به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

۳۳ مطلب با موضوع «سمینارها و سخنرانی ها» ثبت شده است

خردادماه امسال، فرصتی دست داد تا با نظر مثبت جناب آقای دکتر نجمی، دو عدد از جلسات درس «مباحث منتخب در بازاریابی» پردیس دانشگاه صنعتی شریف را حضور پیدا کنم و به ارائه ای پیرامون پیوند بازاریابی و مسائل اجتماعی بپردازم.

علم بازاریابی ، در سالیان اخیر، توجه جدی به مباحث حوزه جامعه نموده است. البته وقتی صحبت از «توجه» می کنم، منظورم در میان مجامع آکادمیک و انجمن های علمی است. برای مثال، انجمن آمریکایی بازاریابی(AMA) در سال 1985، با تغییر تعریف رسمی «بازاریابی»، عبارت «ذی نفعان» را در کنار «سازمان» به عنوان بهره برداران منافع آن، قرار داد. اما این کافی نبود و در سال 2007، این تعریف را به گونه ای دگرگون کرد که «جامعه» در کانون توجه فعالیت های بازاریابی قرار گرفت:

«بازاریابی، فعالیت ها، و مجموعه ای از نهادها و فرآیندهایی است که هدفشان خلق، بازگو کردن، رساندن، و مبادله پیشنهاداتی است که برای مشتریان، موکلان، شرکا، و جامعه در سطح کلان، ایجاد ارزش نماید».

این تاکیدات، این انتظار را از متخصصان بازاریابی بالا برده است که به مسئولیت های اجتماعی در خلال فعالیت های خود توجه کنند. اما موضوع ارتباط بازاریابی و جامعه از این حد هم فراتر  رفته است. به شکلی که حالا صحبت از چگونگی نقش آفرینی بازاریابی برای بهتر کردن شرایط اجتماعی است. از این رهگذر، مفاهیمی مانند بازاریابی اجتماعی(social marketing)، بازاریابی پایدار(sustainable marketing)، بازاریابی سبز، بازاریابی خیرخواهانه، بازاریابی علت-محور(cause-related marketing)، و بازاریابی سطح کلان(macro marketing) ظهور پیدا کرده است.

حوزه بازاریابی به ویژه در کشور ما، از حوزه هایی است که آزمون بزرگی برای ایفای مسئولیت های اجتماعی بنگاه های اقتصادی است. به همین خاطر هم بود که من در جایزه مسئولیت اجتماعی شهرداری تهران، اصرار کردم که یکی از محورهای تقدیر از بنگاه ای اقتصادی، بازاریابی مسئولانه باشد.

دارم فکر می کنم که اگر می شد در کنار کلاسهای پر رونق ترفندهای بازاریابی و افزایش فروش و امثالهم، دوره های آموزشی مرتبطی با این دغدغه ها و نقشهای جدید بازاریابی برای نقش آفرینی اجتماعی برای متخصصان و مسئولین واحدهای بازاریابی بنگاه های اقتصادی برگزار می شد. 

۰ نظر ۱۴ تیر ۹۵ ، ۱۱:۱۹
هامون طهماسبی

امروز به همراه یکی از همکاران عزیزمان در پژوهشکده سیاست گذاری، مهمان جمعیت دانشجویی امام علی(ع) بودیم تا به بحث و تبادل نظر راجع به مستند معروف «مادرکشی» بپردازیم. مستند «مادرکُشی» روایتی است متفاوت و نقادانه از حکمرانی آب در ایران در سه دهه اخیر و نشان می دهد که ما چگونه با سیاست های غلط و اشتباهات مهندسی و نگاه تک بعدی به توسعه، منجر به ایجاد فجایع و بحران های جدی در حوزه آب شده ایم. مستند، در نوع خود از این جهت قابل توجه است که رویکردی بی پرده و صریح دارد و مخاطب را به شوک فرو می برد. این شاید جزو معدود مستندهایی است که به مسائل توسعه پایدار در کشور پرداخته و یکی از اجزای مهم این پازل، یعنی مسئله «آب» را پیش روی مخاطب می آورد. مستند مادرکشی ساخته کمیل سوهانی است و در دانشگاه ها و نقاط مختلف کشور در سال اخیر پخش شده و توانسته به بهانه اکرانش گفتگوی خوبی درباره دغدغه خود در بین نخبگان و مخاطبان ایجاد نماید. اگر این مستند را ندیده اید، توصیه می کنم حتما در اولین فرصت این کار را بکنید.


