به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پیشرفت همه جانبه و مسئولیت اجتماعی سازمانی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پیشرفت همه جانبه و مسئولیت اجتماعی سازمانی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

بایگانی

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «الگوی بومی توسعه» ثبت شده است

امسال تلاش زیادی کردیم که حمایت چند نهاد را جلب کنیم که بتوانیم کمکی به مسئله منطقه بشاگرد هرمزگان کنیم. پیشنهاد ما این بود که شورایی از کنش گران و بازیگران دولتی و غیر دولتی در حوزه محرومیت زدایی بشاگرد شکل بگیرد و ما تسهیل گر و پشتیبان این شورا باشیم. مدل جدیدی از نقش آفرینی یک نهاد دانشگاهی در این جور مسائل را طراحی کردیم و بیش از 7 ماه تلاش کردیم که چه دستگاه های محلی و چه نهادهای حاکمیتی و دولتی و غیره را پای کار بیاوریم که این مدل ابتکاری در منطقه بشاگرد و به عنوان پایلوت اجرا شود. اما دریغ از حتی یک گوشه چشم مثبت! حتی استانداری هرمزگان که پارسال در همایش دانشگاه شریف برای بشاگرد، بسیار علاقه مند و مشتاق نشان می داد، حاضر به میزبانی یک نشست کم هزینه با حضور 20 نفر برای بشاگرد هم نشد!

ما با اینکه هیچ کدام مان بشاگردی نبودیم، تنها با این انگیزه شاید کمکی به مسئله به محرومیت در یکی از مناطق پر چالش کشور بکنیم، ماه ها تلاش کردیم و امید داشتیم که از رهگذر این تجربه، بتوانیم درس اموخته هایش را برای کمک به مسائل مناطق مشابه در دیگر نقاط کشور، توصیه و تکثیر کنیم. مشکل فقط دولتی ها هم نبودند؛ در این مسیر بعضا فعالین اجتماعی محلی هم پشت ما را خالی کردند تا امروز من اعلام کنم که دیگر پرونده بشاگرد را بستیم و فعالیت های حوزه محرومیت زدایی را در دیگر نقاط کشور پیگیری کنیم. البته حتما حکمتی در کار بوده است. با این حال، بشاگرد تنهاست و به کمک های متفاوتی از آنچه که در 40 سال گذشته تجربه کرده، نیاز جدی دارد. گاه گاهی هم با ما تماس می گیرند از فعالین اجتماعی یا توسعه گران که بیاییم کمک. اما بدون منابع، برای نهادی که NGO نیست و حتی اگر بود، باز هم حداقلی از منابع برای این حوزه نیاز داشت تا بتواند کمک موثری انجام دهد، امکان پذیر نیست.

مسئله فقط بشاگرد نیست. ایده های دیگری برای نقاط دیگری از کشور داریم و راه حل هایی که فکر می کنیم حداقل ارزش امتحان کردن را دارد. راه حل هایی برخاسته از دانش داخل و خارج و با نگاهی عملگرا و ریشه ای به توسعه محلی و محرومیت زدایی. اما حوزه فعالیت و مسئولیت هایش به قدری بزرگ است که بدون این منابع نمی شود. به طرز عجیبی، همه دوست دارند در میدان باشند و بیل به دست بگیرند یا پروژه افتتاح کنند و همایش های پرخرج بگذارند. با هر کس هم که صحبت می کنیم تائید می کنند که بدون دانش، مدل و ابزار مناسب، بسیاری از این تلاشها هدر می رود. اما باز کسی حاضر به حمایت نیست.

مدت هاست که فکر می کنم در حوزه توسعه محلی و محرومیت زدایی، باید به دنبال منابع حمایتی خیرین و آدمهایی بود که واقعا دغدغه کشور را دارند و در عین حال بر خلاف کمک های نهادها، دستت را باز می گذارند و استقلال ات را به رسمیت می شناسند تا بتوانی متمرکز بر «نتایج اثربخش» بشوی. اگر شما از آن ایرانیان میهن دوستی هستید که حاضرید از شکل گیری نهادی کوچک در حوزه محرومیت زدایی و توسعه محلی در کشور حمایت کنید که توانمندتر شدنش به بهتر بازی کردن کنش گران این حوزه در کشور یاری می رساند، با من تماس بگیرید. فرقی نمی کند داخل یا خارج از کشور. ما و بسیاری گروه ها و مجموعه های دیگر به این دست کمک های حمایتی نیاز داریم. این حوزه، در «بازار»، مشتری ندارد و به طور عادی تامین مالی نمی شود.

