهنی افراد شرکت‌کننده به یکدیگر داشت. بحث اصلی که طرح کردم این بود که شما چاره‌ای ندارید که ذی‌نفعانتان را متوجه کنید که «موضوعات اساسی مسئولیت اجتماعی» شما به عنوان یک سازمان «خدمت‌رسان»، عمدتا متمرکز بر حوزه ماموریتی خودتان باید باشد و به ویژه در فقدان اعتبارات لازم، هرگونه پرداختن به امور خیریه و عام‌المنفعه در جامعه محلی، به معنی حذف بخشی از اعتبارات و منابع لازم برای ماموریت‌های اصلی خودتان در حوزه گازرسانی است و این در بلندمدت برای خود منطقه هم مخاطره آمیز خواهد بود. چه اینکه با کاهش ضریب ایمنی تاسیسات یا از دست دادن نیروهای متخصص و یا رعایت نکردن استانداردها و حساسیت‌های لازم در طراحی و اجرای خطوط گازرسانی یا نگهداشت شبکه، ریسک‌های بزرگی به منطقه از جهت حوادث احتمالی در آینده و به ویژه در مواقع سیل و زلزله و امثالهم وارد خواهد شد.

گزارش مسئولیت اجتماعی، ممکن است بتواند به آنها در این گفتمان‌سازی کمک کند. همچنین توصیه کردم تلاش کنند بر سیاست‌های بالادستی در وزارتخانه هم اثرگذار باشند و آنها را از چالش‌های خودشان در منطقه مطلع کنند. دوستان ساکن در حوزه اجتماعی وزارت نفت در تهران، طبعا به تنهایی قادر به درک خیلی واقعیات کف میدانی در استان‌ها نیستند و ممکن است سیاست‌ها و برنامه‌های غیرواقع‌بینانه‌ای را برای شرکت‌های تابعه در حوزه CSR وضع و ابلاغ کنند. ازشان خواستم که منفعل نباشند و یک رویکرد فعال و پیش‌دستانه در این مورد را اتخاذ کنند.

علاوه بر این مثل همیشه تاکید کردم که «گزارش مسئولیت اجتماعی» به خودی خود، یک هدف نیست و نباید متمرکز بر تولید سند باشند. بلکه اصل داستان، درست طی شدن فرایند گزارش‌دهی است که اگر مبتنی بر متودولوژی‌های درست طی شود، یک چرخه یادگیری و گفتمان‌سازی درون سازمان در ارتباط با مسئولیت اجتماعی ایجاد می‌کند که به تدریج موجب ارتقای وضعیت مجموعه در این رابطه خواهد شد. احتمالا باز هم در ماه‌های آینده نیاز باشد که به خوزستان بروم و دوره‌های آموزشی تکمیلی را برگزار کنم و طی صحبت با مدیرعامل شرکت قرار شد دوره بعدی در روزهای غیرکاری برگزار شود که مدیران ارشد از سازمان و کار جدا شده باشند و با تمرکز بتوانند در جلسه حضور پیدا کنند.

***

پی نوشت: مسائل ساختاری حکمرانی در کشورمان واقعا در حال فرسوده کردن و کشتن انگیزه ها در نقاط مختلف کشور است. همین تقاضاهای بی‌جای نمایندگان مجلس یا نهادهای لابی گر دیگر چرا باید محلی از اعراب داشته باشد؟....جلسات فرمایشی با نهادهای بی‌ربط محلی چرا باید اینقدر وقت مدیران را بگیرد؟!....جلسات متعدد بی‌مورد، تشریفات الکی سیستم اداری و بوروکراسیهای مرتبط چه صدمه‌ای به بهره‌وری و انگیزه مدیران و کارشناسان خواهد زد؟!...امیدوارم کسانی که در این حوزه دستشان در کار است، تلاش کنند و عمرشان را بگذارند که برخی مسائل ساختاری مدیریت در ایران را دگرگون کنند.

۰ نظر ۲۶ مرداد ۰۱ ، ۰۰:۲۴
هامون طهماسبی

امروز مهمان جلسه کمیته تخصصی «مسئولیت اجتماعی» ستاد مدیریت بحران شهر تهران بودم تا به نمایندگی از سمت «مرکز توسعه پایدار دانشگاه صنعتی شریف» همراه جمعی شوم که از دستگاه‌ها و بخش‌های مختلف دولتی و خصوصی قصد دارند تا ظرفیت‌های بخش غیر دولتی(به ویژه بخش خصوصی) را بیشتر و بهتر پای کمک به چالش‌های ستاد مدیریت بحران شهر تهران بیاورند. حادثه سیل اخیر در امام‌زاده داوود مدیریت شهری را بیش از گذشته درباره آسیب پذیر بودن شهر تهران نگران کرده و البته نگرانی بزرگ همه، حادثه قطعی-با زمان نامشخص- زلزله تهران است که با زیرساخت‌ها و میزان آمادگی فعلی، قطعا تبدیل به یک فاجعه تاریخی خواهد شد.