باشگاه هواداران جمعیت امام علی

۰ نظر ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۳۸
هامون طهماسبی

امروز(دهم خرداد) در محل برج میلاد و در چارچوب نخستین همایش مسئولیت اجتماعی بنگاه های اقتصادی، کارگاهی داشتم با موضوع : «گزارش دهی مسئولیت اجتماعی/پایداری-الزامی برای مشارکت بنگاه های اقتصادی در توسعه پایدار». در این کارگاه علاوه بر اینکه سعی کردم مخاطبان را با کلیات موضوع گزارش دهی مسئولیت اجتماعی و اهمیت و جایگاه آن در مشارکت بنگاه ها در توسعه پایدار آشنا کنم، مثالهایی نیز در رابطه با گزارش های ویژه شهرها در حوزه مسئولیت اجتماعی برایشان بزنم.

شهرداری ها در بسیاری نقاط دنیا، اکنون موضوع توسعه پایدار را به طور جدی در دستور کار خود قرار داده اند. در یکی از پیش روانه ترین حرکات، 20 شهر از 5 قاره از جمله شهرهایی مانند بوینس آیرس، لندن، دوبی ، ژوهانسبورگ و شانگهای، شورای جهانی اطلاعات شهری(wccd) را تاسیس کرده اند که هدف اش ایجاد استانداردی جهت گزارش دهی پایداری برای شهرهاست و در آن شاخص های مرتبط با ایمنی و سلامت عمومی، آموزش، کیفیت هوا، مدیریت پسماند، ارتباطات، زیرساخت های شهری و فعالیت های اقتصادی شهرها مورد بررسی قرار می گیرد.


wccd

البته شهرداری ها در نقاط مختلف دنیا، به راه های دیگری نیز غیر از انتشار گزارش CSR جهت ارتقای عملکرد مسئولیت اجتماعی بنگاه های اقتصادی شهر خود فکر می کنند. آنها با تعیین اهداف مشترک جهت دستیابی به پایداری اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی، علائق کسب و کارها را با اهداف شهرداری در یک راستا قرار می دهند. بدین سبب از منظر دستگاه سیاست گذار، شهرداری ها، توانی غیرقابل انکار در جهت هدایت فعالیت های بنگاه های اقتصادی در جهت اهداف مطلوب شهر دارند. آنها همچنین به واسطه درگیر بودن با تعداد زیادی از پیمانکاران کوچک و بزرگ در فعالیت های روزمره شهرداری، می توانند بخش بزرگی از اقتصاد شهر را به سمت مسیرهای مسئولانه تر و سودمندتر برای جامعه هدایت کنند.

۱ نظر ۱۰ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۰۰
هامون طهماسبی
هفته آینده 9 و 10 خرداد و در محل برج میلاد، نخستین همایش مسئولیت اجتماعی بنگاه های اقتصادی برگزار می شود. سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران، برگزار کننده این همایش است و سازمان مدیریت صنعتی به عنوان حامی علمی در طراحی مدل برگزاری همایش و کارگاه ها به ایشان کمک کرد. من هم به عنوان عضو کمیته علمی همایش، سعی کردم دغدغه هایی که به واسطه تجارب قبلی  همایش های CSR در ایران دیده بودم را منتقل کنم. البته ما در سازمان مدیریت صنعتی اصرار داشتیم که همایش دیرتر از زمان فعلی برگزار شود که بتوان برای آن هماهنگی بیشتر و بهتری انجام داد. با این حال، همایش در موعد مقرر برگزار می شود و امیدواریم که دوره های بعدی آن، با استفاده از درس آموخته های این دوره و نیز با داشتن زمان بیشتر برای برنامه ریزی، پرثمرتر باشد. 

پوستر همایش شهرداری تهران


من در روز دوم این همایش، یک کارگاه آموزشی با موضوع «گزارش دهی مسئولیت اجتماعی» دارم. نکته قابل توجه مدل برگزاری این جشنواره، مدل جایزه آن است که خوشبختانه پیشنهادم مورد تائید مسئولین برگزاری برنامه قرار گرفت و به جای اهدای «جایزه برترین» یا «رتبه ای»، به معرفی تجارب «قابل تقدیر» تبدیل شد. این موضوع از این جهت حائز اهمیت است که رتبه بندی عملکرد شرکت ها و امتیاز دهی در حوزه مسئولیت اجتماعی علاوه بر اینکه کار بسیار دشوار و تقریبا نشدنی است، سبب ایجاد مسئولیت برای برگزار کنندگان نیز خواهد شد. با این اوصاف، بخشهایی که برای جایزه پیشنهاد شد و مورد تصویب قرار گرفت عبارتند از:

