به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

توسعه پایدار، پایداری سازمانی، مسئولیت اجتماعی-از نگاه هامون طهماسبی

به سوی پایداری در توسعه

از جست و جو و دغدغه برای جامعه ای بهتر، به مفهوم «توسعه پایدار» رسیدم و این، زمینه ای است که در این سالها فعالیت های پژوهشی، آموزشی و مشاوره ای ام را به سوی خود همگرا کرده است.
این وبلاگ قرار است ان شا الله به شکلی ساده و بی تکلف، برخی از مشاهدات، فکرها و دغدغه هایم را در این حوزه با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
و البته حتما لازم است تاکید کنم که توسعه پایدار برای من دقیقا آنچه که در مغرب زمین درس داده می شود نیست؛ لذا تاکید زیادی دارم که به ویژه در حوزه جامعه و فرهنگ، خود مولد و نظریه پرداز این پارادایم پیشران دنیای امروز باشیم.
عکس بالای وبلاگ را در کردستان زیبا گرفته ام و همه آنچه را که از توسعه پایدار می خواهم، مختصر و مفید بیان می کند: زندگی ای از نظر اقتصادی آبرومند در دامان طبیعتی زیبا و سرسبز و در بستر جامعه ای شاداب که فرهنگ اصیل بومی خود را حفظ کرده و با حضور آرامش بخش «خانواده ایرانی» به عنوان رکن بی بدیل آن، به سوی سعادت می رود.
هامون طهماسبی

۱۵ مطلب با موضوع «مطالب منتشره» ثبت شده است

«

اما آیا راه سومی وجود دارد؟ می‌شود هم دغدغه اجتماعی داشت و هم خودگردان بود؟ می‌توان با دغدغه‌های اجتماعی کسب‌وکار راه‌اندازی کرد؟ پاسخ مثبت است. به همه کسب‌وکارهایی که اثبات کرده‌اند هدف اصلی آنها یک هدف اجتماعی و حل یک مساله اجتماعی است، «بنگاه‌های اجتماعی»یا «Social Enterprise» می‌گویند. دغدغه‌های مشابه سبب شده که در ادبیات مدیریت، حوزه‌ای به نام «کارآفرینی‌اجتماعی» ظهور کند و علاقه مندان زیادی در سراسر دنیا را دور خود جمع کند.کارآفرین اجتماعی، شخص یا موسسه‌ای است که رویکرد یا راهکاری نوآورانه را برای حل یک مساله اجتماعی (مانند فقر، اشتغال اقشار محروم و حاشیه ای، محیط زیست، اعتیاد، کارآفرینی روستایی و کودکان کار) در پیش می‌گیرد. این راهکارها می‌تواند شامل ایجاد یک کسب‌وکار برای رفع یک مساله اجتماعی، تاسیس بنیادی خیریه یا هر شیوه نوآورانه‌ای برای پاسخ به یک مساله اجتماعی باشد. عمل کارآفرین اجتماعی معمولا در غالب گروه و با مشارکت اجتماعی صورت می‌گیرد و حرکت‌های جمعی، چشم‌انداز روشن‌تری برای اثرگذاری دارد. کارآفرین اجتماعی، یک شاخص مهم سنجش موفقیت خودش را، میزان دستیابی به هدف اجتماعی تعریف می‌کند.

»

این بخشی از مطلبی است که به عنوان مقدمه ای بر همایش کارآفرینی اجتماعی و کسب و کار اجتماعی در ایران، به روزنامه دنیای اقتصاد داده بودم. البته هیئت تحریریه، به ابتکار خودشان مطلب بنده را دچار حذف و نیز حتی اضافه! هایی کردند و چاپ کردند که در نوع خودش یک نوآوری محسوب می شد!

این مطلب جرح و تعدیل شده را در شماره 3489 این روزنامه می توانید مشاهده کنید:

http://www.donya-e-eqtesad.com/news/882640


۰ نظر ۰۴ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۳۵
هامون طهماسبی


در مجله تدبیر، سلسله یادداشت هایی را شروع کرده ام با عنوان «باید ها و نبایدهای CSR برای مدیران سازمان های ایرانی» و قرار است در آنها به برخی نکات مهم و نیز خطاهای معمول در مسیر تعالی CSR بپردازم.

