به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

۱۹ مطلب با موضوع «کارآفرینی اجتماعی» ثبت شده است

اول اسفند یک کارگاه آموزشی با موضوع «کارآفرینی اجتماعی» در حاشیه همایش ملی «خیر ماندگار» داشتیم. وقتی از پژوهشکده درخواست برگزاری این کارگاه شد، تصمیم گرفتیم که آن را به شکل گروهی برگزار کنیم و به ویژه به همکاران جوان ترمان نیز فرصت دهیم تا تجربه حضور در چنین رویدادهایی را داشته باشند. برگزاری کارگاهی با مشارکت 5 نفر ارائه دهنده، تجربه جدیدی بود که آن را در این همایش تجربه کردم و خوشبختانه بازخورهای خوبی هم دریافت شد. از نقاط قوت این کارگاه، حضور برخی کارآفرینان اجتماعی خوش نام کشور از جمله مجموعه رعد الغدیر در برنامه بود که از ایشان درخواست کرده بودیم تجربه خود را در قالب بخشی از کارگاه به مدت 20 دقیقه ارائه کنند و آقای آتشک انصافا همه را متحیر تجارب ارزنده خود در صحنه عملی کارآفرینی اجتماعی کردند.

ما هم در باقی کارگاه، سعی کردم با ارائه مثالهای بیشتری از تجارب داخلی و خارجی، این مفهوم و مبانی آن را برای حضار که عموما از سازمانهای مردم نهاد بودند، بیشتر تبیین کنیم.

ذکر این نکته ضروری است که این همایش که اولین در نوع خود در کشور محسوب می شود، به همت بنیاد خیریه آلا(وابسته به گروه انتخاب) برگزار شد که باید از تلاشها و تعهد این مجموعه ارزشمند مردم نهاد، قدردانی نمود.

۰ نظر ۰۹ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۰۵
هامون طهماسبی

پاییز و زمستان امسال، از نظر برگزاری دوره های آموزشی، بسیار پر کار بوده و هست. در راستای فراهم آوردن مقدمات برنامه مسئولیت اجتماعی شهرداری تهران، آموزش مناطق 22 گانه شهرداری را به همراه یکی از همکارانم در سازمان مدیریت صنعتی(سرکار خانم قنبری) بر عهده داریم. در واقع همراستا با پیشبرد لایحه مسئولیت اجتماعی در شورای شهر تهران، به منظور بسترسازی اجرای این لایحه، به تمامی مناطق 22 گانه شهرداری سر می زنیم و برای سه سطح بالای مدیریتی و کارشناسی آن دوره آموزشی آشنایی با مبانی مسئولیت اجتماعی سازمانی و توسعه پایدار را برگزار می کنیم. ویژگی مثبت این دوره های آموزشی این است که هدفمند هستند و مرتبط با اجرای یکی از برنامه های مهم شهرداری تهران. از سوی دیگر، حضور مقامات ارشد مناطق یعنی از شخص شهردار گرفته تا معاونین به عنوان مخاطبین دوره ها، اهمیت آنها را دوچندان می کند. هرچند در تمامی مناطق این حضور حداکثری به دلیل مشغله های مدیران فراهم نمی شود، اما با این وجود، استقبال و همراهی مناطق در برگزاری این کلاسها و سمینارهای آموزشی نسبت به متوسط دوره های آموزشی مشابه در شهرداری، خیلی خوب ارزیابی شده است.

فضای متفاوت مباحث طرح شده در این دوره آموزشی، بازخورهای جالبی را نیز برای ما به همراه دارد. در این کلاسها بارها پای درد دل مدیران و کارشناسان نشسته ام و از تجربیات متفاوت شان نیز بهره برده ام. کاملا در کلاسها حس می کردم که جای چنین مباحث آموزشی در چنین سازمانهایی خالی بوده و مخاطبین نیز از اینکه فقط درگیر یک سری مباحث کلیشه ای مدیریتی نشده اند، در مجموع راضی بودند.