محور: مسائل اجتماعی شهر

1.تجربه قابل تقدیر در توجه به پیامدهای اجتماعی در اجرای پروژه ها

2.تجربه قابل تقدیر در کمک به حل مسائل اجتماعی شهر تهران

محور: محیط زیست شهری

1. تجربه قابل تقدیر در توجه به محیط زیست

محور: اقتصاد شهری 

1.تجربه قابل تقدیر در ایجاد کسب و کارهای خانگی

2.تجربه قابل تقدیر در حوزه کارآفرینی اجتماعی و کسب و کار اجتماعی

محور: سازمان های مردم نهاد

1.تجربه قابل تقدیر در مشارکت بخش خصوصی با سازمان های مردم نهاد (سمن ها)

محور سازمانی

١تجربه قابل تقدیر در حوزه گزارش دهی مسئولیت اجتماعی

٢تجربه قابل تقدیر در تبلیغات مسئولانه و اجتماعی

۰ نظر ۰۵ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۰۸
هامون طهماسبی

یازدهم بهمن به دعوت جمعیت دانشجویی امام علی (ع)، و به همراه دوست عزیزمان آقای دکتر درودیان در نشستی حضور پیدا کردم که عنوانش "تخریب محیط زیست، بسترساز آسیب های اجتماعی" بود. عنوان صحبت های من در این نشست، "پیامدهای فرهنگی اجتماعی تخریب محیط زیست بر جوامع بومی و مولد" بود.

ارائه را متمرکز بر عکس و فیلم گذاشتم و سعی کردم پیوستگی فرهنگ، سبک زندگی، زیست سالم از نظر روانی، طبیعت و اقتصاد محلی را با یکدیگر تببین کنم. بحث اصلی این بود که جوامع بومی و مولد ما در طول هزاران سال یادگرفته اند که با طبیعت به یک تعادل و هارمونی و پیوند عمیق برسند و تخریب این محیط زیست به ویژه به دست عوامل انسان ساخت نظیر سدها و پروژه های عمرانی، به کل آن تعادل و هارمونی را به هم می زند. مرد روستایی اورامان خوب می داند که از دل این کوه های سنگی و خشن چطور یک معیشت پایدار ایجاد کند، اما اگر او مجبور شد به واسطه آبگیری یک سد، خانه و کاشانه اش را به شهر منتقل کند، در حاشیه شهرها چیزی بلد نیست و مجبور است در یک زندگی به مراتب نازل تر از نظر کیفیت و شان اجتماعی، به مشاغل کاذب یا کارگری تن دهد.

در واقع بسیاری از آسیبهای اجتماعی شهرهای بزرگ که به ویژه در شهرک های حاشیه ای آن نمود و بروز پیدا می کند، پیامد این تغییر فرم زندگی و پاشیده شدن شیرازه بنایی است که جایگزینی برایش وجود ندارد.

در صحبت ها بر این تاکید کردم که وظیفه بزرگ ما و دغدغه مندان اجتماعی و محیط زیستی، حفاظت و تقویت کردن جوامع کوچک و روستاهای کوچک است. اینها بهترین نمونه های اقتصاد مقاومتی(RESILIENT ECONOMY) هستند و اگر از بین بروند، ساختن دوباره شان کار بسیار دشواری است. گفتم که ما در پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه شریف در حال مطالعه مدلهای توسعه محلی هستیم و می دانیم که ساختن چنین مدل های پایدار و مناسب از جوامع کوچک توانمند چقدر سخت است و این همه پروژه و مطالعه و بودجه دولتی و بین المللی چه میزان کم اثر بوده اند. پس لازم است قدر داشته ها را بدانیم و این جوامع توانمند را تبدیل به جوامع آسیب پذیر نکنیم.


سخنرانی توسعه پایدار جمعیت امام علی

۰ نظر ۱۹ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۲۵
هامون طهماسبی

شنبه 28 آذر، به نمایندگی از سازمان مدیریت صنعتی، کارگاهی آموزشی برای جمعی از مدیران میانی و کارشناسان وزارت نفت داشتم. این برنامه با همت موسسه بین المللی مطالعات انرژی و سازمان مدیریت صنعتی برگزار شد و در مقدمه آن نیز دکتر طالبیان به عنوان مشاور اجتماعی وزارت نفت، صحبت کوتاهی راجع به برنامه ها و چالش های وزارت خانه برای پیش برد موضوع مسئولیت اجتماعی داشتند.