 

یادداشت زیر، بخش دوم از این سری است و در شماره 271 مجله تدبیر در اسفند 93 منتشر شده است:

 

توجه به تفکیک ماهیت CSR و روابط عمومی

* هامون طهماسبی-مرکز مسئولیت اجتماعی سازمان مدیریت صنعتی

در یادداشت گذشته، از لزوم شکیبایی برای دستیابی به نتایج پایدار در مسیر پیمودن برنامه مسئولیت اجتماعی صحبت کردیم و نیز از این گفتیم که برنامه CSR یکی از بلندمدت­ترین چرخه­های یادگیری را در سازمان­ها داراست. نکته بیان شده، بایستی بسیار مورد توجه مدیران بنگاه­های ایرانی قرار بگیرد؛ چراکه ما در ایران، اغلب دوست داریم که بسیار زود به نتیجه برسیم و آن نتیجه را در قالب گزارش یا تبلیغات به مدیران بالادست یا مخاطبان بیرونی، منعکس کنیم.

با درک لزوم پرهیز از شتاب­زدگی در پیمودن مسیر CSR، خوب است که به نکته مرتبط دیگری نیز به اندازه کافی دقت کنیم و آن، تفکیک ماهیت برنامه CSR و برنامه­های واحد روابط عمومی سازمان است.

واحد ارتباطات یا روابط عمومی، یکی از پل­های مهم ارتباطی سازمان با ذی­نفعان آن است. شرکت­ها از طریق واحد ارتباطات، به طور طبیعی سعی در ارائه چهره مثبت از عملکرد سازمان و نیز افزایش محبوبیت آن دارند. در مورد موضوع مسئولیت اجتماعی هم، به طبع این اتفاق به اشکال مختلف ممکن است رخ دهد.

اما نکته مهم به جایگاه این واحد در برنامه CSR سازمان برمی­گردد. در واقع، واحد ارتباطات، می­تواند یک «مزیت» یا در عین حال، یک «مانع» برای تحقق موفقیت یک سازمان در دستیابی به اهداف CSR خود باشد. اینکه کدام نتیجه حاصل شود، بسته به این دارد که کدام یک پیش­ران دیگری باشد.

برای سازمان­هایی که به CSR نگاه استراتژیک و یکپارچه دارند، واحد ارتباطات می­تواند کمک کند که دستاوردهای مربوطه با دنیای بیرون به اشتراک گذاشته شود و این جنبه مثبت ماجراست. اما اگر مسیر، اشتباه پیموده شود، یعنی CSR به عنوان یک موضوع بازاریابی دیده شود و نگاه ویترینی و نمایشی به آن داشته باشیم، CSR نه تنها به ابزاری برای «سبز شویی» تبدیل خواهد شد؛ بلکه ضمن شکست خوردن و عدم کسب دستاورد ملموس، به زیان منافع بلندمدت بنگاه نیز خواهد بود.

CSR بایستی یک رویکرد یکپارچه، پایدار و سیستماتیک به کسب و کار باشد و در چشم انداز، به مثابه جزیی محوری از استراتژی سازمان به آن نگریسته شود. توجه به چیستی CSR، در این نگرش بسیار اهمیت دارد. در یادداشت قبلی صحبت کردیم که بر خلاف تصور خیلی از مدیران سازمان­های ایرانی، CSR به معنی انجام یک سری اقدامات خیریه پراکنده و بی ارتباط به ماموریت، استراتژی­ها و اهداف بنگاه نیست. «مسئولیت اجتماعی سازمان» به معنای مسئولانه رفتار کردن در قبال همه ذی نفعان است. از سهام داران گرفته تا کارکنان و مشتریان و جوامع محلی و تامین کنندگان و البته محیط زیست؛ و ما در برنامه CSR به دنبال یافتن و پیاده­سازی راه­حل­های سازگار با کسب و کار برای ایفای این نقش مسئولانه و خلق ارزش مشترک برای ذی­­نفعان و سازمان هستیم؛ آنهم در یک چرخه­ی بهبود مستمر؛ چنانچه این فهم درست از CSR وجود نداشته باشد، مسیر CSR به خطا به سمت ابزار صرف بازاریابی خواهد رفت.

در حالیکه راه درست این است که ارتباطات و روابط عمومی، بایستی ابزاری باشد برای انتشار دستاوردهای این بهبود عملکرد و رخدادهای مرتبط با CSR. یعنی، بازتابی باشد از آنچه که واقعا درون بنگاه رخ داده و حاصل شده است. مشکل بسیاری از بنگاه­ها به ویژه در ایران این است که قبل از حصول به نتیجه و طی شدن زمان کافی، موضوع-به شکلی نامتوازن با اقدامات انجام شده-، به ذی نفعان بنگاه منعکس می­شود.

