به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

همکاران ما در پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف، از زمستان گذشته، وارد همکاری با ستاد احیای دریاچه ارومیه شده اند. به طور کلی، همکاری پژوهشکده با ستاد، در زمینه ورود نگاه اجتماعی به مدل احیای دریاچه ارومیه است. در واقع، ستاد احیای دریاچه ارومیه علی رغم گذشت چند سال از فعالیت آن، ماهیتی تقریبا فقط سازه ای و عمرانی دارد و به دنبال اجرای پروژه های عمرانی آبی برای کمک به احیای دریاچه است. رویکردی که به باور کارشناسان توسعه پایدار، هرگز ره به جایی نخواهد برد و جز اتلاف منابع کشور و حتی بدتر کردن اوضاع دریاچه و اکوسیستم های پیرامونی آن، پیامدی نخواهد داشت. خوشبختانه، بخشی از بدنه ستاد در این تجربه به این نتیجه رسیده اند که راه حل اساسی مسئله از راه اجتماعی گذر می کند و از این رو بود که پژوهشکده با امید پررنگ کردن جنبه اجتماعی در راه حل یابی برای مسئله دریاچه ارومیه، همکاری خود را با ستاد آغاز نمود.

من شخصا علاقه زیادی به درگیر شدن در اقدامات ستاد احیا داشتم؛ سال 90 بود که خیلی پیشتر از اینکه ستاد احیایی با ماهیت چند ذی نفعی تشکیل و فعال شود، ایده ایجاد چنین تشکیلاتی با حضور همه ذی نفعان دریاچه به ذهنم رسید و و نامه ای را تنظیم کردم و با همکاری یکی از دوستانم، امضای چهره های شاخص علمی محیط زیست و آب کشور و نیز تشکل های شناخته شده محیط زیستی را پای آن جمع کردیم و برای نهادهای مرتبط ارسال کردیم. اقدامی که بعدا منجر به تشکیل جلساتی برای اولین بار در بالاترین سطح سیاست گذاری مسئله دریاچه ارومیه و با حضور نمایندگانی از جامعه محیط زیست کشور شد و شاید بعدا ردپای این تجربه منجر به شکل گیری رویکرد چند ذی نفعی در ستاد احیا شد. البته ستاد احیای کنونی، متاسفانه همچنان وزن بالاتری از عمرانی ها و فنی ها در آن حضور دارند و جای محیط زیستی ها و جامعه شناسان در آن هنوز کوچک است.

خلاصه کلام اینکه من علی رغم این نگرش و علاقه قلبی، نتوانستم به علت مشغله زمانی در همکاری اخیر ستاد و پژوهشکده همراه شوم. اما در ابتدای همکاری پژوهشکده با ستاد در تعدادی از جلسات و هم اندیشی ها حضور داشتم. 

در یکی از همین جلسات بالادستی که شان تصمیم گیری هم داشت، در مورد تعیین تکلیف سدهای منطقه صحبت می شد و تصاویر و اطلاعاتی راجع به آنها ارائه می شد و نقطه نظرات بیان می شد. نکته ای که برایم خیلی جالب و دردناک بود پی بردن به این حقیقت بود که در این حوضه آبریز و در طول شاید دو دهه، انگاری هر کس که توانسته لابی کند رفته است و مجوز و ابلاغ ساخت یک سد را برای خود گرفته است. سدهایی که انگاری به ارتباط شان با پایین دست و بالادست و رابطه هیدرولیکی شان با بقیه حوضه توجهی نشده است. باور کردنی نبود که کلی سد 100 و 200 میلیارد تومانی (سدهای کوچک) در منطقه ساخته شده که معلوم نیست چرا و کسی هم نمی دانست توجیه شان چیست ؛ سد هایی که مثلا در فاصله کمتری از آنها سد دیگری ساخته شده که کاملا توجیه این یکی را از بین می برد. سدهایی که خیلی هایشان باید از مدار خارج شوند و یا دستور توقف ساخت با وجود چند صد میلیارد تومان هزینه بایستی صادر شود.

در تمام مدت این جلسه تاسف می خوردم به این سرمایه های اقتصادی مملکت که هدر رفته و از سویی یک طبیعت و اکوسیستم دست خورده و به هم ریخته را به یادگار گذاشته است. تراژدی ای که وقتی بیشتر نگرانش می شویم که می فهمیم این دستکاری ها در طبیعت موجب دگرگونی وضعیت زندگی، مهاجرت، کشاورزی و معیشت مردمان پیرامونی شان شده اند. مردمانی که امروز با شنیدن خبر توقف سدها یا از مدار خارج شدن شان، تنها بر سرگردانی شان افزوده می شود.

