به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

۴۸ مطلب با موضوع «توسعه پایدار» ثبت شده است

پاییز و زمستان امسال، از نظر برگزاری دوره های آموزشی، بسیار پر کار بوده و هست. در راستای فراهم آوردن مقدمات برنامه مسئولیت اجتماعی شهرداری تهران، آموزش مناطق 22 گانه شهرداری را به همراه یکی از همکارانم در سازمان مدیریت صنعتی(سرکار خانم قنبری) بر عهده داریم. در واقع همراستا با پیشبرد لایحه مسئولیت اجتماعی در شورای شهر تهران، به منظور بسترسازی اجرای این لایحه، به تمامی مناطق 22 گانه شهرداری سر می زنیم و برای سه سطح بالای مدیریتی و کارشناسی آن دوره آموزشی آشنایی با مبانی مسئولیت اجتماعی سازمانی و توسعه پایدار را برگزار می کنیم. ویژگی مثبت این دوره های آموزشی این است که هدفمند هستند و مرتبط با اجرای یکی از برنامه های مهم شهرداری تهران. از سوی دیگر، حضور مقامات ارشد مناطق یعنی از شخص شهردار گرفته تا معاونین به عنوان مخاطبین دوره ها، اهمیت آنها را دوچندان می کند. هرچند در تمامی مناطق این حضور حداکثری به دلیل مشغله های مدیران فراهم نمی شود، اما با این وجود، استقبال و همراهی مناطق در برگزاری این کلاسها و سمینارهای آموزشی نسبت به متوسط دوره های آموزشی مشابه در شهرداری، خیلی خوب ارزیابی شده است.

فضای متفاوت مباحث طرح شده در این دوره آموزشی، بازخورهای جالبی را نیز برای ما به همراه دارد. در این کلاسها بارها پای درد دل مدیران و کارشناسان نشسته ام و از تجربیات متفاوت شان نیز بهره برده ام. کاملا در کلاسها حس می کردم که جای چنین مباحث آموزشی در چنین سازمانهایی خالی بوده و مخاطبین نیز از اینکه فقط درگیر یک سری مباحث کلیشه ای مدیریتی نشده اند، در مجموع راضی بودند.

البته راه درازی در پیش است و امیدوارم بتوانیم این دوره ها را تا انتها به خوبی برگزار کنیم. حتی این صحبت مطرح شد که ممکن است اعضای شورای شهر و نیز شهردار تهران نیز مخاطب احتمالی این برنامه آموزشی قرار بگیرند.


۰ نظر ۰۵ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۰۹
هامون طهماسبی

روز گذشته در پنل «حاکمیت شرکتی و مسئولیت اجتماعی» در چهاردهمین کنفرانس بین المللی مدیریت، ارائه مقاله ای داشتم که به موضوع « توجه به توسعه پایدار در آموزش مدیریت » می پرداخت.

کنفرانس مدیریت

در پنل «حاکمیت شرکتی و مسئولیت اجتماعی» تنها سه مقاله به شکل شفاهی ارائه شد که دو مقاله دیگر به بحث حاکمیت شرکتی مرتبط بودند و در واقع تنها مقاله مرتبط با مسئولیت اجتماعی سازمانها، مقاله من بود. بر خلاف انتظارم، مقالات ارائه شده به کنفرانس در حوزه مسئولیت اجتماعی بسیار کمرنگ بود و چند مقاله ای هم که در بخش پوستر پذیرفته شده بودند، غنای زیادی نداشتند. همین مسئله مهر تائیدی بود بر یافته های پژوهشی که دیروز بخشی از نتایج اش را در کنفرانس اعلام کردم. پژوهشی که هشدار می داد آموزش مدیریت در ایران نیاز به تحول اساسی دارد تا بتواند با نیازهای توسعه پایدار خود را تطبیق دهد. واقعیت این است که پژوهش و آموزش مدیریت در ایران، بر خلاف روندهای جهانی، بسیار از تحولات حوزه توسعه پایدار دور است و این جای بسی تعجب و البته نگرانی دارد. 