راهی که آقای زنگنه با انتصاب مشاور اجتماعی در وزارت خانه شروع کرده است، نوید بخش است، اما مسیر پرچالشی دارد. اینکه سیاست های سطح کلان مشاور اجتماعی وزارت نفت چطور تعیین می شود، نقش زیادی در چگونگی طی مسیر برای شرکت های تابعه وزارت نفت خواهد داشت. آقای دکتر طالبیان، خودشان هم در کارگاه پای مباحث نشستند. یکی از نکاتی در این ارائه به آن اشاره کردم، سرمایه گذاری و توجه ویژه شرکت های بین المللی فعال در کشورهای منطقه به موضوع مسئولیت اجتماعی است. برای مثال، شرکت نفتی BP، برای کشور آذربایجان به طور جداگانه به انتشار گزارش پایداری/مسئولیت اجتماعی دست می زند و این نکته ای حائز اهمیت برای سیاست گذاران وزارت نفت در دوران پسابرجام است که بتوانند با نظارتی که بر فعالیت شرکت های چندملیتی خواهند داشت، آنها را ملزم کنند حداقل هم ارز کشورهای منطقه، در ایران نیز بودجه ویژه به بحث مسئولیت اجتماعی اختصاص دهند. نکته دیگری که در مقدمه صحبتهایم گفتم این بود که گزارش دهی پایداری، یک فرآیند است و خود «این فرآیند» است که ارزش دارد و صرف گزارش نیست که سبب پیش برد برنامه مسئولیت اجتماعی در بنگاه خواهد شد. همچنین با ارائه آماری نشان دادم که در کشورهای منطقه حتی کشورهایی نظیر قزاقستان، الان موضوع انتشار گزارش پایداری یا گزارش مسئولیت اجتماعی، در حال تبدیل شدن به امری روتین در بین کسب و کارهای برتر می شود.

امیدوارم که گزارش دهی پایداری بتواند به کمک ارتقای شاخص های عملکردی بنگاه های ایرانی در حوزه مسئولیت اجتماعی بیاید.

از جهت اطلاع، سرفصلهای این سمینار آموزشی که به موضوع گزارش دهی پایداری و با تاکید بر چارچوب GRI (جی.آر.آی.) اختصاص داشت، به این شکل بود:

معرفی ارکان گزارش «مسئولیت اجتماعی/پایداری سازمان­ها»، مطالعه موردی و مقایسه عملکرد مسئولیت اجتماعی شرکت­­های مشهور بین­المللی و منطقه­ای در حوزه نفت، گاز، پتروشیمی با مرور گزارش­های پایداری آنها، بررسی روند تحولات منطقه ای و جهانی در این مورد، معرفی مفهومMateriality  و موضوعات اساسی پایداری پیشنهادی برای صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، معرفی چارچوب گزارش­دهی GRI و شیوه تدوین گزارش « مسئولیت اجتماعی/پایداری» بر اساس آن، معرفی IPIECA و راهنماهای مرتبط با آن برای شرکت های نفت، گاز و پتروشیمی جهت مدیریت پیامدهای محیط زیستی و اجتماعی

۱ نظر ۰۶ دی ۹۴ ، ۰۰:۰۹
هامون طهماسبی

16 مهرماه، در چارچوب گردهمایی مدیران استانی بانک قرض الحسنه رسالت، ارائه ای با موضوع بانکداری اجتماعی داشتم. بانک قرض الحسنه رسالت، که به صورت غیرانتفاعی اداره می شود، ساختاری شبیه کسب و کار اجتماعی دارد و یکی از مولفه های هویتی خود را بر جنبه «اجتماعی بودن» قرار داده است. در مدت کوتاهی که با این بانک و به ویژه مدیر عامل تحسین برانگیزش، آقای محمد حسین حسین زاده آشنا شده ام، واقعا خوشحالم که چنین تجارب ارزشمندی در کشور ما وجود دارد که حتی در سطح جهانی نیز قابل عرضه و افتخار است. خوشبختانه آقای حسین زاده، تاکید ویژه ای بر تقویت برند اجتماعی بانک دارد و این موضوع در تمامی کنش ها و سخنرانی های ایشان، قابل رصد است.

صحبتی که در این همایش داشتم، ناظر به ضرورت پیدایش بنگاه های اجتماعی و نقش مهم آنها در پیش برد توسعه پایدار بود. سپس با ذکر مثالهایی از تجارب داخلی و بین المللی در عرصه بنگاه داری اجتماعی، نگاهی ویژه به موضوع بانک های اجتماعی در دنیا داشتم و مثالهایی از این تجارب در نقاط مختلف دنیا ارائه کردم. بانک های اجتماعی در تمامی نقاط دنیا در حال ظهور هستند و می توان خوش بین بود که بتوانند نقشی مهم در ایفای مسئولیت اجتماعی نظام بانکی جهت ارائه خدمات به اقشار مختلف در راستای اهداف توسعه پایدار، ایفا کنند.