البته راه درازی در پیش است و امیدوارم بتوانیم این دوره ها را تا انتها به خوبی برگزار کنیم. حتی این صحبت مطرح شد که ممکن است اعضای شورای شهر و نیز شهردار تهران نیز مخاطب احتمالی این برنامه آموزشی قرار بگیرند.


۰ نظر ۰۵ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۰۹
هامون طهماسبی

چندی پیش از مسئولین رده بالای گروه انتخاب و بنیاد خیریه آلا به پژوهشکده آمدند و صحبتی راجع به جهت گیری های راهبردی اجتماعی شان داشتیم.

گروه انتخاب، یک هولدینگ بزرگ است که بسیاری از برندهای آن برای ما آشناست: اسنوا، هایر و ...؛ (سایت گروه انتخاب)

شاید خیلی ها ندانند که اغلب سود شرکت هایی نظیر اسنوا و هایر و ... که زیر مجموعه گروه انتخاب هستند، به بنیاد خیریه آلا می رود و آنجا صرف خدمت رسانی بی منت به مردمان گوشه و کنار سرزمین مان می شود. داستان شکل گیری انتخاب و دیدگاه بنیانگذار آن، شنیدنی است و ان شا الله در مجالی دیگر به آن می پردازم.

ما باید تریبون خبرهای خوب باشیم. اسنوا و گروه انتخاب نشانه ای هستند که خبرهای خوب هستند و امید بخش اند. اگر چه دیده نمی شوند و درباره شان نمی دانیم. با افتخار از این برند ایرانی که حقیقتا دغدغه های اجتماعی در بنیانگذاران آن نیز وجود دارد، حمایت کنیم:)

۰ نظر ۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۳:۴۰
هامون طهماسبی

چندی است در پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف، درگیر یک پروژه توسعه منطقه ای در رابطه با منطقه «گلباف» در استان کرمان شده ایم. گلباف، نام منطقه ای است در حاشیه کویر لوت که البته به واسطه قرار گرفتن در میان دو کوه، آب و هوایی بسیار خوب دارد و کمتر شباهتی با یک شهر کویری دارد. گلباف را به حق نگین کویر نامیده اند و در آن محصولات کشاورزی متنوعی به بار می آید که انار و زردآلو و به ویژه ترخون و گیاهان دارویی آن، کیفیتی منحصر بفرد دارند.

با این حال، گلباف که نام آن یادآور نقشهای زیبای قالی های آن است، این روزها حال و روز خوبی ندارد. به ویژه پس از زلزله دهه شصت، منطقه ضربات جبران ناپذیری خورده است و با روند روزافزون مهاجرتی که گرفته است، جمعیت آن از حدود 25 هزار نفر به کمتر از 10 هزار نفر کاهش پیدا کرده است.

در نتیجه این اتفاقات بود که سال گذشته بانک قرض الحسنه رسالت، به عنوان معین اقتصاد مقاومتی منطقه گلباف انتخاب شد و با دغدغه هایی که مدیر عامل آن (که خود نیز اهل گلباف است) داشت، مجموعه های علمی-توسعه ای دیگری را نیز پای کار آورد تا ستادی برای توسعه پایدار گلباف تشکی دهند. پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف بازوی علمی-فرهنگی برنامه توسعه پایدار گلباف است و نقشی پررنگ در ستاد و در کنار بانک و نهادهای دیگر نظیر انجمن حامیان فرهنگ قرض الحسنه و کارآفرینی اجتماعی دارد. 

