به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

۳۶ مطلب با موضوع «توسعه پایدار» ثبت شده است

یکی دو ماه پیش بود که مطلع شدم لایحه ای مرتبط با مسئولیت اجتماعی در شهرداری تهران در حال تدوین و تنظیم در شورای شهر تهران است. دوستان ما در سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران که متولی هماهنگی های مربوطه بودند، از بنده و یکی از همکاران(سرکار خانم قنبری) دعوت کردند تا در اصلاح این لایحه، همراه شویم و ایشان را یاری کنیم. این شد که در چند جلسه متوالی همراه داستان شدیم و سعی کردیم که نکاتی که به ذهن مان می رسید را با ایشان در میان بگذاریم

خوشبختانه فضای ذهنی دوستان ما در سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران و نیز نماینده محترم شورای شهر، بسیار مثبت و همراه بود و پذیرای اصلاحات و نظرات بعضا رادیکال ما نیز بودند. به شکلی که بسیاری از بخشهای لایحه پیشنهادی اولیه دچار تغییرات اساسی شد

نکته مهمی که باعث این تحولات اساسی در متن اولیه لایحه شد، ملاحظات خاصی است که باید نسبت به نقش آفرینی دولت و سازمانهایی نظیر شهرداری در مقام سیاست گذار عمومی در ترویج مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمانی در فضای کسب و کار داشت. ان شا الله در یادداشتی دیگر به اشکال مختلف نقش آفرینی دولت در این حوزه خواهم پرداخت. اما در مورد متن اولیه لایحه، علی رغم نکات مثبت، بندهای متعددی نیز وجود داشت که صحبت از اجبار در مسائلی مانند گزارشدهی و یا شرکت در کلاسهای آموزشی و یا ... برای بنگاه های اقتصادی شهر تهران می کرد که جدا از اینکه در عملیاتی بودن آن شک و تردید وجود داشت، اما در صورت اجرایی شدن نیز محتملا به لوث شدن، نمایشی شدن، و سطحی شدن مفاهیمی مانند مسئولیت اجتماعی، گزارش دهی پایداری و ... می انجامید. درک این پیامدها با نگاهی به واقعیات فضای کسب و کار در ایران و کشورهای مانند ایران، و به ویژه اتفاقاتی که در سوء استفاده از مفاهیم ارزشی مانند مسئولیت اجتماعی و محیط زیست و مدیریت سبز شده است، دور از تصور نیست.

قرار است در هفته های آتی در خود شورای شهر تهران به ارائه و دفاع از لایحه بپردازیم. امیدوارم و دعا می کنم که تلاشی که شده، به یک لایحه شایسته و کمک به قوام مفهوم مسئولیت اجتماعی در فضای شهرداری تهران به عنوان یک سازمان مهم و اثرگذار توسعه ای کشور منتهی شود.

درباره این لایحه و رویکردهای کلی آن بعدا بیشتر خواهم نوشت.

 

جلسه لایحه شهرداری

۰ نظر ۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۷:۲۵
هامون طهماسبی

تابستان امسال فرصتی دست داد تا یک تجربه خیلی خوب از شرکت در یک برنامه مرتبط با توسعه پایدار در هلند داشته باشم. شرکت در مدرسه تابستانی با موضوع «گزارش دهی پایداری» و نیز کنفرانسی با همین موضوع و تمرکز بر «قدرت متحول کننده شفافیت برای پایداری» شرایطی را فراهم کرد تا بتوانم با محققان و نیز برخی شاغلان مهم در حوزه پایداری، نظیر رئیس آژانس محیط زیست اروپا و نیز تیم مدیریتی تدوین شاخص عملکرد محیط زیستی مشهور دانشگاه Yale دیدار و مصاحبت داشته باشم.

خوشبختانه در هنگام تقاضا برای شرکت در این رویداد و به واسطه رزومه خوب و مرتبطی که داشتم، بدون هزینه و به اصطلاح Full Fund در این رویداد پذیرفته شدم. شهر Wageningen هلند که میزبان این رویداد بود، شهری بسیار زیباست و به معنای واقعی کلمه نشانه های پایداری را در آن می توان رویت کرد. هلند، کشور فضای سبز ، آرامش و البته «دوچرخه» است! شاید اغراق نیست اگر بگویم بیش از ماشین سوار، دوچرخه سوار دیدم و هرجا که رفتیم حتی در دشت و صحرا نیز هر جا مسیری برای خودرو بود، مسیری نیز برای دوچرخه احداث کرده بودند. دانشگاه وخنینگن هم در مطالعات مربوط به توسعه پایدار در برخی جنبه ها، بسیار پیشرو است. به ویژه در حوزه های محیط زیستی و نیز حوزه های مربوط به سلامت در زنجیره تامین مواد غذایی از جمله روغن پالم و صنعت ماهیگیری.