راستی، جای وجدان و مسئولیت اجتماعی در تعریف و اجرای چنین پروژه ها یا بهتر بگویم، «سدهای بی صاحب» چیست؟

کاش می شد با همدیگر پیمان می بستیم که هیچ وقت و هیچ وقت در زندگی، برای درآمد و منقعت شخصی، از سرمایه مردم و کشور هزینه نکنیم.

کاش...


پی نوشت: برای مطالعه متن نامه ای که سال 90 ارسال شد و مشاهده اسامی امضاکنندگان، می توانید به آدرس زیر مراجعه نمایید

http://sharifgs.blogfa.com/post-29.aspx

۰ نظر ۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۵۵
هامون طهماسبی

یازدهم بهمن به دعوت جمعیت دانشجویی امام علی (ع)، و به همراه دوست عزیزمان آقای دکتر درودیان در نشستی حضور پیدا کردم که عنوانش "تخریب محیط زیست، بسترساز آسیب های اجتماعی" بود. عنوان صحبت های من در این نشست، "پیامدهای فرهنگی اجتماعی تخریب محیط زیست بر جوامع بومی و مولد" بود.

ارائه را متمرکز بر عکس و فیلم گذاشتم و سعی کردم پیوستگی فرهنگ، سبک زندگی، زیست سالم از نظر روانی، طبیعت و اقتصاد محلی را با یکدیگر تببین کنم. بحث اصلی این بود که جوامع بومی و مولد ما در طول هزاران سال یادگرفته اند که با طبیعت به یک تعادل و هارمونی و پیوند عمیق برسند و تخریب این محیط زیست به ویژه به دست عوامل انسان ساخت نظیر سدها و پروژه های عمرانی، به کل آن تعادل و هارمونی را به هم می زند. مرد روستایی اورامان خوب می داند که از دل این کوه های سنگی و خشن چطور یک معیشت پایدار ایجاد کند، اما اگر او مجبور شد به واسطه آبگیری یک سد، خانه و کاشانه اش را به شهر منتقل کند، در حاشیه شهرها چیزی بلد نیست و مجبور است در یک زندگی به مراتب نازل تر از نظر کیفیت و شان اجتماعی، به مشاغل کاذب یا کارگری تن دهد.

در واقع بسیاری از آسیبهای اجتماعی شهرهای بزرگ که به ویژه در شهرک های حاشیه ای آن نمود و بروز پیدا می کند، پیامد این تغییر فرم زندگی و پاشیده شدن شیرازه بنایی است که جایگزینی برایش وجود ندارد.

در صحبت ها بر این تاکید کردم که وظیفه بزرگ ما و دغدغه مندان اجتماعی و محیط زیستی، حفاظت و تقویت کردن جوامع کوچک و روستاهای کوچک است. اینها بهترین نمونه های اقتصاد مقاومتی(RESILIENT ECONOMY) هستند و اگر از بین بروند، ساختن دوباره شان کار بسیار دشواری است. گفتم که ما در پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه شریف در حال مطالعه مدلهای توسعه محلی هستیم و می دانیم که ساختن چنین مدل های پایدار و مناسب از جوامع کوچک توانمند چقدر سخت است و این همه پروژه و مطالعه و بودجه دولتی و بین المللی چه میزان کم اثر بوده اند. پس لازم است قدر داشته ها را بدانیم و این جوامع توانمند را تبدیل به جوامع آسیب پذیر نکنیم.


سخنرانی توسعه پایدار جمعیت امام علی

۰ نظر ۱۹ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۲۵
هامون طهماسبی

شنبه 28 آذر، به نمایندگی از سازمان مدیریت صنعتی، کارگاهی آموزشی برای جمعی از مدیران میانی و کارشناسان وزارت نفت داشتم. این برنامه با همت موسسه بین المللی مطالعات انرژی و سازمان مدیریت صنعتی برگزار شد و در مقدمه آن نیز دکتر طالبیان به عنوان مشاور اجتماعی وزارت نفت، صحبت کوتاهی راجع به برنامه ها و چالش های وزارت خانه برای پیش برد موضوع مسئولیت اجتماعی داشتند.