تجربه درگیر شدن در برنامه توسعه پایدار منطقه ای گلباف، در نوع خودش تجربه منحصر بفردی است و یکی از معدود پروژه هایی بود که بدون درنگ، همکاری در آن را پذیرفتم. موفقیت در این تجربه، فقط برای گلباف خوب نیست. بلکه به ما نیز بینش و دانشی می دهد که با کمک آن بتوانیم برای شهرهای کوچک دیگری نظیر گلباف هم فکر کنیم که البته این شهرها کم هم نیستند و با معضل بیکاری و ناامیدی نسل جوان دست به گریبان هستند. در جلسه آغازینی که در سفر 29 مرداد به گلباف داشتیم و در حلقه همراهان سفر گفتم که من آنچه که در گلباف می بینم، همان مسائلی است که در قروه کردستان یا اسدآباد همدان می بینم و از این جهت، موفقیت و نتایج ما در این پروژه حیاتی است. چرا که ما به شدت نیازمند توانمندسازی شهرهای کوچک کشور هستیم و بایستی مردمان این مناطق ضمن پیدا کردن باور به توانستن، سودای مهاجرت و پیشرفت از نوع نقل مکان به شهرهای بزرگ را با ذهنیت سازندگی و حفظ داشته های ارزشمند یک شهر ولو کوچک اما پایدار و خوش آب و هوا و غنی از نظر فرهنگی، عوض کنند.

ان شا الله بعدا درباره گلباف و پیشرفت کارها بیشتر خواهم نوشت. اما این را بگویم که برای شروع و در کنار فعالیت های عملیاتی، یک پویش راه اندازی کردیم به نام «گلباف من» که می توانید از طریق وبسایت به نشانی www.golbafeman.ir و یا کانال تلگرامی @golbafeman به آن دسترسی پیدا کنید.


گلباف من

۰ نظر ۰۶ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۳۹
هامون طهماسبی

16 مهرماه، در چارچوب گردهمایی مدیران استانی بانک قرض الحسنه رسالت، ارائه ای با موضوع بانکداری اجتماعی داشتم. بانک قرض الحسنه رسالت، که به صورت غیرانتفاعی اداره می شود، ساختاری شبیه کسب و کار اجتماعی دارد و یکی از مولفه های هویتی خود را بر جنبه «اجتماعی بودن» قرار داده است. در مدت کوتاهی که با این بانک و به ویژه مدیر عامل تحسین برانگیزش، آقای محمد حسین حسین زاده آشنا شده ام، واقعا خوشحالم که چنین تجارب ارزشمندی در کشور ما وجود دارد که حتی در سطح جهانی نیز قابل عرضه و افتخار است. خوشبختانه آقای حسین زاده، تاکید ویژه ای بر تقویت برند اجتماعی بانک دارد و این موضوع در تمامی کنش ها و سخنرانی های ایشان، قابل رصد است.

صحبتی که در این همایش داشتم، ناظر به ضرورت پیدایش بنگاه های اجتماعی و نقش مهم آنها در پیش برد توسعه پایدار بود. سپس با ذکر مثالهایی از تجارب داخلی و بین المللی در عرصه بنگاه داری اجتماعی، نگاهی ویژه به موضوع بانک های اجتماعی در دنیا داشتم و مثالهایی از این تجارب در نقاط مختلف دنیا ارائه کردم. بانک های اجتماعی در تمامی نقاط دنیا در حال ظهور هستند و می توان خوش بین بود که بتوانند نقشی مهم در ایفای مسئولیت اجتماعی نظام بانکی جهت ارائه خدمات به اقشار مختلف در راستای اهداف توسعه پایدار، ایفا کنند.


۰ نظر ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۷
هامون طهماسبی

ششم خرداد ماه سال 94، سخنرانی ای داشتم در چارچوب  همایش «کارآفرینی و کسب و کار اجتماعی اجتماعی در ایران» که در دانشگاه تهران برگزار شد. این ارائه که در وبسایت انجمن حامیان فرهنگ قرض الحسنه و کارآفرینی اجتماعی نیز منعکس شده است، به معرفی مفهوم کسب و کار اجتماعی می پردازد. کسب و کار اجتماعی، یکی از انواع راه حل هایی است که در مسیر حرکت به سوی توسعه پایدار، می تواند مورد توجه قرار گیرد.