همگرایی رو به رشدی در مجامع آکادمیک در رابطه با توسعه پایدار شکل گرفته است و ما نیز دیر یا زود باید با این موج همراه شویم. چرا که سرنوشت ما و سلامت زیست ما به آن همبسته است. سخن در رابطه با تجربه این کنفرانس و مدرسه تابستانی زیاد است. اما فقط به این خبر خوب هم اشاره کنم که توانستیم در پایان، جایزه بهترین پوستر را در مدرسه تابستانی به همراه همگروه های اروپایی خود به دست بیاوریم. 

اطلاعات بیشتر درباره این رویداد را می توانید در آدرس زیر مشاهده کنید:

http://www.transparencyenp2016.com



۰ نظر ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۲
هامون طهماسبی

چندی است در پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف، درگیر یک پروژه توسعه منطقه ای در رابطه با منطقه «گلباف» در استان کرمان شده ایم. گلباف، نام منطقه ای است در حاشیه کویر لوت که البته به واسطه قرار گرفتن در میان دو کوه، آب و هوایی بسیار خوب دارد و کمتر شباهتی با یک شهر کویری دارد. گلباف را به حق نگین کویر نامیده اند و در آن محصولات کشاورزی متنوعی به بار می آید که انار و زردآلو و به ویژه ترخون و گیاهان دارویی آن، کیفیتی منحصر بفرد دارند.

با این حال، گلباف که نام آن یادآور نقشهای زیبای قالی های آن است، این روزها حال و روز خوبی ندارد. به ویژه پس از زلزله دهه شصت، منطقه ضربات جبران ناپذیری خورده است و با روند روزافزون مهاجرتی که گرفته است، جمعیت آن از حدود 25 هزار نفر به کمتر از 10 هزار نفر کاهش پیدا کرده است.

در نتیجه این اتفاقات بود که سال گذشته بانک قرض الحسنه رسالت، به عنوان معین اقتصاد مقاومتی منطقه گلباف انتخاب شد و با دغدغه هایی که مدیر عامل آن (که خود نیز اهل گلباف است) داشت، مجموعه های علمی-توسعه ای دیگری را نیز پای کار آورد تا ستادی برای توسعه پایدار گلباف تشکی دهند. پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف بازوی علمی-فرهنگی برنامه توسعه پایدار گلباف است و نقشی پررنگ در ستاد و در کنار بانک و نهادهای دیگر نظیر انجمن حامیان فرهنگ قرض الحسنه و کارآفرینی اجتماعی دارد. 

تجربه درگیر شدن در برنامه توسعه پایدار منطقه ای گلباف، در نوع خودش تجربه منحصر بفردی است و یکی از معدود پروژه هایی بود که بدون درنگ، همکاری در آن را پذیرفتم. موفقیت در این تجربه، فقط برای گلباف خوب نیست. بلکه به ما نیز بینش و دانشی می دهد که با کمک آن بتوانیم برای شهرهای کوچک دیگری نظیر گلباف هم فکر کنیم که البته این شهرها کم هم نیستند و با معضل بیکاری و ناامیدی نسل جوان دست به گریبان هستند. در جلسه آغازینی که در سفر 29 مرداد به گلباف داشتیم و در حلقه همراهان سفر گفتم که من آنچه که در گلباف می بینم، همان مسائلی است که در قروه کردستان یا اسدآباد همدان می بینم و از این جهت، موفقیت و نتایج ما در این پروژه حیاتی است. چرا که ما به شدت نیازمند توانمندسازی شهرهای کوچک کشور هستیم و بایستی مردمان این مناطق ضمن پیدا کردن باور به توانستن، سودای مهاجرت و پیشرفت از نوع نقل مکان به شهرهای بزرگ را با ذهنیت سازندگی و حفظ داشته های ارزشمند یک شهر ولو کوچک اما پایدار و خوش آب و هوا و غنی از نظر فرهنگی، عوض کنند.