این مسئله فقط نگرانی «اخلاقی» ندارد؛ بلکه در عصر گستردگی شبکه­های اجتماعی، ممکن است با انتظارات پاسخ داده نشده، به ضد تبلیغی بر علیه منافع بنگاه تبدیل شود و به برند آن لطمه جدی وارد کند. در این زمینه، مثال­هایی از برخی اقدامات نسنجیده شرکت های ایرانی وجود دارد که قابل بررسی و درس گرفتن است.

این که در پشت صحنه چه اتفاقی در مورد CSR می­افتد، واقعا مهم است. سازمان­هایی که مدیریت برنامه CSR خود را به واحد ارتباطات می­سپارند، در معرض خطای «ویترینی شدن CSR» قرار دارند. این سندرم، سبب ناکامی و عدم توفیق سازمان در دستیابی به نتایج مطلوب خود در حوزه مسئولیت اجتماعی خواهد شد و نه ذی­نفعان سازمان را منتفع خواهد کرد و نه به پیشبرد اهداف سازمان، کمک قابل توجهی خواهد نمود. نتیجه آن می­شود که برخی مدیران ایرانی از بی­حاصل بودن هزینه­های برنامه مسئولیت اجتماعی صحبت می­کنند و از خود می­پرسند که چرا با وجود ساخت مدرسه و درمانگاه، ذی­نفعان ما ناراضی هستند. یک پاسخ ساده شاید این باشد که: «شما علاوه بر فهم نادرست از CSR، مسیر را نیز اشتباه رفته­اید؛ چرا که مدیریت برنامه مسئولیت اجتماعی خود را عملا به واحد ارتباطات سپرده­اید».

لذا در مسیر پیشنهادی برای موفقیت پایدار برنامه CSR، توصیه اکید می­شود که پیش از دست­یابی به نقطه اتکای قابل توجه و دستاوردهای مهم(که واقعا قابل جشن گرفتن و مباهات باشند)، اقداماتی از جنس ارتباطات و تبلیغات، محتاطانه و مدیریت شده صورت پذیرد.

همچنین جایگاه واحد ارتباطات در برنامه CSR، بایستی «پشت­سر» اقدامات انجام شده توسط کمیته یا ستاد مسئولیت اجتماعی باشد. در واقع، نقش درست واحد ارتباطات این است که به ذی نفعان و جامعه منعکس کند که یک برنامه CSR درون سازمان شما در حال اجرا و پیگیری است؛ همچنین بیان کند که «گزارش پایداری/مسئولیت اجتماعی» قرار است منتشر شود یا منتشر شده و پروژه­های انجام شده یا در دست اقدام چه ویژگی­ها و دستاوردهایی دارند. این واحد در ضمن می­تواند تلاش­های تاریخی یا در حال اجرا در مجموعه شما را پررنگ و به مخاطبان اطلاع رسانی کند. با ایفای درست نقش­ها، روابط عمومی، به صورت یک پل ارتباطی دوسویه، هم به درک درست ذی­نفعان از درون سازمان و شاخص­های عملکرد مسئولیت اجتماعی آن کمک می­کند و هم دغدغه­ها و موضوعات مورد توجه آنها را به درستی به مدیران برنامه CSR، منتقل می­نماید.

بنابراین توصیه جدی می­شود که اگر قصد شروع نظام­مند برنامه «مسئولیت اجتماعی» را در سازمان خود دارید، مدیریت برنامه CSR، در قسمتی خارج از واحد ارتباطات، بازاریابی یا روابط عمومی صورت پذیرد. اگر هم فعلا در سازمان شما، این برنامه را در قالب واحدهای ذکر شده دیده­اید، ضمن توجه به حساسیت­های تفکیک  بین CSR و روابط عمومی، بایستی در آینده نه چندان دور، چشم اندازی برای جدایی برنامه CSR، از آن واحدها در نظر بگیرد.