این جلسات قرار است ادامه پیدا کند و امروز اولین گردهمایی اعضای این کمیته بود. در صحبت‌های کوتاهم در جلسه امروز تاکید کردم که در شرایطی که سرمایه اجتماعی در جامعه ما در پایین‌ترین و بدترین شرایط خود قرار دارد، واقعا کار دشواری است حساب کردن روی جلب مشارکت مردم و نیز بخش خصوصی برای کمک به ساختارهای دولتی. با این حال، این موضوع شدنی است اگر سعی کنیم با الگوهای ذهنی و رویکردهای متفاوتی به دنبال این جلب مشارکت باشم. یکی از این رویکردهای متفاوت این است که مشارکت را امری یک طرفه نبینیم. مردم و بخش غیردولتی از مشارکت یک طرفه که در آن فقط دهنده باشند، استقبال نمی‌کنند. آنها از مشارکت مبتنی بر احترام و آزادی استقبال می‌کنند و ما لازم است تدابیری بیاندیشیم که آنها خود را سهیم و مشارکت‌کننده واقعی در مدیریت بحران شهر تهران ببینند. برای مثال، بتوانند خودشان ایده و پیشنهاد بدهند؛ مثلا مخاطرات شناسایی‌شده را گزارش کنند و اثرش را هم ببینند. برای مثال اگر ساختمان ناایمنی وجود دارد یا تخلفی در جایی صورت می‌گیرد، بتوانند و امید داشته باشند که با گزارش آن به یک سامانه، صدایشان شنیده می‌شود و تلاششان ارج نهاده می‌شود. آنگاه به ما هم اعتماد می‌کنند و خودشان را سهیم در بازی خواهند دید و قدم‌های بیشتری برای کمک به مدیریت بحران برخواهند داشت. عین این قضیه در مورد سازمان‌های بخش خصوصی نیز صادق است. آنها به ویژه انتظار دارند که گزارش‌دهی، شفافیت، و مشارکت در تصمیم‌سازی‌ها از آنها دریغ نشود. برای اغلبشان مهم است جایی پول و منابعشان را اهدا کنند که مطمئن باشند اتفاق موثر و مثبتی برای کمک به شهر تهران رخ خواهد داد و همین برایشان کفایت می‌کند و لازم نیست دنبال مشوق‌‌های عجیب و غریب باشیم. اما براورده کردن این در فرهنگ شبه دولتی و با سابقه عارضه‌های سنتی آن، کار راحتی نیست و اراده‌ای متفاوت می‌خواهد.

به باور من، «مسئولیت‌پذیری» گمشده جدی امروز جامعه ماست. اگر شرایط امروز کشور درگیر بحران‌های متعدد است، ناشی از فقدان همین مسئولیت‌پذیری در بخش بزرگی از مردم و متولیان امر است و اگر امیدی به برون رفت از بحران هم داشته باشیم فقط در پرتو مسئولیت‌پذیری است که محقق خواهد شد. و البته اگر سیستم و ساختارها تاکنون بر پا مانده و فرونپاشیده‌اند هم حتما به خاطر «مسئولیت‌پذیری» بیش از حد و فداکاری آدمهایی در پایین و بالای سیستم است. ما باید تلاش کنیم که مسئولیت‌پذیری، تسهیل شود و سرخورده نشود. طراحی یک پویش فراگیر که بین بخشی باشد و هرکس حس کند واقعا در آن سهیم است، می‌تواند اتفاقی هیجان انگیز و مثبت برای مدیریت بلایا و فجایع آینده پیش روی شهر تهران باشد.

همچنین باور دارم که رفتن به سمت «مردم»، مهمترین گمشده مدیریتی امروز عرصه سیاستگذاری ماست و در همه عرصه‌ها از جمله مدیریت بحران لازم است به شکلی «واقعی» و مبتنی بر احترام، مردم را سهیم در تصمیم‌سازی‌ها و حتی تصمیم‌گیری‌ها کرد تا بتوانیم امید به برون‌رفت از چالش‌های پیش رویمان داشته باشیم.