۰ نظر ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۷
هامون طهماسبی

ششم خرداد ماه سال 94، سخنرانی ای داشتم در چارچوب  همایش «کارآفرینی و کسب و کار اجتماعی اجتماعی در ایران» که در دانشگاه تهران برگزار شد. این ارائه که در وبسایت انجمن حامیان فرهنگ قرض الحسنه و کارآفرینی اجتماعی نیز منعکس شده است، به معرفی مفهوم کسب و کار اجتماعی می پردازد. کسب و کار اجتماعی، یکی از انواع راه حل هایی است که در مسیر حرکت به سوی توسعه پایدار، می تواند مورد توجه قرار گیرد.


***


کسب و کار اجتماعی چیست؟

کسب و کار اجتماعی، یکی از مفاهیم نوپای دنیای مدیریت و برگردان عبارت انگلیسی Social Business است. این مفهوم اولین بار توسط آقای محمد یونس، برنده جایزه نوبل صلح در سال ۲۰۰۵  وارد ادبیات آکادمیک حوزه مدیریت شد. ایشان کسب و کار اجتماعی را یک بنگاه اجتماعی تعریف می­کند که همزمان سه ویژگی زیر را دارد:

۱-از نظر اقتصادی خودگردان است. یعنی نیازی به کمک های اهدایی افراد یا سازمان­های دیگر ندارد.

۲-هدف شماره یک آن، مطلقا هدفی اجتماعی است. مانند فقر، بهداشت، آموزش، اشتغال اقشار محروم و محیط زیست.

۳- در کسب­وکار اجتماعی، سودی بین سهامداران تقسیم نمی­شود و تمامی درآمدهای حاصله، پس از کسر هزینه ها، مجددا در خود بنگاه و برای توسعه دستاوردهای اجتماعی آن سرمایه گذاری می شود. توجه به این نکته خیلی مهم است چرا که کسب­ و کار اجتماعی را از سایر بنگاه­های اجتماعی (Social Enterprise) تمییز می­دهد.

بررسی ویژگی­ها و فلسفه کسب و کار اجتماعی از دید محمد یونس، به درک بهتر از این مفهوم کمک می­کند. وی در کتاب «کسب و کار اجتماعی»، دیدگاه رایج از فقر و فقرا را به مشاهده ی کرم توسط پرنده تشبیه می­کند که بسیار دور از واقعیت است. یونس معتقد است برای داشتن ماهیتی درست از فقر، بایستی فرود آمد و در میان فقرا زیست. کاری که خود او در بنگلادش انجام داد و در نتیجه دریافت که علت فقر، عدم صلاحیت فقرا نیست؛ بلکه فقر از طریق نظام­ها و موسساتی که ما طراحی کرده­ایم بوجود آمده است. به عنوان مثال، مؤسسات مالی و بانکها از ارائه خدمات به تقریباً دوسوم از جمعیت جهان (به دلیل فقر و نداشتن اعتبار مالی لازم) امتناع میکنند.

او بزرگترین کاستی در نظریات موجود سرمایهداری را، نادیده‌انگاشتن طبیعت انسانی می­داند. دیدگاه های رایج اقتصادی، نگاهی تک بعدی از انسان ارائه می­کنند که در آن تنها مأموریت و انگیزه، افزایش مطلوبیت شخصی معرفی می شود. اگرچه انسان­ها بیتردید، بدنبال حفظ منافع فردی خویش هستند ولی همین انسان­ها وجوه دیگرخواهانه هم دارند. اگر با ذره­بین به بسیاری از اقدامات و رفتارهای روزمره­ی خود نگاه کنیم در می­یابیم که اگر حداکثرسازی سود، به تنهایی تمامی رفتارهای انسانی را کنترل میکرد، فقط مؤسساتی برای ایجاد رفاه بیشتر طراحی میشدند و هیچ کلیسا، مسجد، کنیسه، مدرسه، موزههای هنری، پارکهای عمومی، مراکز اجتماعی، خیریه، بنیاد یا سازمانی غیرانتفاعی وجود نداشت. (چراکه مؤسسات این­چنینی، کسی را پولدار و سرمایهدار نمیکند!).

در نظر گرفتن همزمان دو بعد خودخواهی و دیگرخواهی انسان در نظریات اقتصادی، کمک خواهد کرد که نهادهای جدیدی امکان ظهور و تعریف داشته باشند که کسب و کار اجتماعی یکی از آنهاست.