ان شا الله بعدا درباره گلباف و پیشرفت کارها بیشتر خواهم نوشت. اما این را بگویم که برای شروع و در کنار فعالیت های عملیاتی، یک پویش راه اندازی کردیم به نام «گلباف من» که می توانید از طریق وبسایت به نشانی www.golbafeman.ir و یا کانال تلگرامی @golbafeman به آن دسترسی پیدا کنید.


گلباف من

۰ نظر ۰۶ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۳۹
هامون طهماسبی

در مرداد امسال، مطلبی برای نشریه داخلی بانک قرض الحسنه رسالت با موضوع «بانک ها و محیط زیست» نوشتم. در این یادداشت، به این پرداختم که بانک ها چطور و از چه راه هایی می توانند به محیط زیست توجه کنند. رابطه بانک ها و محیط زیست در دنیای کنونی، ابعاد گسترده ای یافته است که می تواند مورد توجه بانک های داخل کشور ما نیز قرار بگیرد. در حقیقت، مفهوم بانکداری سبز، امروز چتر بسیار بزرگی را در بر می گیرد که بسیار فراتر از اقدامات ساده ای مانند کاهش مصرف کاغذ در بانکهاست.

برای مطالعه این مطلب، می توانید بر روی «ادامه مطلب» کلیک نمایید.


۰ نظر ۰۷ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۴۱
هامون طهماسبی

امروز به همراه یکی از همکاران عزیزمان در پژوهشکده سیاست گذاری، مهمان جمعیت دانشجویی امام علی(ع) بودیم تا به بحث و تبادل نظر راجع به مستند معروف «مادرکشی» بپردازیم. مستند «مادرکُشی» روایتی است متفاوت و نقادانه از حکمرانی آب در ایران در سه دهه اخیر و نشان می دهد که ما چگونه با سیاست های غلط و اشتباهات مهندسی و نگاه تک بعدی به توسعه، منجر به ایجاد فجایع و بحران های جدی در حوزه آب شده ایم. مستند، در نوع خود از این جهت قابل توجه است که رویکردی بی پرده و صریح دارد و مخاطب را به شوک فرو می برد. این شاید جزو معدود مستندهایی است که به مسائل توسعه پایدار در کشور پرداخته و یکی از اجزای مهم این پازل، یعنی مسئله «آب» را پیش روی مخاطب می آورد. مستند مادرکشی ساخته کمیل سوهانی است و در دانشگاه ها و نقاط مختلف کشور در سال اخیر پخش شده و توانسته به بهانه اکرانش گفتگوی خوبی درباره دغدغه خود در بین نخبگان و مخاطبان ایجاد نماید. اگر این مستند را ندیده اید، توصیه می کنم حتما در اولین فرصت این کار را بکنید.


باشگاه هواداران جمعیت امام علی

۰ نظر ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۳۸
هامون طهماسبی

بهار امسال، دوازدهمین جشنواره ملی فن آفرینی شیخ بهایی در اصفهان برگزار شد. جشنواره شیخ بهایی حالا جای خود را در رویدادهای حوزه کارآفرینی و نوآوری کشور کاملا باز کرده است و سال به سال اعتبار بیشتری برای خود دست و پا می کند.

امسال، برای اولین بار مسیر جدیدی در جشنواره باز شد و آن اینکه در یک بخش جنبی جشنواره، طرح های دریافتی از منظر شاخص های توسعه پایدار نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند. در واقع پیش از این، در این جشنواره به مانند روال جشنواره های مشابه، طرح ها فقط از منظر اقتصادی و فنی مورد ارزیابی و داوری قرار می گرفتند. اما امسال، پیامدهای محیط زیستی و اجتماعی این طرح ها نیز مورد قضاوت داوران قرار گرفت.

من این افتخار را داشتم که طراحی مدل ارزیابی توسعه پایدار این جشنواره را بر عهده داشته باشم و در واقع چک لیست مورد استفاده توسط هیئت داوران را طراحی نمایم. البته قرار بود خودم هم در روز داوری حضور داشته باشم که به علت یک گرفتاری شخصی، از حضور در جشنواره باز ماندم. چک لیست طراحی شده، به نظرم خوب و کارآمد از کار در آمد و هم نمره مثبت داشت و هم نمره منفی و علاوه بر ابعاد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی، بعد جدیدی را نیز به محورهای پایداری تحت عنوان «مسائل بنیادین و راهبردی» اضافه کرده بود. 