امروزه در دنیا این اجماع وجود دارد که دانشگاه ها نقش مهمی در جهت تربیت نسل جدیدی از مدیران و رهبران دارند که که از چالش های پیچیده رابطه جامعه و کسب و کارها آگاه باشند. ما نیاز به تربیت نسل جدیدی از رهبران و مدیران داریم که توانایی تفکر، تصمیم گیری و اقدام در پارادایم توسعه پایدار را داشته باشند و بتوانند در قبال جامعه، مسئولانه رفتار کنند. در حالی که آموزش مدیریت مسئولانه، به سمت مباحث پیشرفته تری نظیر مهارت های پایداری و شیوه های نوین یادگیری مبتنی بر مسئله رفته است، اما در کشور ما و حتی در دانشگاه های پیشرو نظیر شریف و تهران نیز خبر از آموزش مفاهیم پایه ای توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی نیست. ما در تحولات جهانی این حوزه نیز به شدت غایب هستیم. برای مثال در حالیکه 650 مدرسه کسب و کار از 80 کشور به معاهده PRME(اصول آموزش مدیریت مسئولانه) پیوسته اند، و حتی از کشورهای همسایه ما نظیر عمان، اردن، امارات، و عراق هم نمایندگانی در آن حضور دارند، اما هیچ کدام از دانشکده ها و مدارس مدیریت ما عضوی از این معاهده نیستند. 

دیروز در صحبتهایم به ضرورت توجه به این حوزه و انجام پژوهش های بیشتر جهت تعیین نقشه راه تحول آموزش مدیریت در ایران بر مبنای نیازهای توسعه پایدار تاکید کردم. خوشبختانه اساتید گرامی و بزرگی نظیر آقایان دکتر ابولحسن فقیهی، علینقی مشایخی، بابک علوی و منوچهر نجمی نیز موقع ارائه من در سالن حضور داشتند و هر کدام بازخورهای مناسب را جهت پروراندن ایده مقاله و دغدغه محوری آن ارائه کردند. ناگفته نماند که همواره بایستی از حمایت و همراهی آقای دکتر نجمی که استاد راهنمای بنده در دوره دکترا نیز هستند، تشکر داشته باشم.

اگر عمری باقی باشد بسیار علاقه دارم که در حوزه آموزش مسئولیت اجتماعی و آموزش توسعه پایدار وقت صرف کنم. تا ببینیم خدا چه می خواهد.

نکته: بخش پژوهشی کنفرانس، همواره در دانشگاه شریف برگزار می شود که وجهه آکادمیک آن حفظ شود. عکسی که گرفته شده توسط آقای دکتر محسن ورسه ای تهیه شده است؛ از طریق همین فضای مجازی با همدیگر آشنا شده ایم. ایشان را فرد نازنینی یافتم که در  Australian Institute of Busines مشغول هستند و قصد دارند در آینده نزدیک به ایران بازگردند و بر روی موضوع پایداری در زنجیره تامین کار کنند. اگر در بخش علمی کنفرانس مدیریت حضور پیدا می کنید، ایشان هفته آینده در آن سخنرانی دارند. برنامه را می توانید از وبسایت کنفرانس به آدرس www.irimc.com دریافت نمایید.

۰ نظر ۰۲ دی ۹۵ ، ۰۰:۰۷
هامون طهماسبی

یکی دو ماه پیش بود که مطلع شدم لایحه ای مرتبط با مسئولیت اجتماعی در شهرداری تهران در حال تدوین و تنظیم در شورای شهر تهران است. دوستان ما در سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران که متولی هماهنگی های مربوطه بودند، از بنده و یکی از همکاران(سرکار خانم قنبری) دعوت کردند تا در اصلاح این لایحه، همراه شویم و ایشان را یاری کنیم. این شد که در چند جلسه متوالی همراه داستان شدیم و سعی کردیم که نکاتی که به ذهن مان می رسید را با ایشان در میان بگذاریم

خوشبختانه فضای ذهنی دوستان ما در سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران و نیز نماینده محترم شورای شهر، بسیار مثبت و همراه بود و پذیرای اصلاحات و نظرات بعضا رادیکال ما نیز بودند. به شکلی که بسیاری از بخشهای لایحه پیشنهادی اولیه دچار تغییرات اساسی شد