راهی که آقای زنگنه با انتصاب مشاور اجتماعی در وزارت خانه شروع کرده است، نوید بخش است، اما مسیر پرچالشی دارد. اینکه سیاست های سطح کلان مشاور اجتماعی وزارت نفت چطور تعیین می شود، نقش زیادی در چگونگی طی مسیر برای شرکت های تابعه وزارت نفت خواهد داشت. آقای دکتر طالبیان، خودشان هم در کارگاه پای مباحث نشستند. یکی از نکاتی در این ارائه به آن اشاره کردم، سرمایه گذاری و توجه ویژه شرکت های بین المللی فعال در کشورهای منطقه به موضوع مسئولیت اجتماعی است. برای مثال، شرکت نفتی BP، برای کشور آذربایجان به طور جداگانه به انتشار گزارش پایداری/مسئولیت اجتماعی دست می زند و این نکته ای حائز اهمیت برای سیاست گذاران وزارت نفت در دوران پسابرجام است که بتوانند با نظارتی که بر فعالیت شرکت های چندملیتی خواهند داشت، آنها را ملزم کنند حداقل هم ارز کشورهای منطقه، در ایران نیز بودجه ویژه به بحث مسئولیت اجتماعی اختصاص دهند. نکته دیگری که در مقدمه صحبتهایم گفتم این بود که گزارش دهی پایداری، یک فرآیند است و خود «این فرآیند» است که ارزش دارد و صرف گزارش نیست که سبب پیش برد برنامه مسئولیت اجتماعی در بنگاه خواهد شد. همچنین با ارائه آماری نشان دادم که در کشورهای منطقه حتی کشورهایی نظیر قزاقستان، الان موضوع انتشار گزارش پایداری یا گزارش مسئولیت اجتماعی، در حال تبدیل شدن به امری روتین در بین کسب و کارهای برتر می شود.

امیدوارم که گزارش دهی پایداری بتواند به کمک ارتقای شاخص های عملکردی بنگاه های ایرانی در حوزه مسئولیت اجتماعی بیاید.

از جهت اطلاع، سرفصلهای این سمینار آموزشی که به موضوع گزارش دهی پایداری و با تاکید بر چارچوب GRI (جی.آر.آی.) اختصاص داشت، به این شکل بود:

معرفی ارکان گزارش «مسئولیت اجتماعی/پایداری سازمان­ها»، مطالعه موردی و مقایسه عملکرد مسئولیت اجتماعی شرکت­­های مشهور بین­المللی و منطقه­ای در حوزه نفت، گاز، پتروشیمی با مرور گزارش­های پایداری آنها، بررسی روند تحولات منطقه ای و جهانی در این مورد، معرفی مفهومMateriality  و موضوعات اساسی پایداری پیشنهادی برای صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، معرفی چارچوب گزارش­دهی GRI و شیوه تدوین گزارش « مسئولیت اجتماعی/پایداری» بر اساس آن، معرفی IPIECA و راهنماهای مرتبط با آن برای شرکت های نفت، گاز و پتروشیمی جهت مدیریت پیامدهای محیط زیستی و اجتماعی

۱ نظر ۰۶ دی ۹۴ ، ۰۰:۰۹
هامون طهماسبی

" ارزش حفظ یک فرهنگ اصیل و تاب‌آورده در طول قرن‌ها، ارزش حفظ معماری پله کانی و کم‌نظیر روستای هجیج، ارزش حراست از یک زیست‌گاه کم‌نظیر، و ارزش نگهداشت یک نظام مولد، فعال و خوداتکای تولیدی-که با اصول اقتصاد مقاومتی نیز سازگار است-، بسیار بیش از سدها و سازه‌ها و سیمان‌ها و پول‌هاست. "

اجرای پروژه سد داریان خیلی دردناک بود. فقط داستان چشمه بل نیست. آنها که منطقه اورامان کردستان را دیده اند، خوب می فهمند چه چیزهای ارزشمندی در آن منطقه هست که با هیچ دستاورد دنیای مدرن نمی توان جایگزین شان کرد. در دو سه سال گذشته چندین بار به منطقه سفر کرده ام و هربار دل بسته تر از قبل به این منطقه افسانه ای شده ام. منطقه ای که به مدد صعب العبور بودنش، به نسبت سایر نقاط ایران بهتر توانسته خوبی های سنت را در خودش نگه دارد و کمتر متاثر از پیامدهای منفی مدرنیته شود. 

گاه از خودم می پرسم چرا انسان به خودش اجازه می دهد به صرف اینکه دو کلاس درس دانشگاهی خوانده، احساس خدایی بکند و در خودش ببیند که هرجای دنیا را می تواند دستکاری کند و فرمانروای طبیعت باشد؟ غرور زیان بار دانش مهندسی، سخت گریبان کشورمان را گرفته است. مردمانی که روزگاری چشم به آسمان داشتند و توکل، روح کارشان بود؛ حالا مغرورند به فرمولهای ریاضی و نرم افزارهای مهندسی و بلدوزرهای گازوئیلی و زمین را ملک ابدی خود می پندارند. 