از جهت اینکه بازگو کردن این ابعاد در این وبلاگ ممکن است بر داوری طرح ها در سال آینده اثرگذار باشد، فعلا از بیان جزیئات این مدل ارزیابی در وبلاگ خودداری می کنم. اما فکر می کنم این راه جدید در جشنواره شیخ بهایی، می تواند الگویی برای جشنواره های مشابه در کشور باشد. حتی اگر طرح های ارسالی توجه کمی به ابعاد گفته شده داشته باشند، اما وارد کردن این ابعاد در داوری، می تواند جنبه آموزشی و ترویجی بسیار خوبی برای توجه به شاخص های توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی در طراحی مدل های کسب و کار و پرورش ایده برای شرکت کنندگان داشته باشد. امیدوارم که این رویه، در سالهای آتی جشنواره با قوت بیشتری ادامه پیدا کند و در رویدادهای مشابه کشوری نیز شاهد استفاده از آن باشیم.

شوان صدر قاضی

دوست عزیزم، دکتر شوان صدر قاضی، که ضمن سخنرانی راجع به نوآوری اجتماعی، در هیئت داوری نیز حضور داشت.

هامون طهماسبی

سفر استانی دیگری از رئیس جمهور در راه است. این بار به کرمان. و این بار هم پر از نگرانی برای دل مشغولان توسعه پایدار این سرزمین. اساسا سفرهای استانی ریاست جمهوری(فرقی نمی کند؛ هر کس که باشد-احمدی نژاد، خاتمی یا روحانی) «ماهیتا» برای پایداری این سر زمین، نگران کننده است. سفرهای استانی همراه است با تصمیمات پر سر و صدا، تصمیماتی که اگر خلق الساعه و عجولانه هم نباشند، اغلب وزنه اقتصادی و عدد و رقمی و نمایشی شان آنقدر زیاد است که امیدی باقی نمی گذارد که ملاحظات زیست محیطی یا اجتماعی مناسبی برای آن صورت گرفته باشد. تصمیماتی غالبا اقتصادی که جبنه های توسعه پایداری اش فدای شوی رسانه ای و سوت و جیغ های مردم درون ورزشگاه های استقبال کننده از رئیس جمهور می شود.

این بار، مار توسعه سازه ای، تغییر شکل داده و از سد سازی و عبارت هایی چون «بلندترین سد ایران» به وادی «انتقال آب» رفته و حالا رقابت است که کدام یک «طولانی ترین خط انتقال آب» را داشته باشند. بنری که به تصویر زیر در شهر کرمان نصب شده، آنقدر غم انگیز است که جز حیرانی چیزی باقی نمی گذارد. هیچ کدام از طراحان این بنر نپرسیدند از خود که «طولانی ترین» خط انتقال آب، نشانه ای خطرناک نیست؟ از یک راه «خیلی» غلط؟

خدا این سرزمین را از جهل مستدام نجات دهد؛ از مار توسعه سازه ای که رفته رفته به افعی ای لجام گسیخته تبدیل می شود و همه سرمایه های طبیعی و انسانی این کشور را با خود خواهد بلعید. دور نیست آینده ای که این خطوط انتقال آب، یکی یکی بسته یا منهدم شوند. اما نمی شود زودتر از آن موقع چاره اندیشید و جلوی اتلاف هزاران میلیارد تومان سرمایه و پیامدهای فاجعه بار زیست محیطی و اجتماعی مرتبط را گرفت؟

سفر روحانی به کرمان


پی نوشت: در دو سال گذشته برای پروژه های مشاوره ای در حوزه معدن، سفرهای زیادی به کرمان داشتم. در مناطق مختلف آن، دسته دسته کارخانه های فولاد در حال احداث بود و نمی دانم چرا مقامات محلی نگران مسئله آب این کارخانه ها نبودند. کارخانه هایی که سَلَف هایشان، همین حالا هم مناطقی نظیر سیرجان و بردسیر را با بحران مواجه کرده اند.