نکته مهمی که باعث این تحولات اساسی در متن اولیه لایحه شد، ملاحظات خاصی است که باید نسبت به نقش آفرینی دولت و سازمانهایی نظیر شهرداری در مقام سیاست گذار عمومی در ترویج مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمانی در فضای کسب و کار داشت. ان شا الله در یادداشتی دیگر به اشکال مختلف نقش آفرینی دولت در این حوزه خواهم پرداخت. اما در مورد متن اولیه لایحه، علی رغم نکات مثبت، بندهای متعددی نیز وجود داشت که صحبت از اجبار در مسائلی مانند گزارشدهی و یا شرکت در کلاسهای آموزشی و یا ... برای بنگاه های اقتصادی شهر تهران می کرد که جدا از اینکه در عملیاتی بودن آن شک و تردید وجود داشت، اما در صورت اجرایی شدن نیز محتملا به لوث شدن، نمایشی شدن، و سطحی شدن مفاهیمی مانند مسئولیت اجتماعی، گزارش دهی پایداری و ... می انجامید. درک این پیامدها با نگاهی به واقعیات فضای کسب و کار در ایران و کشورهای مانند ایران، و به ویژه اتفاقاتی که در سوء استفاده از مفاهیم ارزشی مانند مسئولیت اجتماعی و محیط زیست و مدیریت سبز شده است، دور از تصور نیست.

قرار است در هفته های آتی در خود شورای شهر تهران به ارائه و دفاع از لایحه بپردازیم. امیدوارم و دعا می کنم که تلاشی که شده، به یک لایحه شایسته و کمک به قوام مفهوم مسئولیت اجتماعی در فضای شهرداری تهران به عنوان یک سازمان مهم و اثرگذار توسعه ای کشور منتهی شود.

درباره این لایحه و رویکردهای کلی آن بعدا بیشتر خواهم نوشت.

 

جلسه لایحه شهرداری

۰ نظر ۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۷:۲۵
هامون طهماسبی

تابستان امسال فرصتی دست داد تا یک تجربه خیلی خوب از شرکت در یک برنامه مرتبط با توسعه پایدار در هلند داشته باشم. شرکت در مدرسه تابستانی با موضوع «گزارش دهی پایداری» و نیز کنفرانسی با همین موضوع و تمرکز بر «قدرت متحول کننده شفافیت برای پایداری» شرایطی را فراهم کرد تا بتوانم با محققان و نیز برخی شاغلان مهم در حوزه پایداری، نظیر رئیس آژانس محیط زیست اروپا و نیز تیم مدیریتی تدوین شاخص عملکرد محیط زیستی مشهور دانشگاه Yale دیدار و مصاحبت داشته باشم.

خوشبختانه در هنگام تقاضا برای شرکت در این رویداد و به واسطه رزومه خوب و مرتبطی که داشتم، بدون هزینه و به اصطلاح Full Fund در این رویداد پذیرفته شدم. شهر Wageningen هلند که میزبان این رویداد بود، شهری بسیار زیباست و به معنای واقعی کلمه نشانه های پایداری را در آن می توان رویت کرد. هلند، کشور فضای سبز ، آرامش و البته «دوچرخه» است! شاید اغراق نیست اگر بگویم بیش از ماشین سوار، دوچرخه سوار دیدم و هرجا که رفتیم حتی در دشت و صحرا نیز هر جا مسیری برای خودرو بود، مسیری نیز برای دوچرخه احداث کرده بودند. دانشگاه وخنینگن هم در مطالعات مربوط به توسعه پایدار در برخی جنبه ها، بسیار پیشرو است. به ویژه در حوزه های محیط زیستی و نیز حوزه های مربوط به سلامت در زنجیره تامین مواد غذایی از جمله روغن پالم و صنعت ماهیگیری.

همگرایی رو به رشدی در مجامع آکادمیک در رابطه با توسعه پایدار شکل گرفته است و ما نیز دیر یا زود باید با این موج همراه شویم. چرا که سرنوشت ما و سلامت زیست ما به آن همبسته است. سخن در رابطه با تجربه این کنفرانس و مدرسه تابستانی زیاد است. اما فقط به این خبر خوب هم اشاره کنم که توانستیم در پایان، جایزه بهترین پوستر را در مدرسه تابستانی به همراه همگروه های اروپایی خود به دست بیاوریم. 