و آن وقت به خودشان اجازه می دهند به منطقه ای بکر که خواب مردمان روستایی، ساده و متوکل، هزاران سال است با آرامش و تعادل با طبیعت و هستی و خدا زندگی می کنند را آشفته کنند و آنها را آواره شهرهای اطراف.

ماجرای سد داریان و آبگیری چشمه بل، به خصوص با توجه به حرکت مردمی گسترده و خیرخواهانه ای که در مخالفت با آن شکل گرفت، خیلی درسها برای دغدغه مندان توسعه پایدار در ایران دارد. به نظرم باید نشست و به ذره ذره مسیری که از شروع ایده سد طی شد و به این آبگیری مشکوک رسید، فکر کرد. فکر کرد تا بتوان گره هایی که منجر به چنین تصمیمات و اقدامات وحشتناکی می شوند را شناسایی کرد. بحث این پیمانکار و آن پیمانکار نیست. خیلی از فارغ التحصیلان همین دانشگاه شریف در ساخت آن سد دست داشته اند. آدمهای بدی هم شاید نباشند. باید فکر کرد چه می شود که این مجموعه، چنین خروجی هایی را سبب می شود.

در یادداشتم برای سایت دنیای سبزتر نوشته بودم که تبدیل این سد به موزه توسعه پایدار، چه دستاورد بزرگی می توانست برای کشور داشته باشد. افسوس...


روستای تاریخی هجیج که بخش اعظم آن در این آبگیری زیر آب رفت؛ راستی چه چیزی می تواند جایگزین هجیج شود؟ کدام آپارتمان یا برج مدرن؟ این مردمان در حاشیه پاوه و کرمانشاه، بعدا چه جور زندگی خواهند کرد؟

دل نگرانان اورامان و چشمه بل که لحظات دردناک شروع آبگیری سد را نظاره می کردند

روستای بلبر از دیگر روستاهای زیبای سرزمین اورامان است. برای آن هم خواب دیده اند که سدی بسازند و زیر آبش ببرند.

چطور دلشان می آید؟ آیا می شود بلبر را حفظ کرد؟


۱ نظر ۱۳ آذر ۹۴ ، ۰۹:۱۰
هامون طهماسبی

دو هفته گذشته، جامعه محیط زیست کشور، داغدار اتفاق ناگوار دیگری بود. آبگیری غیراخلاقی و یکباره سد داریان که حتی وزیر نیرو هم از آن اظهار بی اطلاعی می کرد، ما را در مقابل این چالش جدی قرار داد که چطور پدیده ای به این بزرگی می تواند رخ دهد و همزمان وزیر و معاون اش، و نمایندگان مجلس اش مخالف و بی اطلاع باشند؟ در دو ماه اخیر و پس از برگزاری نشست دانشگاه شریف، به مقدار بسیار بیشتری از گذشته در جریان اتفاقات چشمه بل و سد داریان قرار گرفته بودم و تلاشمان بر این بود که بتوانیم با دلایل علمی و مبتنی بر مولفه های توسعه پایدار، هشدارهای لازم را در این باره بدهیم و بتوانیم در این زمان کوتاه، جلوی فاجعه اجتماعی و محیط زیستی را در منطقه بگیریم که متاسفانه ناگهان غافلگیر شدیم.

اینگونه سدسازی و اینگونه بهره برداری از آن، بی گمان، تهدیدی برای پایداری کشور است. تهدیدی بزرگتر از شاید اقدامات تروریستی. در همین دوران، نامه ای برای رئیس جمهور و وزیر نیرو نوشتم و سعی کردم با زبانی متفاوت، ابعاد مختلف منفی ساخت و بهره برداری از این سد را توضیح دهم و راه کار متفاوتی را برای حل مسئله پیشنهاد کنم. نامه ای که خودم هم می دانستم بیش از اینکه بتواند موثر باشد در توقف آبگیری، شاید بتواند کمک کند آگاهی ها راجع به عواقب جدی چنین رویکردهای نسنجیده و صرفا فنی به توسعه را بالاتر ببرد.

راه درازی داریم...اما باید به سوی پایداری در توسعه حرکت کنیم.