سخن آخر اینکه، در عین توجه به تفکیک برنامه CSR و واحد ارتباطات و روابط عمومی، نبایستی از لزوم همکاری و هماهنگی این دو با یکدیگر نیز غافل شد. ارتباط با ذی­نفعان و مدیریت روابط با آنان، بخش مهمی از زیربنای برنامه CSR است. واحد ارتباطات، با تسهیل مشارکت با ذی­نفعان، کمک زیاد به پیشبرد برنامه CSR درون سازمان­ها خواهد کرد. انتشار به موقع و متناسب دستاوردهای CSR به ذی نفعان(به ویژه در قالب گزارش پایداری) و نیز منتقل کردن دغدغه­ها و انتظارات آنها به درون سازمان، از عملکردهای کلیدی این واحد در ارتباط با برنامه مسئولیت اجتماعی خواهد بود. در یادداشت­های بعدی، حتما به ابعاد بیشتر این ارتباط، خواهیم پرداخت.

۰ نظر ۲۵ فروردين ۹۴ ، ۱۶:۱۰
هامون طهماسبی

توسعه پایدار چیست؟ 

*هامون طهماسبی/پژوهشگر و مشاور توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان­ها

این روزها، عبارت «توسعه پایدار» یا «sustainable development» زیاد به گوش می رسد. پیش می آید که روزنامه­ ها، مدیران سازمان­ها و مسئولین کشور، لابه­ لای نوشته­ ها، صحبت­ها و برنامه ­هایشان، خواهان دست یابی به توسعه پایدار باشند. اما این «توسعه پایدار» چیست که مدل­های قبلی توسعه مثل آن نبودند؟

برای درک بهتر موضوع باید نگاهی سریع به تحولات چند قرن اخیر بیاندازیم[...]

»

مطلب بالا را برای مخاطبان سایت اخبار مهندسی صنایع نوشته ام. برای خواندن متن کامل می توانید به «سایت مذکور» یا ادامه مطلب مراجعه کنید.

۰ نظر ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۱۵:۴۹
هامون طهماسبی


در مجله تدبیر، سلسله یادداشت هایی را شروع کرده ام با عنوان «باید ها و نبایدهای CSR برای مدیران سازمان های ایرانی» و قرار است در آنها به برخی نکات مهم و نیز خطاهای معمول در مسیر تعالی CSR بپردازم.

یادداشت زیر، بخش اول از این سری است و در شماره 270 مجله تدبیر در بهمن 93 منتشر شده است:


صبوری برای دستیابی به نتایج پایدار

* هامون طهماسبی-مرکز مسئولیت اجتماعی سازمان مدیریت صنعتی

تاریخچه بنگاه­داری در اقتصاد ایران، حاوی مثال­های زیادی از صرف هزینه­های انسان­دوستانه توسط صاحبان کسب و کارها در مورد مسائل جامعه پیرامونی خود بوده است. هنوز هم اگر از بسیاری از مدیران کسب و کارهای ایرانی سوال شود که شما به چه میزان به مسئولیت­های اجتماعی خود می­پردازید، آنها ممکن است به سابقه همین کمک­های خیریه نظیر ساخت مدرسه، تهیه جهیزیه، کمک رسانی به زلزله و یا حمایت از تیم های ورزشی اشاره کنند. اما واقعیت این است که مفهوم مدرن مسئولیت اجتماعی(CSR) محدود به اقدامات خیریه پراکنده نیست و از لزوم پرداختن بنگاه ها به خلق ارزش مشترک برای خود و ذی­نفعان شان صحبت می­کند. در این مفهوم، CSR نه یک برنامه موقت و سلیقه­ای، بلکه یک مسیر هدفمند و مبتنی بر استراتژی­ها و موضوعات اساسی پایداری سازمان، تعریف می­شود. لذا، تعریف مسئولیت پذیری، در درجه اول ناظر به مدیریت پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی فعالیت­های بنگاه خواهد بود و برنامه­های CSR، اگر با استراتژی­های سازمانی گره نخورند و در سراسر کسب و کار، و تحت قالب یکی از مدل­های شناخته شده مسئولیت اجتماعی و «پایداری سازمانی» یکپارچه نشوند، نمی­توانند به شکل مناسب و اثربخش، سازمان و جامعه را به اهداف مورد نظر خود برسانند.