اطلاعات بیشتر درباره این رویداد را می توانید در آدرس زیر مشاهده کنید:

http://www.transparencyenp2016.com



۰ نظر ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۲
هامون طهماسبی

چندی است در پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف، درگیر یک پروژه توسعه منطقه ای در رابطه با منطقه «گلباف» در استان کرمان شده ایم. گلباف، نام منطقه ای است در حاشیه کویر لوت که البته به واسطه قرار گرفتن در میان دو کوه، آب و هوایی بسیار خوب دارد و کمتر شباهتی با یک شهر کویری دارد. گلباف را به حق نگین کویر نامیده اند و در آن محصولات کشاورزی متنوعی به بار می آید که انار و زردآلو و به ویژه ترخون و گیاهان دارویی آن، کیفیتی منحصر بفرد دارند.

با این حال، گلباف که نام آن یادآور نقشهای زیبای قالی های آن است، این روزها حال و روز خوبی ندارد. به ویژه پس از زلزله دهه شصت، منطقه ضربات جبران ناپذیری خورده است و با روند روزافزون مهاجرتی که گرفته است، جمعیت آن از حدود 25 هزار نفر به کمتر از 10 هزار نفر کاهش پیدا کرده است.

در نتیجه این اتفاقات بود که سال گذشته بانک قرض الحسنه رسالت، به عنوان معین اقتصاد مقاومتی منطقه گلباف انتخاب شد و با دغدغه هایی که مدیر عامل آن (که خود نیز اهل گلباف است) داشت، مجموعه های علمی-توسعه ای دیگری را نیز پای کار آورد تا ستادی برای توسعه پایدار گلباف تشکی دهند. پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف بازوی علمی-فرهنگی برنامه توسعه پایدار گلباف است و نقشی پررنگ در ستاد و در کنار بانک و نهادهای دیگر نظیر انجمن حامیان فرهنگ قرض الحسنه و کارآفرینی اجتماعی دارد. 

تجربه درگیر شدن در برنامه توسعه پایدار منطقه ای گلباف، در نوع خودش تجربه منحصر بفردی است و یکی از معدود پروژه هایی بود که بدون درنگ، همکاری در آن را پذیرفتم. موفقیت در این تجربه، فقط برای گلباف خوب نیست. بلکه به ما نیز بینش و دانشی می دهد که با کمک آن بتوانیم برای شهرهای کوچک دیگری نظیر گلباف هم فکر کنیم که البته این شهرها کم هم نیستند و با معضل بیکاری و ناامیدی نسل جوان دست به گریبان هستند. در جلسه آغازینی که در سفر 29 مرداد به گلباف داشتیم و در حلقه همراهان سفر گفتم که من آنچه که در گلباف می بینم، همان مسائلی است که در قروه کردستان یا اسدآباد همدان می بینم و از این جهت، موفقیت و نتایج ما در این پروژه حیاتی است. چرا که ما به شدت نیازمند توانمندسازی شهرهای کوچک کشور هستیم و بایستی مردمان این مناطق ضمن پیدا کردن باور به توانستن، سودای مهاجرت و پیشرفت از نوع نقل مکان به شهرهای بزرگ را با ذهنیت سازندگی و حفظ داشته های ارزشمند یک شهر ولو کوچک اما پایدار و خوش آب و هوا و غنی از نظر فرهنگی، عوض کنند.

ان شا الله بعدا درباره گلباف و پیشرفت کارها بیشتر خواهم نوشت. اما این را بگویم که برای شروع و در کنار فعالیت های عملیاتی، یک پویش راه اندازی کردیم به نام «گلباف من» که می توانید از طریق وبسایت به نشانی www.golbafeman.ir و یا کانال تلگرامی @golbafeman به آن دسترسی پیدا کنید.


گلباف من

۰ نظر ۰۶ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۳۹
هامون طهماسبی

در مرداد امسال، مطلبی برای نشریه داخلی بانک قرض الحسنه رسالت با موضوع «بانک ها و محیط زیست» نوشتم. در این یادداشت، به این پرداختم که بانک ها چطور و از چه راه هایی می توانند به محیط زیست توجه کنند. رابطه بانک ها و محیط زیست در دنیای کنونی، ابعاد گسترده ای یافته است که می تواند مورد توجه بانک های داخل کشور ما نیز قرار بگیرد. در حقیقت، مفهوم بانکداری سبز، امروز چتر بسیار بزرگی را در بر می گیرد که بسیار فراتر از اقدامات ساده ای مانند کاهش مصرف کاغذ در بانکهاست.