کسب و کار اجتماعی از یک سو به دلیل فعالیت در رقابت بازار، با سایر کسب­وکارهای معمولی شباهت دارد، مالک و سهام­دار دارد و به مانند سایر بنگاه های اقتصادی، با چالشهای مدیریتی و بازاریابی مواجه است و باید سودآور بماند؛ اما، تفاوت­های بنیادینی نیز بین این دو دسته از نهادها وجود دارد. از جمله اینکه همانطور که اشاره شد، کسب و کار اجتماعی مطلقا هدفش حل معضل یا چالشی اجتماعی است. و اگر می­گوییم باید سودآور باشد، به این خاطر است که این کسب و کار بتواند بدون نیاز به کمک های خیریه پابرجا بماند. طریقه ارزشیابی این بنگاه­ها در پایان سال نیز بر اساس میزان نیل­شان به هدف اجتماعی صورت می­گیرد و نه میزان سودآوری اقتصادی.

طریقه تامین مالی این موسسات نیز شایان توجه است. کسب و کار اجتماعی به سرمایه گذار یا سهام داران خود، سودی پرداخت نمی کند و حداکثر به میزان آورده اولیه را به ایشان باز می­گرداند. حال ممکن است این سوال پیش بیاید که چه انگیزه ای برای مشارکت سرمایه گذاران در چنین کسب و کاری وجود دارد؟ و جواب این است که: در کسب و کار اجتماعی، سرمایه گذار به غیر از امکان بازدریافت اصل میزان سرمایه اولیه اش، به خشنودی ناشی از نیل به هدف اجتماعی خود هم می­رسد و به همین دلیل معمولا کسانی توانسته اند کسب و کار اجتماعی موفقی را راه­اندازی کنند، که آرمان ها و اهداف اجتماعی جدی ای دارند.

حذف فشار پرداخت سودِ سهام داران، کمک خواهد کرد که کسب و کارهای اجتماعی به شکلی آزادانه تر پیگیر اهداف اجتماعی خود باشند. درحالیکه سرمایه گذار با تفکر معمول، باید از حداقل میزان بازگشت سرمایه پیش‌بینی‌شده­ (مثلا ۲۵ درصد) اطمینان کند و سپس به عرصه ای وارد شود، اما کسب و کار اجتماعی، چنین دغدغه ای ندارد و حتی در طرح­هایی که سود نزدیک به صفر درصد دارند نیز می­تواند دست به اقدام بزند و از نظر اجتماعی منشا خدمت باشد. قابلیتی که بنگاه های اقتصادی معمولی، از آن بی­بهره هستند.

شیوه تامین مالی کسب و کارهای اجتماعی، در فرهنگ ایرانی-اسلامی ما، مفهوم بسیار نزدیکی دارد که نامش، «قرض­الحسنه» است و این خود ظرفیتی برای رشد این مدل های کسب و کار در ایران می­تواند باشد.

1

کسب­ وکارهای اجتماعی، مزایایی نیز نسبت به موسسات خیریه رایج دارند و آن اینکه از نظر اقتصادی کاملا خودگردان هستند و برخلاف موسسات غیرانتفاعی رایج، نیازی به کمک های مالی اهدایی ندارد. به تعبیر محمد یونس، «پولی که وارد یک بنیاد خیریه می­شود فقط یک بار عمر دارد ؛ ولی اگر همان پول وارد ­یک کسب وکار اجتماعی شود بارها و بارها در سیستم می­گردد و بارها و بارها دل افراد را شاد می­کند».

در مورد تعریف کسب و کار اجتماعی، ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که محمد یونس، در یک حالت، برداشت سود توسط سهام­دار را در کسب و کار اجتماعی مجاز می­داند و این استثنا در حالتی است که سهام­داران از فقرا هستند و این اعطای سود، جهت نجات ایشان از دام فقر است که خود این نیز یک هدف اجتماعی است.

به عنوان جمع بندی و بطور خلاصه، در این جدول تفاوت و تشابه کسب وکار اجتماعی را با بقیه نهادها می­توانید ببینید:

dddddd

۰ نظر ۰۱ مهر ۹۴ ، ۲۰:۵۳
هامون طهماسبی
یبب
پوستر همایش

با کمک دوستانمان در پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف و نیز با حمایت انجمن حامیان فرهنگ قرض الحسنه و کارآفرینی اجتماعی، ششم خرداد ماه امسال رویدادی را به میزبانی دانشگاه تهران برگزار کردیم که به کارآفرینی اجتماعی و کسب و کار اجتماعی اختصاص داشت. 
به عنوان دبیر علمی این برنامه، تلاشم بر این بود که فضا، با فضای رویدادهای معمول حوزه کارآفرینی که «زمینه ای» وارداتی دارد، متفاوت باشد. این موضوع هم از نام همایش مشخص بود، که تاکید داشت «در ایران» و هم از چیدمان سخنران ها. 
دو نفر از بهترین الگوهای کارآفرینی اجتماعی در ایران را به همایش آوردیم که بر خلاف خیلی از مدهای فانتزی که این روزها در استارتاپ ویکندها و همایشهای این چنینی به عنوان نماد کارآفرینی اجتماعی تبلیغ می شوند، خود مرد عمل بودند و بدون تحصیلات آکادمیک، سالها برای هدف اجتماعی شان زحمت کشیدند، عرق ریختند و نهادهایی ساختند که با نهادهای معمول دنیای امروز متفاوت بود. نهادهایی از جنس کسب و کارهای اجتماعی. 
محمد حسین حسین زاده، مدیر عامل بانک قرض الحسنه رسالت، از انسانهای شریف و استثنایی روزگار ماست. درباره او، بعدا باید بیشتر بنویسم. او در این همایش خیلی ساده و بی تکلف صحبت کرد. خاطرات زندگی اش را گفت و اینکه بانک قرض الحسنه رسالت چطور شکل گرفت و چطور دفتری در زیرپله یک خانه در کرمان، با منابع شخصی، بعد از پانزده سال فراز و فرود، تبدیل به نهادی متفاوت در عرصه بانکداری کشور به نام بانک قرض الحسنه رسالت شد. نهادی که امروز نماد بانک اجتماعی در کشور است و با اینکه بنیانگذارانش تحصیلات آکادمیک چندانی نداشتند، اما ساز و کار فعالیت اش، منطبق است بر جدیدترین دستاوردهای تحقیقات علم مدیریت در دنیا؛ بانک قرض الحسنه رسالت امروز بزرگترین کسب و کار اجتماعی ایران است. این بانک تنها بانک غیرانتفاعی کشور است که سهامداران آن، امضا کرده اند  که هیچ سودی از آن مطالبه نکنند؛ هدف اش دسترسی مردم طبقات پایین به منابع مالی ارزان قیمت و نیز گسترش فرهنگ قرض الحسنه و مقابله با ربا در نظام تامین مالی کشور است؛ این بانک، هیچ شرکت و بنگاهی ندارد و سپرده های مردم، در هیچ جای پیدا و پنهانی سرمایه گذاری نمی شود و تنها به مردم متقاضی وام، اعطا می گردد. مدل تجاری بانک بسیار ساده است: از کسی می گیرد و به کس دیگر می دهد و تنها 2 درصد هم کارمزد برای تامین هزینه های اداری و نگهداشت بانک دریافت می کند. دو درصدی که واقعا دو درصد است و بیشتر نمی شود. نکته جالب تر اینکه با اینکه بانک مرکزی مجوز دریافت 4 درصد کارمزد را به این بانک داده، اما خودشان تصمیم گرفته اند که 2 درصدی کار کنند چون معتقدند همین دو درصد هزینه های بانک را پوشش می دهد و بایستی تا می شود کارمزد را برای مردم کم هزینه کرد.
اما محمد موسوی، مدیر کارخانه فیروز و از بنیانگذاران کانون معلولین توانا ست. خیلی ها نمی دانند که برند نام آشنا و دوست داشتنی «فیروز» مربوط به کارخانه ای است که 93 درصد پرسنل آن از معلولین هستند! سال گذشته که بازدیدی از این کارخانه داشتم، صحنه هایی می دیدم که برایم باور کردنی نبود. انبوه عزیزانی از جامعه معلولین در حال فعالیت در کارخانه بودند. آنها با روشهای علمی، سعی کرده بودند بهترین تخصیص آدمها به کارها را انجام دهند و حتی نابینایان را نیز به کار گرفته بودند. در کارخانه فیروز، شما نگاه دیگری به معلولیت را لمس می کنید. از همه جالب تر، اصلی است که آنها دارند و خلاف تمامی آموخته های مدارس مدیریت و کسب و کار است: «کاری که می شود با دست انجام داد را با ماشین انجام نمی دهیم!». فیروز یک بنگاه اجتماعی به تمام معناست. اندیشه های قوی و دغدغه های جدی مدیران این مجموعه قطعا نقش انکار ناشدنی در یافتن این هویت اجتماعی داشته است. محمد موسوی هم از انسانهای استثنایی کشور ماست که خیلی حرفها برای یاددادن به دانشجویان و دانش آموزان کشورمان دارد. او هم به مانند محمد حسین حسین زاده، دانشگاه نرفته، ولی وقتی صحبت می کند حس می کنی با دریایی از معرفت و بینش نسبت به زندگی و تلاش روبرو هستی. موسوی می گوید که اتوماسیون برای اروپاست که جمعیت جوان پایینی دارد؛ ما که در ایران با معضل بیکاری جوانان روبرو هستیم، بایستی تا می توانیم از اتوماسیون کم کنیم و به اشتغال بیافزاییم. می گوید که ما صاحب سرمایه نیستیم و سرپرست سرمایه هستیم؛ در واقع «سرمایه» امانتی است از خدا در دست ما. او می گوید سود فیروز کم شده به واسطه کم کردن اتوماسیون، اما جوانان بیشتری کار پیدا کرده اند و این از همه چیز مهمتر است. چه شادی و دستاورد و سودی، بالاتر از این؟
استقبال از همایش هم خیلی خوب بود و سالن تقریبا پر شده بو. ان شا الله قصد داریم که نمونه های مشابه را در سایر شهرها و استان های کشور نیز برگزار کنیم. برای خواندن گزارشهایی از مطالب مطروحه در این همایش، می توانید گزارش سایت وزارت کار و نیز گزارش سایت انجمن حامیان را ببینید.