***


کسب و کار اجتماعی چیست؟

کسب و کار اجتماعی، یکی از مفاهیم نوپای دنیای مدیریت و برگردان عبارت انگلیسی Social Business است. این مفهوم اولین بار توسط آقای محمد یونس، برنده جایزه نوبل صلح در سال ۲۰۰۵  وارد ادبیات آکادمیک حوزه مدیریت شد. ایشان کسب و کار اجتماعی را یک بنگاه اجتماعی تعریف می­کند که همزمان سه ویژگی زیر را دارد:

۱-از نظر اقتصادی خودگردان است. یعنی نیازی به کمک های اهدایی افراد یا سازمان­های دیگر ندارد.

۲-هدف شماره یک آن، مطلقا هدفی اجتماعی است. مانند فقر، بهداشت، آموزش، اشتغال اقشار محروم و محیط زیست.

۳- در کسب­وکار اجتماعی، سودی بین سهامداران تقسیم نمی­شود و تمامی درآمدهای حاصله، پس از کسر هزینه ها، مجددا در خود بنگاه و برای توسعه دستاوردهای اجتماعی آن سرمایه گذاری می شود. توجه به این نکته خیلی مهم است چرا که کسب­ و کار اجتماعی را از سایر بنگاه­های اجتماعی (Social Enterprise) تمییز می­دهد.

بررسی ویژگی­ها و فلسفه کسب و کار اجتماعی از دید محمد یونس، به درک بهتر از این مفهوم کمک می­کند. وی در کتاب «کسب و کار اجتماعی»، دیدگاه رایج از فقر و فقرا را به مشاهده ی کرم توسط پرنده تشبیه می­کند که بسیار دور از واقعیت است. یونس معتقد است برای داشتن ماهیتی درست از فقر، بایستی فرود آمد و در میان فقرا زیست. کاری که خود او در بنگلادش انجام داد و در نتیجه دریافت که علت فقر، عدم صلاحیت فقرا نیست؛ بلکه فقر از طریق نظام­ها و موسساتی که ما طراحی کرده­ایم بوجود آمده است. به عنوان مثال، مؤسسات مالی و بانکها از ارائه خدمات به تقریباً دوسوم از جمعیت جهان (به دلیل فقر و نداشتن اعتبار مالی لازم) امتناع میکنند.

او بزرگترین کاستی در نظریات موجود سرمایهداری را، نادیده‌انگاشتن طبیعت انسانی می­داند. دیدگاه های رایج اقتصادی، نگاهی تک بعدی از انسان ارائه می­کنند که در آن تنها مأموریت و انگیزه، افزایش مطلوبیت شخصی معرفی می شود. اگرچه انسان­ها بیتردید، بدنبال حفظ منافع فردی خویش هستند ولی همین انسان­ها وجوه دیگرخواهانه هم دارند. اگر با ذره­بین به بسیاری از اقدامات و رفتارهای روزمره­ی خود نگاه کنیم در می­یابیم که اگر حداکثرسازی سود، به تنهایی تمامی رفتارهای انسانی را کنترل میکرد، فقط مؤسساتی برای ایجاد رفاه بیشتر طراحی میشدند و هیچ کلیسا، مسجد، کنیسه، مدرسه، موزههای هنری، پارکهای عمومی، مراکز اجتماعی، خیریه، بنیاد یا سازمانی غیرانتفاعی وجود نداشت. (چراکه مؤسسات این­چنینی، کسی را پولدار و سرمایهدار نمیکند!).

در نظر گرفتن همزمان دو بعد خودخواهی و دیگرخواهی انسان در نظریات اقتصادی، کمک خواهد کرد که نهادهای جدیدی امکان ظهور و تعریف داشته باشند که کسب و کار اجتماعی یکی از آنهاست.