تنها از طریق کمک های حمایتی دولتی و غیر دولتی امکان بقا دارد. اما کمک های دولتی متاسفانه یا نیازمند لابی گری ها و روابط سطح بالاست و یا اینکه با قید و بندهای بسیار زیاد و قیچی کردن قال توجه مدل و برنامه پیشنهادی وجود خواهد داشت که عملا نبودنش بهتر از بودنش است. امید من به بخش غیر دولتی است. در حوزه محرومیت زدایی، کلی ایده خوب و برنامه کوچک و بزرگ داریم. اگر می توانید منابع مالی اختصاص دهید، بسم الله! با من تماس بگیرید! کارهای خوبی برای کشور می توانیم بکنیم. انشالله...

۰ نظر ۲۶ اسفند ۹۸ ، ۰۰:۳۵
هامون طهماسبی

امروز در سومین کنفرانس حکمرانی و سیاستگذاری عمومی، دبیری پنلی را بر عهده داشتم که عنوانش، «قلعه‌های گنج: نقش حکمرانی در توسعه مناطق محروم» بود. در این پنل با حضور نمایندگانی از بنیاد علوی و پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف، مسئله توسعه منطقه ای منطقه قلعه گنج را بهانه کرده بودیم تا راجع به مسئله حکمرانی در توسعه مناطق محروم صحبت کنیم. من البته حدود یک هفته پیش در جریان این پنل قرار گرفتم و با توجه به علاقه ام به مسئله مناطق محروم و به خصوص اهمیت فعالیت هایی که نهادهایی چون بنیاد علوی در این مناطق انجام می دهند، پذیرفتم که اجرای آن را بر عهده بگیرم. به طور کلی البته من خیلی خوشبین به ثمربخشی پنل های کنفرانسی نیستم. فشردگی زمان، محدود بودن شرکت کنندگان و قاطی شدن در سایر برنامه های موازی کنفرانس ها، از معایب چنین پنل هایی است. با این حال، این نشست، مباحث خوبی را به دنبال داشت. افراد مختلفی را برای شرکت در این پنل به نهاد برگزاری کنفرانس معرفی کرده بودیم و خوشبختانه با دعوت از انها به عنوان شرکت کننده، جلسه خوب و پر رونقی برگزار شد.

گزارش نسبتا مشروحی از مباحث این نشست را در این لینک می‌توانید بخوانید.

 

۰ نظر ۲۶ دی ۹۸ ، ۲۳:۵۰
هامون طهماسبی

من مصاحبه ای داشته ام با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) راجع به تجربه ای که در زمینه انتشار کتاب داستان های محلی با رویکرد توسعه پایدار در گلباف داشته ایم. 

در این مصاحبه ضمن تشریح اهداف این تجربه، به برنامه هایمان برای آینده و گسترش آن به مناطق دیگر نیز اشاره کرده ام. انشالله در سال 99 خبرهای خوبی از گسترش این ایده و بلوغ یافته تر شدن آن بشنویم.

از متن مصاحبه:

"

فهم مدرسه توسعه پایدارِ پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف از محرومیت‌زدایی، براساس مطالعه تجارب موجود کشور و نیز برداشت‌های عینی پژوهشگران این مرکز از تجربیات توسعه‌ای خود، این است که «توسعه مناطق محروم» در بیانی ساده شده به معنی «قوی‌تر کردن این مناطق برای مواجهه با مسائل خود» است. این قوی‌تر شدن، یکی در حوزه زیرساختی و امکانات فیزیکی است و دیگری که شاید مهمتر هم باشد، در حوزه سرمایه‌های انسانی است.

"

 

خبر کامل را در سایت خبرگزاری ایبنا می توانید ببینید: کلیک کنید.