برای مطالعه این مطلب، می توانید بر روی «ادامه مطلب» کلیک نمایید.


۰ نظر ۰۷ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۴۱
هامون طهماسبی

امروز به همراه یکی از همکاران عزیزمان در پژوهشکده سیاست گذاری، مهمان جمعیت دانشجویی امام علی(ع) بودیم تا به بحث و تبادل نظر راجع به مستند معروف «مادرکشی» بپردازیم. مستند «مادرکُشی» روایتی است متفاوت و نقادانه از حکمرانی آب در ایران در سه دهه اخیر و نشان می دهد که ما چگونه با سیاست های غلط و اشتباهات مهندسی و نگاه تک بعدی به توسعه، منجر به ایجاد فجایع و بحران های جدی در حوزه آب شده ایم. مستند، در نوع خود از این جهت قابل توجه است که رویکردی بی پرده و صریح دارد و مخاطب را به شوک فرو می برد. این شاید جزو معدود مستندهایی است که به مسائل توسعه پایدار در کشور پرداخته و یکی از اجزای مهم این پازل، یعنی مسئله «آب» را پیش روی مخاطب می آورد. مستند مادرکشی ساخته کمیل سوهانی است و در دانشگاه ها و نقاط مختلف کشور در سال اخیر پخش شده و توانسته به بهانه اکرانش گفتگوی خوبی درباره دغدغه خود در بین نخبگان و مخاطبان ایجاد نماید. اگر این مستند را ندیده اید، توصیه می کنم حتما در اولین فرصت این کار را بکنید.


باشگاه هواداران جمعیت امام علی

۰ نظر ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۳۸
هامون طهماسبی

بهار امسال، دوازدهمین جشنواره ملی فن آفرینی شیخ بهایی در اصفهان برگزار شد. جشنواره شیخ بهایی حالا جای خود را در رویدادهای حوزه کارآفرینی و نوآوری کشور کاملا باز کرده است و سال به سال اعتبار بیشتری برای خود دست و پا می کند.

امسال، برای اولین بار مسیر جدیدی در جشنواره باز شد و آن اینکه در یک بخش جنبی جشنواره، طرح های دریافتی از منظر شاخص های توسعه پایدار نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند. در واقع پیش از این، در این جشنواره به مانند روال جشنواره های مشابه، طرح ها فقط از منظر اقتصادی و فنی مورد ارزیابی و داوری قرار می گرفتند. اما امسال، پیامدهای محیط زیستی و اجتماعی این طرح ها نیز مورد قضاوت داوران قرار گرفت.

من این افتخار را داشتم که طراحی مدل ارزیابی توسعه پایدار این جشنواره را بر عهده داشته باشم و در واقع چک لیست مورد استفاده توسط هیئت داوران را طراحی نمایم. البته قرار بود خودم هم در روز داوری حضور داشته باشم که به علت یک گرفتاری شخصی، از حضور در جشنواره باز ماندم. چک لیست طراحی شده، به نظرم خوب و کارآمد از کار در آمد و هم نمره مثبت داشت و هم نمره منفی و علاوه بر ابعاد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی، بعد جدیدی را نیز به محورهای پایداری تحت عنوان «مسائل بنیادین و راهبردی» اضافه کرده بود. 

از جهت اینکه بازگو کردن این ابعاد در این وبلاگ ممکن است بر داوری طرح ها در سال آینده اثرگذار باشد، فعلا از بیان جزیئات این مدل ارزیابی در وبلاگ خودداری می کنم. اما فکر می کنم این راه جدید در جشنواره شیخ بهایی، می تواند الگویی برای جشنواره های مشابه در کشور باشد. حتی اگر طرح های ارسالی توجه کمی به ابعاد گفته شده داشته باشند، اما وارد کردن این ابعاد در داوری، می تواند جنبه آموزشی و ترویجی بسیار خوبی برای توجه به شاخص های توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی در طراحی مدل های کسب و کار و پرورش ایده برای شرکت کنندگان داشته باشد. امیدوارم که این رویه، در سالهای آتی جشنواره با قوت بیشتری ادامه پیدا کند و در رویدادهای مشابه کشوری نیز شاهد استفاده از آن باشیم.