۰ نظر ۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۴۵
هامون طهماسبی

همکاران ما در پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف، از زمستان گذشته، وارد همکاری با ستاد احیای دریاچه ارومیه شده اند. به طور کلی، همکاری پژوهشکده با ستاد، در زمینه ورود نگاه اجتماعی به مدل احیای دریاچه ارومیه است. در واقع، ستاد احیای دریاچه ارومیه علی رغم گذشت چند سال از فعالیت آن، ماهیتی تقریبا فقط سازه ای و عمرانی دارد و به دنبال اجرای پروژه های عمرانی آبی برای کمک به احیای دریاچه است. رویکردی که به باور کارشناسان توسعه پایدار، هرگز ره به جایی نخواهد برد و جز اتلاف منابع کشور و حتی بدتر کردن اوضاع دریاچه و اکوسیستم های پیرامونی آن، پیامدی نخواهد داشت. خوشبختانه، بخشی از بدنه ستاد در این تجربه به این نتیجه رسیده اند که راه حل اساسی مسئله از راه اجتماعی گذر می کند و از این رو بود که پژوهشکده با امید پررنگ کردن جنبه اجتماعی در راه حل یابی برای مسئله دریاچه ارومیه، همکاری خود را با ستاد آغاز نمود.

من شخصا علاقه زیادی به درگیر شدن در اقدامات ستاد احیا داشتم؛ سال 90 بود که خیلی پیشتر از اینکه ستاد احیایی با ماهیت چند ذی نفعی تشکیل و فعال شود، ایده ایجاد چنین تشکیلاتی با حضور همه ذی نفعان دریاچه به ذهنم رسید و و نامه ای را تنظیم کردم و با همکاری یکی از دوستانم، امضای چهره های شاخص علمی محیط زیست و آب کشور و نیز تشکل های شناخته شده محیط زیستی را پای آن جمع کردیم و برای نهادهای مرتبط ارسال کردیم. اقدامی که بعدا منجر به تشکیل جلساتی برای اولین بار در بالاترین سطح سیاست گذاری مسئله دریاچه ارومیه و با حضور نمایندگانی از جامعه محیط زیست کشور شد و شاید بعدا ردپای این تجربه منجر به شکل گیری رویکرد چند ذی نفعی در ستاد احیا شد. البته ستاد احیای کنونی، متاسفانه همچنان وزن بالاتری از عمرانی ها و فنی ها در آن حضور دارند و جای محیط زیستی ها و جامعه شناسان در آن هنوز کوچک است.

خلاصه کلام اینکه من علی رغم این نگرش و علاقه قلبی، نتوانستم به علت مشغله زمانی در همکاری اخیر ستاد و پژوهشکده همراه شوم. اما در ابتدای همکاری پژوهشکده با ستاد در تعدادی از جلسات و هم اندیشی ها حضور داشتم. 

در یکی از همین جلسات بالادستی که شان تصمیم گیری هم داشت، در مورد تعیین تکلیف سدهای منطقه صحبت می شد و تصاویر و اطلاعاتی راجع به آنها ارائه می شد و نقطه نظرات بیان می شد. نکته ای که برایم خیلی جالب و دردناک بود پی بردن به این حقیقت بود که در این حوضه آبریز و در طول شاید دو دهه، انگاری هر کس که توانسته لابی کند رفته است و مجوز و ابلاغ ساخت یک سد را برای خود گرفته است. سدهایی که انگاری به ارتباط شان با پایین دست و بالادست و رابطه هیدرولیکی شان با بقیه حوضه توجهی نشده است. باور کردنی نبود که کلی سد 100 و 200 میلیارد تومانی (سدهای کوچک) در منطقه ساخته شده که معلوم نیست چرا و کسی هم نمی دانست توجیه شان چیست ؛ سد هایی که مثلا در فاصله کمتری از آنها سد دیگری ساخته شده که کاملا توجیه این یکی را از بین می برد. سدهایی که خیلی هایشان باید از مدار خارج شوند و یا دستور توقف ساخت با وجود چند صد میلیارد تومان هزینه بایستی صادر شود.