کسب و کار اجتماعی از یک سو به دلیل فعالیت در رقابت بازار، با سایر کسب­وکارهای معمولی شباهت دارد، مالک و سهام­دار دارد و به مانند سایر بنگاه های اقتصادی، با چالشهای مدیریتی و بازاریابی مواجه است و باید سودآور بماند؛ اما، تفاوت­های بنیادینی نیز بین این دو دسته از نهادها وجود دارد. از جمله اینکه همانطور که اشاره شد، کسب و کار اجتماعی مطلقا هدفش حل معضل یا چالشی اجتماعی است. و اگر می­گوییم باید سودآور باشد، به این خاطر است که این کسب و کار بتواند بدون نیاز به کمک های خیریه پابرجا بماند. طریقه ارزشیابی این بنگاه­ها در پایان سال نیز بر اساس میزان نیل­شان به هدف اجتماعی صورت می­گیرد و نه میزان سودآوری اقتصادی.

طریقه تامین مالی این موسسات نیز شایان توجه است. کسب و کار اجتماعی به سرمایه گذار یا سهام داران خود، سودی پرداخت نمی کند و حداکثر به میزان آورده اولیه را به ایشان باز می­گرداند. حال ممکن است این سوال پیش بیاید که چه انگیزه ای برای مشارکت سرمایه گذاران در چنین کسب و کاری وجود دارد؟ و جواب این است که: در کسب و کار اجتماعی، سرمایه گذار به غیر از امکان بازدریافت اصل میزان سرمایه اولیه اش، به خشنودی ناشی از نیل به هدف اجتماعی خود هم می­رسد و به همین دلیل معمولا کسانی توانسته اند کسب و کار اجتماعی موفقی را راه­اندازی کنند، که آرمان ها و اهداف اجتماعی جدی ای دارند.

حذف فشار پرداخت سودِ سهام داران، کمک خواهد کرد که کسب و کارهای اجتماعی به شکلی آزادانه تر پیگیر اهداف اجتماعی خود باشند. درحالیکه سرمایه گذار با تفکر معمول، باید از حداقل میزان بازگشت سرمایه پیش‌بینی‌شده­ (مثلا ۲۵ درصد) اطمینان کند و سپس به عرصه ای وارد شود، اما کسب و کار اجتماعی، چنین دغدغه ای ندارد و حتی در طرح­هایی که سود نزدیک به صفر درصد دارند نیز می­تواند دست به اقدام بزند و از نظر اجتماعی منشا خدمت باشد. قابلیتی که بنگاه های اقتصادی معمولی، از آن بی­بهره هستند.

شیوه تامین مالی کسب و کارهای اجتماعی، در فرهنگ ایرانی-اسلامی ما، مفهوم بسیار نزدیکی دارد که نامش، «قرض­الحسنه» است و این خود ظرفیتی برای رشد این مدل های کسب و کار در ایران می­تواند باشد.

1

کسب­ وکارهای اجتماعی، مزایایی نیز نسبت به موسسات خیریه رایج دارند و آن اینکه از نظر اقتصادی کاملا خودگردان هستند و برخلاف موسسات غیرانتفاعی رایج، نیازی به کمک های مالی اهدایی ندارد. به تعبیر محمد یونس، «پولی که وارد یک بنیاد خیریه می­شود فقط یک بار عمر دارد ؛ ولی اگر همان پول وارد ­یک کسب وکار اجتماعی شود بارها و بارها در سیستم می­گردد و بارها و بارها دل افراد را شاد می­کند».

در مورد تعریف کسب و کار اجتماعی، ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که محمد یونس، در یک حالت، برداشت سود توسط سهام­دار را در کسب و کار اجتماعی مجاز می­داند و این استثنا در حالتی است که سهام­داران از فقرا هستند و این اعطای سود، جهت نجات ایشان از دام فقر است که خود این نیز یک هدف اجتماعی است.