۱ نظر ۱۱ مرداد ۰۱ ، ۲۰:۲۰
هامون طهماسبی

امروز یک دوره آموزشی برای کارکنان بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با عنوان «توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها» برگزار کردم. این دوره که به شکل مجازی برگزار شد، به درخواست واحد آموزش بانک مرکزی و با هدف آشنایی مخاطبان با مبانی و مقدمات مفاهیم توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها برگزار شد. من فکر می‌کنم که واقعا در همه سازمان‌ها لازم است که همه سطوح کارکنان، و به ویژه مدیران ارشد این دوره‌های مقدماتی آشنایی با توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی را بگذرانند. دنیا به سرعت در حال تغییر است و مفاهیم اجتماعی و رویکردهای اجتماعی بخشی جدایی ناپذیر از سیاستگذاری‌ها و برنامه‌های دولت‌ها و سازمان‌ها می‌شوند و این حجم از بی‌توجهی و غفلت نسبت به این مفاهیم و روندها در کشور ما، قابل پذیرش نیست. چنانچه تمایل به برگزاری این دوره در سازمان خود داشتید از طریق منوی «درباره من» درخواستتان را با بنده مطرح کنید.

۰ نظر ۰۹ مرداد ۰۱ ، ۱۷:۲۹
هامون طهماسبی

دیروز خبر دادند که مقاله ای که برای نهمین کنفرانس سالانه بین المللی «آموزش مدیریت مسئولانه» ارسال کرده بودم، مورد پذیرش قرار گرفته است. این کنفرانس، مهمترین و معتبرترین کنفرانس سالانه «آموزش مدیریت مسئولانه» است که در دنیا برگزار می‌شود و امسال کشور اتریش میزبان آن خواهد بود.

 

متاسفانه هزینه‌های بالای سفر خارجی و شرکت در کنفرانس، مانع از امکان حضور من در این رویداد خواهد بود؛ اما امیدوار هستم که همکار دیگرم در تهیه این مقاله، آقای دکتر منوچهر نجمی، به واسطه کمک ویژه اعضای هیات علمی، بتوانند فرصت شرکت در این برنامه را پیدا کنند؛ چراکه فرصت خوبی برای شبکه‌سازی و ارتباط با مجامع بین‌المللی حوزه «آموزش مدیریت مسئولانه» خواهد بود و می‌تواند زمینه‌ساز اقدامات اصلاحی خوبی در آینده برای پیشبرد مباحث اجتماعی در آموزش مدیریت در کشور عزیزمان باشد.

مقاله ما در کنفرانس، مستخرج از رساله دکتری بنده است و به ارائه یک چارچوب برای «اندازه‌گیری آموزش مدیریت مسئولانه» می‌پردازد که یک مشارکت جدی در سطح بین‌المللی در این حوزه محسوب می‌شود و در نظرات داوران نیز مشخص است که مورد توجه قرار گرفته است. ما بعدا نسخه توسعه یافته‌تری از این مقاله را پس از ارائه در کنفرانس و دریافت نظرات منتقدین، به یکی از ژورنال‌های معتبر بین‌المللی خواهیم فرستاد.
 

۰ نظر ۰۸ مرداد ۰۱ ، ۱۶:۵۲
هامون طهماسبی

امروز در مجموعه نمایشگاهی «بوستان گفتگو» در حاشیه رویداد «شهرهای خواهرخوانده و توانمندی‌های مدیریت شهری تهران» در نشستی با موضوع «ظرفیت‌های اقتصادی مسئولیت اجتماعی شرکتی در مدیریت شهری» سخنرانی داشتم. در پنلی که برای این کار ترتیب داده شده بود، غیر از من، آقای کاظم لعل (کارشناس حوزه اقتصاد شهری)، آقای عبدالقادر امام (دبیر گروه D8) و خانم مائده هدایتی فر (عضو هیات علمی گروه آموزشی برنامه‌ریزی اجتماعی، شهری و توسعه منطقه‌ای دانشگاه علامه طباطبایی) نیز در این پنل نشست حضور داشتند.