در تمام مدت این جلسه تاسف می خوردم به این سرمایه های اقتصادی مملکت که هدر رفته و از سویی یک طبیعت و اکوسیستم دست خورده و به هم ریخته را به یادگار گذاشته است. تراژدی ای که وقتی بیشتر نگرانش می شویم که می فهمیم این دستکاری ها در طبیعت موجب دگرگونی وضعیت زندگی، مهاجرت، کشاورزی و معیشت مردمان پیرامونی شان شده اند. مردمانی که امروز با شنیدن خبر توقف سدها یا از مدار خارج شدن شان، تنها بر سرگردانی شان افزوده می شود.

راستی، جای وجدان و مسئولیت اجتماعی در تعریف و اجرای چنین پروژه ها یا بهتر بگویم، «سدهای بی صاحب» چیست؟

کاش می شد با همدیگر پیمان می بستیم که هیچ وقت و هیچ وقت در زندگی، برای درآمد و منقعت شخصی، از سرمایه مردم و کشور هزینه نکنیم.

کاش...


پی نوشت: برای مطالعه متن نامه ای که سال 90 ارسال شد و مشاهده اسامی امضاکنندگان، می توانید به آدرس زیر مراجعه نمایید

http://sharifgs.blogfa.com/post-29.aspx

۰ نظر ۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۵۵
هامون طهماسبی

" ارزش حفظ یک فرهنگ اصیل و تاب‌آورده در طول قرن‌ها، ارزش حفظ معماری پله کانی و کم‌نظیر روستای هجیج، ارزش حراست از یک زیست‌گاه کم‌نظیر، و ارزش نگهداشت یک نظام مولد، فعال و خوداتکای تولیدی-که با اصول اقتصاد مقاومتی نیز سازگار است-، بسیار بیش از سدها و سازه‌ها و سیمان‌ها و پول‌هاست. "

اجرای پروژه سد داریان خیلی دردناک بود. فقط داستان چشمه بل نیست. آنها که منطقه اورامان کردستان را دیده اند، خوب می فهمند چه چیزهای ارزشمندی در آن منطقه هست که با هیچ دستاورد دنیای مدرن نمی توان جایگزین شان کرد. در دو سه سال گذشته چندین بار به منطقه سفر کرده ام و هربار دل بسته تر از قبل به این منطقه افسانه ای شده ام. منطقه ای که به مدد صعب العبور بودنش، به نسبت سایر نقاط ایران بهتر توانسته خوبی های سنت را در خودش نگه دارد و کمتر متاثر از پیامدهای منفی مدرنیته شود. 

گاه از خودم می پرسم چرا انسان به خودش اجازه می دهد به صرف اینکه دو کلاس درس دانشگاهی خوانده، احساس خدایی بکند و در خودش ببیند که هرجای دنیا را می تواند دستکاری کند و فرمانروای طبیعت باشد؟ غرور زیان بار دانش مهندسی، سخت گریبان کشورمان را گرفته است. مردمانی که روزگاری چشم به آسمان داشتند و توکل، روح کارشان بود؛ حالا مغرورند به فرمولهای ریاضی و نرم افزارهای مهندسی و بلدوزرهای گازوئیلی و زمین را ملک ابدی خود می پندارند. 

و آن وقت به خودشان اجازه می دهند به منطقه ای بکر که خواب مردمان روستایی، ساده و متوکل، هزاران سال است با آرامش و تعادل با طبیعت و هستی و خدا زندگی می کنند را آشفته کنند و آنها را آواره شهرهای اطراف.

ماجرای سد داریان و آبگیری چشمه بل، به خصوص با توجه به حرکت مردمی گسترده و خیرخواهانه ای که در مخالفت با آن شکل گرفت، خیلی درسها برای دغدغه مندان توسعه پایدار در ایران دارد. به نظرم باید نشست و به ذره ذره مسیری که از شروع ایده سد طی شد و به این آبگیری مشکوک رسید، فکر کرد. فکر کرد تا بتوان گره هایی که منجر به چنین تصمیمات و اقدامات وحشتناکی می شوند را شناسایی کرد. بحث این پیمانکار و آن پیمانکار نیست. خیلی از فارغ التحصیلان همین دانشگاه شریف در ساخت آن سد دست داشته اند. آدمهای بدی هم شاید نباشند. باید فکر کرد چه می شود که این مجموعه، چنین خروجی هایی را سبب می شود.

در یادداشتم برای سایت دنیای سبزتر نوشته بودم که تبدیل این سد به موزه توسعه پایدار، چه دستاورد بزرگی می توانست برای کشور داشته باشد. افسوس...