خبر خوب ایتکه شواهد نشان می­دهد که طی چند سال گذشته، مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمان­ها به شکل مدرن آن با جدیت بیشتری در میان بنگاه های ایرانی پیگیری شده است و در سال­های آتی بایستی شاهد تحولات قابل توجهی در سرمایه­گذاری استراتژیک سازمان­های پیش­روی کشورمان در این مقوله باشیم. شاهدی بر این مدعا، اقدام تعداد خوبی از این سازمان­ها برای انتشار گزارش­ پایداری/مسئولیت اجتماعی است که دامنه آنها نیز در حال گسترش است. تحرکات ایجاد شده در این زمینه را اگرچه بایستی به فال نیک گرفت، اما لازم است به این نکته نیز توجه کرد که طی کردن مسیر بلوغ در CSR، مسیر پر فراز و نشیب و حساسی است که باید به ریزه­کاری­های آن توجه کافی نمود تا به نتایج دلخواه، رسید. این مسئله، خود مسئولیت این سازمان­ها را در فرهنگ سازی و ایجاد الگو برای چنین اقداماتی در فضای کسب و کار کشور، بیشتر می­کند.

نکته اول که در این شماره به آن می­پردازیم به «صبر» اختصاص دارد. و آن اینکه تجارب مشاوران شناخته شده بین المللی، نشان می­دهد که پیاده سازی تغییرات در سازمان­ها در هر زمینه مدیریتی و از جمله CSR، زمان می­برد و نیاز به کاشت، داشت و مراقبت دارد تا به برداشت برسد. برنامه های جدید CSR، حتما و حتما نیاز به زمان دارند تا به بلوغ برسند و به مرحله­ای وارد شوند که دستاوردهای مهمِ «پایدار» داشته باشند. البته این انتظار بلندمدت، به معنی عدم مشاهده نتایج فوری نیست. بلکه معمولا در کوتاه مدت و به ویژه در دو سال اول، تغییرات و تحرکات پراهمیت و ملموسی نیز درون سازمان رخ خواهد داد. اما دستاوردهای پایدار و تکان­دهنده، حاصل یک ممارست بلندمدت است. تجارب موفق در دنیا، CSR را دارای یکی از بلندمدت ترین بازه­های نتیجه­دهی می­دانند و صحبت از زمان­های بیش از پنج سال برای دست­یابی به نتایج پایدار در مورد آن می­کنند. این واقعیت، به مدیران بنگاه­های ایرانی گوشزد می­کند که اگر قصد ورود به راه ارزشمندِ بلوغ در حوزه CSR را دارند، بایستی صبور باشند و دستاوردهای پایدار بلندمدت را فدای خروجی­های کوتاه­مدت و زودگذر نکنند(که اتفاقا در فرهنگ فضای کسب و کار کشور، زمینه­های منفی آن نیز وجود دارد).

واقعیت این است که CSR، نیازمند طی کردن بارها و بارهای چرخه های بهبود است تا بتواند به تدریج به موقعیت متناسب خود در فلسفه وجودی سازمان رسوخ کند و جایگاه واقعی اش را در سازمان میزبان خود پیدا کند. این موضوع در حدی جدی است که آزمون صادقانه تعهد یک بنگاه به «پایداری» و «مسئولیت اجتماعی»، را باید وجود یک «تاریخ» از اقدامات انجام شده در جهت بهبود عملکرد در این حوزه دانست و نه صرف انتشار گزارش­های عملکرد مسئولیت اجتماعی(که در جای خود مهم و ارزشمند هستند). این آزمون، با مشاهده تغییرات سال-به-سال، دریافت بازخور از ذی نفعان و سنجش میزان یکپارچه شدن اقدامات سازمان با واژگان و تبلیغات آن، قابل انجام است.

ماهیت یادگیرنده بودن «مسئولیت اجتماعی» و اختصاصی بودن «چگونگی مسیر آن» برای هر سازمان، یکی از دلایلی است که موسسه ISO در مورد ISO 26000 از صدور گواهینامه امتناع کرده است. در حقیقت مسئولیت اجتماعی و پایداری، یک چرخه یادگیری و یک مسیر پیوسته رو به جلوست که نقطه پایان ندارد. به ویژه فرهنگ و ساختار هر سازمان نیز بسیار بر جهت گیری­های مسئولیت اجتماعی در آن اثرگذار خواهد بود. از این رو، هیچ مشاوری در دنیا نمی­تواند مدعی شود که «بسته آماده» ای برای پاسخگویی به مسائل CSR در بنگاه های مختلف با خود به همراه دارد که ظرف یک سال، آنها را به سرمنزل مقصودخواهد رساند. مشاوران صاحب صلاحیت، می­توانند کمک کنند که سازمان­ها متوجه این چرخه یادگیری شوند و آنها را در طی کردن این چرخه، همراهی کنند.