****

در حاشیه همایش:
دخترخانمی با حالت گله آمد و گفت اینها دارند برای ما خاطره و داستان زندگی شان را می گویند. به چه درد ما می خورد؟! پاسخ دادم که نکته کار همینجاست. تفاوت بنگاه های اجتماعی و کسب وکارهای اجتماعی با کسب و کارهای معمولی در نگاه بنیانگذاران اش است. با خواندن درس دانشگاهی و محاسبه علمی یا برگزاری برنامه های فانتزی استارتاپ ویکند، کسی کارآفرین اجتماعی نمی شود. مهمترین چیزی که منجر به این شده که محمدحسین حسین زاده و محمد موسوی، بتوانند حرکتی متفاوت در فضای کسب و کار کشور ایجاد کنند، همین اندیشه و جهان بینی متفاوت آنهاست. این را باید درک کرد. این مهمترین چیزی است که می شود از آنها آموخت.
۰ نظر ۱۶ تیر ۹۴ ، ۰۸:۵۴
هامون طهماسبی

اردیبهشت امسال، ماه شلوغی از جهت سمینارهای آموزشی توسعه پایدار بود. علاوه بر دانشگاه بوعلی سینای همدان، در طول یک هفته در دانشگاه صنعتی شریف و نیز دانشگاه شهید بهشتی، نیز دو ارائه با موضوع «دریچه ای به توسعه پایدار» داشتم. سعی کرده بودم که ارائه ها را با فیلم ها و کلیپ هایی غنی کنم که در ماه های گذشته از شبکه های اجتماعی جمع کرده بودم و هر کدام گوشه ای از ابعاد مسائل توسعه پایدار را می توانست بازگو کند. نکته مهم این ارائه ها این بود که خیلی بر ذات بومی محور اجتماعی توسعه پایدار تاکید داشتم و برای مثال، از خانواده به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار نام بردم. متاسفانه متون غربی توسعه پایدار، در محور اجتماعی به هیچ وجه نمی توانند منبع و مرجع اقدام ما باشند. برای مثال، هیچ سرفصل و دغدغه ای راجع به خانواده یا اعتیاد در آنها دیده نمی شود و در عوض مثلا دغدغه ها متمرکز بر این است که چقدر از زنان، کار اقتصادی در بیرون منزل انجام می دهند. تصور این راهنماهای بین المللی نسبت به مسئله فقر و چالش های اجتماعی نیز اغلب تصوری نادرست است که سعی کرده اند فرمولی یکسان برای کل دنیا تجویز کنند و برای مثال در نظر نگیرند که در ایران، اساسا جنس فقر متفاوت از آفریقا یا بنگلادش است. ساختارهای جمعیتی و فرهنگی نیز که بماند.

از این بابت، باید خیلی نگران بود و سعی کرد که بیشتر و بیشتر بر لزوم دقت به این مولفه های درون زا در مسیر توسعه پایدار توجه کرد. توسعه پایدار بدون نگاه به درون، امکان پذیر نیست و هر مدل توسعه پایداری که از آن سوی مرزها آمده باشد، بالذات، به یک ناپایداری در توسعه برای داخل تبدیل خواهد شد. بسیاری از پیامدهای اچتماعی منفی که این روزها در کشورمان شاهد هستیم، ناشی از در نظر نگرفتن این مولفه های بومی در مسیر توسعه و اجرای بدون فکر و معبودانه ! ی نسخه های سازمان ملل است.

توسعه پایدار ایران

سمینار شهید بهشتی

۰ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۱:۳۵
هامون طهماسبی