۰ نظر ۲۸ آذر ۹۸ ، ۲۱:۳۹
هامون طهماسبی

پنجشنبه و جمعه این هفته به دعوت بنیاد علوی، و به همراه جمع 7-8 نفره ای از فعالین و متخصصین حوزه محرومیت زدایی و توسعه محلی، سفری داشتیم به منطقه قلعه گنج استان کرمان.

بنیاد علوی که در واقع بازوی محرومیت زدایی بنیاد مستضعفان است چند سالی است که در منطقه قلعه گنج تلاش کرده با اجرای برنامه های متنوع و متمرکز، تلاش کند تا به قولی رنگ محرومیت را از این منطقه بزداید و آن را الگویی برای فعالیت های توسعه ای در مناطق «کمتر برخوردار» یا با برچسب «محروم» بنماید.

مدیریت بنیاد علوی و مستضعفان در چند ماه اخیر تغییر پیدا کرده است و به نظر می رسد رویکردهای جدید این دو نهاد مهم توسعه ای کشور، بهتر از گذشته می تواند راهگشای مسائل مستضعفان و مناطق «به حاشیه رانده شده» در کشورمان باشد. در صحبت هایم در  روز دوم بازدید و در حضور مدیر بنیاد علوی گفتم که نفس این اقدام که بنیاد درب ها را گشوده است و از منتقدین خواسته که به ارزیابی و اعلام نظر راجع به عملکرد گذشته آن در مهمترین نقطه فعالیت آن یعنی «قلعه گنج» بپردازند، اقدامی مبارک و قابل ستایش است. 

واقعیت هم این است که ما چاره ای نداریم که گوش ها را برای شنیدن ارزیابی ها و انتقادها باز کنیم. هیچ کاری کامل نیست و همیشه برای بهتر کردن و بهتر شدن باید قدم برداشت. به ویژه در عرصه محرومیت زدایی و توسعه محلی که ما به شدت نیازمند ساختن مدل های جدید، بومی و با نگاه درون زا هستیم(و چقدر ما در مدرسه توسعه پایدار باید کار کنیم برای کمک به توسعه این مدل ها و الگوها بر اساس تجربیات موجود کشور در کنار بهره گیری از دانش جهانی).

قرار شده که ما نظرات مان را به شکل مکتوب هم به بنیاد ارائه کنیم و حاصل این رفت و برگشت ها و تبادل نظر ها بشود اصلاح مدل پیشرفت و آبادانی در بنیاد علوی. مهمترین بخش صحبت های من در جلسات حضوری در قلعه گنج این بود که ما باید بیشتر به تصورمان از «پیشرفت» و «حذف محرومیت» بیاندیشیم و به نظر می رسد تصویر درستی از این چشم انداز نداریم. همچنین گفتم که در کنار نقاط قوت و ضعف موجود در مدل فعلی مداخله در قلعه گنج، مسئله مهمی که کمتر به آن پرداخته شده و برای نزدیک شدن به آن چشم انداز مطلوب، ضروری است، توجه به نسل آینده و کودکان امروز قلعه گنج است. ممکن است اگر خدا بخواهد، در این زمینه، فعالیت های خوبی را با بنیاد شروع کنیم. 

آقایان تازیکی، نوری نشاط، شفیعی، صدر قاضی، ملکی و ایزدخواه، متخصصانی بودند که در این سفر همراه ما بودند. جدای از قلعه گنج، همراهی با این جمع ارزشمند، برای من یک بخش مهم از یادگیری این سفر بود.

 

۰ نظر ۰۸ آذر ۹۸ ، ۲۳:۵۵
هامون طهماسبی

دیروز و در یکی از متفاوت‌ترین ارائه‌هایی که راجع به «توسعه پایدار» داشتم، میهمان کمیسیون علمی-راهبردی چشم انداز «مجمع تشخیص مصلحت نظام» بودم تا از ضرورت نگاهی متفاوت به مفهوم «توسعه پایدار» صحبت کنم.