چشمه بل، به تعبیری شهید شد. اما دلم روشن است که خون این شهید، نهال توسعه پایدار در کشور را آبیاری خواهد کرد. امیدوارم درس آموخته های این اتفاق ناگوار را بتوان به دستاوردی تبدیل کرد جهت هدایت بیشتر طرح های عمرانی کشور به سمت ملاحظات اجتماعی و محیط زیستی. چشمه بل رفت، اما باید چشمه بل های دیگر را نجات داد. هدف ما چیزی جز سربلندی و آبادانی کشورمان نیست و در این راه نباید دلسرد شد و ایستاد.

پی نوشت:

1-نامه ای که نوشته بودم را روزنامه ایران چاپ نکرد و این اثبات دیگری بود بر اینکه آزادی بیان ربطی به دولت اصلاح طلب و اصولگرا ندارد و بیشتر شعاری نمایشی جهت پیشبرد اهداف حزبی است. به دلیل نیاز به چاپ سریعتر، آن را به یکی از سایتهای محیط زیستی دادم. متن کامل اش را می توانید در ادامه مطلب و یا سایت دنیای سبزتر ببینید.

2-روزنامه شهروند در همین بین، گزارش خیلی خوبی چاپ کرد که ابعاد مشکوک این ماجرا و آشفتگی در نظام تصمیم گیری کشور را به خوبی عیان می کند. آن را اینجا می توانید بخوانید.


۰ نظر ۱۰ آذر ۹۴ ، ۰۸:۴۳
هامون طهماسبی

در شماره ششم از نشریه پایتخت که در آذرماه به چاپ رسید، مطلبی راجع به بانک تریودوس هلند نوشته بودم. بخشهایی از آن را در ادامه می توانید ببینید و مطلب کامل را نیز از این لینک می توانید دریافت نمایید:

"

...

بانک تریودوس، یکی از انواع بانک های اجتماعی است.  بانک های اجتماعی، اشکال پیشرفته ای از بانک ها هستند که در کشورهای مختلف دنیا، از شرق آسیا گرفته تا آفریقا، اروپا و آمریکا، می ­توان نمونه هایی از آنها را مشاهده کرد. بانک اجتماعی به زبانی ساده، بانکی است که «ارزش محور» اداره می شود و به دنبال یک اثرگذاری اجتماعی در عرصه خدمات مالی است. این یادداشت به معرفی یکی از نمونه های این بانک ها می پردازد که سال گذشته جایزه توسعه پایدار را نیز از نشریه فایننشیال تایمز دریافت کرده است.

بانک Triodos، تنها به تامین مالی شرکت ها، موسسات و پروژه­ هایی می­پردازد که ارزش افزوده فرهنگی دارند، به جامعه نفع می ­رسانند و یا به محیط زیست کمک می­کنند. پشتوانه مالی بانک برای این کار، سپرده­ گذاران و یا سرمایه گذارانی است که می­ خواهند به ترویج مسئولیت اجتماعی شرکت­ ها بپردازند و یا دغدغه دست یابی به توسعه پایدار جوامع خود را دارند. ماموریت بانک تریودوس، مطلقا اجتماعی است و قصد دارد که به ساختن جامعه ای کمک کند که به تعبیر بنیان گذاران اش، در آن کیفیت زندگی انسان ها ارتقا پیدا می­ کند و در عین حال کرامت انسانی در مرکز توجهات رشد قرار دارد. این بانک همچنین به دنبال توانمندسازی اشخاص، نهادها و کسب وکارها در جهتی است که بتوانند به شکل آگاهانه ­تری به محیط زیست و انسانها نفع برسانند و در جهت توسعه پایدار گام بردارند؛ تریودوس این را از طریق ارائه خدمات و محصولات مالی مسئولانه و در عین حال با کیفیت بالا به مشتریان‌اش تحقق می بخشد.

۱ نظر ۰۸ آذر ۹۴ ، ۲۲:۱۰
هامون طهماسبی

عصر دوشنبه، در دانشگاه شریف نشستی برگزار کردیم که به موضوع اهمیت حفظ چشمه های کارستی می پرداخت. موضوع محوری این نشست، پرداختن به تلاشها برای نجات چشمه بل در منطقه اورامان کردستان بود.