روستای تاریخی هجیج که بخش اعظم آن در این آبگیری زیر آب رفت؛ راستی چه چیزی می تواند جایگزین هجیج شود؟ کدام آپارتمان یا برج مدرن؟ این مردمان در حاشیه پاوه و کرمانشاه، بعدا چه جور زندگی خواهند کرد؟

دل نگرانان اورامان و چشمه بل که لحظات دردناک شروع آبگیری سد را نظاره می کردند

روستای بلبر از دیگر روستاهای زیبای سرزمین اورامان است. برای آن هم خواب دیده اند که سدی بسازند و زیر آبش ببرند.

چطور دلشان می آید؟ آیا می شود بلبر را حفظ کرد؟


۱ نظر ۱۳ آذر ۹۴ ، ۰۹:۱۰
هامون طهماسبی

دو هفته گذشته، جامعه محیط زیست کشور، داغدار اتفاق ناگوار دیگری بود. آبگیری غیراخلاقی و یکباره سد داریان که حتی وزیر نیرو هم از آن اظهار بی اطلاعی می کرد، ما را در مقابل این چالش جدی قرار داد که چطور پدیده ای به این بزرگی می تواند رخ دهد و همزمان وزیر و معاون اش، و نمایندگان مجلس اش مخالف و بی اطلاع باشند؟ در دو ماه اخیر و پس از برگزاری نشست دانشگاه شریف، به مقدار بسیار بیشتری از گذشته در جریان اتفاقات چشمه بل و سد داریان قرار گرفته بودم و تلاشمان بر این بود که بتوانیم با دلایل علمی و مبتنی بر مولفه های توسعه پایدار، هشدارهای لازم را در این باره بدهیم و بتوانیم در این زمان کوتاه، جلوی فاجعه اجتماعی و محیط زیستی را در منطقه بگیریم که متاسفانه ناگهان غافلگیر شدیم.

اینگونه سدسازی و اینگونه بهره برداری از آن، بی گمان، تهدیدی برای پایداری کشور است. تهدیدی بزرگتر از شاید اقدامات تروریستی. در همین دوران، نامه ای برای رئیس جمهور و وزیر نیرو نوشتم و سعی کردم با زبانی متفاوت، ابعاد مختلف منفی ساخت و بهره برداری از این سد را توضیح دهم و راه کار متفاوتی را برای حل مسئله پیشنهاد کنم. نامه ای که خودم هم می دانستم بیش از اینکه بتواند موثر باشد در توقف آبگیری، شاید بتواند کمک کند آگاهی ها راجع به عواقب جدی چنین رویکردهای نسنجیده و صرفا فنی به توسعه را بالاتر ببرد.

راه درازی داریم...اما باید به سوی پایداری در توسعه حرکت کنیم.

چشمه بل، به تعبیری شهید شد. اما دلم روشن است که خون این شهید، نهال توسعه پایدار در کشور را آبیاری خواهد کرد. امیدوارم درس آموخته های این اتفاق ناگوار را بتوان به دستاوردی تبدیل کرد جهت هدایت بیشتر طرح های عمرانی کشور به سمت ملاحظات اجتماعی و محیط زیستی. چشمه بل رفت، اما باید چشمه بل های دیگر را نجات داد. هدف ما چیزی جز سربلندی و آبادانی کشورمان نیست و در این راه نباید دلسرد شد و ایستاد.

پی نوشت:

1-نامه ای که نوشته بودم را روزنامه ایران چاپ نکرد و این اثبات دیگری بود بر اینکه آزادی بیان ربطی به دولت اصلاح طلب و اصولگرا ندارد و بیشتر شعاری نمایشی جهت پیشبرد اهداف حزبی است. به دلیل نیاز به چاپ سریعتر، آن را به یکی از سایتهای محیط زیستی دادم. متن کامل اش را می توانید در ادامه مطلب و یا سایت دنیای سبزتر ببینید.

2-روزنامه شهروند در همین بین، گزارش خیلی خوبی چاپ کرد که ابعاد مشکوک این ماجرا و آشفتگی در نظام تصمیم گیری کشور را به خوبی عیان می کند. آن را اینجا می توانید بخوانید.


۰ نظر ۱۰ آذر ۹۴ ، ۰۸:۴۳
هامون طهماسبی