در نگاهی واقع بینانه­تر، خودِ مشاور نیز در فرآیند پیشبرد برنامه های CSR در سازمان، یاد می­گیرد و فهم بهتری نسبت به CSR در سازمانِ هدف پیدا می­کند. در واقع این چرخه یادگیری، یک چرخه یادگیری دسته جمعی است که در آن دانش و تخصص مشاور در زمینه CSR، با دانش و تجربه مدیران و کارکنان سازمان از زندگی در آن، تلفیق شده و تولید خروجی می­کند. بهترین کمکی که یک مشاور به هر سازمانی می­تواند بکند این است که به عنوان تسهیل­گر، بستر پیش برد این چرخه یادگیریِ پیوسته را هموار کند. بستری که نیازمند صرف زمان کافی است تا به واسطه آن، قابلیت­های لازم، درون سازمان در زمینه CSR شکل بگیرد. فراموش نکنیم که تجارب بنگاه­های موفق دنیا در زمینه CSR نشان می­دهد که این موضوع، یکی از بلندمدت ترین چرخه های یادگیری در درون سازمان­ها را دارد و موفقیت پایدار آن را برای بازه­های بیش از پنج سال تلاش مداوم در نظر می­گیرند. امید است که با توجه کافی به این مقوله، پاسدار جنبه­های ارزشمند «مسئولیت اجتماعی» در فضای کسب و کار کشورمان باشیم.

۰ نظر ۱۹ اسفند ۹۳ ، ۱۶:۰۲
هامون طهماسبی


«فضای کسب و کار در کشور ما باید به سمت مسئولیت ­پذیری حرکت کند و هر مدیر و هر سازمانی باید به پیامدهای فعالیت­ های اقتصادی و محصولات خود بر محیط زیست و جامعه توجه کند. تنها از این طریق است که می­توان به آینده­ای آباد و پایدار برای کشورمان امیدوار بود؛ آینده­ای که در آن، صحبت از «پایداریِ توسعه»، امری عینی و قابل لمس در زندگی روزمره ساکنان این مرز و بوم خدادادی باشد. »

ماهنامه پایتخت، ماهنامه تازه انتشاری است که قرار است به صورت متمرکز به حوزه قرض الحسنه و کارآفرینی اجتماعی بپردازد. از من خواسته شده بود که مطلبی راجع به رابطه مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها و توسعه پایدار در آن بنویسم. مطلب کامل را از این آدرس می توانید دریافت کنید. بخش هایی از آن را در اینجا آورده ام:

«

در عرصه توسعه پایدار، بازیگران مختلفی را می­توان شناسایی کرد. از دولت گرفته تا شهروندان. نگاه مبتنی بر مسئولیت­ پذیری، مترادف با این است که به پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی تصمیمات و اقدامات خود در تمامی سطوح، نه تنها فردی، بلکه در سطح «سازمانی» نیز بیاندیشیم. چراکه سازمان­ها نقش مهمی در هدایت فرآیند توسعه به سمت پایداری دارند.

در حقیقت مطالبه از سازمان­ ها برای «مسئولانه عمل کردن» در قبال جامعه، موضوعی است که با گسترش روز افزون اثرگذاری آنها بر محورهای تشکیل­ دهنده توسعه پایدار یعنی «اقتصاد»، «جامعه» و «محیط­زیست»، در دهه ­های پایانی قرن بیستم شدت گرفت و منجر به این شد که مفهومی به نام مسئولیت اجتماعی سازمان­ها (Corporate Social Responsibility) یا CSR در دنیای مدیریت ظهور پیدا کند. برای داشتن درکی از اثرگذاری سازمان­ها و بنگاه­ های اقتصادی بر توسعه پایدار، کافی است به این توجه کنیم که در میان صد اقتصاد برتر دنیا، نام بیش از ده شرکت به چشم می خورد! برای مثال، شرکت­ هایی مانند «شل» و «وال ­مارت»، درآمدی بیش از تولید ناخالص داخلی کشورهایی نظیر مالزی، سوئد و ونوزئولا دارند!

»


۰ نظر ۳۰ دی ۹۳ ، ۱۶:۰۹
هامون طهماسبی