پوستر چشمه بل

منطقه اورامان کردستان، منطقه ای حقیقتا افسانه ای است که در دل کوه های خشن و سرسبزی قرار گرفته و میزبان مردمانی باصفا، سخت کوش، با ایمان و مهربان است. این منطقه به واسطه صعب العبور بودنش، نسبت به خیلی از مناطق ایران، کمتر از مدرنیته متاثر شده و هنوز می شود خیلی چیزهای اصیل را در آن یافت. در سفری که اردیبهشت 89 به آنجا داشتم، طبیعت را در رقص و سروری وصف ناشدنی دیدم. پروانه ها با شادی این ور و آن ور می رفتند و سکوت و آرامش و زیبایی ای وصف ناپذیر بر دشت ها  و کوه ها حاکم بود. سه سال بعد یعنی سال 92 با جمعی از دوستان، به یک پیاده روی چند روزه از پالنگان تا روستای هجیج رفتیم. مسیری سحرانگیز که آن را گوشه ای از بهشت می شود نامید. انتهای مسیر و در نزدیکی روستای هجیج، با چشمه بل مواجه شدیم. چشمه ای باستانی با خروجی آب ای به اندازه یک رودخانه خروشان. چشمه ای باور نکردنی که حجم عظیمی از آب با دبی متوسط 4000 لیتر بر ثانیه را از دل کوه بیرون می داد و برای مردم منطقه چشمه ای مقدس و به قول امام جمعه شهرستان پاوه، شناسنامه فرهنگی هوارمان محسوب می شود. در همان سفر اما متوجه شدم که ساخت سدی در دره اورامان، حیات این چشمه و نیز روستای پله کانی هجیج را در معرض تهدید قرار داده است. آبگیری سد داریان، این چشمه و سرمایه طبیعی-فرهنگی را زیر آب می برد و به همین خاطر هم از سال 88، کمپینی مردمی برای نجات چشمه بل شروع شده است. آقای دکتر مختار هاشمی، استاد مدعو دانشگاه کردستان که سالها در انگلستان درس خوانده و همه جا نیز با لباس کردی سخنرانی می کند، رئیس این کارگروه مردمی است که الحق و الانصاف بسیار خردمندانه این کمپین را هدایت کردند و توانستند حمایت و همراهی جمع بزرگی از اقشار مختلف از مردم عادی گرفته تا دانشگاهیان، ورزشکاران، نویسندگان، تا مسئولین نظیر نمایندگان مجلس و ائمه جمعه محلی را جلب کنند.

نشست دانشگاه شریف، با استقبال خیلی خوبی روبرو شده بود. سخنان دکتر هاشمی هم بسیار شیوا و رسا بود و جای شک و شبهه ای باقی نمی گذاشت که سد داریان، یکی از بزرگترین تهدیدهای معاصر برای توسعه پایدار در کشورمان است. نمی دانم که این نشست چقدر به جلب توجهات به چشمه بل کمک کرد. اما امیدوارم که بل بماند. بله، چشمه بل باید بماند. 

نشست چشمه بل در دانشگاه شریف

۰ نظر ۲۶ مهر ۹۴ ، ۱۱:۳۹
هامون طهماسبی

16 مهرماه، در چارچوب گردهمایی مدیران استانی بانک قرض الحسنه رسالت، ارائه ای با موضوع بانکداری اجتماعی داشتم. بانک قرض الحسنه رسالت، که به صورت غیرانتفاعی اداره می شود، ساختاری شبیه کسب و کار اجتماعی دارد و یکی از مولفه های هویتی خود را بر جنبه «اجتماعی بودن» قرار داده است. در مدت کوتاهی که با این بانک و به ویژه مدیر عامل تحسین برانگیزش، آقای محمد حسین حسین زاده آشنا شده ام، واقعا خوشحالم که چنین تجارب ارزشمندی در کشور ما وجود دارد که حتی در سطح جهانی نیز قابل عرضه و افتخار است. خوشبختانه آقای حسین زاده، تاکید ویژه ای بر تقویت برند اجتماعی بانک دارد و این موضوع در تمامی کنش ها و سخنرانی های ایشان، قابل رصد است.

صحبتی که در این همایش داشتم، ناظر به ضرورت پیدایش بنگاه های اجتماعی و نقش مهم آنها در پیش برد توسعه پایدار بود. سپس با ذکر مثالهایی از تجارب داخلی و بین المللی در عرصه بنگاه داری اجتماعی، نگاهی ویژه به موضوع بانک های اجتماعی در دنیا داشتم و مثالهایی از این تجارب در نقاط مختلف دنیا ارائه کردم. بانک های اجتماعی در تمامی نقاط دنیا در حال ظهور هستند و می توان خوش بین بود که بتوانند نقشی مهم در ایفای مسئولیت اجتماعی نظام بانکی جهت ارائه خدمات به اقشار مختلف در راستای اهداف توسعه پایدار، ایفا کنند.