در صحبت‌هایم در ابتدا اشاره کردم که ما نیاز به فهم درست و واحدی از مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها داریم. مهم است شهرداری که به دنبال مسئولیت اجتماعی است تکلیف خود را با این موضوع مشخص کند که آیا به CSR به معنای مدرن و کامل و جامع آن یعنی مدیریت پیامدها در قبال همه ذی نفعان بپردازد (و البته مسائلی مثل حقوق کارکنان، شفافیت، حقوق شهروندی، فساد، ردپای کربنی و ...) یا نه دغدغه اش، جلب مشارکت اقتصادی بنگاه ها به بهانه مسئولیت اجتماعی برای کمک به پروژه های شهری است؟ گفتم اگر حالت دوم است که به نظر می‌رسد همین باشد، اسمش را مسئولیت اجتماعی نگذاریم و برای جلوگیری از کژتابی و سردرگمی، به سادگی بگوییم: «چلب مشارکت بنگاه‌های اقتصادی در پروژه‌های شهری».

بعد در ادامه گفتم که مشارکت بنگاه‌های اقتصادی به سادگی رخ نمی‌دهد. باید دغدغه‌ها و منافع آنها و انگیزه‌هایشان را هم دید. ساده‌انگاریست در این شرایط تحریمی و اقتصادی عجیب غریب، و البته در بستری که بی اعتمادی به نهادهای عمومی ایجاد شده است، انتظار داشته باشیم بنگاه‌های اقتصادی وارد چنین مشارکت‌هایی شوند. ضمن اینکه مشارکت، آداب خود را دارد و باید رابطه برابر و مبتنی بر احترام به علائق طرفین در آن وجود داشته باشد. همچنین هشدار دادم که در این مسیر نباید سراغ راه‌کارهای ساده‌انگارانه برای ایجاد مشوق رفت. معافیت‌های مالیاتی و یا اعطای مجوزهای تشویقی، حساسیت‌های زیادی دارد و می‌تواند محل سوء استفاده‌های فراوانی قرار بگیرد که نهایتا خیرش برای شهر و مدیریت شهری، کمتر از ضررش خواهد شد.

در ادامه تاکید کردم که وقتی صحبت از مشارکت می‌کنیم، باید بازیگران دیگر را هم لحاظ کرد. در پروژه‌های مدیریت شهری، نمایندگان سازمان‌های مردم‌نهاد و نیز عموم شهروندان هم بخشی از ماجرا هستند و هر پویش و برنامه‌ای که می‌خواهد تعریف شود، باید این بازیگران را هم لحاظ کند. چون همه ماجرا، «پول» نیست که بگوئیم از شرکت خصوصی بگیریم و تمام!

در بخش پایانی، بر لزوم انجام پژوهش و مطالعه قبل از هرگونه شتاب در وضع سیاست‌های جدید در حوزه مسئولیت اجتماعی سخن گفتم و اشاره کردم همین تجربه شکست خورده شورای شهر در وضع قانون مسئولیت اجتماعی در 5 سال گذشته باید مورد توجه قرار بگیرد و فقط این هم نیست؛ تجارب موفق و ناموفق دیگری در دستگاه‌های دیگر و در مناطق مختلف کشور نظیر عسلویه و کرمان هم داریم که آنها هم باید بررسی شود تا بتوانیم از نقش موثر شهرداری در بهره‌گیری از ظرفیت مسئولیت اجتماعی بنگاه‌های اقتصادی صحبت کنیم. همچنین اشاره کردم که ما در این زمینه دچار فقر دانشی هم هستیم. برای مثال اغلب مدیران شهری (بر اساس تجربه‌ای که من از کارگاه‌های آموزشی با ایشان در این سال‌ها داشته ام)، درک درستی از مفهوم «توسعه پایدار» ندارند و ابعاد اجتماعی و محیط زیستی را نادیده می‌گیرند و تلقی‌شان از این مفهوم همان رشد اقتصادی با فرمان قبلی است؛ منتهی محکم‌تر و پر زورتر!

پ.ن.: در یک جا از صحبت‌ها خطاب به آقای «عبدالقادر امام» عرض کردم که ایده شما برای استفاده از تجارب رشد اقتصادی خیلی خوب است؛ اما در نظر بگیرید که ما کشوری هستم که زیر شدیدترین تحریم‌های تاریخ بشر هستیم که پنج برابر کره شمالی تحریم‌ایم و نیاز است کمی واقع‌بینانه صحبت کنیم....چه می‌شود کرد؟!...از این اندک فرصت‌ها هم استفاده کنیم که به دنیا بگوئیم در حق این مملکت و مردمانش ظلم بزرگی روا شده و شاید این اندک تلنگرها، بتواند وجدان افکار عمومی را روزی به خود بیاورد.

۰ نظر ۱۵ تیر ۰۱ ، ۲۲:۳۶
هامون طهماسبی