شوان صدر قاضی

دوست عزیزم، دکتر شوان صدر قاضی، که ضمن سخنرانی راجع به نوآوری اجتماعی، در هیئت داوری نیز حضور داشت.

هامون طهماسبی

سفر استانی دیگری از رئیس جمهور در راه است. این بار به کرمان. و این بار هم پر از نگرانی برای دل مشغولان توسعه پایدار این سرزمین. اساسا سفرهای استانی ریاست جمهوری(فرقی نمی کند؛ هر کس که باشد-احمدی نژاد، خاتمی یا روحانی) «ماهیتا» برای پایداری این سر زمین، نگران کننده است. سفرهای استانی همراه است با تصمیمات پر سر و صدا، تصمیماتی که اگر خلق الساعه و عجولانه هم نباشند، اغلب وزنه اقتصادی و عدد و رقمی و نمایشی شان آنقدر زیاد است که امیدی باقی نمی گذارد که ملاحظات زیست محیطی یا اجتماعی مناسبی برای آن صورت گرفته باشد. تصمیماتی غالبا اقتصادی که جبنه های توسعه پایداری اش فدای شوی رسانه ای و سوت و جیغ های مردم درون ورزشگاه های استقبال کننده از رئیس جمهور می شود.

این بار، مار توسعه سازه ای، تغییر شکل داده و از سد سازی و عبارت هایی چون «بلندترین سد ایران» به وادی «انتقال آب» رفته و حالا رقابت است که کدام یک «طولانی ترین خط انتقال آب» را داشته باشند. بنری که به تصویر زیر در شهر کرمان نصب شده، آنقدر غم انگیز است که جز حیرانی چیزی باقی نمی گذارد. هیچ کدام از طراحان این بنر نپرسیدند از خود که «طولانی ترین» خط انتقال آب، نشانه ای خطرناک نیست؟ از یک راه «خیلی» غلط؟

خدا این سرزمین را از جهل مستدام نجات دهد؛ از مار توسعه سازه ای که رفته رفته به افعی ای لجام گسیخته تبدیل می شود و همه سرمایه های طبیعی و انسانی این کشور را با خود خواهد بلعید. دور نیست آینده ای که این خطوط انتقال آب، یکی یکی بسته یا منهدم شوند. اما نمی شود زودتر از آن موقع چاره اندیشید و جلوی اتلاف هزاران میلیارد تومان سرمایه و پیامدهای فاجعه بار زیست محیطی و اجتماعی مرتبط را گرفت؟

سفر روحانی به کرمان


پی نوشت: در دو سال گذشته برای پروژه های مشاوره ای در حوزه معدن، سفرهای زیادی به کرمان داشتم. در مناطق مختلف آن، دسته دسته کارخانه های فولاد در حال احداث بود و نمی دانم چرا مقامات محلی نگران مسئله آب این کارخانه ها نبودند. کارخانه هایی که سَلَف هایشان، همین حالا هم مناطقی نظیر سیرجان و بردسیر را با بحران مواجه کرده اند.

۰ نظر ۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۴۵
هامون طهماسبی

همکاران ما در پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف، از زمستان گذشته، وارد همکاری با ستاد احیای دریاچه ارومیه شده اند. به طور کلی، همکاری پژوهشکده با ستاد، در زمینه ورود نگاه اجتماعی به مدل احیای دریاچه ارومیه است. در واقع، ستاد احیای دریاچه ارومیه علی رغم گذشت چند سال از فعالیت آن، ماهیتی تقریبا فقط سازه ای و عمرانی دارد و به دنبال اجرای پروژه های عمرانی آبی برای کمک به احیای دریاچه است. رویکردی که به باور کارشناسان توسعه پایدار، هرگز ره به جایی نخواهد برد و جز اتلاف منابع کشور و حتی بدتر کردن اوضاع دریاچه و اکوسیستم های پیرامونی آن، پیامدی نخواهد داشت. خوشبختانه، بخشی از بدنه ستاد در این تجربه به این نتیجه رسیده اند که راه حل اساسی مسئله از راه اجتماعی گذر می کند و از این رو بود که پژوهشکده با امید پررنگ کردن جنبه اجتماعی در راه حل یابی برای مسئله دریاچه ارومیه، همکاری خود را با ستاد آغاز نمود.