به عنوان جمع بندی و بطور خلاصه، در این جدول تفاوت و تشابه کسب وکار اجتماعی را با بقیه نهادها می­توانید ببینید:

dddddd

۰ نظر ۰۱ مهر ۹۴ ، ۲۰:۵۳
هامون طهماسبی

هامون طهماسبی

شماره مرداد ماهانه سرآمد(نشریه بنیاد ملی نخبگان)، مصاحبه ای با من را چاپ کرده که در آن به شرح فعالیت هایی پرداخته ام که در گروه نوآوری و کسب و کار اجتماعی پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف در حال پیگیری هستیم. در بخش از این مصاحبه در رابطه با ضرورت حمایت از بنگاه های اجتماعی گفته ام که:

«

آینده به نظرم روشن است. سهم این نوع از کسب‌وکارها در دنیا خیلی بیش از این‌ها باید باشد. ما نمی‌خواهیم سایر اشکال بنگاه‌ها را حذف کنیم. ولی می‌خواهیم دایره کارآفرینی اجتماعی را گسترش دهیم. انسان موجودی صرفا اقتصادی نیست. نظریات کلاسیک اقتصادی، بر مبنای یک تعریف نادرست از انسان بنا شده‌اند که او را موجودی به دنبال حداکثر کردن منافع شخصی خود تعریف می‌کنند. اما واقعیت این است که انسان، موجودی است که وجه «دیگرخواهی» نیز دارد و در نظر گرفتن این بعد، منجر به ظهور نهادهایی خواهد شد که بنگاه‌های اجتماعی یکی از اشکال جدی آن‌هاست. برای حرکت ایران به سمت توسعه پایدار، ما نیازمند ترویج رویکردهای اجتماعی در دنیای مدیریت و کارآفرینی هستیم و فکر می‌کنم که دستمان بسته نیست. کافی است کمک کنیم که گل‌ها و سرآمدان این عرصه دیده شوند. من از همه علاقه‌مندان، به‌ویژه کسانی که دغدغه کمک به توسعه پایدار ایران به‌ویژه در شهرستان‌ها و روستاها دارند، دعوت می‌کنم که در این زمینه بیشتر مطالعه کنند. 

»

متن کامل این مصاحبه را در «این لینک»  می توانید مشاهده کنید.

۰ نظر ۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۱۴
هامون طهماسبی
یبب
پوستر همایش