موضوع ارائه من، «ضرورت خوانش ایرانی-اسلامی از توسعه پایدار» بود. ابتدا سعی کردم خیلی کوتاه و فشرده مبانی نظری و تاریخی شکل گیری مفهوم توسعه پایدار را تبیین کنم و سپس سعی کنم نسبت نظام سیاستگذاری کشور را با این مفهوم توضیح دهم. در ارائه و با ذکر شواهد و مثالها سعی کردم نشان دهم که مفهوم «توسعه پایدار» در انحصار هیچ نهاد بین المللی نمی تواند باشد. در واقع ما با هر ایدئولوژی که داشته باشیم با مبانی فکری این مفهوم که در دهه 70 و 80 میلادی متولد شده، کاملا همسو و سازگاریم. چرا که توسعه پایدار در خاستگاهش، از نقد پارادایم سنتی توسعه مادی و اقتصادی محور متولد شده و به دنبال چشم انداز دیگری از توسعه بوده که در آن حال انسان ها و محیط زیست نیز خوب باشد. 

مشکل داستان از ادامه این ماجرا شروع می شود. در چند دهه بعد، در دنیا خوانش های متفاوت و متنوعی از این حال خوب برای محیطزیست و جامعه انجام شده که بعضا با هم تضاد هم دارند و این به خصوص در حوزه اجتماعی، بسیار طبیعی است. یعنی خیلی مهم است شما چه نگاهی به «انسان» و «حیات او در این کره خاکی» دارید تا بتوانید از چگونگی حال خوب او سخن بگویید.

با این حال، علی رغم نگاه های متفاوت در میام متفکران به شکل جدید توسعه، در سال 2012 و به واسطه پیشنهادی از سمت کلمبیا در کنفرانس ریو، سازمان ملل تصمیم می گیرد که اهدافی جهانی با نام اهداف جهانی توسعه پایدار (SDGs) را معرفی نماید.

در داخل کشور، تقریبا فقط دو نوع برخورد در مقابله با SDG ها را شاهد بوده ایم  که هر دو نیز یک برخورد منفعلانه هستند. یک برخورد که بیشتر در جامعه دانشگاهی دیده شده، پذیرش 100 درصدی این اهداف به عنوان تعاریف قطعی و درست و بدون نقص از چشم انداز توسعه پایدار و دیگری تفکیر و رد 100 درصدی این اهداف و اصل مفهوم توسعه پایدار به عنوان نگاهی غربی و غیربومی به توسعه است.

واقعیت اما از نگاه من این است که این رویکردهای منفعلانه، هیچ کدام راهگشا نیستند. ما حتما نیاز است که خوانشی مبتنی بر نگاه ایرانی به توسعه پایدار داشته باشیم. چراکه می خواهیم از توسعه پایدار ایران صحبت کنیم و نه توسعه پایدار هند، آمریکا یا بنگلادش و مالزی و الجزایر!

توسعه پایدار، به واسطه دغدغه های اجتماعی پررنگ در ذات تعریف خود، حتما متاثر از ارزش ها، هنجارها، فرهنگ، عادت ها و هر برچسب اجتماعی دیگری است که در جوامع مخاطب این مفهوم قرار است به آن پرداخته شود. با این نگاه حتما ما باید خوانشی مبتنی بر ارزش های ایرانی-اسلامی به توسعه پایدار داشته باشیم. 

اما تکلیف اهداف فعالی جهانی توسعه پایدار چه می شود؟ از نگاه من، این اهداف، حتما ارزشمندند و بخش خوبی از آنها برای ما قابل استفاده(به ویژه در حوزه محیط زیست و برخی شاخص های اجتماعی)؛ اما به ویژه در حوزه اجتماعی و نیز مدل اقتصادی، حتما نیازمند تعریف اهداف و شاخص هایی مبتنی بر ارزش ها و آرمانشهر خودمان هستیم که به نوعی یک هدف گذاری بومی برای توسعه پایدار باشد. برای مثال اهداف جهانی توسعه پایدار، هیچ دغدغه ای نسبت به «خانواده» ندارد. باور کنید هیچ! یعنی هیچ به تمام معنا! در چشم انداز مطلوب سازمان ملل از توسعه، «خانواده» هیچ جای داستان نیست! خب آیا این چشم انداز درستی از پیشرفت برای کشور ماست؟ طبعا خیر!....از سوی دیگر، اهداف جهانی توسعه پایدار از حق دسترسی به آب آشامیدنی سالم و یا ضرورت حفظ زیستگاه ها سخن می گوید؛ آیا این خلاف عقل و اخلاق است؟ خیر! بلکه، ضرورت اخلاقی و عقلی هم هست. خب پس نه می توان تفکیر کرد و نه می توان با آغوش باز پذیرفت.