۰ نظر ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۷
هامون طهماسبی

در یادداشت­های قبلی به معرفی مفهوم توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان­ها(CSR) پرداختیم و دیدیم که مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمان­ها و پایداری سازمانی، برای سازمان­های خوش­نام قرن بیست و یک، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. {...}

یادداشت حاضر، سومین و آخرین مطلب از سلسله یادداشت هایی است که در رابطه با معرفی مقدماتی توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی برای مخاطبان سایت اخبار مهندسی صنایع نوشته ام. برای خواندن متن کامل می توانید به «سایت مذکور» یا ادامه مطلب مراجعه کنید.

۰ نظر ۱۴ مهر ۹۴ ، ۱۹:۵۳
هامون طهماسبی

ششم خرداد ماه سال 94، سخنرانی ای داشتم در چارچوب  همایش «کارآفرینی و کسب و کار اجتماعی اجتماعی در ایران» که در دانشگاه تهران برگزار شد. این ارائه که در وبسایت انجمن حامیان فرهنگ قرض الحسنه و کارآفرینی اجتماعی نیز منعکس شده است، به معرفی مفهوم کسب و کار اجتماعی می پردازد. کسب و کار اجتماعی، یکی از انواع راه حل هایی است که در مسیر حرکت به سوی توسعه پایدار، می تواند مورد توجه قرار گیرد.


***


کسب و کار اجتماعی چیست؟

کسب و کار اجتماعی، یکی از مفاهیم نوپای دنیای مدیریت و برگردان عبارت انگلیسی Social Business است. این مفهوم اولین بار توسط آقای محمد یونس، برنده جایزه نوبل صلح در سال ۲۰۰۵  وارد ادبیات آکادمیک حوزه مدیریت شد. ایشان کسب و کار اجتماعی را یک بنگاه اجتماعی تعریف می­کند که همزمان سه ویژگی زیر را دارد:

۱-از نظر اقتصادی خودگردان است. یعنی نیازی به کمک های اهدایی افراد یا سازمان­های دیگر ندارد.

۲-هدف شماره یک آن، مطلقا هدفی اجتماعی است. مانند فقر، بهداشت، آموزش، اشتغال اقشار محروم و محیط زیست.

۳- در کسب­وکار اجتماعی، سودی بین سهامداران تقسیم نمی­شود و تمامی درآمدهای حاصله، پس از کسر هزینه ها، مجددا در خود بنگاه و برای توسعه دستاوردهای اجتماعی آن سرمایه گذاری می شود. توجه به این نکته خیلی مهم است چرا که کسب­ و کار اجتماعی را از سایر بنگاه­های اجتماعی (Social Enterprise) تمییز می­دهد.

بررسی ویژگی­ها و فلسفه کسب و کار اجتماعی از دید محمد یونس، به درک بهتر از این مفهوم کمک می­کند. وی در کتاب «کسب و کار اجتماعی»، دیدگاه رایج از فقر و فقرا را به مشاهده ی کرم توسط پرنده تشبیه می­کند که بسیار دور از واقعیت است. یونس معتقد است برای داشتن ماهیتی درست از فقر، بایستی فرود آمد و در میان فقرا زیست. کاری که خود او در بنگلادش انجام داد و در نتیجه دریافت که علت فقر، عدم صلاحیت فقرا نیست؛ بلکه فقر از طریق نظام­ها و موسساتی که ما طراحی کرده­ایم بوجود آمده است. به عنوان مثال، مؤسسات مالی و بانکها از ارائه خدمات به تقریباً دوسوم از جمعیت جهان (به دلیل فقر و نداشتن اعتبار مالی لازم) امتناع میکنند.

او بزرگترین کاستی در نظریات موجود سرمایهداری را، نادیده‌انگاشتن طبیعت انسانی می­داند. دیدگاه های رایج اقتصادی، نگاهی تک بعدی از انسان ارائه می­کنند که در آن تنها مأموریت و انگیزه، افزایش مطلوبیت شخصی معرفی می شود. اگرچه انسان­ها بیتردید، بدنبال حفظ منافع فردی خویش هستند ولی همین انسان­ها وجوه دیگرخواهانه هم دارند. اگر با ذره­بین به بسیاری از اقدامات و رفتارهای روزمره­ی خود نگاه کنیم در می­یابیم که اگر حداکثرسازی سود، به تنهایی تمامی رفتارهای انسانی را کنترل میکرد، فقط مؤسساتی برای ایجاد رفاه بیشتر طراحی میشدند و هیچ کلیسا، مسجد، کنیسه، مدرسه، موزههای هنری، پارکهای عمومی، مراکز اجتماعی، خیریه، بنیاد یا سازمانی غیرانتفاعی وجود نداشت. (چراکه مؤسسات این­چنینی، کسی را پولدار و سرمایهدار نمیکند!).