با کمک دوستانمان در پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف و نیز با حمایت انجمن حامیان فرهنگ قرض الحسنه و کارآفرینی اجتماعی، ششم خرداد ماه امسال رویدادی را به میزبانی دانشگاه تهران برگزار کردیم که به کارآفرینی اجتماعی و کسب و کار اجتماعی اختصاص داشت. 
به عنوان دبیر علمی این برنامه، تلاشم بر این بود که فضا، با فضای رویدادهای معمول حوزه کارآفرینی که «زمینه ای» وارداتی دارد، متفاوت باشد. این موضوع هم از نام همایش مشخص بود، که تاکید داشت «در ایران» و هم از چیدمان سخنران ها. 
دو نفر از بهترین الگوهای کارآفرینی اجتماعی در ایران را به همایش آوردیم که بر خلاف خیلی از مدهای فانتزی که این روزها در استارتاپ ویکندها و همایشهای این چنینی به عنوان نماد کارآفرینی اجتماعی تبلیغ می شوند، خود مرد عمل بودند و بدون تحصیلات آکادمیک، سالها برای هدف اجتماعی شان زحمت کشیدند، عرق ریختند و نهادهایی ساختند که با نهادهای معمول دنیای امروز متفاوت بود. نهادهایی از جنس کسب و کارهای اجتماعی. 
محمد حسین حسین زاده، مدیر عامل بانک قرض الحسنه رسالت، از انسانهای شریف و استثنایی روزگار ماست. درباره او، بعدا باید بیشتر بنویسم. او در این همایش خیلی ساده و بی تکلف صحبت کرد. خاطرات زندگی اش را گفت و اینکه بانک قرض الحسنه رسالت چطور شکل گرفت و چطور دفتری در زیرپله یک خانه در کرمان، با منابع شخصی، بعد از پانزده سال فراز و فرود، تبدیل به نهادی متفاوت در عرصه بانکداری کشور به نام بانک قرض الحسنه رسالت شد. نهادی که امروز نماد بانک اجتماعی در کشور است و با اینکه بنیانگذارانش تحصیلات آکادمیک چندانی نداشتند، اما ساز و کار فعالیت اش، منطبق است بر جدیدترین دستاوردهای تحقیقات علم مدیریت در دنیا؛ بانک قرض الحسنه رسالت امروز بزرگترین کسب و کار اجتماعی ایران است. این بانک تنها بانک غیرانتفاعی کشور است که سهامداران آن، امضا کرده اند  که هیچ سودی از آن مطالبه نکنند؛ هدف اش دسترسی مردم طبقات پایین به منابع مالی ارزان قیمت و نیز گسترش فرهنگ قرض الحسنه و مقابله با ربا در نظام تامین مالی کشور است؛ این بانک، هیچ شرکت و بنگاهی ندارد و سپرده های مردم، در هیچ جای پیدا و پنهانی سرمایه گذاری نمی شود و تنها به مردم متقاضی وام، اعطا می گردد. مدل تجاری بانک بسیار ساده است: از کسی می گیرد و به کس دیگر می دهد و تنها 2 درصد هم کارمزد برای تامین هزینه های اداری و نگهداشت بانک دریافت می کند. دو درصدی که واقعا دو درصد است و بیشتر نمی شود. نکته جالب تر اینکه با اینکه بانک مرکزی مجوز دریافت 4 درصد کارمزد را به این بانک داده، اما خودشان تصمیم گرفته اند که 2 درصدی کار کنند چون معتقدند همین دو درصد هزینه های بانک را پوشش می دهد و بایستی تا می شود کارمزد را برای مردم کم هزینه کرد.
اما محمد موسوی، مدیر کارخانه فیروز و از بنیانگذاران کانون معلولین توانا ست. خیلی ها نمی دانند که برند نام آشنا و دوست داشتنی «فیروز» مربوط به کارخانه ای است که 93 درصد پرسنل آن از معلولین هستند! سال گذشته که بازدیدی از این کارخانه داشتم، صحنه هایی می دیدم که برایم باور کردنی نبود. انبوه عزیزانی از جامعه معلولین در حال فعالیت در کارخانه بودند. آنها با روشهای علمی، سعی کرده بودند بهترین تخصیص آدمها به کارها را انجام دهند و حتی نابینایان را نیز به کار گرفته بودند. در کارخانه فیروز، شما نگاه دیگری به معلولیت را لمس می کنید. از همه جالب تر، اصلی است که آنها دارند و خلاف تمامی آموخته های مدارس مدیریت و کسب و کار است: «کاری که می شود با دست انجام داد را با ماشین انجام نمی دهیم!». فیروز یک بنگاه اجتماعی به تمام معناست. اندیشه های قوی و دغدغه های جدی مدیران این مجموعه قطعا نقش انکار ناشدنی در یافتن این هویت اجتماعی داشته است. محمد موسوی هم از انسانهای استثنایی کشور ماست که خیلی حرفها برای یاددادن به دانشجویان و دانش آموزان کشورمان دارد. او هم به مانند محمد حسین حسین زاده، دانشگاه نرفته، ولی وقتی صحبت می کند حس می کنی با دریایی از معرفت و بینش نسبت به زندگی و تلاش روبرو هستی. موسوی می گوید که اتوماسیون برای اروپاست که جمعیت جوان پایینی دارد؛ ما که در ایران با معضل بیکاری جوانان روبرو هستیم، بایستی تا می توانیم از اتوماسیون کم کنیم و به اشتغال بیافزاییم. می گوید که ما صاحب سرمایه نیستیم و سرپرست سرمایه هستیم؛ در واقع «سرمایه» امانتی است از خدا در دست ما. او می گوید سود فیروز کم شده به واسطه کم کردن اتوماسیون، اما جوانان بیشتری کار پیدا کرده اند و این از همه چیز مهمتر است. چه شادی و دستاورد و سودی، بالاتر از این؟
استقبال از همایش هم خیلی خوب بود و سالن تقریبا پر شده بو. ان شا الله قصد داریم که نمونه های مشابه را در سایر شهرها و استان های کشور نیز برگزار کنیم. برای خواندن گزارشهایی از مطالب مطروحه در این همایش، می توانید گزارش سایت وزارت کار و نیز گزارش سایت انجمن حامیان را ببینید.