ما باید از این انفعال خارج شویم و بتوانیم با نگاهی درون-زا، «توسعه پایدار» را به شکلی ایرانی تعریف کنیم. برای جامعه ایران.

۰ نظر ۱۴ مهر ۹۸ ، ۰۰:۳۴
هامون طهماسبی

روز گذشته فرصتی دست داد تا با جمعی از اعضای کانون همراهان مدرسه توسعه پایدار، به گرمسار رفتیم تا از تلاش های آقای احمد طاهری، کشاورز و محقق و تلاش گر عرصه احیای ذخایر ژنتیکی کشور و کشاورزی پایدار، دیدار داشته باشیم. آقای طاهری با دغدغه احیای بذرهای بومی گندم خراسان از سال ها پیش فعالیت خود را شروع کرده و امروز توانسته در 20 استان، مزارع نمونه ای را به کشت این رقم ترغیب کند. رقمی که در ایران رو به فراموشی بود و در چند دهه گذشته با بذرهای وارداتی جایگزین شده بود. گندم خراسان، که هزاران سال و از زمان باستان در ایران کشت می شده با اقلیم این سرزمین سازگارتر است و عملکرد بهتری هم دارد و آرد و فراورده های نان آن نیز از نظر سلامتی و کیفیت تغذیه، شاخص های بالاتری دارند. تلاش های آقای طاهری، نقش مهمی در کاهش وابستگی غذایی کشور نیز دارد.

در این بازدید، دکتر شوان صدر قاضی، عضو هیئت علمی دانشگاه سازمان ملل هلند نیز همراه ما بود. گزارشی کوتاه از این بازدید را در وبسایت مدرسه توسعه پایدار می‌توانید ببینید(کلیک کنید).

 

۰ نظر ۱۲ مهر ۹۸ ، ۱۵:۲۴
هامون طهماسبی

با همکاری خانم مهدیه عباس زاده، یکی از همکاران خوب مان در مدرسه توسعه پایدار، تالیف کتاب «کسب و کارهای اجتماعی در ایران» را شروع کرده ایم. این کتاب که ماحصل یک پژوهش میدانی خواهد بود، با بررسی نمونه های منتخب ایرانی از کسب و کارهای اجتماعی به معرفی و تبیین این مفهوم و ابعاد مختلف آن برای فعالین اجتماعی خواهد پرداخت. خود ما که نسبت به کتاب از حالا خیلی ذوق داریم. این کتاب برای کنشگران اجتماعی و دغدغه مندان ایران عزیزمان، می تواند بسیار الهام بخش و انگیزاننده باشد و راه های جدیدی را برای اثرگذاری اجتماعی پیش رویشان بگذارد.

اما باید صبر کنیم تا به خوبی پخته شود تا حرفی مهم و اساسی برای مخاطبان اش داشته باشد. پیش بینی می شود که انتشار این کتاب در سال 1399 صورت بپذیرد.

 