در نظر گرفتن همزمان دو بعد خودخواهی و دیگرخواهی انسان در نظریات اقتصادی، کمک خواهد کرد که نهادهای جدیدی امکان ظهور و تعریف داشته باشند که کسب و کار اجتماعی یکی از آنهاست.

کسب و کار اجتماعی از یک سو به دلیل فعالیت در رقابت بازار، با سایر کسب­وکارهای معمولی شباهت دارد، مالک و سهام­دار دارد و به مانند سایر بنگاه های اقتصادی، با چالشهای مدیریتی و بازاریابی مواجه است و باید سودآور بماند؛ اما، تفاوت­های بنیادینی نیز بین این دو دسته از نهادها وجود دارد. از جمله اینکه همانطور که اشاره شد، کسب و کار اجتماعی مطلقا هدفش حل معضل یا چالشی اجتماعی است. و اگر می­گوییم باید سودآور باشد، به این خاطر است که این کسب و کار بتواند بدون نیاز به کمک های خیریه پابرجا بماند. طریقه ارزشیابی این بنگاه­ها در پایان سال نیز بر اساس میزان نیل­شان به هدف اجتماعی صورت می­گیرد و نه میزان سودآوری اقتصادی.

طریقه تامین مالی این موسسات نیز شایان توجه است. کسب و کار اجتماعی به سرمایه گذار یا سهام داران خود، سودی پرداخت نمی کند و حداکثر به میزان آورده اولیه را به ایشان باز می­گرداند. حال ممکن است این سوال پیش بیاید که چه انگیزه ای برای مشارکت سرمایه گذاران در چنین کسب و کاری وجود دارد؟ و جواب این است که: در کسب و کار اجتماعی، سرمایه گذار به غیر از امکان بازدریافت اصل میزان سرمایه اولیه اش، به خشنودی ناشی از نیل به هدف اجتماعی خود هم می­رسد و به همین دلیل معمولا کسانی توانسته اند کسب و کار اجتماعی موفقی را راه­اندازی کنند، که آرمان ها و اهداف اجتماعی جدی ای دارند.

حذف فشار پرداخت سودِ سهام داران، کمک خواهد کرد که کسب و کارهای اجتماعی به شکلی آزادانه تر پیگیر اهداف اجتماعی خود باشند. درحالیکه سرمایه گذار با تفکر معمول، باید از حداقل میزان بازگشت سرمایه پیش‌بینی‌شده­ (مثلا ۲۵ درصد) اطمینان کند و سپس به عرصه ای وارد شود، اما کسب و کار اجتماعی، چنین دغدغه ای ندارد و حتی در طرح­هایی که سود نزدیک به صفر درصد دارند نیز می­تواند دست به اقدام بزند و از نظر اجتماعی منشا خدمت باشد. قابلیتی که بنگاه های اقتصادی معمولی، از آن بی­بهره هستند.

شیوه تامین مالی کسب و کارهای اجتماعی، در فرهنگ ایرانی-اسلامی ما، مفهوم بسیار نزدیکی دارد که نامش، «قرض­الحسنه» است و این خود ظرفیتی برای رشد این مدل های کسب و کار در ایران می­تواند باشد.

1

کسب­ وکارهای اجتماعی، مزایایی نیز نسبت به موسسات خیریه رایج دارند و آن اینکه از نظر اقتصادی کاملا خودگردان هستند و برخلاف موسسات غیرانتفاعی رایج، نیازی به کمک های مالی اهدایی ندارد. به تعبیر محمد یونس، «پولی که وارد یک بنیاد خیریه می­شود فقط یک بار عمر دارد ؛ ولی اگر همان پول وارد ­یک کسب وکار اجتماعی شود بارها و بارها در سیستم می­گردد و بارها و بارها دل افراد را شاد می­کند».

در مورد تعریف کسب و کار اجتماعی، ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که محمد یونس، در یک حالت، برداشت سود توسط سهام­دار را در کسب و کار اجتماعی مجاز می­داند و این استثنا در حالتی است که سهام­داران از فقرا هستند و این اعطای سود، جهت نجات ایشان از دام فقر است که خود این نیز یک هدف اجتماعی است.

به عنوان جمع بندی و بطور خلاصه، در این جدول تفاوت و تشابه کسب وکار اجتماعی را با بقیه نهادها می­توانید ببینید:

dddddd

۰ نظر ۰۱ مهر ۹۴ ، ۲۰:۵۳
هامون طهماسبی