من شخصا علاقه زیادی به درگیر شدن در اقدامات ستاد احیا داشتم؛ سال 90 بود که خیلی پیشتر از اینکه ستاد احیایی با ماهیت چند ذی نفعی تشکیل و فعال شود، ایده ایجاد چنین تشکیلاتی با حضور همه ذی نفعان دریاچه به ذهنم رسید و و نامه ای را تنظیم کردم و با همکاری یکی از دوستانم، امضای چهره های شاخص علمی محیط زیست و آب کشور و نیز تشکل های شناخته شده محیط زیستی را پای آن جمع کردیم و برای نهادهای مرتبط ارسال کردیم. اقدامی که بعدا منجر به تشکیل جلساتی برای اولین بار در بالاترین سطح سیاست گذاری مسئله دریاچه ارومیه و با حضور نمایندگانی از جامعه محیط زیست کشور شد و شاید بعدا ردپای این تجربه منجر به شکل گیری رویکرد چند ذی نفعی در ستاد احیا شد. البته ستاد احیای کنونی، متاسفانه همچنان وزن بالاتری از عمرانی ها و فنی ها در آن حضور دارند و جای محیط زیستی ها و جامعه شناسان در آن هنوز کوچک است.

خلاصه کلام اینکه من علی رغم این نگرش و علاقه قلبی، نتوانستم به علت مشغله زمانی در همکاری اخیر ستاد و پژوهشکده همراه شوم. اما در ابتدای همکاری پژوهشکده با ستاد در تعدادی از جلسات و هم اندیشی ها حضور داشتم. 

در یکی از همین جلسات بالادستی که شان تصمیم گیری هم داشت، در مورد تعیین تکلیف سدهای منطقه صحبت می شد و تصاویر و اطلاعاتی راجع به آنها ارائه می شد و نقطه نظرات بیان می شد. نکته ای که برایم خیلی جالب و دردناک بود پی بردن به این حقیقت بود که در این حوضه آبریز و در طول شاید دو دهه، انگاری هر کس که توانسته لابی کند رفته است و مجوز و ابلاغ ساخت یک سد را برای خود گرفته است. سدهایی که انگاری به ارتباط شان با پایین دست و بالادست و رابطه هیدرولیکی شان با بقیه حوضه توجهی نشده است. باور کردنی نبود که کلی سد 100 و 200 میلیارد تومانی (سدهای کوچک) در منطقه ساخته شده که معلوم نیست چرا و کسی هم نمی دانست توجیه شان چیست ؛ سد هایی که مثلا در فاصله کمتری از آنها سد دیگری ساخته شده که کاملا توجیه این یکی را از بین می برد. سدهایی که خیلی هایشان باید از مدار خارج شوند و یا دستور توقف ساخت با وجود چند صد میلیارد تومان هزینه بایستی صادر شود.

در تمام مدت این جلسه تاسف می خوردم به این سرمایه های اقتصادی مملکت که هدر رفته و از سویی یک طبیعت و اکوسیستم دست خورده و به هم ریخته را به یادگار گذاشته است. تراژدی ای که وقتی بیشتر نگرانش می شویم که می فهمیم این دستکاری ها در طبیعت موجب دگرگونی وضعیت زندگی، مهاجرت، کشاورزی و معیشت مردمان پیرامونی شان شده اند. مردمانی که امروز با شنیدن خبر توقف سدها یا از مدار خارج شدن شان، تنها بر سرگردانی شان افزوده می شود.

راستی، جای وجدان و مسئولیت اجتماعی در تعریف و اجرای چنین پروژه ها یا بهتر بگویم، «سدهای بی صاحب» چیست؟

کاش می شد با همدیگر پیمان می بستیم که هیچ وقت و هیچ وقت در زندگی، برای درآمد و منقعت شخصی، از سرمایه مردم و کشور هزینه نکنیم.

کاش...


پی نوشت: برای مطالعه متن نامه ای که سال 90 ارسال شد و مشاهده اسامی امضاکنندگان، می توانید به آدرس زیر مراجعه نمایید

http://sharifgs.blogfa.com/post-29.aspx

۰ نظر ۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۵۵
هامون طهماسبی