۱ نظر ۲۵ تیر ۹۸ ، ۱۱:۰۵
هامون طهماسبی
چند شب پیش، داشتم مستندی را راجع به منطقه محروم بشاگرد می دیدم. بشاگرد در شمال استان هرمزگان قرار دارد و جایی است که احتمالا اسمش را بسیار شنیده اید به ویژه در کنار واژه «محرومیت». بشاگرد در تمام سالهای پس از انقلاب، نماد محرومیت بوده و هست. منطقه ای با آب و هوای خشک و خشن و فقر گسترده و بیکاری بالا که اغلب مردم تنها با کمک های نهادهای حمایتی زندگی می کنند. مستندی که دیدم از مجموعه «خرم شهر» بود و به داستان تلاش های مرحوم حاج عبدالله والی در این منطقه اختصاص داشت. حاج عبدالله والی در اوایل دهه 60 به این منطقه آمد و عمر خود را صرف کمک به پیشرفت و محرومیت زدایی آن کرد. مستند بشاگرد من را بسیار به فکر فرو برد. بعد از دیدنش و قبل از خوابیدن، مدام به این فکر می کردم که کاش می شد با این بضاعت محدودمان برای بشاگرد می توانستیم کاری کنیم و این سوال برایم وجود داشت که خب چه کاری؟
فردای آن روز یک قرار از پیش تنظیم شده با آقای رضا درمان، مدیرعامل جامعه یاوری فرهنگی داشتم تا راجع به برخی حوزه های همکاری پیش رو صحبت کنیم. به طور اتفاقی متوجه شدم که آقای درمان در چند روز گذشته سفری به هرمزگان و بشاگرد داشته و دست بر قضا ایشان هم به این فکر می کند که جامعه یاوری فرهنگی چه کمکی به بشاگرد می تواند انجام دهد. تلاقی این اتفاق ها را به فال نیک گرفتم و آن را نشانه ای دیدم که بایستی این مسیر را ادامه داد. سرتان را درد نیاورم. چند ساعت صحبت من و آقای درمان راجع به بشاگرد، ماجرای اصلی جلسه مان را به فراموشی سپرد و در پایان به این جمع بندی رسیدیم که مدرسه توسعه پایدار، یک همایش اختصاصی برای بشاگرد برگزار کند. همایشی که در آن به طور خیلی جدی و بی پرده به بازخوانی چند دهه فعالیت های محرومیت زدایی در بشاگرد بپردازیم و آن را در بوته نقد بگذاریم. همایشی با حضور همه ذی نفعان و دست اندرکاران حال و گذشته بشاگرد؛ همایشی که قرار است محلی باشد برای به اشتراک گذاری تجربیات و دانش و درس آموخته هایمان از چند دهه گذشته برای اینکه درسی بگیریم برای آینده.
برای برگزاری این همایش بسیار هیجان زده ایم. در واقع قرار است یکی از نشست های «توسعه پایدار برای ایران» را به این موضوع اختصاص دهیم و البته به واسطه ماهیت ویژه سوژه، آن را فراتر از یک نشست و در قالب همایش برگزار کنیم.
اگر علاقه مند به مشارکت در این همایش هستید(حمایت مالی، حمایت معنوی، مشارکت در ارائه ها و هرگونه کمک در برگزاری) و یا اینکه دوست دارید به عنوان مستمع در آن شرکت کنید، اطلاعات بیشتر را در صفحه ثبت نام رویداد در سایت evand ببینید: evand.com/sdschool

۰ نظر ۱۰ اسفند ۹۷ ، ۲۰:۰۱
هامون طهماسبی

روز گذشته در «جمعه نامه» دنیای اقتصاد، یادداشت کوتاهی داشتم راجع به کمپین زیباسازی شهر که توسط امام جمعه شهر بیله سوار اجرا شده است. شهر بیله سوار در استان اردبیل یکی از شهرهای نواحی مرزی کشور است که به علت قرار گرفتن در مسیر ترانزیتی، به عنوان دروازه ورودی شمال کشور محسوب می شود. با این حال، وضعیت توسعه یافتگی شهر مطلوب نیست و از مشکلات زیادی رنج می برد. چند وقت پیش امام جمعه جدید این شهر، آقای جدایی در اقدامی نوآورانه کمپینی را راه اندازی کرد که هدف آن پای کار آمدن شهروندان برای کمک به زیباسازی مناظر شهری بوده است. نکته جالب این کمپین این است که خود ایشان شخصا بیل به دست گرفته و با حضور در اماکن عمومی، اقدام به کمک در زمینه مرمت و بهسازی فضای شهری نموده است. این جریان ظرف مدت کوتاهی توانسته توجهات عمومی را جلب کند و به کمپینی فراگیر تبدیل شود.

روزنامه دنیای اقتصاد از من خواسته بودند که یادداشتی درباره این اقدام و ارتباط آن با نوآوری اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی بنویسم. دعوت می کنم ضمن دیدن این یادداشت از سایت روزنامه دنیای اقتصاد، مصاحبه با آقای جدایی را نیز بخوانید:

لینک مطلب در روزنامه دنیای اقتصاد

۰ نظر ۱۶ آذر ۹۷ ، ۰۹:۰۸
هامون طهماسبی