****

در حاشیه همایش:
دخترخانمی با حالت گله آمد و گفت اینها دارند برای ما خاطره و داستان زندگی شان را می گویند. به چه درد ما می خورد؟! پاسخ دادم که نکته کار همینجاست. تفاوت بنگاه های اجتماعی و کسب وکارهای اجتماعی با کسب و کارهای معمولی در نگاه بنیانگذاران اش است. با خواندن درس دانشگاهی و محاسبه علمی یا برگزاری برنامه های فانتزی استارتاپ ویکند، کسی کارآفرین اجتماعی نمی شود. مهمترین چیزی که منجر به این شده که محمدحسین حسین زاده و محمد موسوی، بتوانند حرکتی متفاوت در فضای کسب و کار کشور ایجاد کنند، همین اندیشه و جهان بینی متفاوت آنهاست. این را باید درک کرد. این مهمترین چیزی است که می شود از آنها آموخت.
۰ نظر ۱۶ تیر ۹۴ ، ۰۸:۵۴
هامون طهماسبی

«

اما آیا راه سومی وجود دارد؟ می‌شود هم دغدغه اجتماعی داشت و هم خودگردان بود؟ می‌توان با دغدغه‌های اجتماعی کسب‌وکار راه‌اندازی کرد؟ پاسخ مثبت است. به همه کسب‌وکارهایی که اثبات کرده‌اند هدف اصلی آنها یک هدف اجتماعی و حل یک مساله اجتماعی است، «بنگاه‌های اجتماعی»یا «Social Enterprise» می‌گویند. دغدغه‌های مشابه سبب شده که در ادبیات مدیریت، حوزه‌ای به نام «کارآفرینی‌اجتماعی» ظهور کند و علاقه مندان زیادی در سراسر دنیا را دور خود جمع کند.کارآفرین اجتماعی، شخص یا موسسه‌ای است که رویکرد یا راهکاری نوآورانه را برای حل یک مساله اجتماعی (مانند فقر، اشتغال اقشار محروم و حاشیه ای، محیط زیست، اعتیاد، کارآفرینی روستایی و کودکان کار) در پیش می‌گیرد. این راهکارها می‌تواند شامل ایجاد یک کسب‌وکار برای رفع یک مساله اجتماعی، تاسیس بنیادی خیریه یا هر شیوه نوآورانه‌ای برای پاسخ به یک مساله اجتماعی باشد. عمل کارآفرین اجتماعی معمولا در غالب گروه و با مشارکت اجتماعی صورت می‌گیرد و حرکت‌های جمعی، چشم‌انداز روشن‌تری برای اثرگذاری دارد. کارآفرین اجتماعی، یک شاخص مهم سنجش موفقیت خودش را، میزان دستیابی به هدف اجتماعی تعریف می‌کند.

»

این بخشی از مطلبی است که به عنوان مقدمه ای بر همایش کارآفرینی اجتماعی و کسب و کار اجتماعی در ایران، به روزنامه دنیای اقتصاد داده بودم. البته هیئت تحریریه، به ابتکار خودشان مطلب بنده را دچار حذف و نیز حتی اضافه! هایی کردند و چاپ کردند که در نوع خودش یک نوآوری محسوب می شد!

این مطلب جرح و تعدیل شده را در شماره 3489 این روزنامه می توانید مشاهده کنید:

http://www.donya-e-eqtesad.com/news/882640


۰ نظر ۰۴ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۳۵
هامون طهماسبی